X
تبلیغات
نمی تونم بگم•»بايد ببيني«•

نمی تونم بگم•»بايد ببيني«•

این وبلاگ فقط مخصوص ازدواج و مسائل مربوط به آن است

همسران

در دو قسمت اول مقاله به بحث در مورد روابطی پرداختیم  که بر مبنای اصولی نادرست شکل گرفته و اثرات مضر و مخربی را در ارتباطات و روحیات افراد به جای می گذارند . در این قسمت به تشریح سه نوع دیگر از این روابط و راه حل هایی که می تواند تا حدودی یاری رسان باشد، می پردازیم.

1- رابطه‌ای که در آن شما و همسرتان از تفاهم جزیی برخوردارید.

آیا تا به حال شیفته کسی شده‌اید که به جز در یک زمینه که از ارتباط واقعا خوبی با او برخوردار بودید هیچ‌چیز مشترک دیگری بین شما وجود نداشته باشد. این نوع رابطه فریبنده است مخصوصا هنگامی که همان یک زمینه‌ای که در آن از تفاهم برخوردارید برای شما اهمیت زیادی داشته باشد. و به راحتی آن را با پیوندی عاشقانه اشتباه بگیرید.

به شما دو نفر مسئولیت داده می‌شود که در محل کار روی پروژه واحدی با هم کار کنید. این پروژه ایجاب می‌کند که ساعت‌های طولانی، کار تیمی انجام دهید و در اواسط پروژه احساس می‌کنید که به یکدیگر علاقمند شده‌اید. پروژه پایان می‌پذیرد. و شما با این حقیقت روبرو می‌شوید که خارج از زمینه کاری مشترکتان عقاید مشترکی نداشته‌اید.

خطری که در این رابطه با «تفاهم جزیی» وجود دارد، شیفتگی و مجذوبیت بیش از حد شما به آن زمینه مشترک واحد است، به طوری که از توجه به باقی قسمت‌های رابطه‌‌تان باز بمانید.از خود سؤال کنیم..

- زمینه تفاهم جزیی‌مان به کنار، واقعا راجع به خود این شخص چقدر می‌دانیم؟

- نیازها و خواسته‌هایم از او کدامند (بعنوان همسر) و آیا این شخص برآورده کننده ان نیاز ها است؟

فراموش نکنید هیچ‌چیز بالاتر و مهیج‌تر از عشقی ثابت، همبستگی و با دوام نیست.

2- رابطه‌ای که در آن همسرتان را از روی سرکشی و عصیان انتخاب می‌کنید.

- پدر و مادر شما همیشه روی نظم و ترتیب در خانه تاکید داشته و بسیار مقرراتی هستند در حالی که تمام موردهای ازدواج شما تنبل و شلخته‌اند.

- شما از لحاظ مذهبی در خانواده‌ای بسیار سخت بار‌آمده‌اید در حالی که تمامی کسانی که شما انتخاب می‌کنید بی‌بند و بار هستند.

برخی افراد همسر خود را نه براساس تناسب بلکه براساس عدم تناسب با خانواده انتخاب می‌کنند. همیشه یک نوع خاص از افراد «نامقبول» را آنهم به کرات انتخاب می‌کنند و در روابطی باقی می‌مانند که چندان هم ارضاء کننده نیستند، تا که بدین وسیله با آنچه که پدر و مادر می‌گفتند عناد ورزیده باشند. 

اگر متوجه شده‌اید که الگوی انتخابی‌تان کسانی هستند که نه تنها شما را ارضاء نمی‌کند بلکه موجبات عصبانیت خانواده‌تان را نیز فراهم می‌کنند، این احتمال وجود دارد که از روابط خود به منظور شورش و دهن کجی به خانواده‌تان استفاده می‌کنید.

اگر ارضای نیازهای خودت به هر طریق به معنی تحقیق بخشیدن به آرزوهای پدر و مادرت نباشد، تلاش خواهی کرد تا «خودمختاری» و «استقلال شخصی» خود را هر چند به روشی ناسالم به همگان اعلام کنی.

راه‌حل: شما می‌بایست بتوانید بین نیازتان به استقلال و تمامیت فردی و عدم تمایلتان به ازدواجی که تصادفا منطبق برخواست پدر و مادرتان باشد تمایز قایل شده و سپس این دو را با یکدیگر آشتی دهید.

3- رابطه‌ای که در آن همسرتان را به عنوان عکس‌العملی در قبال همسر قبلی خود انتخاب کرده‌اید.

رابطه‌ای را با کسی به هم می‌زنیم و سپس به دنبال شخصی می‌گردیم که نه تنها متفاوت باشد بلکه در تضاد کامل با او بوده و دقیقا «نقطه مقابل» او باشد. این گرایش به تغییر ناگهانی از یک موضع به موضعی افراطی و کاملا متضاد زاییده نوعی روش ابتدایی برقراری ارتباط با ضمیر ناخودآگاه است. مسئله‌ای نیست اگر به دنبال ویژگی‌هایی باشیم که همسر قبلی‌مان فاقد آن بوده. این کاملا طبیعی است که اولویت ذهنی ما به هنگام انتخاب همسر چیزهایی باشد که از ناحیه آنها در همسر قبلی رضایت نداشته‌ایم.

اشتباه در آن است که چشم خود را به روی سایر ویژگی‌های مهم که باید در لیست آرزوها باشد ببندیم و فقط به دنبال ویژگی‌هایی باشیم که رابطه قبلی فاقد آن بوده است.

راه‌حل: اگر از انتخابی فوق‌العاده مایوس کننده بیرون آمده‌اید. به هنگام انتخاب کسی که نقطه مقابل همسر قبلی‌تان است دو چندان محتاط و مراقب باشید. تمامی ویژگی‌هایی که در زوج خود به دنبالش هستید، در نظر داشته باشید و به دنبال رابطه‌ای باشید که متعادل باشد.

4- رابطه‌ای که در آن همسر شما دردسترستان نیست.

اولین انتظاری که از همسرتان می‌رود این است که: او دردسترستان باشد. دردسترس بودن یعنی آنکه هدفی برای ازدواج با غیر شما نداشته باشد، باهیچ‌کس دیگری نباشد، متاهل نباشد، نامزد نداشته باشد، تنها و تماما مال شما باشد.

معمولا افرادی با اعتماد به نفس پایین، با احساس ترک شدگی در کودکی و افرادی که از صمیمیت می‌ترسند از این روابط استقبال می‌کنند.

هنگامی که با کسی درگیر می‌شوید که با شخص دیگری رابطه دارد، در واقع «پس‌مانده‌های» آن شخص را قبول کرده‌اید. استحقاق شما به مراتب بیش از این است!

روابطی سالم و آکنده از عشق است که، در آن همسر خود را نه از آن رو که دلتان برای او می‌سوزد یا می‌خواهید که او از شما مواظبت کند یا عاشق پتانسیل‌های او شده‌اید بلکه از آن‌رو دوست دارید که نیازهای روحی شما را ارضاء می‌کند.

منبع: برگرفته از کتاب« آیا تو آن گمشده ام هستی»،نوشته باربارا آنجلیس-با اندکی تغییر و تلخیص
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 23:3  توسط احمد  | 

روند متداول ازدواج و طلاق باعث می شود هوش عاطفی بیش از پیش اهمیت پیدا كند. خطر افزایش طلاق بیشتر متوجه زوج های تازه ازدواج كرده است. طی سال های اخیر، پیوندهای عاطفی میان زن و شوهر و نیز مرزهای گسل عاطفی كه می توانند بنیان زندگی را از هم بشكافند ، با دقتی بی سابقه مورد بررسی قرار گرفته اند. شاید بزرگ ترین پیشرفت برای فهم عواملی كه یك ازدواج را حفظ می كند یا آن را از هم می پاشد، با استفاده از ابزارهای دقیق فیزیولوژیك حاصل شده است. این ابزارها ردیابی لحظه به لحظه ی تفاوت ها ی ظریف احساسی میان زن و شوهر را میسر ساخته اند. اكنون دانشمندان قادرند كوچك ترین تغییر و تحول در میزان آدرنالین یا فشار خون یك شوهر را تشخیص دهند و جزئی ترین عواطف را در چهره ی یك زن مشاهده كنند. این اندازه گیری های فیریولوژیك ، نوعی تفاوت بیولوژیك پنهان را به عنوان منشأ بروز اختلاف میان و زن و شوهر آشكار می كند؛ یك اختلاف سطح بحرانی در قابلیت های عاطفی ، كه برای زن و شوهر نامحسوس است یا مورد بی توجهی واقع شده است. این اندازه گیری ها همان نیروهای عاطفی را كه قادر به حفظ یا نابودی یك رابطه مشترك اند، در معرض دید قرار می دهند. مرزهای عاطفی، تفاوت میان دنیای عاطفی دختران و پسران را نشان می دهد.

در بسیاری از اختلاف های زناشویی مشاهده می شود كه مرد از خواست های « غیر منطقی » زن شكایت می كند و زن از " بی تفاوتی " مرد نسبت به آن چه او می گوید ناله سر می دهد. ریشه ی این تمایزات عاطفی را ، علیرغم آن كه بخشی از آن ممكن است بیولوژیك باشد – می توان در دوران كودكی در تفاوت دنیای عاطفی  كه دختران و پسران در آنها رشد می كنند، ردیابی نمود. چرا كه به دختر و پسر در مورد كنترل عواطف خویش درس های بسیار متفاوتی داده می شود. به دختران راجع به عواطف اطلاعات بیشتری داده می شود تا به پسرها و با پسرها بیشتر در مورد نتایج احساساتی مانند خشم، صحبت می شود.

« لسلی برودیم» و « جودیت هال» كه در زمینه ی تفاوت های عاطفی میان دو جنس مذكر و مؤنث تحقیق می كنند اظهار می دارند كه چون دخترها در به كارگیری زبان خیلی سریع تر از پسرها مهارت پیدا می كنند، بنابراین با فصاحت بیشتری می توانند احساسات خود را بیان كنند و همچنین بهتر از پسرها می توانند واكنش های عاطفی را جایگزین جنگ های تن به تن كنند. برعكس ، پسرها چون هیچ تأكیدی بر توصیف احساسات خود ندارند احتمالاً از وضعیت عاطفی خود و دیگران بی خبرند. از پسرها انتظار می رود كه در موقع زمین خوردن گریه نكنند و با خروج خود از زمین بازی اجازه بدهند كه بازی ادامه یابد، اما دخترها بازی را برای كمك به فرد صدمه دیده متوقف می كنند.

از همین رو پسرها از جانب هر چیزی كه استقلال آنها را به مبارزه بطلبد تهدید می شوند، در حالی كه دخترها با بروز گسیختگی در روابطشان مورد تهدید قرار می گیرند. « دیواتانن » اشاره كرده است كه این تفاوت دیدگاه ها بدین معنی است كه زنها و مردها از یك گفت و گو چیزهای كاملاً متفاوتی انتظار دارند. مردها به صحبت درباره ی « مسائل » قانع اند، در حالی كه زن ها در جست وجوی روابط عاطفی اند.

صدها تحقیق نشان می دهد كه حس همدلی زن ها خیلی قوی تر از مردهاست. آنها حداقل خیلی بهتر از مردها می توانند از طریق چهره، لحن صدا و دیگر علائم غیر كلامی به احساسات درونی دیگران پی ببرند. به طور كلی زن ها هنگامی كه وارد زندگی زناشویی می شوند برای ایفای نقش مدیریت عواطف و احساسات كاملاً تعلیم دیده اند، در حالی كه مردها از اهمیت این امر برای حفظ بقای رابطه ی زناشویی درك كافی ندارند. تحقیقی كه بر روی 264 زوج انجام گرفت نشان داد به راستی مهم ترین عنصر برای زنان – نه مردان – در رضایت از روابطشان این حس بود كه « ارتباط خوبی » با شوهرشان داشته باشند. « تدهوستون » معتقد است  كه از دیدگاه زن ها، صمیمیت و نزدیكی یعنی گفت و گو راجع به مسائل، به ویژه در مورد رابطه ی زن و شوهر، اما مردها روی هم رفته درك نمی كنند كه زن هایشان از آنها چه می خواهند. آنها می گویند: « من از او می خواهم كه به اتفاق هم كاری انجام دهیم ولی همه ی كاری كه او می خواهد انجام بدهیم این است كه بنشینیم و حرف بزنیم ». « هوستون » دریافته است كه مردها در دوران آشنایی قبل از ازدواج تمایل بیشتری به صحبت كردن و ایجاد صمیمیت با همسران خود دارند، اما به محض آن كه ازدواج می كنند و وارد زندگی مشترك می شوند ( به ویژه در ازدواج های سنتی ) وقت كمتری صرف صحبت كردن با همسرشان می كنند.

این سكوت فزاینده ناشی از این مسئله است كه مردان با خوش باوری بیشتری به زندگی زناشویی خود نگاه می كنند. اما زن ها در كل و به خصوص در ازدواج های ناموفق ، بیش از شوهران خود به گله گزاری می پردازند. حالا چگونه می توان این شكاف عاطفی را در هنگام بروز اختلاف نظر و نارضایتی كه در هر رابطه ی زناشویی بسیار طبیعی است، بررسی كرد؟ در حقیقت موضوعات خاص مثل تعداد دفعات رابطه ی زناشویی، نحوه ی تربیت فرزندان ، یا مقدار پس انداز و قرض هیچ كدام نمی توانند باعث تحكیم یا متلاشی شدن پیوند زناشویی شوند، بلكه عاملی كه سرنوشت یك زندگی مشترك را رقم می زند این است كه زن و شوهر چگونه راجع به رنجش ها و دلخوری ها و مسائل آزار دهنده ی فیمابین ، بحث و گفت و گو می كنند. حتی توافق در مورد این كه چگونه مخالفت خود را ابراز كنیم می تواند راهی برای بقای زندگی زناشویی باشد. زن و شوهر باید در هنگام برخورد با احساسات و عواطف سخت و انعطاف ناپذیر یكدیگر ، بر تفاوت های درونی مربوط به جنسیت خود غلبه كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 23:1  توسط احمد  | 

 زندگی مشترك  افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است كه در وقت لزوم، به یاری او می آید تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستی های زندگی مشتركش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی  زوجین به حساب می آیند.

به همین لحاظ در نوشتاری كه پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهكارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یك زندگی مشترك ایده آل پرداخته شود.

مهارت در خودآگاهی

آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان كمك می كند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك  بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می دهد كه چگونه می تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می نماید، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می بخشد.

«خودآگاهی» تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.

خودآگاهی تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی كه هدفش رسیدن به درجات عالیه كمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج كند كه هدفش رسیدن به یك زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراوانی در زندگی مشترك خواهد شد. امتیاز دیگری كه می توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است كه موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یكی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.

شناخت تفاوت های میان زنان و مردان

در یك بعد كلی می توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یكدیگر دارند كه دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.

بیشترین این تفاوت ها را كه معمولاً شدید و قابل تعمق است، می توان در ازدواج و زندگی مشترك به وضوح احساس كرد، از جمله این كه:

1 - دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل جنسی كاملاً متفاوت است

این تفاوت كه در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه جنسی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی كه ارتباط جنسی در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیك دارد و بیشتر ارضای یك غریزه به حساب می آِید. دیگر آن كه جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار كمتر از آن احساسی است كه در زن ها وجود دارد. این تفاوت ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می شود.

2 - استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد

استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترك است. چون آنها مایلند و می خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل كنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نكته، می تواند مشكلات و موانعی در زندگی مشترك ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند كه به احساس استقلالش، لطمه خورده است.

3 - زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند

چنانچه زن حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می شود و واكنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام می گذارد و به سلامت وعقیده و ... آنان اهمیت می دهد.

4 - مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است

با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید كه «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است كه البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های جنسی میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می نماید، یا این كه قدرت اول خانواده است، معمولاً مشكلات گوناگون زیادی مشاهده می شود كه آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می توان یكی از این ناراحتی ها دانست. البته این كه مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست كه مرد، در یك نقش دیكتاتوری ظاهر شود بلكه منظور از این مسئله، مدیریتی است كه باید بر عهده مرد قرار بگیرد.

5 - صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت كردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درك و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترك خواهد نمود.

6 - نگاه مردان به مسائل، كلی تر است

مردها معمولاً وارد جزئیات و نكات ظریف نمی شوند، در حالی كه زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می شود زن تصور كند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند كه همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و كم اهمیت، درگیر و مشغول می سازد.

7 - جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی و آراستگی زن قرار می گیرند كه این نیز یكی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.

8 – زن ها عاطفی تر از مردها هستند

یكی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مكان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه كند، وقتی با شوهری روبه رو می شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشكار است، نخستین احساسش آن است كه همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفكرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندك، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آن كه از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می كند، احساس مهارت در زندگی مشترك را در شخص رشد می دهد و او را به موفقیت می رساند.

مهارت در همدلی با افراد

همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی به انسان ها كمك بسیاری می كند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می كنند تفاهم به این معناست كه ما با فرد مقابل، كاملاً همفكر و هم عقیده باشیم، در حالی كه باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی توان دو انسان را یافت كه به طور كامل شبیه یكدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و كاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می تواند برای ما، قابل درك و فهم سازد، همان «همدلی» است كه به واسطه آن، می توانیم بسیاری از مشكلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریك زندگی مان، را برطرف سازیم.

اصول مهارت همدلی

1 – به صحبت های دیگران خوب گوش كنید.

هنگامی كه كسی صحبت می كند، كار دیگری انجام ندهید. خوب گوش كردن یا به عبارت دیگر، گوش كردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی است. نمی توان هم كتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه كنید كه هنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار كلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید كه كاملاً به صحبت هایش و آنچه كه می گوید، توجه دارید و برای این توجه تمركز كافی داشته باشید.

2 - با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.

هنگام همدلی، سعی كنید طرف مقابل خود را درك كنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاكارانه یا از روی اجبار! بلكه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی توان با فردی كه با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت كننده ای سخن می گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عكس این مثال نیز صادق است.

3 - به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر اوقات، فردی كه از شرایط و مسایل خود، سخن می گوید و به شرح مشكلات یا درد دل هایش می پردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درك كند. شما باید با توجهی كه نسبت به احساس و هیجان او می كنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.

4 - خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

تنها در این صورت است كه می توانید از دریچه چشم وی، به مشكلات نگاه كنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.

5 - در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نكنید.

معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است كه موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با كلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نكنیم. چه بسا كه در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه كرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی كه داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلكه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز كرده ایم.

مهارت حل اختلاف

این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای  ازدواج و تشكیل زندگی مشترك  و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری كاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است كه نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل كنیم كه رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با كسب مهارت در حل اختلافات.

اصول مهارت حل اختلاف

- صحبت كنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است كه همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.

- منفی سخن نگویید.

اگر برای وصل كردن، قدم جلو می گذاریم، باید دقت كنیم از به كار بردن سخنان نومید كننده و تحریك كننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.

- در اولین قدم اختلاف، آن را حل كنید.

به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به كینه و رنجش می شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو كردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، كمك مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می نماید.

- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست كنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یكدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.

- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.

چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت كنید كه دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی كنید. طعنه و كنایه را نیز باید از لحن و كلامتان حذف نمایید.

- نظر و عقیده خود را بیان كنید.

ناراحتی خود را عنوان كنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن كه قضاوت یا سرزنش كنید و حكمی صادر نمایید.

-دیگری یا دیگران نیز حق دارند.

به طرف مقابل خود یا دیگرانی كه با یكدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر می نماید.

- عذرخواهی مشكل نیست.

در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یك جمله كه حاكی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر كند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را كوچك نمی كند، بلكه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می سازد. حال چنانچه لزومی به عذرخواهی هیچ كسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.

- هربار، فقط یك موضوع را مطرح كنید.

برای هر مشكل، یك جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشكلات در یك جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.

لازم به یادآوری است كه مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت كه در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.

مهارت تصمیم گیری

تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می كنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به كاری یا انجام عملی یا ازدواجی.

انواع تصمیم گیری

1 - تصمیم گیری احساسی؛

كه تصمیم براساس یك احساس خاص ( عشق ، خشم، كینه، حسادت و كمك و...) گرفته می شود.
2 - تصمیم گیری اجتنابی؛تصمیمی كه فرد به دلیل ترس و نگرانی كه دارد، سعی می كند تا آنجا كه می تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امكان آن را به وجود می آورد كه فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.
3 - تصمیم گیری اخلاقی؛تصمیمی است كه فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تكیه می كند. مثلاً ادامه دادن به یك زندگی مشترك مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.
4 - تصمیم گیری تكانشی؛این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت كار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای كاری كه در نظر دارد ترغیب به عجله می كند و قدرت تفكر در مورد یك عمل درست را از او می گیرد.
5 - تصمیم گیری مطیعانه؛سبك تصمیم گیری مطیعانه، می تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یك یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می گیرند بدون آن كه فرد یا افراد یا موضوعی كه تصمیم بر روی آن اجرا می شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می توان در ازدواج های سنتی مشاهده كرد.
6 - تصمیم گیری عقلانی؛سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی است كه براساس تفكر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می شود.

اصول تصمیم گیری عقلانی

تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است كه به ترتیب ذیل است:
- مواجه شدن با یك تصمیم:

زمانی است كه فرد متوجه می شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می نماید.
- حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات:با راه حل ها و اطلاعاتی كه فرد به دست آورده، این حق را می یابد تا تصمیمی درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام كار مورد نظرش بگیرد.
- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب:فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.
- تعهد به تصمیم:نسبت به تصمیمی كه گرفته می شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.
- برنامه ریزی برای انجام تصمیم:حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
- اجرا یا انجام تصمیم:

در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می شود. مثلاً تصمیم به ازدواج كه مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.
- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم:

فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می پردازد كه یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی را كه فكر می كرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را كه از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی كند.

فاطمه مشهدی رستم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 23:0  توسط احمد  | 

 نسخه ای برای گشایش بخت

می گویند: دخترشان به مرز ترشیدگی رسیده، یا پسرشان هر جا خواستگاری می رود، دست رد به سینه اش می زنند...و باید فکر چاره بود که بختشان باز شود.

 مادربزرگ و خاله کوچیکه و عمه خانم می گویند : باید برایش سرکتاب باز کنیم. خودش هم می گوید بروم فال قهوه بگیرم تا اوضاع و احوالم را واضح تر بشناسم و بدانم به کجا می روم.

 در مراسم خواستگاری دختر به پسر می گوید، تو متولد ماهی از سال هستی که در طالع ماه تولد من خوش یمنی و خوشبختی نمی آورد، پس ازدواج ما نتیجه ای ندارد! خواهر آقای داماد برایش فال قهوه می گیرد، به او می گوید اگر در تاریخ خاصی به خواستگاری بروی، زندگی خوش و خرمی برایت رقم می خورد. روز خواستگاری فرا می رسد و پسر جواب رد می گیرد! برای پسر سرکتاب باز می کنند و فرد مستجاب الدعوه ای(!!) با گرفتن مبلغ درشتی(!) چند دستور العمل و یک معجون بدمزه و معلوم الحال را برای پسر تهیه می کند بلکه مشکلش حل شود...

 همه این ها از واقعیاتی است که بعضی افراد و حتی خانواده ها با آن دست و پنجه نرم می کنند. باور انواع و اقسام فال ها و افرادی که ادعای برقراری ارتباط با عالم ماوراء دارند و یا خود را مستجاب الدعوه می خوانند و با گرفتن پول های گزاف سعی در سوء استفاده از بی اطلاعی و عوام گرایی برخی از افراد جامعه را دارند، همه از مواردی است که موجب می شود خانواده ها خسران زیادی را درمورد ازدواج جوان هایشان متحمل شوند تا جایی که گاهی یک عمر از کرده خود هم پشیمان می شوند.

مرز واقعیت و خرافه

محمد مهدی محققی کارشناس مسائل دینی درباره مسئله دعا و بازکردن سرکتاب می گوید: اصل این که دعا و ارتباط در طبیعت تاثیرگذار است را نمی توان انکار کرد و در روایات داریم که پیامبر اکرم(ص) نیز فرموده اند، اگر دعا نبود پروردگار به شما نگاه نمی کرد. در عالم ماده و فیزیک پناه بردن به دعا و آیات قرآن تاثیر فردی و اجتماعی زیادی دارد و تحقیقات نیز نتایج این موضوع را مثبت نشان داده است . اما مرز این موضوع تا جایی است که تبدیل به خرافه و عوام فریبی نشود. محققی در این باره می گوید: پناه بردن به افرادی که خود را مستجاب الدعوه می خوانند و ادعا می کنند که واسط ارتباط بین خالق و مخلوق هستند در شرع مقدس هیچ پایه و اساسی ندارد. وی با اشاره به نادیده گرفتن مرز میان دعا و سحر از سوی خانواده ها اظهار می کند: در آیات قرآن داریم ذکر شده که دو ملک به بابل فرستاده می شوند و به مردمان آن جا چیزی می آموزند که مردها و همسرانشان به اختلاف می افتند; سحر کردن و طلسم کردن و یا با انواع فال ها، از آینده خبر دادن و به خصوصیات و چند و چون افراد پی بردن "شاید" امری باشد که خیلی ها از آن نتیجه گرفته و به نتیجه دلخواه خود رسیده اند اما از نظر شرع این موضوع امری حرام تلقی می شود. محققی می افزاید: پناه بردن به فال و طلسم و سحر مسئله را غامض تر می کند و جز این ثمری ندارد. از طرفی فال و کف بینی و طلسم از امور در ارتباط مستقیم با عالم غیب و ماورا» و پنهانی است و دیده نمی شود، بنابراین نمی توان گفت که فردی که ادعا می کند، واقعا دارای چنین قدرتی است. زیرا در بسیاری موارد شیادانی هستند که از زود باوری و جهل مردم استفاده می کنند و آنان را نسبت به عقایدشان سست و بی ایمان می کنند.

شیادانی که خود را نخبه می دانند

در بحث سحر برخی با نوشتن یک سری اوراق، نوشته ها و دستورالعمل افراد را ملزم به انجام اموری می کنند که جدا از مسئله دعا است. چنین اموری هم به لحاظ دینی حرام محسوب می شود و هم در اغلب موارد مشکل افراد را بیشتر می کند. شاید خانواده ها در ابتدا احساس کنند که مشکلشان حل شده، اما قطعا این مسئله می تواند در روند زندگی آن ها در آینده موثر باشد و آنان را با مشکلات عدیده ای مواجه سازد. کمااینکه با نتیجه نگرفتن از آن نوعی بدبینی مفرط به دعا و ارز و نیاز هم پیدا می کنند و یا با گرفتن نتیجه ول به صورت اتفاقی، دچار یک اعتیاد افراطی در زمینه استفاده از اینگونه راه حل های کاذب می شوند. محققی می افزاید: سحر و جادو و طلسم را نمی شود انکار کرد، اما از آنجایی که اراده آدمی را تحت تاثیر قرار می دهد و حق زندگی آزادانه را از افراد می گیرد کاری حرام است. هر چند این مسایل در طبیعت و فیزیک موثرند و آن را تغییر می دهند اما به لحاظ شرعی امری حرام خوانده می شود.

 حجت الاسلام محققی درباره باز کردن سرکتاب نیز می گوید: بازکردن سرکتاب و یا دعایی کردن افراد و دعاگرفتن برای حل مشکل و مسئله خاص، در صورتی که منحصر به آیات قرآن و برقراری ارتباط بیشتر با خداوند و استفاده از ذکرهایی که به منظور تقویت رابطه قلبی با خداوند باشد، مشکلی ایجاد نمی کند اما اگر افراد را ملزم به انجام اموری کنند که به زحمت بیفتند و مجبور به هزینه کردن به بهانه های مختلف و یا انجام امور غیرعادی شوند امری حرام و بدور از شان انسان خواهد بود. وی در ادامه گفتگو با برنا تصریح می کند: شیادان در بسیاری موارد سعی می کنند خودشان را نخبه نشان دهند و گاهی با پی بردن سریع به بعضی مسائل خود را به عنوان فردی که به آینده آگاه است، معرفی می کنند و به این ترتیب اتفاقات خوشایند را به خود نسبت می دهند. در مسئله بخت گشایی در ازدواج و این که خانواده بخواهد به منظور باز کردن بخت دختری که به اصطلاح بسته شده است، اقدام به گرفتن طلسم کند و به سحر و جادو پناه ببرد نیز مسئله ای است که حرام شمرده می شود.

انحراف بدون بازگشت

گاهی خانواده هایی احساس می کنند که با گرفتن انواع و اقسام دستور العمل ها و یا با پناه بردن به فال های متعدد می توانند در امر ازدواج جوان هایشان راه گشا باشند و خوشبختی بیشتری برایشان رقم بزنند. اما باید این مسئله را نیز مورد توجه قرار داد که از آینده خبر داشتن هیچ ذوقی برای تازه تر بودن و موفق تر شدن یا خوشبخت تر زندگی کردن در جوان نمی گذارد و یا در مقابل کار حرامی مانند طلسم کردن و جادو شدن، طلسم دیگری گرفتن امری به دور از محدوده شرع است که حرام شمرده می شود و آینده روشنی را در پی ندارد. بلکه بهترین مسیر، پناه بردن به خداوند و برطرف کردن مشکلات از طریق دعا و آیات خداوند است که والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین...از سوی دیگر رجوع به اینگونه افراد آن هم بدون شاخصی برای تایید سخنان و یا حتی آگاهی ایشان باعث ایجاد یک موج رمال پروری در جامعه می شود و این شغل کاذب به خاطر داشتن مشتری و تقاضا به وجهه ای اجتماعی برای برخی تبدیل می شود. مضاف بر اینکه پس از مدتی فرد قضا و قدر الهی را در سیطره بندگانی ضعیف که خود ناتوان ترین افراد در قبال مشیت الهی هستند، می بینند و این همان انحراف بدون بازگشت و پرهزینه ماجرای اعتقاد به طالع بینی است.

منبع : ابتکار

نویسنده : بنت الهدی صدر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 22:34  توسط احمد  | 

ازدواج نمی كنم ، درس می خوانم

دختر

علل تاخیر و یا گریز جوانان به خصوص دختران جوان از ازدواج را مى توان دلایل عدیده ای دانست ، اما در این دو مقاله قصد داریم به 4 مورد شایع آن بپردازیم . در این مقاله دو علت گریزدختران جوان از ازدواج را مورد بررسی قرار می دهیم  و در مقاله ی بعد به دو علت دیگر خواهیم پرداخت :

1ـ ادامه تحصیلات در سطوح عالى

از موانع عمده اى كه در سر راه ازدواج بسیارى از جوانان مطرح است، ادامه تحصیلات در سطوح عالى است. اینكه این موضوع اساسا بتواند به عنوان مانعى براى دانشجویى و فن آموزى رخ نماید ، در خور تامل و بررسى است، ولى به نظر مى رسد كه شاید بتوان با قدرى تدبیر و چاره اندیشى با آن به طور شایسته كنار آمد.

ازدواج به لحاظ گوناگون عاطفى، اخلاقى، روانى و نیز جسمى نیاز جدى انسان است و استعدادهاى مختلف عقلى و عاطفى او در سایه ی پیمان زناشویى شكوفا شده و به بار مى نشیند ، موقعیت و شخصیت اجتماعى فرد به طور كامل با ازدواج شكل مى گیرد ، احساس مسوولیت و تعهد اجتماعى در پرتو تشكیل خانواده در وجود انسان بیدار شده و رشد مى یابد. با این وصف عاقلانه نیست، انسانى خود را از این همه ی مواهب و فواید محروم سازد و به بهانه هاى مختلف از آن سر باز زند.

البته اگر كسى بتواند با مراقبت كامل، خود را از هر گونه تحریكات جنسى به دور داشته و همه ی حواس و توجه خود را به سوى تحصیل دانش معطوف سازد ، شاید كناره گیرى از ازدواج مشكل جدى براى او به بار نیاورد ، ولى شخصى كه از چنین تسلطى بر افكار و احساسات خود برخوردار نیست، عواقب دورى گزیدن از ان براى او بسیار زیان بار و گاهى هم شكننده و غیر قابل جبران خواهد بود.

و لذا مى توان در صورت احساس نیاز به ازدواج و تمایل به ادامه تحصیلات تا سطوح عالى، این كار را با یكى از طرق زیر دنبال كرد و به هر دو خواسته جامه عمل پوشید :

ـ طولانى بودن دوران عقد.

ـ عقد موقت با اطلاع و موافقت والدین.

ـ گنجاندن شرط موافقت و همكارى شوهر براى ادامه تحصیل در عقد ازدواج.

- كنترل و جلوگیرى از داشتن فرزند براى مدتى با توافق دو طرف.

ـ كمك و مساعدت والدین دو طرف. و بالاخره در پیش گرفتن زندگى همراه با قناعت و ساده زیستى.

2 - نبود خواستگار دلخواه

در سنین بالاترسخت گیری در انتخاب به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را  به خود اختصاص مى دهد و دستیابى به  همسر مطلوب به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست.

دختر و پسر، در آغاز دوران بلوغ و مدتى پس از آن به جهت قوت غریزه و ضعف اندیشه ، بیشتر در پى اطفاى غریزه اند و كمتر به تشكیل خانواده و زندگى مشترك و چگونه بودن آن مى اندیشند و لذا به ندرت در این باره و در خصوص ویژگی ها و اوصاف شریك زندگى خود به تامل و محاسبه مى پردازند.

به تدریج هر چه از سن بلوغ فاصله بیشتر مى شود و قواى عقلى و فكرى تقویت مى گردد این گونه مسایل نیز در كنار پاسخگویى به نیاز جنسى در دایره ی محاسبات و آینده نگرى انسان وارد مى شود. هر چه بر مقدار این فاصله افزوده شود این موضوع نیز با شدت بیشترى، فكر و حواس او را به خود مشغول مى سازد.

البته این كار در جاى خود خوب، پسندیده و لازم است و شاید بر اساس همین حكمت است كه ازدواج دختران ـ كه به جهت زودرس بودن بلوغ آنان، معمولا در سنین كمتر از پسران به وقوع مى پیوندد و آنها تا آن زمان هنوز تجربه ی كافى براى زندگى و معاشرت زناشویى نیاموخته اند و از سوى دیگر اختیار طلاق نیز، جز در موارد معین، بر اساس حكمت و مصلحت، به آنها داده نشده است ـ باید با اجازه و موافقت پدر و ولى صورت پذیرد ، تا سرنوشت آینده و زندگى آنان با دوراندیشى و احتیاط پدر، كه از تجربه و احاطه بیشترى نسبت به مسایل زندگى و ضروریات و لوازم آن برخوردار است، تامین شود و با نزدیك نگرى و ناپختگى و پیروى از هوس، دست خوش تزلزل و ناكامى نگردد-

ولى گاهى در سنین بالاتر این قضیه به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را در این مجموعه به خود اختصاص مى دهد و از باب ((هر آنچه شرطش افزون گردد وجودش حاكم مى شود)) به تدریج دستیابى به چنین همسر مطلوبى به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست و تجربه نشان داده است كه چنین انسانهایى پس از افول غریزه و سستى آن و فروكش كردن عواطف و احساسات پاك جوانى و غالبا نرسیدن به خواسته ی واقعى خود ، احساس ناكامى و شكست كرده و خود را از قافله ی زندگى انسانى عقب مانده مى یابند.

این نكته را باید توجه داشت كه انسانهاى معمولى خالى از عیب و نقص نیستند. هنر زندگى كردن در این نیست كه زن و شوهر از هر جهت موافق و مطلوب هم بوده و هیچ نارسایى در وجودشان نباشد ، بلكه هنر زندگى در این است كه با سرپنجه ی تدبیر، صفا، محبت و ایثار، نقایص و كمبودهاى جزیى و قابل اغماض در هر یك از طرفین پوشیده شده و تحت الشعاع صفات، ویژگیها و شرایط اصلى و اساسى قرار گرفته و از ان چشم پوشى شود.

قران كریم مى فرماید:

 ((هن لباس لكم و انتم لباس لهن));

آنان[ زنان] پوشش شمایند و شما نیز پوششى براى آنان هستید.(1)

همچنان كه لباس عیب بدن را مى پوشاند زن و مرد نیز باید ساتر و حجاب عیوب هم باشند. و با عیب پوشى نسبت به یكدیگر به توافق و تفاهم واقعى و در پرتو آن به عشق و محبت نسبت به هم دست یابند.

در مقاله ی بعد به دو علت دیگر گریز دختران از ازدواج خواهیم پرداخت .

پى‏نوشت‏ :

1ـ سوره بقره, آیه 187. 

منبع : پیام زن

نویسنده : سیدمهدى موسوى كاشمرى

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 22:29  توسط احمد  | 

ازدواج

در روايات آمده است که رسول الله هر گاه به شخصي نگاه مي‏کرد و از او خوشش مي‏آمد ، مي‏فرمودند : «شغلي هم دارد؟». اگر مي‏گفتند نه ، مي‏فرموند : «از چشمم افتاد» . عرض مي‏شد : چرا اي رسول خدا؟ مي‏فرمود : «زيرا اگر مؤمن، شغل و حرفه‏اي نداشته باشد ، دين خود را وسيله امرار معاش مي‏کند .» 1 و در جاي ديگر فرموده‏اند : «هر گاه کسي ازدواج کند، نصف دين را کامل مي‏کند و براي حفظ نصف ديگر بايد تقواي خدا را پيشه کند و اهل و عيال اختيار کنيد؛ زيرا که اين کار، روزي شما را زياد مي‏کند ».2

اگر به اين احاديث دقت کرده باشيد ، متوجه اهميت و ارزش اين دو مقوله ( کار و ازدواج ) خواهيد شد ، و به جايگاه آنها پي خواهيد برد . آيا واقعا به اين موضوع فکر کرده‏ايد که اگر شغلي مناسب در اختيار نداشته باشيد ، از چشم بزرگ‏ترين شخصيت دنيا و اسلام افتاده‏ايد ، يا با نداشتن همسر، نصف دين خود را کامل نکرده‏ايد؟!

امروزه به دليل تراکم جمعيت و مسائل اقتصادي و فرهنگي ، با مشکل کار، مواجه هستيم و بي‏کاري ، سن ازدواج را در بين جوانان افزايش داده است .

شايد در دانشگاه با دروسي که نقش پيش واحد را براي واحدهاي ديگر بازي مي‏کنند ، برخورد کرده‏ايد. اگر اين پيش واحد، پاس نشود ، نمي‏توانيد درس مورد نياز ترم بعد را گرفته و پاس کنيد ، کار هم دقيقا نقش پيش واحد را براي ازدواج بازي مي‏کند . اگر شخص ، شغل مناسبي در اختيار نداشته باشد به ندرت مي‏تواند خانواده‏اي تشکيل دهد و از عهده مخارج آن برآيد . در اين جا به اهميت اين جمله گذشتگان مي‏رسيم که: «کار ، جوهره مردان را مي‏سازد. »  اگر در بين جوانان، بخصوص جنس مذکر، دقت کرده باشيد ، مي‏بينيد که کار و يا شغل درآمدزا براي آنان از اهميت ويژه‏اي برخوردار است، و اگر به اين هدف عمده و مهم خود دست نيابند ، با مشکلات فراواني از جمله مشکلات اقتصادي و حتي مشکلات روحي ـ رواني نيز روبه رو مي‏شوند .

اما نمي‏توان صرفا به دليل نداشتن کار يا شغل مناسب ، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن کار ، کنار گذاشت . همان طور که در احاديث ديگر ديده‏ايم ، به فرموده پيامبر(ص) : بي همسران را همسر دهيد ، زيرا با اين کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نيکو و روزي‏شان را زياد مي‏کند و به جوان‏مردي شان مي‏افزايد. از اين نکته بر مي‏آيد که به واسطه امر مهم ازدواج ، خداوند ، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسيله روزي است) ، ياري مي‏کند .

پس در اين زمينه بدون ترديد ، کار ، مقدمه‏اي براي ازدواج است . اما شايد شما هم که به کرّات ديده‏ايد که در جامعه‏اي که در آن زندگي مي‏کنيد ، به ويژه شهرهاي صنعتي بزرگ، داراي چنين ويژگي هستند که خانواده‏هاي ساکن در اين شهرها ، زماني که مسئله ازدواج مطرح مي‏شود ، اکثريت آنها از پول زياد به عنوان ملاک اصلي براي ازدواج ياد مي‏کنند و همان طور که پول فراوان، منوط به داشتن شغل پول ساز است ، بنا بر اين ، سختگيري اين خانواده‏ها به شغل افراد مي‏رسد . يعني ديگر داشتن شغل مناسب، کافي نيست ، بلکه داشتن شغلي درآمدزا آن هم به مقدار فراوان، مورد تأييد اين خانواده است . در صورتي که من معتقدم و شايد شما هم موافق باشيد که به قول قديمي‏ها: « پول، خوش‏بختي نمي‏آورد».

اپول

درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم است، اما همه آن نيست . حتي اين که پول فراوان، ممکن است سودي نداشته باشد که هيچ ، بلکه درد سر آفرين نيز شود . پس توصيه ما اين است که در امر خطير ازدواج (که از جانب خداوند و پيامبرانش اين گونه بر آن سفارش شده است) ، کمي از سختگيري‏ها بکاهيم و با دقت و به آساني به آن بنگريم ، و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نيازهاي يک خانواده ، خود را قانع کنيم ، تا بدين گونه، شرايط ازدواج را براي کساني که شغل مناسب دارند مهيا سازيم. فکر مي‏کنم اگر اين گونه بينديشيم ، ديگر خبري از افزايش سن ازدواج در ميان جوانان نباشد!

يادمان نرود ، محبوب‏ترين بنيان‏ها نزد خداوند ، بنيان خانواده است3 و ازدواج ، سنت پيامبر(ص) است و کسي که از آن روي گرداند ، از او نيست .4 هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکيزه ديدار کند ، با داشتن همسر به ديدارش برود .5

پي نوشت ها:

1 . حکمت‏نامه جوان (با ترجمه فارسي) ، ص 205 ، ح 348 .

2 . ميزان الحکمه (با ترجمه فارسي) ، ج 5 ، ح 7813 .

3 . همان ، ح 7798 .

4 . همان ، ح 7802 .

5 . همان ، ح 7797 .

منبع : مجله ي حديث زندگي - باتغيير وتلخيص

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 22:24  توسط احمد  | 

چند ماه مانده به ازدواج

همه افرادی كه مخاطب این مطلب هستند ، تاكنون تجربه خرید چیزی را در زندگی داشته‌اند. وقتی آدم‌ها قرار است با خرید وسیله‌ای خاص بخشی از نیازهای زندگی خود را تامین كنند ، ابتدا برای یافتن جنس و مدل دلخواه خود جستجو می‌كنند.

مدتی بعد از میان اجناس موجود آنچه را كه به سلیقه و قدرت خرید آنها نزدیك است انتخاب می‌كنند و سپس با فروشنده وارد مذاكره می‌شوند و در نهایت پس از چانه‌زنی با پرداخت قیمت آن جنس، وسیله موردنظر را می‌خرند و از آن استفاده می‌كنند.

اگر جنس خریداری شده ارزش و اهمیت خاصی داشته باشد ، به دست آوردن آن منوط به این است كه مراحل خرید و فروش در داخل یك سند رسمی ثبت شود. موتورسیكلت ، خانه ، خودرو و... مشمول چنین وضعیتی است. البته درباره ی برخی كالاهای دیگر ، فروشنده به خریدار ضمانت‌نامه و نیز كارت خدمات پس از فروش هم می‌دهد تا خیال او را بابت كیفیت جنس خریداری شده راحت كند.

چنین روالی هنگام ازدواج نیز به شكل بسیار دقیقی رعایت می‌شود. جستجو برای یافتن همسر مناسب، انتخاب فرد مناسب، خواستگاری، چانه زدن بر سر مهریه و جهیزیه ، توافق بر سر محل سكونت آینده ، برگزاری مراسم عروسی و در نهایت ثبت ازدواج در یك سند 24 برگی به علاوه ده ‌ها امضا در دفتر ثبت ، مراحل مختلفی است كه همسران برای رسیدن به یكدیگر طی كرده و خواهند كرد.

در این میان ، مهریه نیز حكم ضمانت‌نامه‌ای را دارد كه مرد به همسر خود ارائه می‌كند و مجموع تعهداتی كه قانون برای هر دو طرف تعیین كرده ، حكم خدمات پس از فروش را دارد. این مراحل از سوی افرادی كه در مرحله ازدواج قرار دارند ، كمابیش به شكل مشابه طی می‌شود.

در نگاهی دیگر، ازدواج مانند معامله‌ای است كه در آن مانند هر معامله دیگر امكان سود و زیان وجود دارد و حتی‌امكان كلاهبرداری هم هست. البته این كه در هر معامله‌ای سود و زیان تا چه اندازه منطقی باشد ، مساله‌ای است كه هر فردی خود قادر به درك آن است ، اما برخی رفتارها كه از آن تعبیر به مخ‌زنی، دزدیدن قاپ طرف مقابل و موارد مشابه می‌شود ، تفاوتی با كلاهبرداری ندارد و مانند هر كلاهبرداری دیگری دیر یا زود به شكست می‌انجامد.

وقتی ازدواج خطرناك می‌شود

یكی از دوستان تعبیر جالبی درباره ازدواج به كار می‌برد. او می‌گوید ، ازدواج امروز به بزرگ‌ترین ریسك زندگی دختران و پسران تبدیل شده است. بعید است كسی با این حرف مخالفتی داشته باشد. پیچیدگی روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه  خصوصا جوامع شهری سبب شده تا بسیاری از افرادی كه در آستانه ازدواج هستند ، در رفتارها و ارتباط‌های اولیه چهره واقعی خود را نشان ندهند.

ازدواج برخلاف تصور بسیاری از جوانان صرفا یك تصمیم عاطفی نیست كه مثلا بتوان زندگی را بر مبنای آن آغاز كرد و تا به آخر نیز عاشق ماند. كافی است كمی در جزییات این مساله دقیق شوید تا به این نتیجه یا نتیجه مشابه برسید كه تصمیم‌گیری درست درباره ی ازدواج ، رفتاری كاملا مهندسی و حساب گرانه را می‌طلبد تا همسران در طول زندگی مشترك ، با ته كشیدن اندوخته عشق به بن‌بست زندگی نرسند.

منظور از رفتار مهندسی و حسابگرانه در این مطالب به هیچ وجه داشتن نگاهی منفعت‌طلبانه نیست بلكه بیشتر بر یك شناخت دقیق از طرف مقابل شكل می‌گیرد. تجربه نشان داده هر چه این شناخت قوی‌تر و دقیق‌تر باشد ، رابطه موسوم به ازدواج به سرنوشت بهتری خواهد رسید.

آنچه امروز در جامعه ما در زیر عنوان « ازدواج » در حال انجام است ، تركیبی از قوانین مذهبی ، عرفی و قانونی است. طبیعی است كه این تركیب چندان كامل نیست و به همین دلیل سبب بروز مشكلات مختلف می‌شود. بیشتر آدم‌ها در زمان ازدواج دچار مصلحت‌اندیشی می‌شوند و به جای یافتن پاسخ‌های منطقی برای پرسش‌هایی كه ذهن آنها را درگیر كرده ، به صرف دریافت تضمین به درد نخوری مانند مهریه، همه چیز را به « آینده » موكول می‌كنند.

مثلا در شرایطی كه طبق روایات مذهبی و نیز فتوای صریح برخی مراجع، اگر مهریه مبلغی تعیین شود كه مرد قصد یا توانایی پرداخت آن را نداشته باشد ، این مهریه باطل است و حتی در برخی روایت‌ها اشاره شده كه اگر مردی مبلغی را مهر همسرش كند كه قصد پرداخت مهریه را به همسرش نداشته باشد ، رابطه او با همسرش در حد یك رابطه غیراخلاقی است، بسیاری همچنان بر تعیین مهریه‌های سنگین تاكید می‌كنند و از این نكته غافل هستند كه این مال حلال‌تر از شیر مادر، به سختی قابل دریافت است.

از سوی دیگر هنگام خواستگاری، اغلب مردان پول دار و ثروتمند هستند ، اما در زمانی كه قرار است مهریه را بپردازند ، به هزار شیوه و روش متوسل می‌شوند تا مقدار كمتری از این دین را بپردازند.

اگر مردی مبلغی را مهر همسرش كند كه قصد پرداخت مهریه را به همسرش نداشته باشد ، رابطه او با همسرش در حد یك رابطه غیراخلاقی است.

تشابه تحصیلاتی ، شغلی و حتی جسمی نیز از دیگر مواردی است كه بهتر است همسران هنگام انتخاب شریك خود به آن توجه كنند. به این نكته توجه كنید كه در ابتدای زندگی ، ممكن است كمبودهای زیادی وجود داشته باشد. خودرو ، خانه ، تفریح‌ گران‌قیمت ، مسافرت و... چیزهایی است كه هر كدام پس از آن كه در مرحله‌ای از زندگی برطرف شد ، نیاز دیگری جایگزین آن می‌شود.

البته برطرف شدن هریك از این نیازها نیز به معنای رفع آن نیاز نیست، بلكه در اغلب موارد به معنی جایگزین شدن نیازی تازه است. ضمن آن كه پس از یك رفاه نسبی باید چیزی به نام « همسران » در كنار هم حضور داشته باشند تا از این امكانات فراهم آمده استفاده شود.

مادیات تمام زندگی نیست ولی برای داشتن یک زندگی آرام حداقل هایی لازم است.اما امروزه شاهد هرروز پررنگ تر شدن ظواهر مادی در ازدواج ها وزندگی ها هستیم که خود بزرگ ترین عامل از بین رفتن آرامش در زندگی است.

تعریف درست روابط میان همسران‌

یكی از مهم‌ترین نكات قابل ‌توجه قبل از ازدواج ، « تعریف درست سطح روابط میان همسران » است. به عبارت ساده‌تر این نكته مهم است كه رابطه بین زن و مرد چگونه و در چه سطحی تعریف شود؟

مدتی پیش، در صفحه حوادث برخی روزنامه‌ها خبری درج شده بود كه خواندن آن چیزی جز تاسف نصیب مخاطب نمی‌كرد. خبر از این قرار بود كه مردی به جرم برداشتن لحاف و تشك همسرش و خارج كردن آن از خانه  از آنجا كه جهیزیه متعلق به زن بوده  زن از همسرش به جرم دزدی شكایت كرده بود. چنین مسائلی نشان می‌دهد كه این‌گونه همسران از ابتدای زندگی تعریف درستی از روابط ، اختیارات ، وظایف و امتیازهای خود نداشته‌اند.

باید به این نكته توجه داشت كه مشكل در حقوق قانونی این همسران نیست، بلكه مشكل در تعریف این حقوق است كه همسران خود تمایلی به تعریف دقیق آن ندارند.

رابطه میان همسران گاهی در حد یك مساله كاملا عادی تعریف می‌شود كه در آن زن چیزی جز یك سایه بالاسر نمی‌خواهد و در قبال ارائه خدماتی به مرد ، از او پول و امكانات دریافت می‌كند.

در چنین رابطه‌ای نباید توقع چندانی از دو طرف داشت ، اما گاهی اساس این رابطه به گونه‌ای است كه طرفین در طول زندگی قرار است در خوشی‌ها و غم‌ها شریك هم باشند و بر این مبنا مشكلات و راحتی‌های زندگی را میان خود تقسیم می‌كنند. طبیعی است كه هرچه توقع دو طرف از هم بیشتر باشد ، نیاز به تعریف دقیق و درست از روابط همسران بیشتر است.

بعد از آغاز زندگی مشترك، روابط آزادانه سابق معنی ندارد. ازدواج ، امكانات و مزایایی را برای دو طرف به وجود می‌آورد كه ممكن است حتی در دوستی‌های بسیار قدیمی هم ایجاد نشود. برخی چیزها در یك رابطه دوستانه ممكن است لطف باشد ، اما در ازدواج تبدیل به وظیفه می‌شود.

آنچه شرایط جدید را برای همسران پیچیده می‌كند ، این است كه آنها با شرایط جدیدی روبه‌رو می‌شوند كه تا پیش از آن در روابط دوستانه یا خانواده خود با آن مواجه نشده‌اند. این شرایط تازه هم این‌ گونه است كه طرفین می‌توانند برای اعمال نظر خود متوسل به قانون شوند و قانون نیز  در صورت حركت در مسیر درست  از آنها حمایت می‌كند.

نكته قابل تامل در این زمینه این است كه اغلب زوج‌های جوان در اولین برخورد می‌خواهند شمشیر تیز خود را بالا برده ، بر فرق حریف وارد كنند و اصطلاحا در اولین برخورد گربه را دم حجله بكشند. این ویژگی كه زن و شوهر بعد از ازدواج به حقی می‌رسند كه وظیفه آنها در قبال آن مبهم است ، زمینه‌ساز بروز مشكلات فراوانی است.

باید به زوج ها آگاهی داد که اگر با ازدواج صاحب حقی می شوند ، متضمن انجام وظیفه ای هم در مقابل همسر خود هستند.

مثلا زن می‌تواند تا مهریه به او داده نشده ، به وظایف زناشویی خود عمل نكند. مرد هم می‌تواند مانع از ادامه تحصیل و حتی كار زن شود و در اغلب موارد اعمال چنین حقی برای فردی كه احساس می‌كند به او دروغ گفته شده، لذتبخش هم هست.

به این صورت زندگی صحنه ی جنگ دو طرف می شود هرروز یکی می تواند برعلیه دیگری اقدام کند و در این صورت عاقبت کار معلوم است .

شاید بد نباشد همسران پیش از تشكیل زندگی مشترك سری به دادگاه بزنند و حضور در چنین محیطی را تجربه كنند و حتی با چند نفر كه به دلیل همین مشكلات به دادگاه آمده‌اند هم‌كلام شوند زیرا نسخه‌های تلخ زندگی افراد در چنین محیط‌هایی می‌تواند واكسن مناسبی برای سلامت زندگی آینده آن ها باشد.

منبع : جام جم - با تغییر و تلخیص

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 22:23  توسط احمد  | 

5 تاثير مثبت در ازدواج

پول

زندگى ، تلاشى براى روياندن بذر وجود و شكوفاندن غنچه فطرت در مزرعه حيات است .

آرامش روح ، در زندگى آميخته به معنويت و خداجويى است .

زندگى هشياران ، انديشه درباره سرمايه و سود ماندگار و نتيجه اخروى است ، سرمايه شان اميد و ايمان و سودشان ، آرامش روح و روان است .

زندگى غافلان به دو بخش تقسيم مى شود: نيمه اول به اميد نيمه دوم ، نيمه دوم به حسرت نيمه اول !

آيا حيف نيست كه زندگى بگذرد ، بى آنكه به بلوغ انسانى برسيم ؟

ازدواج ، سازنده و رشد دهنده است و روح تعاون و احساس مسئوليت را بر مى انگيزد وخداوند به  اقدام كنندگان به ازدواج ، وعده ي توسعه رزق مي دهد . در اين مقاله قصد داريم با آوردن مقدمه اي كوتاه ، به تاثيرات مثبت ازدواج ، كه راهي جهت رسيدن به بلوغ انساني است اشاره كنيم :

1- آرامش :

ازدواج ، مايه ي آرامش فكرى و روحى جوان و احساس شخصيت و اعتماد به نفس مى شود و او را از بى عارى و بيكارى و بى برنامگى و نااميدى مى رهاند و جلوى برخى گناهان را مى گيرد و موجب صيانت روحى و اخلاقى جوان مى شود. پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) نيز فرموده است :

من تزوج فقد احرز نصف دينه فليتق الله فى النصف الباقى (1) :

هر كس ازدواج كند ، نيمى از دين خود را نگه داشته است ، پس در نيمه باقى مانده ، از خداوند پروا كند و تقوا بورزد.

وقتى اصل ازدواج تا اين حد مهم ، كارساز ، گناه سوز ، مصلحت آفرين و مفسده زداست ، كمك به آن نيز اهميت مى يابد و براى پدر و مادر، تلاش در اين راه و فراهم كردن مقدمات و زمينه ي آن ، يك تكليف محسوب مى شود و زدودن موانع و برطرف كردن دشواري هاى ازدواج ، و ترويج آسان سازى ازدواج و آسان گيرى در اين زمينه به عنوان يك فرهنگ عمومى ، وظيفه به شمار مى آيد.

كسى كه از بيم فقر و تنگدستى ازدواج نكند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدايى كه فرمايد: اگر فقير باشند ، خدا از فضل خويش ‍ آنان را بى نياز و غنى مى سازد.

2- تلاش معاش :

ايجاد بستر مناسب و انگيزه ي قوى تر براى تامين معاش و در آمد ، از آثار مثبت ديگر ازدواج است . گرچه نبايد بى حساب و بدون سنجش دست به ازدواج زد و لازم است كه شرايط اقتصادى و توانايي هاى مالى هم لحاظ شود ، ولى وعده ي خداوند را نيز نبايد فراموش كرد كه قول داده است تنگدستى را به غنا تبديل كند و جايى براى بيم از فقر باقى نگذارد. پس ايجاد روحيه ي توكل و اعتماد به لطف الهى ، بعد مثبت ديگرى از تشكيل خانواده است .

خداوند متعال ، ضمن دستور به ازدواج با دختران و جوانان شايسته و صالح مى فرمايد:

ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسع عليم (2):

چنانچه تنگدست و فقير باشند ، خداوند آنان را از فضل خويش بى نياز و توانگر مى سازد ، خداوند وسعت بخش و داناست .

از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) روايت است كه فرمود:

من ترك التزويج مخافه العيلة (الفقر) فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله عزوجل يقول : ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله (3) :

كسى كه از بيم فقر و تنگدستى ازدواج نكند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدايى كه فرمايد: اگر فقير باشند ، خدا از فضل خويش ‍ آنان را بى نياز و غنى مى سازد.

در حديث رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نيز توصيه شده كه ازدواج كنيد ، زيرا كه براى شما روزى آورتر است:

اتخذوا الاهل فانه ارزق لكم .(4)

ازدواج

3- احساس مسئوليت :

كسى كه ازدواج نكرده است ، خود را آزاد حس مى كند و مسؤول نمى شناسد. در نتيجه ، استعدادها و خلاقيت هاى انسانى او هم بروز نمى كند. اما با ازدواج ، بار اداره ي زندگى را بر دوش مى كشد. اين تعهد و احساس مسئوليت ، سازنده است . كلا هر نوع مسئوليت پذيرى ، انسان را به تلاش و آشكار ساختن استعداد و توانايى خويش وا مى دارد.

4- برنامه ريزى :

از سوى ديگر، حسابگرى ، نظم ، برنامه ريزى و به تعبير روايات ، تقدير معيشت لازمه به دوش كشيدن تعهد اداره يك زندگى مشترك و تامين همسر و فرزندان و تربيت شايسته اولاد است .

از آنجا كه تربيت نسلى با ايمان ، مؤدب ، سالم و موفق ، براى خود انسان نيز مايه ي آبرو و حيثيت اجتماعى است ، اين رسالت سنگين نيز به نوع ديگرى توانايي هاى شخص را به مرحله ي ظهور و بروز مى رساند.

5- حق شناسى :

ازدواج ، سبب مى شود كه حقوق متقابل ميان دو انسان پديد آيد. اين سازنده است . ارتباط هاى خانوادگى و پيوندهاى فاميلى ، دامنه اين حقوق و وظايف اخلاقى و اجتماعى را گسترده تر مى سازد و سامان بخش روابط انسانى مى گردد.

كمك به ازدواج جوانان و تشكيل خانواده ، كمك به ساخته شدن انسان هاى مسئوليت پذير ، مدير و صالح است و يكى از راه هاى عمده و موفق مبارزه با گناه در جامعه ، تسهيل ازدواج است .

اين، هم تكليف والدين و افراد خير و توانمند را سنگين مى سازد ، هم روشنگر راهى براى آنانى است كه در انديشه صلاح و سلامت قشر جوان جامعه اند ، هم وظيفه خود جوانان را در اين زمينه روشن مى كند. با تقويت و ترويج و تسهيل اين سنت نبوى ، بهتر مى توان با منكرات مقابله كرد و سدى در برابر هجوم فساد فرهنگى بيگانه پديد آورد.

پي نوشت ها :

1- بحار الانوار، ج 100، (ص ) 219.

2- نور، آيه 32.

3- وسائل الشيعه ، ج 14، ص 24.

4- همان .

منبع : تلخيص شده از كتاب " الفباى زندگى (آشنايى با اصول و عوامل تحكيم خانواده ) "

نويسنده : جواد محدثى

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 22:13  توسط احمد  | 

قلب

در این مقاله قصد داریم با نگاهی اجمالی ، فلسفه و اهداف ازدواج را به زبانی دیگر مورد بررسی قرار دهیم :

ازدواج همه ابعاد وجودی انسان را به محك فرا می خواند . تا قبل از ازدواج عوامل آزماینده خصوصیات حقیقی افراد ، بسیار كم است اما به هنگام ازدواج به یكباره صحنه تغییر می كند . آنقدر عوامل آزماینده در این مرحله زیاد است كه كمتر بعدی از ابعاد وجودی انسان خارج از آزمایش قرار می گیرد .

ازدواج بهره گیری از تمتع جنسی ، دوری از تنهایی و … نیز هست اما در پس پرده و در اعماق آن ، یك مرحله مهمی برای رشد یافتن انسان است ، آن قدر كه ازدواج می تواند انسان را رشد دهد . كمتر مسئله ای این خاصیت را دارد .

ازدواج به خاطر مشكلات و مسائلی كه دارد می تواند توانائی های انسان را محك بزند و انسان به واسطه همین مشكلات و مسائل ، تمرین تواناتر شدن را انجام می دهد ، برخی از افراد كه از مشكلات هراس دارند به این نكته توجه نمی كنند كه بایستی وارد میدان مشكلات شد تا كه آبدیده شد .

ترس از مشكلات ازدواج نباید ما را از ازدواج دور كند ، مگر به خاطر مشكلات تحصیل ، از تحصیل دوری می كنیم ، مگر بخاطر مشكلات كار كردن ، كار را رها می كنیم .

تعریف های متفاوتی كه از ازدواج می شود بستگی به نوع دیدی است كه نسبت به ازدواج وجود دارد . بعنوان مثال فرض كنید كه در یك باشگاه بدنسازی هستید ، انواع وزنه ها ، دمبل ها ، بارفیكس ها ، دستگا ههای مختلف ورزشی و … وجود دارند كه هر كدامشان برای یك عضو بدن و تقویت آن و كل مجموعه برای بدنسازی و تقویت كل بدن خاصیت و كاربرد دارد ، حال كسی كه با اشتیاق و میل و رغبت و علاقه به ورزش بدنسازی به آن باشگاه رفته باشد هر چه موارد تمرین و ورزش و دستگاه ها و ابزار آلات بیشتر باشد ، خوشحال تر است چرا كه می داند بهتر می تواند تمرین كند و رشد كند و با انجام چند تمرین ممكن است خسته شود اما بی حوصله نمی شود . اما اگر كسی دیگر با اجبار یا اكراه و از سربی حوصلگی به همان باشگاه رفته باشد و مشتاقانه قصد ورزش و تمرین را نداشته باشد با اولین تمرین وزنه ها ، نه تنها خسته می شود كه بی حوصله هم می شود و ناراحتی خود را به روشهای مختلف ابراز می كند .

تفاوت این دو فرد چیست ؟

تفاوت واضح است یكی برای تمرین و رشد كردن آمده و دیگری با اجبار یا اكراه وارد زمین باشگاه شده است . زندگی و ازدواج نیز همین طور است . برای كسانی كه بخواهند در ابعاد مختلف رشد كنند ، از این زمین و میدان گاه جای بهتری پیدا نمی شود و موارد تمرین و رشد بسیار زیاد است ، اما برای كسی كه حال و حوصله ی تمرین كردن و قوی شدن و رشد كردن را ندارد ، ازدواج گرچه آغازی شیرین دارد ، اما ادامه ی خسته كننده ای را خواهد داشت .

ازدواج یك منشور چند پهلو است ، هر طرف آن ، بیانگر بعدی از ابعاد زندگی است ، یك طرف آن شور و شوق و لذت ، یك طرف آن محبت و صمیمیت ، یك طرف دیگر تلاش و زحمت ، طرف دیگر آرامش و سكونت و … اما وقتی كل مجموعه را با هم دیدید و همه ابعاد را در نظر داشتید ، خواهید دید كه ازدواج ، یك مجموعه ی رشد دهنده برای شخصیت انسان و یك مجموعه انسان ساز است .

همین تفاوت نگاه ها به ازدواج است كه تعریف انسانها از ازدواج را متفاوت می كند . بنابراین سعی كنید از همین ابتدای كار دید و نگرشتان را نسبت به ازدواج تصحیح و تكمیل كنید .

گرد آوری: داوودی

منبع : برگرفته از كتاب " یك انتخاب مناسب " نویسنده : محمود یزدانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 22:11  توسط احمد  | 

چون عروسی به خانه آوردید، با محبت و تواضع کفش هایش را در آورده ،پاهایش رابشویید آن گاه او را به حجله دعوت کنید .این چنین است که مهر،برکت و رحمت بر خانه و عروستان سایه می افکند .
" پیامبر اکرم (ص)، من لا یحضره الفقیه،ج3.ص358 "

وقتی عروس به حجله آمد به کعبه رو کنید،گیسوان او را نوازش کرده زلف تاب دارش را به چنگ گیرید و آرام بگویید ((خدایا !این امانت توست که به من سپردی .با گفته ی تو او را به خود حلال کرده ام ،فرزندم را مبارک ، پارسا و از پیروان پیامبرت قرار ده و شیطان را از او دور فرما))
" امام صادق(ع)، فروع کافی ج5 ص500 "

آن گاه وضو سازید ،تن و روان خویش طراوت بخشید ،رو به خدای مهربان کنید و دو رکعت نماز عشق به جای آورید .به عروس خود نیز بگویید همین کار را بکند.
" امام صادق(ع)، مکارم الاخلاق ص 239 "

پیش از این که با عروس خویش به بستر زفاف روید،هدیه ای به وی بدهید ،با این کار عشق و آرامش را به او هدیه کرده اید.
" امام صادق(ع)، وسائل الشیعه ج215 ص12 "

شب هنگام که شوهرتان در بستر آرمیده و منتظر آغوش گرم شماست،خود را به کاری سر گرم نکنید،زمان را طول ندهید ،مبادا همسرتان به خواب برود، چرا که زنی این چنین ،تا بیداری شوهر همواره مورد نفرین فرشتگان است.
" پیامبر اکرم(ص)، همان ص 17 "

خانمها شرم و آرزم صفت پسندیده و نیکوی شماست ،اما حیا از شوهر ،ناپسند و بیجا. بهترین شما کسی است که چون با شوهر خلوت کند ،لباس حیا از خود بیفکند و چون لباس بپوشد ،جامه ی شرم و حیا را نیز بپوشد و زیبایی ها و دل ربایی های خود را به دیگران عرضه مدارد.
" امام صادق(ع)، همان،ص14 "

شب هنگام که پرده ها فرو می افتد ، خواب بر پلک ها چیره میشود بر هیچ بانویی روا نیست که بخوابد،مگر آن که خویشتن را به آغوش شوهر بسپارد .باید لباس از تن به در آید ،کنار شوهر بیارامید و پوست بدن خویش به بدن شوهر بچسبانید .این چنین خود را به شوهر عرضه داشته اید .
" پیامبر اکرم(ص)، همان ، ج14 ،ص126 "

هر جا که شوهرتان شما را به خلوت بخواند ،همان جا بهشت شماست! روا نیست شوهر خود را از بهره وری جنسی و لذت حلال منع کنید .
" پیامبر اکرم(ص)، همان ،ص112 "

دنیا و خوشی های آن برای شما آفریده شده است . لذیذ ترین چیزها در این دنیا آمیزش با همسر است .چنان که لذت بخش ترین کاردر باغ بهشت نیز همین است.
" امام صادق(ع)، کافی ،ج5،ص321 "

چه لذتی بالاتر و چشم نواز تر از دیدن بدن عریان همسر است . قبل از هم خوابگی خود را از شوهرتان دریغ مدارید ،بگذارید شوهرتان شما را ببوید و ببوسد.
" امام صادق(ع)، حلیه المتقین ،ص71 "

وقتی به سوی همسرتان می روید ،در آغوش فرشتگانید.چون به آمیزش می پردازید گناهانتان چون برگ درختان فرو می ریزد و چون غسل میکنید خود را می شویید ،از گناهان بیرون می روید .
" پیامبر اکرم(ص)، کافی، ج5، ص496 "

هنگام آمیزش به طور کامل برهنه و عریان نشوید و زیر پوشی هر چند نازک به تن داشته باشید .
" پیامبر اکرم(ص)، وسائل الشیعه ،ج14 ،ص85 "

مرد را به حال خود بگذارید با وی در نیاویزید او را به اجبار به سوی خود نخوانید مرد نیازمند عشوه گری و طنازی است نه زور و اجبار.
" پیامبر اکرم(ص)، حلیه المتقین ،ص67 "

سخن گفتن با پروردگار لذت بخش و روح افزاست،اما وقتی شوهرتان شما را به خلوت خویش میخواند، نماز را طول ندهید و خرامان به سویش بشتابید.
" پیامبر اکرم(ص)، کافی ج 5 ص 508 "

هنگام در آمیختن با همسر خویش ،یکدیگر را ببویید ،ببوسید ،عشق بازی کنید و با سخنان محبت امیز ،عشق را به او پیش کش کنید .
" پیامبر اکرم (ص)، محجه البیضاء ،ج3،ص110 "

هنگام آمیزش چون پرندگان شتاب نکنید صبر پیشه ی خود سازید زنها نیازمند وقت بیشتری هستند مدتی نه چندان طولانی به عشق بازی بپردازید همسرتان را کاملا" آماده سازید.آمادگی دو سویه آمیزش را فرح بخش و کامل می کند.
" امام علی(ع) وسائل الشیعه ج14 ،ص83 ، امام صادق (ع) کافی ج5،ص497 "

آمیزش مکن مگر اینکه با همسرت بسیار بازی کنی و سینه هایش را آرام بفشاری چون چنین کنی آمادگی لازم را برای در آمیختن پیدا می کند .در این حالت،شهوت از صورت و چشمان او نمایان می شود و از تو همان میطلبد که تو از وی می خواهی .
" امام رضا(ع)، سفینه البحار ،ج1،باب الجمع "

هیچ گاه با شکم سیر با همسر خود هم بستر نشوید این کار موجب بیماری و چه بسا موجب مرگ خواهد شد .
" امام صادق (ع)، وسائل الشیعه ج14،ص191 "

چون شب از سفر بر می گردی،خستگی راه آرامش از تو میستاند بهتر است آمیزش با همسرت را تا صبح به تاخیر اندازی.
" امام صادق(ع)،همان ص93 "

گاه وقتی قصد مسافرت داری ،دل شوره عجیب به سراغت می آید ،همسرت نیز مضطرب و نگران است آیا بهتر نیست در آستانه ی سفر از هم آغوشی و نزدیکی با او بگذری؟!
" امام صادق(ع)،همان "

سفر با شریک زندگی ،آرام ساز و غم زداست.سفر خستگی و اضطراب نیز دارد.در سفر گاه همه چیز برایت مهیا نیست.گاه شرایط سفر شرایطی غیر عادیست ،بهتر است در این شرایط غیر عادی از هم خوابگی با یار زندگیت بپرهیزی.
" امام صادق (ع) ، همان "

چون به آمیزش پرداختی سخن کوتاه کن ،مبادا فرزندی لال نصیب تو گردد.
" امام علی (ع)، همان ص87 "

وقتی به قصد فرزند ،خرامان به سوی همسر خویش می شتابی به عورت او نگاه مکن !مبادا فرزندی نابیننا تو را پدید آید.
" امام علی (ع) ،همان ص87

چون به قصد بارور کردن رحم همسرت ،نزد او آرمیدی،با نیتی پاک و زبانی گویا با خدای مهربان چنین بگو (( خدایا مرا فرزندی عنایت فرما و او را پاکیزه و سالم قرار ده که در خلقت او زیاد و کم نباشد و او را عاقبت به خیر گردان))
" امام محمد باقر (ع)،همان ج15،ص106 "

در حال جنابت ،به قصد بچه دار شدن ،با همسرت هم آغوش مگرد ،بهتر است غسل کنی ،اندکی آرام گیری ،پاک و طاهر شوی و سپس . . . اگر چنین نکردی و فرزندی مجنون و کم عقل نصیبت شد کس دیگری جز خود را نکوهش مکن .
" پیامبر اکرم(ص)، همان ج1،ص99 "

اندیشه آدمی به هر جا روان است . در اندیشه ی دیگری بودن نا میمون است .در این هنگام با شهوت زن دیگر نباید با زن خود هم بستر شوی.
"پیامبر اکرم(ص)،همان ص120 "

شیطان خودش خواسته که در فرزندان آدم شریک شود و این مایه ی بسی نگرانی است ،نگران مباشید ! هنگام آمیزش با ذکر ((بسم الله الرحمن الرحیم)) خدا را یاد کند و از شر شیطان به خالق نیکی ها پناه ببرید اگر چنین نکنید ممکن است فرزندتان محبت اهل بیت (ع) را در دل نداشته باشد .
" امام علی (ع)،همان ص96 "

وقتی به قصد آمیزش کنار یکدیگر آرمیدید،دو دستمال تمیز و پاک در کنار خود قرار دهید ، هر کدام از دستمال جدا گانه استفاده کنید .
" پیامبر اکرم(ص)،همان ص188 "

هنگامی که به اوج لذت جنسی نزدیک شده اید ،حتی الامکان از ریختن نطفه ی خود به بیرون خود داری مکنید ،بگذارید غدد جنسی آزادانه به تخلیه بپردازند ،خود داری از تخلیه ی نطفه ،موجب سنگ مثانه خواهد شد .
" امام رضا(ع)، سفینه البحار،ج1،باب الجمع "

اگر به هر دلیل عمل آمیزش به طول انجامید و عمل انزال صورت نگیرد،چه بسا موجبات سنگ مثانه فراهم گردد.از طولانی کردن مدت هم بستری بدون انزال پرهیز کنید .
" امام رضا(ع)، سفینه البحار،ج1،باب الجمع "

پس از آمیزش یکباره بلند مشوید و ننشینید،بلکه ابتدا به طرف راست بچرخید و اندکی بعد برای ادرار ولو اندک برخیزید ،پس از آن برای رسیدن به تعادل وآرامش غسل کنید ،با رعایت این آداب از سنگ مثانه در امان خواهید ماند.
" امام رضا (ع) ،همان "

مکانی خلوت در زمانی بی سرو صدا ،با دلی آرام شرایط مناسبی برای هم بستری است .اگر آمیزش و انعقاد نطفه با دلی آرام و خالی از اضطراب صورت پذیرد ،خون به صورت طبیعی در رگ ها جریان می یابد،انتقال ژن ها طبیعی تر انجام میگیرد و در نتیجه فرزند ،به پدر و مادرش بیش تر شبیه خواهد شد.
" امام حسن (ع) ،بحار الانوار ،ج6 ،ص359 "

پرندگان هر کدام صفاتی دارند :شایست و ناشایست ،در آمیزش نیز آدابی دارند ،"کلاغ" علی رغم پرو بال سیاه و صدای ناهنجارش،در آمیزش مخفی کاراست ،آمیزش مخفی کارانه را از کلاغ بیاموزید.
" امام صادق(ع)،وسائل الشیعه ،ج14،ص100 "

وقتی کودکی در اتاق است و شما را می پاید و حتی بی اختیار نفس و صدای شما را می شنود،از خیر این لحظات دل نشین و بهشتی در گذرید ،مبادا آن کودک در بزرگی به رابطه نامشروع تن در دهد که رستگار نمی گردد.
" پیامبر اکرم (ص)،همان ص95و فروع کافی ج5، ص500 "

خانم ها از آرایش دریغ مکنید ،بهترین ملایم ترین و دل نواز ترین عطر را به کار برید زیبا ترین و دلربا ترین لباس را به اندام خویش بپوشانید خود را حداقل با یک گردنبند زینت بخشید و صبح و شام خود را به شوهر عرضه دارید ،در یک کلام چشمو دل شریک زندگیتان را هنرمندانه بربایید .
" پیامبر اکرم(ص) ،وسایل ،همان ،ص112 "

آقایان!مطابق میل خانمتان لباس بپوشید ،در خانه نیز آراسته و دل ربا باشید ،هوش و حواس همسرتان را ماهرانه به خود جلب کنید ،با این کار غدد جنسی او را نسبت به خود فعال کنید و عفت او را نسبت به دیگران فزونی می بخشید.
" امام رضا(ع)، مکارم الاخلاق ،ص80 "

حلالی لذت بخش تر از هم بستر شدن با همسر نیست ،ولی زیاده روی در این امر نارواست ،میانه روی در آمیزش به سلامت آدمی می افزاید و عمر را زیاد می کند.
" امام صادق (ع) ،وسائل الشیعه ،ج14،ص96 "

مرد باید مقداری از شهوت خود را نگه دارد که همواره توانایی جنسی داشته باشد ،زیرا زن شوهر خود را در امور جنسی توانا بیابد ،بهتر از این است که او را ناتوان ببیند ،مرد ناتوان نمی تواند همسر خود را راضی نگه دارد .
" امام علی(ع) همان، ص180 "

همان گونه که در امور جنسی زیاده روی نارواست ،کم گذاردن و سستی به خرج دادن نیز ناشایست است ،روا نیست مرد بیش از 4 ماه ،امیزش جنسی با همسر جوان خود را ترک کند حتی اگر مثیبت دیده باشد .
" امام رضا (ع)،همان ،188 "

مراقب باشید رو و پشت به قبله با همسر خویش هم بستر شدن ،زشت و ناپسند است .حرمت کعبه را نگه دارید و خدا و فرشتگان را از خویش نا خرسند مسازید .
" امام صادق(ع)،همان ص14 "

در این اوقات آمیزش نکنید :
1- بین اذان صبح و طلوع خورشید
2- بین غروب تا تاریک شدن هوا 3
- هنگام خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی
4- هنگام زلزله
" امام صادق (ع)،همان ،ص96 "

در اول شب چه زمستان و چه تابستان ،امیزش نکنید زیرا معده و رگها پر است و موجب بیماری نقرس ،سنگ مثانه ،ضعف چشم و چکیدن ادرار می گردد.
" پیامبر اکرم (ص)، همان ص91 "

اگر فرزند کم عقل ودیوانه و جذامی نمی خواهید در اول ،وسط و آخر ماه (قمری ) با همسر خود در نیامیزید چه بسا ممکن است آن چه نمی خواهید صورت پذیرد.
" پیامبر اکرم (ص)، همان ص91 "

در شب عید فطر ،عید قربان و نیمه شعبان نیز آمیزش به قصد فرزند دار شدن دوری گزینید چرا که ممکن است فرزند شما شرور ،معلول ،بد یمن و زشت رو گردد .
" پیامبر اکرم (ص)،وسایل الشیعه ج14 ،ص187 "

اگر گاه چشمانت بی اختیار یا با اختیار به زنی افتاد و مسحور او شد و دلت لرزید ،پیش از این که پایت بلغزد ،چشم فرو بند و در اولین فرصت با همسرت هم بستر شو ، چرا که زنان همگی مانند همند.
" امام علی (ع)،همان ص73 "

چون همسرت باردار شد ،از آمیزش بپرهیز،تنها در ماه های اول می توانی با وضو به نزدیکی اقدام کنی، جنینی که در رحم همسرت است بسیار مقدس و قابل احترام است.
" پیامبر اکرم (ص)،همان ج14 ص188 "

زنان به قدر کافی از عادت ماهیانه رنج می برند روا نیست با آمیزش در این دوران به رنج آنها بیفزاییم . این عمل علاوه بر حرمت شرعی ،غیر اخلاقی و غیر بهداشتی نیز می باشد ،در این اوقات می توان از دیگر اعضا بهره برد.
" امام صادق(ع)،همان ج1 ،ص571 "

عشق به همسر گرما بخش و انرژی زاست ،با اعلام این عشق به او قلب وی را تسخیر کنید. ((دوستت دارم عزیزم )) جمله ای که هیچ گاه از قلب زن بیرون رفتنی نیست ،همسر خود را از این کلام آتشین محروم نسازید.
" پیامبر اکرم (ص)،همان ص10 "

هر کار از راه خود به انجام رسد نیکوست .آمیزش با همسر نیز باید از طریق معمول صورت پذیرد تا آرامش جنسی و روانی حصل آید. نزدیکی با او از پشت به شدت مکروه ،نامیمون و غیر بهداشتی است .
" پیامبر اکرم (ص)، همان "

گاهی سر بر بالین همسرتان بگذارید ،با او گفت و گو کنید ،کلمات سوزان و عاشقانه رد وبدل کنید ،یکدیگر را در آغوش بفشارید ،عشق بازی با همسر سرگرمی مومن است.
" پیامبر اکرم (ص)،همان ص82 "

هم آغوشی را برای آخر شب بگذارید زیرا برای بدن مناسب ،برای فرزند دار شدن امید وارتر و فرزند عاقل تر خواهد شد .
" امام رضا(ع)،سفینه البحار ،همان "

و بالاخره وقتی در بدن احساس ناراحتی می کنید و علتی برای آن نمی یابید ،وقتی احساس می کنید حرارت بدنتان بالا رفته و عضلات بدن شما رو به تحلیل می رود و هنگامی که به دنبال مامن و ماوایی می گردید که شما را آرامش بخشد به نزد همسرتان رفته و با آمیزش ،خود را شفا بخشید .
" امام علی (ع)،حلیه المتقین ،ص75 "

و آخر اینکه آنچه در خانه می گذرد امانت است، روا نیست زن ها آن چه میان آن ها و شوهرانشان در خلوت می گذرد به زنان دیگر بازگو کنند.
" پیامبراکرم (ص)،وسائل الشیعه ،ج14 ،ص154 "

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/21ساعت 16:56  توسط احمد  | 

ملت عشق از همه دین‌ها جداست                  عاشقان را مذهب و ملت خداست

«مثنوی، دفتر اول»

عشق انواع گوناگونی دارد:

عشق والدین، عشق فرزندی، عشق اتکایی، عشق خودشیفته، عشق احساساتی، عشق به خود، عشق به خدا، عشق برای گروه، عشق به مکتب و یا مملکت.

 یکی  از محققان می‌گوید: عشق یک مفهوم تک بعدی نیست و با توجه به کیفیت روابط می‌توان گونه‌های مختلفی را برای آن قایل شد.

‌طبقه‌بندی عشق:

1- عشق به خدا: یا عشق دینی که در آن خدا به منزله برترین ارزش و مطلوب‌ترین خیر است.

 2- عشق‌های واقعی: نخستین شرط خوشبختی در عشق این است که از آغاز بین شرکای عشق هماهنگی جسمی و روحی وجود داشته باشد. هنگامی که این هماهنگی وجود نداشته باشد حتمی است که عشق بیشتر از خوشبختی، موجب بدبختی ما خواهد شد.

 3- عشق‌های کاذب: گاهی مواقع حس حقارت و خودبینی و خودخواهی افراد حتی به طور ناخودآگاه در قالب عشق و عواطف تجلی می‌کند و تنها این عشق‌های کاذب‌اند که درون‌شان پر از کینه و خودخواهی است.

 4- عشق افسانه‌ای: حالتی است که «پاول هاک» آن را به درستی به عنوان یک تشخیص روان‌پزشکی در نظر می‌گیرد. حالتی که فرد در آن به ترویج روش‌هایی از عشق‌ورزی روی می‌آورد که هدف آن تسخیر معشوق است.

 5- عشق احساساتی: اساس این نوع عشق در این حقیقت نهفته است که عشق فقط در خیال وجود دارد، نه در عالم واقع که مشهود و محسوس است. رایج‌ترین نوع این عشق را در کسانی می‌توان دید که از مصرف‌کنندگان فیلم‌های سینمایی، دوستداران داستان‌های عاشقانه مجلات و آوازهای عاشقانه هستند و به واسطه ی آنها، لذت می‌برند.

در زندگی جوامع امروزی که یکی از باز ماندن در خمیردندان می‌نالد، دیگری از افتادن موهای ریش دیگری در دستشویی شکوه می‌کند، حفظ عشق چقدر دشوار و حتی گاهی غیرممکن است!!!

در زندگی روزمره، در عادات فردی و در سلیقه‌های شخصی این نوع طرز برخوردها می‌تواند برای طرفین تنش و حتی کشمکش به ارمغان بیاورد و نه عشق رمانتیک.

برخی مولفان باور ندارند که عشق بتواند با گذشت زمان دوام داشته باشد، چون در زندگی، لحظه‌هایی پیش می‌آید که بین معشوق خیالی و معشوق واقعی جدایی می‌افتد و عاشق به تدریج از معشوق ناراضی می‌شود. این حالت الزاما به تغییر شکل معشوق مربوط نمی‌شود، بلکه احتمال زیاد دارد که از درک بهتر واقعیت معشوق نشات بگیرد.با تمام این تعاریف و توصیف‌ها آیا می‌توان از عشق صحبت کرد و یا آن را مورد بررسی قرار داد؟؟؟

مولوی معتقد است که نمی‌توان به این مقوله دست یافت و اسرار آن را آشکار کرد.

در نگنجد عشق در گفت و شنود              عشق دریایی‌ست، قعرش ناپدید

قطره‌های بحر را نتوان شمرد                 هفت دریا پیش آن بحری‌ست خرد

«مثنوی، دفتر پنجم»

بنابراین عقل در مقام شرح عشق، عاجز است. اگر چه تفسیرهای عقل می‌تواند تا اندازه‌ای روشنگر باشد ولی عشق بی‌زبان، شفاف‌تر و گویاتر است.

گرچه تفسیر زبان روشنگر است            لیک عشق بی‌زبان و روشن‌تر است

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت          چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

چون سخن در وصف این حالت رسید      هم قلم بشکست، هم کاغذ درید

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت     شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

«مثنوی، دفتر اول»

اگر انسان عشق را داشته باشد ، می‌تواند آن را ببخشد و اگر آن را نداشته باشد، چیز دیگری برای بخشیدن ندارد.انسان عاشق همواره در لحظه حال زندگی می‌کند و زیبایی در زمان زیستن را دوست دارد. عاشق بودن تنها یک احساس شدید نیست ، بلکه تصمیم است، قضاوت است، قول است. اگر عشق فقط یک احساس بود، دیگر پایداری این قول که همدیگر را تا ابد دوست خواهیم داشت مفهوم پیدا نمی‌کرد.

منابع:

1- وندر زندن، جیمز دبلیو. روان‌شناسی رشد.

2- لطفی، حمید. روان‌شناسی اجتماعی- (روان‌شناسی همرنگی با جماعت)

3- فروم، اریک. هنر عشق ورزیدن. ترجمه: سلطانی، پوری.

4- آلندی، رنه. عشق ترجمه: ستاری، جلال.

5- مولوی مثنوی معنوی. تصحیح: رمضانی، محمد.

نویسنده :عادل مخبری- روان‌شناس بالینی

منبع : تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 16:45  توسط احمد  | 

ذات حق تعالی زن و مرد را از جهت جسمی و روحی به گونه ای آفرید كه بدون هر یك نه پیدایش و بقای آنان امكان پذیر است و نه نیازهای جسمی و روحی هر یك، بدون دیگری به طور كامل بر آورده می شود و نه تكامل روحی و دینی هر یك به صورت فردی و اجتماعی امكان پذیر است. گویا هر یك پاره ای از یك موجود كامل اند و بدون هم ناقص و نسبت به هم مكمل اند[1[

اطاعت از شوهر در راستای اطاعت از خدا

بنده کامل و مؤمن بنده ای است که در مسیر اطاعت خدا بوده و از خداوند فر مانبرداری کند؛ به عبارت دیگر جایگاه و رتبه انسانی و ایمانی هر شخص بستگی به میزان اطاعت او از خداوند متعال دارد. از این جهت فرقی بین زن و مرد، بزرگ و کوچک (مکلف) نیست از نظر اسلام همه افراد جامعه دو دسته تکلیف دارند: فردی و اجتماعی.

1-تکالیف و وظایفی که شامل عبادات و اخلاقیات فردی مثل نماز (فرادی) روزه، حج، راستی، صداقت و... می شود.

2-این قسم که بیشتر اعمال بندگان و مکلفین را به خودش اختصاص می دهد شامل عبادات، معاملات، اخلاقیات که وظیفه شخص در قبال خانواده (اعم از فرزند، همسر، پدر، مادر و...) و بیرون از خانواده (مثل همسایه، دوستان، همکاران و...) را مشخص می کند، می شود.

آن چه که مربوط به بحث ماست وظایفی است که همسران (زن و مرد) در قبال همدیگر دارند و آن وظایف را خدا برای انسان ها تعیین فرموده است بنا بر این انجام وظایف و تکلیف به اطاعت از خدا بر می گردد؛ مثلا اگر کسی به پدر و مادر مشرک و کافر خود خدمت کند و از ایشان (در غیر معصیت خدا) اطاعت کند این شخص قابل ستایش و تمجید است و عملش ستودنی است نه از آن جهت که از پدر و مادر کافر اطاعت کرده بلکه از آن جهت که در راستای اطاعت خدا گام برداشته و در جهت اطاعت از خدا از ایشان اطاعت نموده است بنابر این اگر زنی به خاطر فرمانبرداری از شوهرش قابل تمجید است می شود گفت که این به خاطر آن است که جامعه کوچک خانواده مثل سایر جوامع نیاز به مدیری دارد و خداوند برای اداره جامعه خانواده او را انتخاب نمود "مردان، سرپرست و نگهبان زنانند"[2] که باید حرف آخر را بزنند. بر این اساس، اگر قیمومیت زندگی زناشوئی به مرد واگذار شده از آن روی است که قیام و دوام زندگی به این بستگی دارد و زن با اطاعت از شوهر (در حدی که شرع مشخص نموده) در حقیقت از خدا اطاعت نموده که این قابل تمجید و ستایش است.

البته باید توجه داشت که از سویی، واگذاری مدیریت خانواده به مردان بر اساس مصالح و خصوصیاتی بوده است که در مردان وجود دارد و از سویی دیگر، وجود این ویژگی ها در مردان که موجب این حکم شده است دلیل برتری مردان بر زنان نیست.[3[

به عبارت دیگر، خدای متعال با توجه به آفرینش زن و مرد و تفاوت های روحی و جسمی آن دو، حقوق و تكالیف[4] زناشویی و خانوادگی خاصی به صورت مشترك و خاص برای هر یك قرار داده است تا تأمین كننده نیازهای دنیوی و اخروی هر یك به صورت كامل باشد.

در زیر به برخی از این وظایف اشاره می شود:


وظایف زن و مرد در قبال هم دیگر

الف. زن و مرد وظیفه دارند در زندگی مشترك خانوادگی و زناشویی، نسبت به هم خوش رفتار، خوش رو و خوش گو باشند و از هر گونه بدرفتاری، ترش روی و بدگویی دوری نمایند.

ب. زن و مرد باید در پیشبرد و تحكیم زندگی خانوادگی، همكاری و همراهی داشته باشند و معیار این همكاری هم بنابر راهنمائی شرع و انتظار عرف، فرهنگ، زمان، مكان و موقعیت آن دو است. از باب نمونه،‌ اگر عرف خانه داری، بچه داری، شیردهی بچه را به عهده زن می داند و كارهای بیرون خانه را به عهده مرد می داند، ‌هر دو در این امور محوله،‌ همكاری نمایند.

ج. زن و مرد، هر دو موظف اند در حد توانایی و مقتضای عرف زمان و مكان و موقعیت در رشد و پرورش فرزند، کوشش نمایند.

د. زن و مرد نباید رابطه نامشروع با فرد دیگری داشته باشند.


وظایف زن در قبال مرد

الف. پذیرش ریاست شوهر: اگر در زندگی زناشویی و خانوادگی مشكلی و مسئله ای پیش آمد، حل آن با نظر نهایی شوهر است،‌البته این وظیفه شوهر، نباید خارج از حسن معاشرت و معاضدت،‌ شرع و قانون باشد و باعث سوء استفاده شوهر شود .

ب. تبعیت از مرد در محل اقامت و مسكن، مگر این كه این اختیار را شوهر به زن واگذار كرده باشد و یا خلاف شأن اجتماعی زن باشد و یا ضرر جانی و جسمی برای زن داشته باشد.

ج. تبعیت از مرد، در خروج از منزل و ورود دیگران به منزل،‌ در حد عرف، مگر این كه برای انجام تكالیف دینی مثل حج واجب و یا برای انجام مداوا، یا ماندن در خانه ضرر جانی، بدنی و شرافتی،‌برای زن داشته باشد.

د. تبعیت از مرد در اصل شاغل بودن و نوع شغل، در صورتی كه خلاف انتظار عرف زمان، مكان و موقعیت و جنسیت زن باشد.

ه. زن آرایش برای شوهرش نماید و برای غیر شوهرش بوی خوش استفاده نكند و الاّ نماز او مورد قبول واقع نخواهد شد.[5[


وظایف مردان در برابر زنان:

1- رفتار نیكو با زنان:

الف. دوستی با زنان از اخلاق انبیا بود.[6[

ب. اظهار دوستی با زنان، هرگز از یاد آنان نمی رود.

ج. گذشت و بخشش نسبت به زنان، اگر رفتار بدی را مرتكب شدند.

د. خوش رویی و خوش رفتاری با زنان.

ه. ترس از ذات حق تعالی كه مبادا، حق زن خود را به جا نیآورد.

2- الزامات اخلاقی

الف. نگاه به زن به عنوان گل باشد نه خدمت كار، تا طراوت و شادابی آن حفظ شود و كاری فراتر از حد متعارف، از زن خواسته نشود.

ب. مشورت با زن در امور مهمه زندگی.

ج. رعایت اخلاق و حقوق هم بستری با زن.

3- وظایف مالی و پرداخت نفقه:

الف. تهیه غذا، در حد متعارف زمان، مكان و موقعیت متناسب زن.

ب. تهیه پوشاك، در حد متعارف زمان،‌ مكان و موقعیت متناسب زن.

ج. تهیه وسایل بیشتر و بهتر زندگی ، پوشاكی، خوراكی، به ویژه در ایام عید.

د. تهیه وسایل آرایشی و تزیینی، در حد متعارف زمان،‌ مكان و موقعیت متناسب زن.

ه. تهیه مسكن،‌ در حد متعارف زمان، مكان و موقعیت متناسب زن.

و. تهیه لوازم منزل در حد متناسب زمان،‌ مكان و موقعیت متناسب زن.

ز. تهیه خدمتكار، اگر شأن اجتماعی و خانوادگی زن اقتضا دارد یا اگر مریض است[7[.

اینها اجمالی از وظایف مشترک زن و مرد و وظایف اختصاصی هر کدام بود خداوند در قرآن می فرماید: "آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد(و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد[8]" و هر کدام از زن و مرد که بیشتر وظایفشان را انجام دهند، در حقیقت بیشتر از خداوند متعال اطاعت کردند پس از این جهت قابل تمجید و ستایش هستند و فرقی بین زن و مرد نیست.


--------------------------------------------------
[1] استاد مصباح یزدی، جزوه حقوق زن در اسلام، جلسه 209، ص 2096.

[2] نساء 34.

[3] نمایه: قرآن و قوامیت مردان بر زنان، سؤال 267 (سایت: ۱۸۸۱).

[4] بقره،233؛ نساء،4؛ نحل، 72 و 21 ؛روم و آیات دیگر قرآن مربوط به حقوق و تكالیف زن و مرد.

[5] حلیة المتقین، فصل 6، ص 76 – 79.

[6] طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ‌ج 2،‌كتاب نكاح، ص 626.

[7] اقتباس: نمایه: وظایف زنان در برابر مردان، سؤال 850 (سایت: ۹۲۵(.

[8] حشر 7.

منبع : zahra4066@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 16:44  توسط احمد  | 

سونوگرافی چیست؟ و استفتده از آن در دوران بارداری چه فوایدی دارد؟

آیا در بارداری سونوگرافی نیاز دارم ؟

امروزه از سونوگرافي طي يك حاملگي به دفعات متعدد استفاده مي‌شود كه بيمار را متحمل هزينه بالا مي‌كند، در حالي كه مي توان در يك حاملگي بدون وجود عوارض جدي مامايي براي ارزيابي رشد جنين و تخمين سن حاملگي از روش ارزان، قابل اعتماد و آسان اندازه گيري سريال ارتفاع رحم استفاه كرد . بر پايه نتايج يك تحقيق اندازه گيري ارتفاع رحم، يك روش غربالگري قابل اعتماد، موثر و كارا جهت ارزيابي رشد جنين و تخمين سن حاملگي در مقايسه با روش «سونوگرافي» است .تخمين سن داخل رحمي يكي از اجزا اصلي مراقبت «پره ناتال» است كه توسط LMP،‌ اندازه گيري رحم و اولتراسونوگرافي تعيين مي‌شود و اندازه گيري سريال ارتفاع رحم و مقايسه آن با LMP با دقت زيادي بيان كننده سن حاملگي مي‌باشد.امروزه از سونوگرافي طي يك حاملگي به دفعات متعدد استفاده مي‌شود كه بيمار را متحمل هزينه بالا مي‌كند، در حالي كه مي توان در يك حاملگي بدون وجود عوارض جدي مامايي، براي ارزيابي رشد جنين و تخمين سن حاملگي از روش ارزان، قابل اعتماد و آسان اندازه گيري سريال ارتفاع رحم استفاه كرد.منصوره نصيريان و مهين افلاطونيان دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد با استاد راهنمايي دكتر مهديه مجيبيان در پايان نامه دانشجويي خود دقت روش اندازه گيري ارتفاع رحم و سونوگرافي براي تخمين سن حاملگي و مقايسه با نتايج اولين روز آخرين قاعدگي را بررسي كردند.اين مطالعه به روش CROSS- SECTIOAN و به صورت Diagnoctic study انجام شد و جامعه مورد بررسي را 140 خانم بارداري كه بين هفته‌هاي 28 - 22 حاملگي به سر مي برند، تشكيل دادند.سن حاملگي جامعه مورد بررسي با استفاده از اندازه گيري ارتفاع رحم و سونوگرافي در 22 تا 25 هفته حاملگي تخمين زده شد و با سن حاملگي حاصل از LMP مقايسه شد.سپس به فاصله سه، چهار هفته براي دفعه دوم سن حاملگي تخمين زده شد.طبق نتايج اين بررسي ضريب همبستگي پيرسن بين سن حاملگي تخمين زده شده به وسيله ارتفاع رحم و سن حاملگي تخمين زده شده به وسيله سونوگرافي، قطر بين آهيانه‌يي به دست آمد.

به گزارش ايسنا، ضريب همبستگي بين سن حاملگي تخمين زده و سن حاملگي اهميت زيادي مي‌يابد،‌ با توجه به اختلاف ناچيزي كه در تخمين سن حاملگي به دو روش اندازه‌گيري ارتفاع رحم در سونوگرافي در مقايسه با LMP وجود دارد، در نهايت چنين نتيجه‌گيري شده كه از اندازه گيري ارتفاع رحم به عنوان يك روش غربالگري قابل اعتماد و موثر و كارا مي‌توان جهت ارزيابي رشد جنين و تخمين سن حاملگي استفاده كرد و در صورت وجود هرگونه اختلاف قابل توجه بين اندازه حاصل از اندازه گيري ارتفاع رحم و LMP مي‌توان جهت بررسي‌هاي بيشتر از سونوگرافي استفاده كرد

تاريخچه سونوگرافي :

در سونوگرافي با تصوير سه بعدي انواع مالفورماسيونها دقيق مشخص مي‎شود به خصوص در مالفورماسيونهاي صورت . براي ساخته شدن تصوير در زمان طولاني هنوز دستگاهها كامل نشده‎اند در واقع دستگاههاي سه بعدي تجارتي نشده‎اند و هنوز اكثر دستگاههاي سونوگرافي دو بعدي هستند و به عبارتي Digimucioner هستند كه منتها تمايز دستگاهها با توجه توانايي تفكيك است يعني دستگاه سونوگرافي كه قدرت تفكيك بالاتر باشد از لحاظ كارايي بالاتر است و برعكس .

درمان ناهنجاري هاي مادرزادي باانجام دو دوره سونوگرافي در دوران بارداري امکان پذير است:دكتر «صلاح الدين دلشاد»  در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) واحد علوم پزشكي ايران اظهار داشت: بيماري هيرشترونگ يك بيماري مادرزادي و در حقيقت عدم تشكيل قسمتي از اعصاب انتهايي لوله گوارش است.وي افزود: در نتيجه اين بيماري كودك دچار يبوست هاي مزمن مي شود به حدي كه هر 10 تا 15 روز يكبار قادر به اجابت مزاج خواهد بود.وي ادامه داد: ضمن آنكه كودك با ابتلا به اين بيماري به دليل وارد كردن فشار به خود دچار عوارض ديگر شده و از سوي ديگر نيز دچار بي اشتهايي، لاغري، سوء تغذيه و حتي عقب ماندگي ذهني مي شود.دكتر دلشاد راه درمان اين بيماري را جراحي دانست و عنوان كرد: اين بيماري در صورت تشخيص به موقع به طور 100 درصد قابل درمان خواهد بود.اين متخصص ادامه داد: البته در گذشته براي جراحي اين بيماري شكم بيمار باز مي شد اما خوشبختانه در حال حاضر جراحي بدون بازكردن شكم و از طريق مقعد با برداشتن روده اي كه عصب ندارد و پيوند روده سالم انجام مي پذيرد.وي با اعلام اين مطلب كه اغلب ناهنجاري هاي مادرزادي با تشخيص به موقع در دوران جنيني و قرار گرفتن تحت نظارت متخصص مربوطه قابل كنترل و درمان خواهند بود اظهار داشت: لازم است مادران در طول دوران بارداري در دو مرحله (28 هفتگي و 36 هفتگي حاملگي) به انجام سونوگرافي جهت بررسي ناهنجاري هاي جنيني بپردازند.

بهترين زمان انجام سونوگرافي هفته 12 تا 14 حاملگي است :متخصصان معتقدند بهترين زمان انجام سونوگرافي در زنان باردار براي تشخيص ناهنجاري جنيني، هفته 12 تا 14 حاملگي است.دكتر «حميد بهنيا» متخصص زنان و زايمان ضمن بيان اين مطلب در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) واحد علوم پزشكي ايران، گفت: سونوگرافي ابزار تشخيصي مهمي در اغلب رشته‌هاي پزشكي از جمله زنان و مامايي است كه هيچ خطري را نيز براي فرد به دنبال ندارد.وي با اشاره به اينكه انجام سونوگرافي از ابتدا تا انتهاي بارداري براي مادر بي‌ضرر است، افزود: البته سونوگرافي با هدف تشخيص ناهنجاري جنين در هفته 12 تا 14 حاملگي نتيجه بخش‌تر است.دكتر بهنيا ادامه داد: سونوگرافي را نبايد به غلط تنها ابزاري براي تشخيص جنسيت جنين به ويژه قبل از هفته 20 بارداري قلمداد كرد، متاسفانه  برخي خانواده‌ها تنها با اين هدف سونوگرافي را انجام مي‌دهند تا در صورت نياز اقدام به ختم بارداري كنند.اين عضو علمي دانشگاه با اشاره به اينكه نگرش فوق عواقب نامطلوبي در جامعه در پي دارد، اظهار داشت: ناهماهنگي جمعيتي زنان و مردان، به عنوان مثالي در كشور هندوستان كه در پي ختم مكرر حاملگي‌ها رخ داده از جمله اين عواقب است.

سونوگرافي سه بعدي موفقيت تشخيص بيماري را تا بيش از 99 درصد افزايش داده است : امروزه با ابداع دستگاه‌هاي جديد و كاربرد سونوگرافي سه بعدي در پزشكي صحت تشخيص بيماري‌ها به 8/99 درصد رسيده است.دكتر «ربابه طاهري‌پناه» دبير اجرايي اولين همايش سونوگرافي در زنان و مامايي ضمن بيان اين مطلب در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، واحد علوم پزشكي ايران، گفت: در حال حاضر با استفاده از سونوگرافي سه بعدي امكان تشخيص به موقع ناهنجاري‌هاي جنيني و انواع بيماري‌ها از جمله سرطان زنان فراهم شده است.وي ادامه داد: تصميم‌گيري بهتر در خصوص ختم يا ادامه بارداري و بررسي نتايج اعمال جراحي داخل رحمي، از ديگر كاربردهاي سونوگرافي سه بعدي است.دكتر طاهري‌پناه سونوگرافي را روشي غير تهاجمي عنوان و تصريح كرد: در گذشته در تشخيص ناهنجاري جنيني به روش آمينوسنتز (كشيدن آب دور جنين) امكان سقط جنين وجود داشت؛ اما امروزه به كمك دو روش سونوگرافي دو بعدي و سه بعدي بدون بروز هيچ يك از اين عوارض، موفقيت تشخيص نيز به بيش از 99 درصد رسيده است.عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با بيان اين مطلب كه «متاسفانه كاربرد روش تشخيصي سونوگرافي سه بعدي در اغلب موارد غير ضروري است»؛ افزود: اين روش بايد پس از سونوگرافي دو بعدي آن هم در صورت تشخيص پزشك مبني بر احتمال وجود ناهنجاري انجام پذيرد.وي ادامه داد: چرا كه استفاده از روش سونوگرافي سه بعدي در موارد غير ضروري ضمن اتلاف وقت، هزينه مالي فراواني را نيز به شركت‌هاي بيمه‌گر و بيماران تحميل مي‌كند.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 16:33  توسط احمد  | 

روش تغذيه ای

در اين روش از طب سنتی قديم و روشهای علمی جديد استفاده می شود بر اساس طب قديم خوردن بعضی از غذا ها مانند کاهو، توت فرنگی ، خرملا، هل، زعفران ... در هنگام بار دار شدن به پسر شدن و مصرف ماست، ترشی، تخم مرغ... به دختر شدن جنين منجر می شود. همچنين بر اساس تحقيقات انجام شده ، ثابت شده است که تغيير در غلظت بعضی از املاح خون باعث کمک به تعيين جنسيت می شود به اين شکل که افزايش سديم و پتاسيم و کاهش کلسيم و منيزيم بدن برای افرادی که خواهان پسر هستند و عکس آن برای دختر شدن جنين کمک کننده است البته بايد حداقل به مدت ۴ تا ۶ هفته انجام شود تا کارساز باشد البته اين رژيم حتما بايد زير نظر پزشک و مراقبتهای خاص و با مقادير معين انجام شود و انجام خودسرانه آن به هيچ وجه توصيه نمی شود .

زمان بندی مقاربت

برای استفاده از روش زمان بندی کافی است نگاهی به خصوصيات تخمک (X) و دو نوع اسپرم حاوی کروموزومهای X Y در آقايان بيندازيم . می دانيم که خانمها هر ماه در اواسط سيکل خود يک يا چند تخمک که از نظر جنسی فقط X هستنذد توليد می کنند و در مقابل آقايان دارای دو نوع اسپرم X Y هستند در واقع اين مرد است که جنسيت سلول تخم را تعيين می کند به شکلی که اگر تخمک X با اسپرمY لقاح يابد سلول تخم مونث شده و اگر تخمکX با اسپرم Y لقاح يابد سلول تخم مذکر می شود.تخمک يک شلول درشت است که حدود ۰.۱ ميلی متر قطر دارد و با چشم غير مسلح هم قابل مشاهده می باشد .حرکت آن بسيار کم و سنگين است و در حدود ۷۲ ساعت می تواند در شرايط رحم زنده بماند . آقايان دارای دو نوع اسپرم هستند اسپرمی که حاوی کروموزوم X است و اسپرمی که حاوی کروموزوم Y است اسپرمX دارای سر بيضی بوده درشت تر و سنگين تر و با حرکت کمتری نسبت به اسپرم Y است و طول عمر آن بيشتر است . اسپرم Y کوچکتر ، فرزتر و با سرعت بيشتری می باشد و دارای دم بلندتری است سر آن نيز گرد است ولی طول عمر آن کوتاه تر است و بسيار کم جان تر و ضعيفتر است . در واقع تفاوت اين دو نوع اسپرم است که پايه و اساس انتخاب جنسيت را تشکيل می دهد و تمام روشهای انتخاب جنسيت در دنيامبتنی بر اين تفاوتها می باشد. يک نکته مهم اين است که اگر چه اسپرمهای Y کم جانتر و دارای عمر کوتاه تری هستند ولی تعداد اسپرمهای اين نوع بسيار بيشتر از اسپرمهایX است و اين جبران کننده نقطه ضعف آنهاست . و موجب يکسان شدن تعداد مواليد دختر و پسر می شود. اسپرمهایY نسبت به محيط اسيدی بسيار حساس هستند و سريعا در اين محيطها از بين می روند و در مقابل اسپرمهایX در اين محيطها مقاومت بيشتری دارند و به اين علت در تعيين جنسيت از شستشوهای اسيدی يا قليايي استفاده می شود.

طبق مطالب فوق يکی از مهمترين نکات در تعيين جنسيت ، تعيين زمان تخمک گذاری می باشد و اگر مقاربت در حوالی زمان تخمک گذاری صورت گيرد ، پسر بدنيا خواهد آمد چرا که در زمان تخمک گذاری ترشحات دهانه رحم از هميشه قليايي تر و رقيق تر است و ارتجاع پذير تر است و حرکت اسپرمهایY را بسيار سهل و آسان می کنداما اگر مقاربت ۳ تا ۴ روز بعد يا قبل از تخمک گذاری اتفاق بيفتد شانس پسر شدن بشدت کاهش می يابد و احتمال دختر زياد می شود .

يکی ديگر از مواردی که در انتخاب جنسيت می توان از آن بهره جست ارگاسم زن در هنگام مقاربت است . می دانيم که در هنگام ارگاسم زنانه ترشحات با PH قليايی از دهانه واژن ترشح می شود که همزمان با انقباضات عضلات واژن باعث بالا راندن اسپرمهای پسر و کمک به حرکت ان اسپرمها به سمت رحم می شود و اين مورد به زوجهای خواهان فرزند پسر پيشنهاد می شود.

تعداد اسپرمها

در زوجهايي که ۲ يا بيش از ۲ فرزند دختر دارند و خواهان پسر می باشند مرد بايد يک آزمايش شمارش اسپرمی بدهد چرا که اگر تعداد اسپرمهای مرد در يک سی سی کمتر از ۲۰ ميليون باشد احتمال دختر دار شدن ۸۰٪ و اگر زير ۵ ميليون باشد اين احتمال ۱۰۰٪ خواهد بود. کلا هر اتفاقی که باعث افزايش اسپرمها شود به نفع پسر شدن است و برعکس به نفع دختر شدن.

ماههای سال

از روشهای ديگری هم در تعيين جنسيت استفاده می شود با استفاده از جداولی ، سن مادر را با حاملگی در نظر می گيرند و بر اين اساس مشخص می شود که بارداری در هر ماه که اتفاق بيفتد احتمال کدام فرزند بيشتر است . مثلا مادری ۳۰ ساله اگر در ماه ارديبهشت باردار شود جنين حاصله دختر خواهد بود . اگر تمام موارد در بالا بطور همزمان و زير نظر فرد مجرب در تعيين جنسيت و به درستی انجام شود می توان بين ۸۰٪ تا ۹۰٪ به حصول نتيجه مطلوب اميدوار بودالبته تعيين زمان تخمک گذاری مهمترين مورد است و تجربه و دقت زيادی را طلب می کند. چون حتی اگر ۱۲ ساعت در تعيين زمان اشتباه کنيم نتيجه متفاوت خواهد بودو در ضمن تمام اين روشها بايد از حدود ۲ ماه قبل از بارداری انجام شود خصوصا روشهای تغذيه ای از ۱.۵ ماه قبل از بارداری بايد شروع شود. بدون شک حتی اگر يک روز از لقاح گذشته باشد جنسيت جنين مشخص است و نمی توان آن را تغيير داد . و اگر قرار است تعيين جنسيتی انجام شود حتما بايد قبل از بارداری باشد .

به يك متخصص زنان و زايمان يا يك ماما مراجعه نماييد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 16:28  توسط احمد  | 

مقاربت در دوران بارداري

مقاربت در طول يك بارداري سالم ممنوعيتي ندارد مشروط بر اينكه با خشونت نبوده و در وضعيتهاي مناسب انجام شود، مثل وضعيت ضربدري يا حالاتي كه به شكم بزرگ شده مادر فشاري وارد نشود. معمولا اگر شرايط خاصي وجود داشته باشد (مانند جفت سرراهي يا پائين، نارسايي دهانه رحم، احتمال زايمان پيش از موعد) پزشك معالج ممنوعيت مقاربت را اعلام مي كند. مثلا در صورت احتمال زايمان زودرس، مقاربت در طول بارداري بايد با استفاده از كاندوم باشد و در 4 هفته آخر بارداري ممنوع است.

مقاربت در طول يك بارداري سالم ممنوعيتي ندارد مشروط بر اينكه با خشونت نبوده و در وضعيتهاي مناسب انجام شود، مثل وضعيت ضربدري يا حالاتي كه به شكم بزرگ شده مادر فشاري وارد نشود. معمولا اگر شرايط خاصي وجود داشته باشد (مانند جفت سرراهي يا پائين، نارسايي دهانه رحم، احتمال زايمان پيش از موعد) پزشك معالج ممنوعيت مقاربت را اعلام مي كند.تنها در 4 هفته آخر بارداري است كه بهتر است از كاندوم استفاده كرد و در صورت احتمال زايمان زودرس بايد از انجام آن پرهيز نمود.

بطور كلي آميزش تا 4 هفته آخر بارداري در صورتيكه فشار وارد نشود اشكالي ندارد، اما ترشحات نبايد به داخل ريخته شود (بهتر است از كاندوم استفاده شود). و در اين مورد بهتر است دو هفته زودتر يعني تا 6 هفته آخر حاملگي نزديكي انجام شود. علائم خطرناك بعد از مقاربت شامل لكه بيني، خونريزي، احساس فشار و انقباضات زودرس زايماني است 

از چه پمادي براي روان شدن در مقاربت مي توان استفاده كرد؟

مي توانيد از انواع روغن هاي گياهي مانند روغن زيتون و ... استفاده كنيد. پمادهاي لوبريكانت هم در داروخانه ها موجود است كه اختصاصا براي اين استفاده ساخته نشده و چون محلول در آب است ممكن است بسرعت خشك شوند و بنابراين توصيه نمي شود.

مقاربت از طريق مقعد، اگر براي شما قابل تحمل باشد اثر سويي بر جنين ندارد و بهتر است آرام و با استفاده از مواد نرم كننده صورت گيرد.

در هر صورت طول آلت مرد تاثيري در آميزش جنسي ندارد بلكه آنچه در مورد آميزش جنسي در دوران بارداري مهم است احساس زن مي باشد. در برخي موارد ممكن است با رسيدن به اوج لذت جنسي يا تاثير مواد موجود در مني مرد، موجب انقباضاتي در رحم شود و بخصوص در هفته هاي آخر بارداري احتمال زايمان زودرس را افزايش مي دهد.

آيا رسيدن به ارگاسم در بارداري خطرناك ميباشد؟(ماه 4 الي آخر)

بطور عمومي و در طول يك بارداري سالم خير، خطري ندارد. منتهي از آنجا كه ارگاسم مي تواند سبب انقباضات بسيار خفيف در رحم شود در افرادي كه حاملگي پرخطر دارند (اين موضوع معمولا توسط پزشك گوشزد مي شود) و در معرض زايمان زودرس هستند، بخصوص در هفته هاي آخر بارداري كه احتمال زايمان پيش از موعد بيشتر است ممكن است نزديكي بطور كلي ممنوع شود .

آيا مي توانيم در طول بارداري آميزش داشته باشيم؟

البته كه بله! معمولا در يك بارداري عادي مقاربت براي زن باردار سالم و همسرش ايرادي ندارد. برخي پزشكان آميزش جنسي را در هفته آخر بارداري ممنوع مي كنند، ولي همه پزشكان با اين نظر موافق نيستند در اين مورد مي توانيد نظر پزشك خود را جويا شويد.

فعاليت جنسي مكرر نبايد در يك بارداري سالم، مشكلي ايجاد كند. معمولا زوجين مي توانند فعاليت جنسي قبلي خود را ادامه دهند. البته اگر در معرض زايمان زودرس باشيد يا يكي از مشكلات بارداري مانند كوتاهي يا اتساع دهانه رحم، نشت مايع آمنيوتيك، جفت سرراهي يا خونريزي داشته باشيد و يا اينكه سابقه سقط ناشي از زايمان زودرس را داشته باشيد احتمالا پزشك معالج شما را از انجام نزديكي منع خواهد كرد.

آيا آميزش جنسي در دوران بارداري به جنين آسيب مي رساند ؟

بسياري از مردان مي خواهند بدانند كه آيا فعاليت جنسي به جنين صدمه مي رساند يا خير. آميزش جنسي و انزال، هيچ يك در بارداري كم خطر ايرادي ندارد. جنين در محفظه عضلاني رحم قرار دارد و از جنين بوسيله مايع آمنيوتيك و كيسه آمنيوتيك به خوبي محافظت مي شود. يك پوشش مخاطي ضخيم دهانه رحم را مي پوشاند و مانع از انتقال عفونت نيز مي شود. ممكن است چندي بعد از اوج لذت جنسي جنين شما تكان بخورد! در اين مورد نيز نگران نباشيد چون اين افزايش تحرك بدليل افزايش جريان خون ناشي از افزايش ضربان قلب شماست نه بخاطر اينكه جنين احساس درد مي كند يا از آنچه روي داده چيزي فهميده است.

با اين حال اگر هنوز نگرانيد و پرسشي در اين باره داريد، در يكي از جلسات مراقبت بارداري كه هر دو حضور داريد آنرا مطرح كنيد.

آيا ميل جنسي در دوران بارداري تغيير مي كند؟

عموما تمايل جنسي زنان باردار از يكي از دو الگوي زير پيروي مي كند:

» كاهش ميل جنسي در سه ماهه اول و سوم بارداري و افزايش آن در سه ماهه دوم

» كاهش تدريجي ميل جنسي با پيشرفت بارداري

طي سه ماهه اول ممكن است دچار تهوع و ضعف باشيد. طي سه ماهه سوم ممكن است افزايش وزن، بزرگ شدن شكم و حساسيت سينه ها و ساير مشكلات باعث شوند كمتر ميل به تماس جنسي داشته باشيد. اين حالت طبيعي است. در مورد حس خود با همسرتان صحبت كنيد و سعي كنيد راهي بيابيد كه براي هر دوي شما رضايت بخش باشد. بارداري در بعضي زنان باعث افزايش ميل جنسي مي شود. فارغ شدن از نگراني در مورد احتمال بارداري به برخي از زنان احساس رهايي مي بخشد. در برخي موارد، يك زن در دوران بارداري است كه براي اولين بار به اوج لذت جنسي مي رسد و يا چند بار اوج لذت را تجربه مي كند. اين موضوع به دليل افزايش فعاليت هومورني و بيشتر شدن گردش خون لگن است. برخي زنان فكر مي كنند كه بدليل افزايش اندازه و تغييرات جسماني ناشي از بارداري، جذابيت خود را از دست داده اند. ممكن است بعد از مقاربت احساس گرفتگي در شكم يا حساس شدن ناراحت كننده در سينه ها داشته باشند. در مورد اين احساسات خود با همسرتان صحبت كنيد، درك متقابل و محبت مي تواند به هر دوي شما كمك كند.

آيا بارداري مي تواند موجب تغيير در ميل جنسي همسر شود؟

بله! بعضي از مردان خانم باردار خود را جذابتر از هر وقت ديگر مي بينند و گروهي ديگر از شدت نگراني براي سلامت مادر و جنين تمايلات جنسي خود را سركوب كرده يا اصلا آنرا احساس نمي كنند. در هر صورت صحبت كردن مي تواند باعث شود تا تغيير در رفتارها براي طرف مقابل قابل درك شود.

چه وضعيتهايي براي يك زوج باردار مناسب و راحت تر است؟

ممكن است با پيشرفت بارداري متوجه شويد كه انتخاب وضعيت هاي جديد براي آميزش جنسي ضروري است. ممكن است شكم شما باعث شود انتخاب برخي وضعيت ها براي شما ناراحت كننده باشد. به علاوه، توصيه مي كنيم كه حدود 16 هفتگي به پشت نخوابيد چرا كه وزن رحم بر روي عروق اصلي لگن ممكن است گردش خون اين ناحيه را مختل كند. بهتر است براي آميزش جنسي يا به پهلوي خود بخوابيد و يا روی مرد قرار گيريد.

چه زماني بايد از آميزش جنسي اجتناب كرد؟

برخي وضعيت ها بايد شما را نسبت به عدم انجام آميزش آگاه سازد. اگر سابقه زايمان پيش از موعد داريد. ممكن است پزشك شما را آميزش جنسي و يا رسيدن به اوج لذت جنسي باز دارد. اوج لذت جنسي باعث انقباض هاي خفيف رحمي مي شود. مواد شميايي موجود در ترشحات جنسي مرد ( مني ) نيز مي توانند باعث تحريك انقباضات رحمي شوند. بنابراين شايد بهتر باشد كه همسر يك زن باردار از تخليه ترشحات جنسي خود داخل واژن اجتناب كند. اگر سابقه سقط خود به خودي داشته باشيد ممكن است پزشك شما را از رابطه جنسي و رسيدن به اوج لذت بر حذر دارد. با اين حال هيچ رابطه اي بين آميزش جنسي و سقط خود به خودي پيدا نشده است. در صورت وجود موارد زير از فعاليت جنسي پرهيز كنيد: جفت سه راهي يا پايين واقع شدن جفت در رحم، نارسايي دهانه رحم، آغاز پيش از موعد دردهاي زايماني، پاره شدن كيسه آب، درد به هنگام آميزش جنسي، خونريزي بدون علت از واژن و يا ترشح از آن، وجود ضايعه بهبود نيافته هرپسي در همسر و يا آغاز زايمان.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 16:27  توسط احمد  | 

HIV ( ايدز ) چيست؟

 HIV حروف مخفف کلمات :

 Human : انسان : این ویروس فقط بر انسانها اثر گذار است

Immuno-deficiency : نقص ایمنی :این ویروس باعث ایجاد نقص در دستگاه ایمنی بدن میگردد و مانع از فعالیت صحیح دفاعی بدن  می شود.

Virus :ویروس : این ارگانیسم یک ویروس است و مانند همهُ ویروسها توانایی تکثیر مستقل ندارد، این ویروس با ایجاد تغییراتی در سلولهای انسانی تکثیر و انتشار می یابد.

AIDS حروف مخفف کلمات :

 Aquired : اکتسابی : زیرا فرد باید آنرا اکتساب کند و این بیماری جزء بیماریهای ژنتیک نیست.

Immune : ایمنی : بعلت اینکه بر سیستم ایمنی بدن اثر گذار است و کار سیستم ایمنی مبازه برای دفع میکرب، باکتری و ویروسها میباشد.

Deficiency : نقصان : بعلت اینکه باعث ایجاد نقص در سیستم ایمنی بدن میشود و کار آنرا دچار اختلال میکند.

Syndrom : نشانگان: بعلت اینکه شخص مبتلا به ایدز ممکن است دچار انواع متفاوت از نشانه‌های بیماریها و عفونتهای فرصت طلب شود 

تفاوت اچ آی وی (HIV) با ایدز (AIDS) چیست؟

 اچ آی وی (HIV ) مخفف ویروس نقص ایمنی انسانی است. ویروسی است که سبب صدمه به دستگاه ایمنی بدن مي شود .دستگاه ایمنی عفونتها و بیماریها را دفع میکند. هنگامیکه فرد مبتلا به اچ آی وی (HIV ) میشود،ویروس به تدریج شروع به از بین بردن سیستم ایمنی میکند و به این ترتیب بدن نمیتواند حتی با بیماریهای جزئی مقابله کند و فرد مستعد ابتلا به انواع بیماریها میشود. وقتی که پیشرفت ویروس باعث ایجاد بیماریها در فرد گردد،  وضعيتي به نام ایدز (AIDS) ايجاد میشود. در نتیجه، عوامل عفونی و بیماریهای دیگر  فرصت مبتلا کردن انسان را  پیدا‌ می کنند و موجب پیدایش علائم و نشانه‌های گوناگونی در بدن می‌شوند. برخی از این نشانه‌ها اولین بار در سال ۱۹۸۱ میلادی در افراد بالغ جوانی دیده شد که دچار نقص های ایمنی مادرزادی نبودند و این تعجب پزشکان را برانگیخته بود. به همین دلیل مجموعة این علائم را «نشانه‌های نقص ایمنی اکتسابی» یا «ایدز» نام نهادند، چون نمی‌توانستند آن را به بیماری مشخصی نسبت دهند و هنوز عامل آن شناخته نشده بود

کدام افراد با احتمال بيشتري در معرض رخدادهاي منجر به سرايت بيماري هستند؟

جوانان

داشتن چند شريک جنسي

شاغلان جنسي

مصرف کنندگان مواد

زندانيان

دريافت کنندگان خون و فراورده‌هاي آن

زنان و دختران

کارکنان بهداشتي-پزشکي

مسافران حرفه‌اي

اچ آی وی (HIV ) چگونه منتقل میشود؟

 اچ آی وی (HIV ) از طریق تماس جنسی با فرد آلوده، از طریق استفاده مشترک از سرنگ یا سرسوزن (جهت تزریق مواد) یا به طور محدودتر از طریق تزریق خون یا فراورده های خونی آلوده گسترش می یابد. (و در کشورهایی که آزمایش اچ آی وی (HIV )  روی خون انجام میگیرد به طور خیلی نادر). همچنین نوزاد یا کودک زنی که مبتلا به اچ آی وی (HIV) میباشد ممکن است قبل یا هنگام زایمان یا از طریق تغذیه از شیر مادر به این ویروس آلوده شود.

کارکنان بخشهای بهداشت و درمان از طریق فرورفتن سوزن آلوده به خون حاوی ویروس به بدنشان یا بعد از ورود خون آلوده به زخم باز یا اعضاء مخاطی (بعنوان مثال چشم یا داخل بینی)، که مورد اخیر کمتر معمول است، به  اچ آی وی (HIV)  مبتلا شده اند.

در آمریکا تنها یک مورد ابتلا بیمار توسط کارکنان بخش بهداشتی وجود دارد که مربوط به آلوده شدن شش نفر توسط یک دندانپزشک مبتلا به اچ آی وی (HIV )  بوده است.در آمریکا ، تحقیقات برروی 22000 بیمار تحت درمان 63 پزشک، جراح و دندانپزشک مبتلا به اچ آی وی (HIV )  هیچ موردی از انتقال اچ آی وی (HIV )  از این طریق را گزارش نکرده است.

 بعضی افراد از اینکه اچ آی وی (HIV ) از راههای دیگری منتقل شود ، نگرانند.هرچند که هیچ مدرک علمی دال بر صحت این نگرانیها تا کنون گزارش نشده است. اگر اچ آی وی (HIV ) از راههای دیگر منتقل میشد ( مثلا از طریق هوا،آب یا حشرات )، گستره موردهای گزارش شده ایدز (AIDS) بسیار متفاوت از وضعیت کنونی می بود. بعنوان نمونه اگر پشه ها عامل انتقال اچ آی وی (HIV ) بودند، تعداد بسیار بیشتری کودک و نوجوان مبتلا به ایدز می شدند.

دانشمندان و متخصصین پزشکی اتفاق نظر دارند که اچ آی وی (HIV ) به خوبی نمیتواند در محیط زندگی کند و در نتیجه امکان انتقال محیطی اچ آی وی (HIV ) محدود میباشد. اچ آی وی (HIV ) در مقدار و حجمهای متفاوت در خون، منی، ترشحات مهبلی، شیر مادر، بزاق، و اشک یافت شده است.

 با وجودیکه اچ آی وی (HIV ) در میان افراد خانواده ساکن در یک خانه منتقل شده است ولی این شیوه انتقال بسیار نادر میباشد.احتمال میرود این انتقال از طریق تماس پوستی یا غشاء های مخاطی با خون آلوده صورت گرفته باشد.برای جلوگیری از چنین اتفاقات نادری، مراقبتهای لازم در تمام زمینه ها از جمله در منزل باید انجام گیرد تا از در معرض خطر قرار گرفتن افراد با خون افراد مبتلا به اچ آی وی (HIV ) یا افراد دارای ریسک ابتلا به اچ آی وی (HIV ) یا کسانی که ابتلا یا احتمال ابتلای ایشان نامشخص است جلوگیری بعمل آید.برای مثال هنگام تماس با خون یا دیگر مایعات بدن که ممکن است خون قابل مشاهده در آن دیده شود، نظیر ادرار، مدفوع، استفراغ. بریدگیها، زخمها یا ترکهای پوستی مراقبت کننده و بیمار باید با پانسمان پوشش داده شود.دستها و دیگر نقاط بدن باید پس از تماس با خون یا دیگر ترشحات بدن سریعا شسته شوند و سطحهایی که روی آنرا خون پوشانده باید به درستی ضد عفونی شوند.باید از کارهایی که احتمال تماس با خون در آن وجود دارد، نظیر استفاده از تیغ صورت تراشی یا مسواک مشترک، دوری شود.از سوزن و دیگر اشیا برنده در صورت ضرورت پزشکی استفاده شود.(غلاف  سرسوزن را مجدد با دست روی آن قرار ندهید یا سر سوزن را از سرنگ جدا ننمایید.سرسوزن را با استفاده از ظرفهای مخصوص محافظ  بدور ریخته و دور از دسترس کودکان و میهمانان قرار دهید.)  

بوسه:تماسهای عادی از طریق بوسه با دهان بسته یا در اصطلاح بوسه عادی اچ آی وی (HIV) را انتقال نمیدهد.به خاطر احتمال تماس با خون هنگام "بوسه فرانسوی" یا بوسه با دهان باز، توصیه شده است که از انجام این عمل با فردی که وضعیت ابتلائش را نمی‌دانید دوری نمایید. هرچند گفته میشود احتمال ابتلا به اچ آی وی (HIV) از طریق بوسه با دهان باز بسیار ناچیز است. مرکز کنترل بیماریهای آمریکا (US CDC ) تنها یک مورد ابتلا به اچ آی وی (HIV) که ممکن است از طریق تماس با خون در حین بوسه با دهان باز باشد را گزارش کرده است. 

بزاق، اشک و عرق: در بعضی از بیماران مبتلا به ایدز (AIDS) ،اچ آی وی (HIV) در بزاق و اشک به مقدار بسیار ناچیزی یافت شده است.درک این نکته مهم است که وجود مقدار بسیار ناچیز اچ آی وی (HIV ) در مایعات مترشحه بدن لزوما به مفهوم انتقال اچ آی وی (HIV) توسط این ترشحات نمیباشد. اچ آی وی (HIV) در عرق بدن افراد مبتلا یافت نشده و هرگز دیده نشده است که تماس با بزاق، اشک و عرق بدن فرد مبتلا باعث انقال اچ آی وی (HIV) شود.

فعالیتهایی که انتقال اچ آی وی (HIV ) را تسهیل میکنند :

* تماس جنسی بدون استفاده از کاندوم (کاپوت)

* تماس جنسی در مواقع ابتلا به سایر بیماریهای آمیزشی

* ورود مستقیم خون آلوده به ویروس از طریق سوزنهای تزریق مواد ، تزریق خون یا بعضی فراورده های خونی آلوده، فرورفتن اتفاقی سوزن در سیستمهای خدمات بهداشتی

* انتقال از مادر به نوزاد (قبل یا هنگام زایمان یا هنگام شیردهی)

* از طریق Tatoo، خالکوبی، سوراخ کردن گوش یا دیگر اعضا بدن ، ختنه، طب سوزنی با سوزنها با ابزارهای غیر استریل

شخص از طرق زیر به اچ آی وی (HIV ) مبتلا نمیشود :

 * تماسهای روزمره با افراد مبتلا به اچ آی وی (مانند دست دادن )

* اهداء خون ( در صورت استریل بودن وسایل خونگیری )

* شنا کردن در استخر

* نشستن روی توالت فرنگی

* استفاده از رختخواب ، غذا یا ظروف غذاخوری فرد مبتلا.

* از طریق نیش پشه یا گازگرفتگی حیوانات

* از اشک یا بزاق

* استفاده صحیح از کاندوم هنگام تماس جنسی

* استفاده از استخر عمومی

* عطسه و سرفه کردن

درمان ایدز قطعی است.

خير. درماني که بتواند ويروس را از بدن فرد مبتلا حذف کند نداريم

خیر. درمانی که بتواند ویروس را از بدن فرد مبتلا حذف کند نداریم. روش مراقبت از افراد مبتلا به اچ آی وی (HIV) روشی است که به آن HAART میگویند که مخفف کلمات Highly Active Antiretroviral Therapy میباشد. (به مفهوم درمان ضد ویروسی بسیار مؤثر) که یک روش  درمانی سخت است که مستلزم همکاری مداوم و فعال فرد بیمار می باشد.

برای بیشترین اثر گذاری داروهای ضد ویروسی باید روی برنامه زمانبندی دقیق و مشخص استفاده شود و در اغلب موارد بیمار باید به نوع غذا و زمان صرف آن توجه کند.

اگر دارو ها بصورت صحیح مصرف نشوند ، ویروس در برابر دارو یا داروهایی که ممکن است بعداً تجویز شود مقاوم میشود.

انواع مختلف داروهای ضد ویروس جهت درمان اچ آی وی وجود دارد و کار تمام آنها ایجاد اختلال در توانایی تکثیر ویروس میباشد که این عمل موجب کاهش انتشار ویروس در بدن شده و دورۀ زمانی را که ممکن است بیماری دیگری بروز نماید را افزایش میدهد و باعث کاهش انتقال ویروس از فرد مبتلا به دیگران میشود.

اغلب پزشکان به خاطر خاصیت مقاومت دارویی ویروس اچ آی وی ترکیبی از داروهای مختلف را برای کاهش میزان حجم ویروس در خون، تجویز میکنند.

تماس جنسی

تماس جنسی هنگامی می تواند سبب سرایت اچ.آی.وی. شود که یک طرف دچار اچ.آی.وی-ایدز باشد (که شاید خودش هم از آن آگاه نباشد) و تبادل یا تماس با مایعات حاوی ویروس (خون، منی و ترشحات پیش از انزال، ترشحات تناسلی زن) رخ دهد. بنابراین تماس جنسی مرد با مرد، مرد با زن، زن با زن در این شرایط می تواند موجب سرایت شود.

اگر آمیزش جنسی قبل از انزال متوقف شود آیا باز هم خطر دارد؟

لازم به ذکر است در مقاربتها حتی اگر انزال (خروج منی از آلت مرد) هم رخ ندهد، امکان سرایت اچ.آی.وی وجود دارد. چون ترشحات پیش از انزال هم حاوی ویروس است.

در صورت ارتباط جنسی با شخص مبتلا (مرد با زن / مرد با مرد)، احتمال مبتلا شدن کدام يک بيشتر است؟

خطر انتقال ويروس اچ.آي.وی. در مردان همجنس گرا بیشتر و تقريبا دو برابر مردان دگرجنس گرا است. همچنین خطر دريافت ويروس در مردان همجنس گرا درافراد مفعول بيشتر است. احتمال انتقال آلودگی در هر بار آمیزش جنسی از مرد به زن (نزدیکی مهبلی) در حدود ۱/۱ درصد است و احتمال انتقال آلودگی از زن به مرد (نزدیکی مهبلی) در حدود ۰/۳ درصد می‌باشد (این ارقام احتمال آماری است).

آیا حتی یک بار تماس جنسی هم ممکن است منجر به سرایت اچ.آی.وی شود؟

 بلی با این که احتمال سرایت در یک رابطه جنسی بسیار کم است، هرگز صفر نیست و حتی مردانی وجود دارند که تنها با یک بار نزدیکی با زن اچ.آی.وی. مثبت مبتلا شده‌اند یا زنانی که با یک بار آمیزش با مردان اچ.آی.وی. مثبت دچار شده‌اند. 

در چه مواقعی احتمال سرایت از راه جنسی بیشتر می‌شود؟

 اگر زخم یا عفونت تناسلی وجود داشته باشد، اگر تماس جنسی با خشونت یا اجبار باشد، اگر فردی شرکای جنسی متعدد داشته باشد و نیز در مقاربت خشک خطر سرایت بیشتر است. همچنین در آمیزش جنسی مقعدی (مقاربت از راه پشت) احتمال سرایت بیشتر از راه مهبلی است. ازدواج موقت (متعه، صیغه) چون معمولاً طرفین سابقه ازدواج های منجر به طلاق یا موقت متعدد با دیگر افراد هم دارند یک عامل گسترش بیماریهای مقاربتی و از جمله ایدز می تواند باشد.

آیا جلق زدن (استمناء) ممکن است موجب ایدز شود؟

جلق زدن به معنی استفاده از دست براي تحریک اندامهای جنسي است که معمولا براي رسيدن به اوج احساس جنسي (ارگاسم) بکار می‌رود و توسط خود فرد يا شريک جنسي او انجام مي شود. سرایت HIV در نتيجه جلق زدن تقریباً ناممکن است.

آیا معاشقه (بدون آمیزش جنسی) باعث سرایت می‌شود؟

اچ.آی.وی از راه تماس های سطحی (بوسیدن، در آغوش گرفتن، لمس بدن) که عشق بازی یا معاشقه خوانده می‌شود و کارهایی مثل غذا خوردن در ظروف مشترک، استفاده از حمام یا استخر مشترک انتقال نمی یابد. البته بوسه فرانسوی که با مکیدن لبها و زبان طرف مقابل انجام می شود به لحاظ تئوریک ممکن است باعث سرایت اچ.آی.وی شود، هر چند در عمل موارد سرایت  از این طریق گزارش نشده است.

تماس جنسی دهانی یعنی چه و آیا باعث سرایت می‌شود؟

ورود آلت تناسلی مرد به دهان زن و مکیدن آن یا لیسیدن و مکیدن ناحیه تناسلی زن را تماس جنسی دهانی می‌گویند و به دلیل وجود ویروس در ترشحات جنسی و امکان زخم های بسیار کوچک در مخاط دهان و لثه ممکن است باعث سرایت اچ.آی.وی شود. پس مقاربت دهانی (مکیدن یا لیسیدن آلت تناسلی طرف مقابل چه زن چه مرد) نیز ممکن است منجر به سرایت بشود. برای اینکار استفاده از کاندوم در مردان و یا لفاف محافظ (Dam)برای زنان توصیه می شود.

آیا تماس جنسی با تن فروشان جوان خطر دارد؟

بلی. تن‌فروشان جوانتر و زیباتر چون مشتریان بیشتری دارند به احتمال بیشتری مبتلا به بیماریهای مقاربتی از جمله اچ.آي.وي-ايدز هستند. در اينگونه موارد استفاده از كاندوم ضروري است، هرچند خويشتنداري و وفاداري به همسر قانوني اولويت دارد.

برخی از دختران جوان برای حفظ بکارت تن به مقاربت از راه پشت (مقعدی) می دهند، آیا این کار خطر دارد؟

بلی. علاوه بر این که احتمال سرایت اچ.آی.وی و سایر عفونتهای آمیزشی بیشتر است، خطرات دیگری مانند پارگی عضلات کف لگن و بی اختیاری دفع مدفوع، پارگی مخاط و شقاقهای دردناک و ایجاد فیستولهای مختلف از عوارض مقاربت از راه پشت هستند.

انتقال خون و فراورده های آن اگر بدون اقدامات تشخیصی و ویروس زدایی انجام شود به احتمال بسیار زیاد موجب سرایت اچ.آی.وی. می‌شود، امری که در کشور ما نیز برای بیماران هموفیلی و تالاسمی رخ داده است.

آیاکسی که خون اهداء می‌کند اچ.آی.وی -ایدز می‌گیرد؟

اهدای خون خطری برای فرد اهدا کننده ندارد و تنها دریافت کنندگان خون در معرض خطرند. آزمایش‌هایی روی خون اهدایی انجام می‌شود که اگر نشان دهد خون اهداء شده حاوی اچ.آی.وی است آن را به دیگران انتقال ندهند و البته اهداء کننده را مطلع خواهند کرد تا برای انجام آزمایش‌های تأییدی و مراقب‌های بعدی رجوع کند. البته با وجود انجام آزمایش های تشخیصی بر روی تمام نمونه های خون در حال حاضر، به دلیل منفی بودن نتیجه آزمایش در دوره پنجره ، توصیه می‌شود هر دریافت کننده خون و فراورده های آن  برای آزمایش اچ.آی.وی. اقدام کند.راه دیگر تبادل خون استفاده از سرنگ و ابزارهای تزریق مشترک (مانند پمپ دست ساز) است که مصرف کنندگان مواد مخدر تزریقی به ناچار یا ناآگاهانه از آنها استفاده می‌کنند.

آیا احتمال سرایت از راه پیوند اعضاء وجود دارد؟

پیوند اعضا (کلیه، کبد، لوزالمعده و ...) ممکن است باعث سرایت اچ.آی.وی و برخی ویروسهای دیگر بشود بنابراین قبل از پیوند باید از دهنده عضو با کسب رضایت آگاهانه آزمایشهای لازم به عمل آید.

آیا در کارهای پزشکی امکان سرایت وجود دارد؟

هرگونه عمل جراحی، اندوسکوپی، دیالیز با دستگاه، دندانپزشکی، ختنه، تزریقات، حجامت، و طب سوزنی که در آن شرایط سترون سازی کامل رعایت نشود ممکن است موجب سرایت اچ.آی.وی. و دیگر ویروسها از فرد مبتلا به دیگران شود. در این موارد لازم است تا حد امکان از وسايل سترون یک بار مصرف استفاده شود؛ ابزارهای مقاوم به حرارت‌(مثل برخی ابزارهای فلزی جراحی و دندانپزشکی) در اتوکلاو یا فور و ابزارهای غیرمصرفی نامقاوم (مثل آندوسکوپ) با مواد شیمیایی ضدعفونی شوند که این کارها باید برای هر بیمار انجام شود. البته با توجه به رعایت دقیق این احتیاطهای همه جانبه مواردی که ثابت شده باشد اچ.آی.وی. از مکانهایی مانند دندانپزشکی سرایت کرده باشد در تمام جهان انگشت شمار است.

آیا کارکنان بیمارستانها و درمانگاه ها در معرض خطراند؟

پزشکان و پرستارانی که با بیماران اچ.آی.وی. مثبت سر و کار دارند ممکن است در اثر تماس اتفاقی (فرو رفتن سوزن سرنگ یا تیغ جراحی) به اچ.آی.وی. مبتلا شوند. در ضمن احتمال سرایت از بیمار اچ.آی.وی. مثبت به پزشک بسیار بسیار بیشتر از احتمال سرایت از پزشک اچ.آی.وی. مثبت به بیماران است. در هر صورت با مصرف به موقع داروهای ضدویروسی این احتمال به شدت کم می‌شود. در مواقعی که فرو رفتن سوزن یا موارد مشابه رخ می‌دهد باید در عرض ۷۲ ساعت شروع به مصرف داروهای ضد ویروسی شود. این امر با مراجعه به کلینیک ها و بخش های تخصصی بیماریهای عفونی امکان پذیر است.

آیا در آرایشگاه ها امکان سرایت وجود دارد؟

تاکنون در سراسر دنیا هیچ موردی سرایت از آرایشگر به مشتری یا برعکس اثبات نشده است. اگر در تراشیدن مو، خالکوبی، تاتو، سوراخ کردن گوش شرایط سترون سازی به طور کامل رعایت نشود ممکن است موجب سرایت اچ.آی.وی. و دیگر ویروسها از فرد مبتلا به دیگران شود. در این موارد لازم است مشابه اقدامات پزشکی از وسایل  یک بار مصرف نو (مانند تیغ) برای هر فرد استفاده شود یا ابزارها به طور کامل سترون شوند. توصیه می‌شود هر فرد هنگام مراجعه به آرایشگاه ها وسایل شخصی خود را به همراه ببرد (تیغ، قیچی، شانه، حوله و ...) این امر به ويژه برای پیشگیری از بیماریهای قارچی و انگلی مهم است. اپیلاسیون (کندن موها) ممکن است به پوست آسیب برساند و زخم های بسیار ریزی در محل کنده شدن موها ایجاد کند، بنابراین بهتر است برای آن از وسایل یک بار مصرف استفاده شود و ابزارهای الکترولیز استریل باشند.

چگونگی سرایت ایدر از مادران باردار به نوزادان

مادران باردار اگر مبتلا به اچ.آی.وی. باشند محتمل است که در دوران بارداری یا هنگام زایمان ویروس به فرزند آنان سرایت کند. همچنین شیردادن مادران اچ.آی.وی مثبت به فرزندانشان ممنوع است چون ویروس درون شیر نیز ترشح شده و منتقل می‌شود. انتقال در مراحل مختلف بارداری بدون درمانهای دارویی پیشگیرانه در ۲۵ تا ۴۰ درصد رخ می‌دهد. در صورتی که خانم‌های اچ.آی.وی. مثبت باردار بشوند لازم است داروهایی مصرف کنند که احتمال سرایت به فرزندشان را کم می‌کند. همچنین نوزاد متولد شده از این مادران باید مدتی داروی ضد اچ.آی.وی. بگیرد و شش هفته و ۱۸ ماه پس از تولد آزمایش اچ.آی.وی. بشود تا وضعیت ابتلایش مشخص گردد.

به اين انتقال از والدین به فرزند (PTCT) و يا انتقال عمودی مي گويند. حدود %70 موارد انتقال، هنگام زايمان، وقتي كه نوزاد در تماس با خون مادر قرار مي گيرد،‌ اتفاق مي افتد.داروهاي ضدویروسی مي توانند ميزان اين انتقال را به نصف كاهش دهند. زايمان با روش سزارين و نيز پرهيز از استفاده از روش هاي آسيب رسان (مانند انبرك هاي مورد استفاده در زايمان) مي توانند باعث كاهش انتقال شوند. اين انتقال مي تواند در طول بارداري و شيردهي نيز اتفاق بيافتد.

من باردار هستم ، آیا پزشک برای من آزمایش اچ.آی.وی درخواست می‌کند؟

در کشور ما انجام آزمایش برای تمام خانمهای باردار اجباری نیست و در اکثر مواقع پزشکان بدون اجازه شما آزمایش اچ.آی.وی را درخواست نمی‌کنند. بنابراین در مواردی که شما سوابقی از رفتارهای پرخطر خود یا همسرتان را به پزشک گفته باشید یا خود او در معاینه ابتلاء شما به اچ.آی.وی/ایدز را محتمل بداند با شما درباره انجام آزمایش اچ.آی.وی صحبت خواهد کرد.

فوائد انجام آزمایش اچ.آی.وی برای مادران باردار چیست؟

با دانستن وضعیت اچ.آی.وی شما و پزشکتان بهتر می‌توانید برای سلامت خود و جنین تصمیم گیری کنید و اگر مبتلا باشید بتوانید از یرایت بیماری به فرزندتان پیشگیری کنید. همچنین اقدامات مناسبی را انجام خواهید داد تا از سرایت به دیگران جلوگیری شود.

اگر با انجام آزمایش موافقت کنم چه خواهد شد؟

در این صورت پزشک باید قبل از آزمایش درباره نتایج و پی آمدهای دانستن وضعیت اچ.آی.وی به شما مشورت دهد چون ممکن است زندگی شما پس از آن دگرگون شود. اگر جواب آزمایش شما مثبت شود باید آزمایش دومی برای تأیید نتیجه انجام شود. پزشک در مورد بهترین راه های درمان به شما توصیه خواهد کرد. اگر نتیجه منفی باشد به شما در مورد راه های پیشگیری از اچ.آی.وی مشورت داده می‌شود.

اگر از انجام آزمایش خودداری کنم چه خواهد شد؟

اگر انجام آزمایش را نپذیرید پزشک به شما درباره راه های سرایت اچ.آی.وی و اهمیت پیشگیری از آن مشورت می‌دهد و توصیه خواهد کرد که برای برنامه ریزی صحیح درباره خود و فرزندتان آزمایش را انجام دهید.

آیا فرزندم را نیز آزمایش خواهند کرد؟

توصیه می‌شود تمام نوزادانی که از مادران اچ.آی.وی مثبت به دنیا می‌آیند آزمایش شوند. اما اگر وضعیت مادر نامشخص باشد بهتر است ابتدا آن را با آزمایش تعیین کنیم. معمولا بلافاصله پس از تولد و پس از ۶ هفته مصرف دارو از نوزادی که مادرش مبتلاء بوده است آزمایش به عمل می‌آورند. 

آیا راهی برای جلوگیری از ابتلاء جنین مادران مبتلاء هست؟

بلی با استفاده از داروهای ضدویروسی می‌توان سلامت مادر را بهبود داد و به میزان زیادی از احتمال ابتلاء جنین کم کرد. توصیه می‌شود این مادران زایمان را به طریق سزارین انجام دهند تا احتمال سرایت به نوزاد کمتر شود. همچنین لازم است این مادران از دادن شیر خود به نوزاد پرهیز کنند.تعداد و نوع داروهای تجویزی ممکن است بر اساس مراحل حاملگی و شدت ابتلای مادر متفاوت باشد 

اگر زنی که مبتلاء است و داروهای ضد اچ.آی.وی می‌خورد باردار شود چه باید بکند؟

هرگز خودسرانه نباید داروهای ضد اچ.آی.وی را قطع کرد. اگر پزشک در سه ماه اول بارداری متوجه آن شود ممکن است از شما بخواهد داروهای خود را قطع کنید یا داروهای دیگری مصرف کنید تا احتمال ناهنجاریهای جنینی کم شود. اما پس از سه ماهگی ممکن است داروهای دیگری را به داروهای قبلی شما اضافه بکند تا خطر سرایت اچ.آی.وی به جنین کم شود.

آيا مادر اچ.آی.وی مثبت بايد به بارداري خود خاتمه دهد؟‌

گرفتن حق حیات جنین از نظر اخلاق پزشکی ممنوع است مگر موجب به خطر افتادن سلامت مادر یا جنین باشد. در مورد اچ.آی.وی با توجه به اینکه با داروهای موجود و پرهیز از شیردهی مادر مبتلاء می‌توان در بیش از ۷۰-۹۵ درصد از ابتلاء فرزند پیشگیری کرد لزومی به سقط جنین نیست. (به شرطی که مادر تحت درمان، حمایت و مراقب کافی در کلینیک بیماریهای رفتاری یا مراکز مشاوره مشابه باشد) پس از تولد در شش هفتگی و ۱۸ ماهگی آزمایش های اچ.آی.وی برای مشخص شدن وضعیت ابتلاء کودک انجام خواهد شد. در موارد استثنایی پس از تأیید پزشکی قانونی ممکن است اجازه ختم بارداری از راه سقط درمانی داده شود.

آیا مادران اچ.آی.وی مثبت می‌توانند به کودک خود شیر بدهند؟

اصولاً باید از این کار پرهیز شود. تحقيقات، خطر انتقال از شير مادر را حدود %22-1 برآورد مي‌كنند، و حدود %30 در صورتيكه مادر حين شيردهي، مبتلا شده باشد.

اگر زني از شير سينه اش استفاده نكند، به شيشة شير نياز دارد تا به كودك شير خشك دهد كه اين هزينة زيادي مي برد. علاوه بر آن، كودك اين زن بيشتر در معرض خطر مرگ، به علت اسهال و از دست دادن آب (كه همگي قوياً با استفاده از شير خشك و فقر مرتبط هستند) قرار مي گيرد تا ويروس HIV ، مگر اينكه او بتواند آب را بجوشاند يا استريليزه كند و امكانات مالي كافي در اختيار داشته باشد تا مطمئن شود كه ميزان كافي از شير خشك به كودك مي رسد.

بسياري از زنان به علت ترس از بي آبرويي از شير ندادن به كودك پرهيز مي كنند و نيز اگر شير خشك تمام شود، ممكن است منجر به تغذية مخلوط كه به نظر مي رسد خطرسازترين عمل باشد، شود. به نظر مي رسد كه شروع زودهنگام تغذية مکمل مي تواند باعث التهاب رودة نوزاد و در نتيجه تسهيل انتقال HIV شود. بنابراین در موارد ناچاری تغذية انحصاري با شير مادر به مدت 6 ماه (بدون اينكه حتي به كودك آب داده شود) و سپس از شير گرفتن آني و سريع كودك مفید است.

جدول مخاطره رفتاری در سرایت اچ.آی.وی

میزان خطر

نوع رفتار

 

پر خطر

تماس خون با خون از هر نوع (انتقال خون) اشتراک ابزار تزریق (سوزن، سرنگ، پمپ ، خالکوبی)

آمیزش جنسی محافظت نشده (از پشت یا جلو)

اشتراک بازیچه های جنسی

استریل نکردن ابزارهای دندانپزشکی و جراحی (شامل ختنه، سوراخ کردن گوش و ...)

خطر متوسط

آمیزش دهانی محافظت نشده

اشتراک تیغ ریش تراشی، مسواک،

کم خطر

آمیزش با کاندوم

کم خطر اما محتمل

( هر چند این اعمال ۱۰۰ درصد سالم نیستند اما تاکنون موارد انتقال از این راه گزارش نشده است)

بوسه عمیق (فرانسوی) (مرطوب)

استمناء دوجانبه  - نعوذباالله

آمیزش دهانی محافظت شده (با کاندوم یا لفاف)

بی خطر

پرهیز از رابطه جنسی

بوسه معمولی (خشک)

بغل کردن

ماساژ (مشتمال کردن)

هم آغوشی(بدون دخول)

استمناء شخصی (خودارضایی) نعوذباالله

تحقيق براي پيدا كردن واكسن HIV در 10 سال گذشته دائماً در حال پيشرفت است. متأسفانه سرعت پيشرفت مجددي كه همه مردم بتوانند از آن سود ببرند نبوده است. حتي اگر تلاشها كنوني براي تسريع اقدامات و برنامه ها براي توليد واكسن موفقيت آميز باشند. شانس كمي است كه واكسيناسيون عليه HIV در مقياس وسيع تا پايان دهه در دسترس باشد.

بيانیه تعهد :تشويق افزايش سرمايه گذاري در تحقيق در مورد HIV و ايدز در سطح ملي، منطقه اي و بين المللي، علي الخصوص پيشبرد فنآوري هاي پيشگيري قابل اجرا و قابل انجام، مثل واكسيناسيون، ميكروب كش ها، و تشويق پيش بيني آمادگي برنامه هاي قانوني و تجاري براي تسهيل دسترسي به واكسن در هنگامي كه در دسترس قرار گيرد. (پاراگراف 89)

جلسه عمومي سازمان ملل راجع به HIV و ايدز ژوئن 2001 نيويورك.

چرا پيدا كردن واكسن HIV آنقدر مشكل است؟

 سالانه 400 تا 500 ميليون دلار آمريكا صرف تحقيق روي واكسن HIV مي شود كه بيشتر آن صرف تحقيقات پايه مي گردد. موسساتي كه درگير تلاش جهاني براي توليد واكسن HIV هستند عبارتند از: (IAVI) موسسه بين المللي واكسن ايدز، موسسه كنترل پيشگيري بيماريهاي ايالات موسسه فرانسوي (ANRS) Agence Nationale depe cherbes surles IAA ، اتحاديه اروپا ( از طريق برنامه Eurovac) و شركتهاي مختلف فنآوري زيستي و دارويي. برنامه هيا كشوري واكسن AIDS در استراليا ، كانادا، ژاپن ، سوئد انگلستان، ايالات متحده آمريكا در حال انجامتد. كشورهاي با درآمد كم و متوسط (شامل برزيل، چين، كوبا هائيني، هند كينا، آفريقاي جنوبي، تايلند، ترينداد و توباكو و اوگاندا) نيز در برنامه هاي توليد واكسن و آزمايشات آن فعالانه در گيرند. WHO و UNAIDS فعالانه اين برنامه هاي كشوري واكسن AIDS را حمايت مي كنند.

علي رغم تمام اين تلاشها، شكل خاص ويروس HIV پيدا كردن واكسن را مشكل و گران كرده، افتراق HIV از ساير بيماريهاي عفوني است كه ويروس مستقيماً به سلولهاي سفيد خون كه مجوز باش پاسخ ايمني بدن حمله مي كند و آنها را در كنترل عفونت پيشگيري بيماريها ناتوان مي سازد.

واكسنهاي «معمول» بر پايه يك ميكرو ارگانسيم كامل (ويروس يا باكتري) كه كشته يا غير فعال شده قرار دارند كه در مورد ايدز كه مي تواند به عفونت منجر شود مطمئن نيستند. واكسنهاي آزمايشي HIV بنابراين شامل قسمتهايي از ويروس هستند، كه توليد واكسن را پيچيده تر مي كند.

گوناگوني انواع HIV موجب پيچيدگي بيشتري است. گونه مختلف ويروس HIV شناخته شده در سراسر جهان توزيع دارد. محققين فعلاً نمي دانند كه آيا يك واكسن پوشش دهنده كلي امكان پذير است يا اينكه براي هر نوع واكسن ويژه لازم است. شايع ترين انواع HIV زير گونه هاي A و C هستند ، كه در مناطق مختلف آفريقا وجود دارد. اما اكثر واكنشهاي فعلي روي آن انجام مي شود تمامي ژنيتكي زير گونه B را پوشش مي دهند در كشورهاي پر درآمد غالب هستند.

در آخر اينكه، واكسن HIV براي بخش خصوصي يك «سرمايه گذاري پر خطر و كم در آمد» است. تنها قسمتي بخاطر اين مسئله است كه بيشترين نياز بريا واكسن در بين كشورهاي كم درآمد است. يك مانع بزرگتر ـ لااقل در حال حاضر ـ دانش ناكافي از اينكه چگونه ويروس پاسخ طبيعي ايمني بدن را از بين مي برد و باالطبع دقيقاً پاسخ هاي ايمني خاصي كه براي پيشگيري و كنترل عفونت HIV لازمند ناشناخته است.

توليد واكسن HIV يك پروسه سخت است. واكسنهاي آزمايشي ابتدا روي حيوانات تجربه مي شوند، بهترين كانديدها براي آزمايش روي انسان انتخاب مي شوند. آزمايش پس از آن روي داوطلبان سالم انجام مي شود. آزمايشات مرحله I زوي 20 ـ 40 داوطلب براي امتحان درست بودن واكسن در برانگيختن پاسخ اختصاصي ايمني HIV انجام مي شوند. آزمايشات مرحله II روي صدها داوطلب براي امتحان صحت و بررسي قدرت پاسخ ايمني انجام مي شوند. آزمايشات فاز III حدود 4 سال طول مي كشند آزمايشات در اجتماع روي هزاران داوطلب را شامل مي شوند،‌كه گروهي از آنان واكسن دريافت مي كنند، در حاليه بقيه گروه كنترل هستند. اين آزمايشات ، در وراي پيچيگيهايي قانوني، علمي و اخلاقي حفاظت واكسن در برابر ايدز يا ايجاد ايدز با واكسن را بررسي مي كنند.

نتايج تشريحي اولين آزمايشات فاز III روي يك منتخب روي gp120ين خارجي HIV) در سال 2003 مشخص مي شوند. اولين كار آزمايي مرحله III روي 5400 داوطلب در ايالات متحده، كانادا و هلند از 1998 در جريان است و روي زير گونه B طراحي شده. دومين كار آزمايي مرحله III در 1999 در تايلند شروع شد و زيرگونه B و E كه در اين مناطق شايع است روي 2500 داوطلب انجام شد. برنامه ريزي براي شروع يك كارآزمايي فاز III ديگر در تايلند در سال 2003 انجام مي شود و واكسنهاي منتخب ديگري وارد كار آزمايي هاي فاز I و II مي شوند.

در نايروبي در ژوئن 2000 دانشمندان دولتها و موسسات آفريقايي براي ايجاد يك واكسن آفريقايي گردهم آمدند. آنها مي خواهند حداقل يك كار آزمايي موثر تا سال 2007 داشته باشند.

 فراهم آوري واكسن:      در حاليكه دسترسي به يك واكسن قابل مصرف سالها طول مي كشد. بحث نحوه اجراي آن زماني كه موجود آيد شروع شده است. معمولاً واكسنها هنگامي به كشورها متوسط و كم درآمد مي رسند كه هزينه هاي خود را در كشورهاي پر در آمد جبران كرده باشند. اين مسئله براي واكسن HIV كه نياز سرعت دسترسي و قابليت خريد دارد قابل قبول نيست. مكانيسم هاي كه دسترس به واكسن HIV را در كشور پرو كم درآمد به طور همزمان ممكن مي سازند  خيلي قبل از توليد آن براي فراهم آوري براي افرادي كه به آن نياز دارند، لازم است.

موسسات بين المللي واكسن ايدز و سايرين تغيير رويه هاي قابل توجهي در توليد، ثبت، قيمت گذاري، خريد و پخش نسبت به وضع فعلي پيشنهاد مي كنند. در ميان بقيه موارد احتياج به هماهنگ سازي مقررات كشوري و روش هاي بين المللي كه اجازه و مصرف واكسن را مديريت مي كنند. لازم است يك دغدغه مهم فنآوري،‌ ايجاد ظرفيت لازم توليد، حمايت آن با تخمين صحيح نياز به واكسن خاص است. بسياري از دغدغه هاي اطمينان از دسترس و قابل خريد بودن واكسنها مشابه آنهايي است كه مربوط به داروهاي ضد رترو ويروس بود. قيمتهاي متفاوت، و حمايت تجاري تقريباً كاملاً براي كشورهاي كم درآمد ضروريند. مشاوره تكنيكي و همكاري آژانسهاي بين المللي ضروري است. معماهاي سياسي نيز وجود دارند. از آنجا كه واكسيناسيون براي همه به سرعت قابل دسترسي نيست، سود و زيان ها براي مشخص ساختن محل  تمركز اوليه بايد سنجيده شوند. سياستگذاران بايد تصميم نگيرد كه چه بكنند اگر واكسن اوليه كم اثر باشد يا اينكه عوارض جانبي قابل توجهي داشته باشند.

 WHO UNAIDS و IAVI در يك تحقيق براي تخمين نياز و مصرف احتمالي واكسنهاي پيشگيري براساس 2 سناريو: يك واكسن كم / متوسط الاثر (تأثير 30% يا 50%) و يك واكسن موثر (90% ـ 80% تأثير) تشریک مساعي مي كنند. يك برنامه واكسيناسيون كه از واكسن كم / متوسط الاثر استفاده مي كند، نياز به مشاوره رفتار مثبت جدي دارد و نبايد اقدامات پيشگيري فعلي را بطئي كرد. و اينكه، زماني به نظر مي رسد كه بيشترين تأثير را داشته باشد كه واكسيناسيون در مردمي كه بيشتر در معرض HIV هستند انجام پذيرد. يك واكسن با تأثير بالا در قسمت بزرگتري از جامعه قابل توزيع است.

اگرچه پيش بيني مصرف واكسن در نبود اطلاعات قيمت خود واكسن، نيازهاي توزيع ( مثل اينكه آيا واكشن به انبار سرد احتياج دارد، مصرف دهاني در مقابل مصرف تزريقي و غيره) مشكل است، مطالعه نتيجه گرفت كه مصرف احتمالي بسيار كمتر از نياز تخميني است. هم براي واكسنهاي متوسط / كم اثر و هم براي واكسنهاي با تأثير بالا.

بدنامي منحصر به فرد HIVو ايدز مصرف واكسن را هنگامي كه در دسترس قرار گيرد تحت پوشش قرار مي دهند. تبعيضي كه جوامع در معرض عفونت ايدز در بر مي گيرد، جلوي مراجعه اشخاص براي واكسيناسيون مي گيرد. مخصوصاَ اگر برنامه ها تمركز روي افراد پر خطر براي ابتلا داشته باشند.

هنگامي كه يك واكسن موثر HIV در دسترس قرار گيرد. جامعه جهاني و كشورهاي گرفتار تصميمات مهمي براي نحوه مصرف آن بايد اتخاذ كنند. سرمايه گذاري فوق العاده اي روي كنترل پيشگيري HIV و ايدز نياز خواهد بود.

در نهايت اينكه اين سرمايه گذاري فوق العاده مي تواند منجر به بازگشت سرمايه بعد از چند سال در نتيجه كنترل همه گيري مي شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 16:20  توسط احمد  | 

حکم نزدیکی با همسر از پشت از نظر فقهی

وطی در دبر (عقب) زن به فتوای برخی از مراجع حرام است(1) و به فتوای بعضی کراهت شدید دارد.(2)
برخی فرموده اند: اگر زن راضی نباشد، حرام است و اگر راضی باشد، کراهت شدید دارد.(3)

و بنا بر فتوای آیت الله خامنه ای این عمل کراهت شدید دارد و احتیاط در ترک آن است مخصوصا اگر زن راضی نباشد و در صورتی که موجب اذیت او شود حرام است .(4)

بنابر فتوای آیت الله تبریزی آمیزش با همسر از عقب ، بنابر احتیاط واجب جائز نیست.(5)

به فتوای کسانی که این کاررا جایز نمی دانند، اگر کسی مرتکب شد، باید استغفار و توبه نماید. اگر در حال حیض این کار صورت گرفت، ‌خوب است کفّاره بدهد. کفّاره آن اگر در ابتدای ایام حیض باشد، هجده نخود طلای سکّه دارو اگر در وسط عادت باشد، نُه نخود و قسمت آخرت حیض 5/4 نخود طلای سکه دار باید به فقیر بدهد. البته اگر ناخواسته و سهواً نزدیکی صورت گرفته اشکال ندارد.

به هر حال چه این عمل جایز باشد و چه نباشد ، باید توجه داشت که این کار عملی غیر طبیعی است و چه بسا تکرار آن مشکلاتی را در سیستم گوارش و دفع مدفوع برای زن به وجود آورد .بنابراین اطاعت از شوهر در این مسئله لازم نیست به توضیحات ذیل توجه فرمایید :

رابطه جنسی از طریق مقعد و احکام شرعی در مورد آن :

این رابطه از نظر شرعی اگر هم جایز باشد ،عملی ناپسند و مردود است و نباید انجام گیرد . در قوانین مجازاتهای اسلامی آمده است اگر مردی همسر خود را مجبور به انجام چنین رابطه ای با وی کند زوجه ( زن) می تواند از شوهر خود شکایت کند. کما اینکه هر چیزی که از نظر اسلام مردود شناخته شود حتما به ضرر انسان می باشد که امروزه از نظر پزشکی نیز ثابت شده که این رابطه یک رابطه پرخطر است .

بررسی رابطه جنسی از نوع مقعد و آسیبهای جسمانی آن از منظر پزشکی :

هیچ پزشکی چنین رابطه ای را توصیه نمی کند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده ، بر عکس این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده .

پزشکان گفته اند : دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter که یکی از آنها داخلی و غیر ارادیست و دریچه ورودی غذا به معده و خروج آن می باشد و یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجیست که این یکی ارادیست وقتی که غذا بلعیده می شود ، از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود . در محل ورود و خروج معده ، عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها اصطلاحا "اسفنکتر"  (sphincter)  گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می کنند.

زمانی که شما احساس می کنید که نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد را دارید این زمانی است که اسفنکتر داخلی 2 باز شده و همانطور که گفته شد غیر ارادی است .اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادی است و دست شما می باشد یعنی از زمانی که احساس کردید نیاز به   اجابت مزاج دارید و خودتان را نگه می دارید تا به محل مناسب برسید و سپس به اراده خودتان باعث خارج شدن مدفوع می شود این نگه داشتن و این عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادی است انجام می شود . این مسائل را مطرح کردیم که به اینجا برسیم که رابطه جنسی از راه مقعد یا کلا وارد شدن هر شئی در درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و باعث می شود که دریچه خروجی مقعد (Anal) به درستی کار خودش را انجام ندهد یعنی از قدرت ارادی خارج می شود. پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست می دهید .در این صورت نا خواسته و غیر ارادی مدفوع از دریچه مقعد خارج می شود در این صورت همیشه لکه هایی از مدفوع در لباس زیر مشاهده می گردد. که مسلما این برای هیچ آدمی خوشایند نیست.

از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی ، ویروسی همانند هپاتیت، ایدز، سفلیس و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحت تر منتقل می شوند خیلی از افراد تصور می کنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند که باید عرض کنم اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتریهای زیادی می باشد، انتقال ویروسهایی نظیر ایدز و ... راحتتر انجام می گیرد. این باکتریهای با شستشو از بین نمی روند.(6) این هم ذکر کنم که این باکتری ها در مقعد از نظر جذب ویتامین ها و ...  که در روده کوچک جذب نمی شوند برای انسان بسیار مفید هستند.

لااله الاالله استغفرالله ربي واتوب اليه

پی نوشت ها :

(1)آیات عظام: خویی،‌ اراکی و سیستانی؛ توضیح المسائل مراجع، مسئلة 450 و ذیل آن.

(2)امام خمینی ، همان .

(3)آیت الله فاضل ،همان.

(4)آیت الله خامنه ای ، پاسخ سوال های مورد ابتلا س 65 .

(5)آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، س 1463.

(6)ر.ک: طب در قرآن، ص.181و 182

سوال) نزديكي كردن از پشت هم از نظر دين وهم از نظر عقل وهم از نظر علم مردود است .اما وجود ميل دروني را نمي شود منكر شد .اين كار براي مرد لذت بيشتر وبراي زن درد آور و خطرناك است وحتي شايد مرگ آفرين باشد زيرا اعصاب حسي بسيار زيادي درناحيه دفعي وجود دارد كه تحريك شديد آنها در بعضي افراد گفته شده است كه مي تواند مرگ آور باشد..پس براي پاسخ اين ميل دروني چه راهي وجود دارد؟

جواب) علاوه بر این که در درستی این قضیه که « نزدیکی از پشت برای مردان لذت بیشتری دارد » تردید جدی و اساسی وجود دارد ، این نکته نیز قابل دقت است که هر خواسته ای که مطابق میل درونی آدمی است ، الزاما درست و قابل تایید نمی باشد . بسیاری از خواسته های درونی انسان ها ، از تربیت ناصحیح ، آموخته های ناصواب و ... سرچشمه می گیرد .در موضوع بحث ما نیز آنچه مسلم است ، غریزه صحیح و دست نخورده انسان دستور می دهد که ارتباط و لذت جنسی از همان راه طبیعی و معهود انجام گیرد . اما عواملی که در بالا اشاره شد ،ممکن است غریزه اولیه را تحت تاثیر قرار داده و خواهان تجربه راه های دیگر باشد .

منبع : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (www.pasokhgoo.ir)

احكام مربوط به كامجويى از پشت زن

قرآن كريم:

1)نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتوْا حَرْثَكُمْ أَنَّى‏ شِئْتُمْ....

"همسران شما محل بذر افشانى شما هستند، بنا بر اين هر زمان‏بخواهيد مى‏توانيد با آنها آميزش نماييد..."


2)...فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ...

"... چون پاك شدند از آن جا كه خدا فرمان داده است با ايشان‏نزديكى كنيد..." (قائلان به حرمت به اين آيه استشهاد مى‏كنند.)

3 - خداوند از زبان پيامبرش لوط كه قومش را مورد خطاب قرارداده بود، مى‏فرمايد:

يَاقَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ...

"گفت: اى قوم من! اينها دختران من هستند (ومن حتى حاضرم‏دختران خودم را به عقد شما در آورم اينها) براى شما پاكيزه‏ترند"


قَالَ هؤُلآءِ بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ

"لوط به قوم خود گفت: من اين دخترانم را به نكاح شما مى‏دهم تااگر خيال عملى داريد انجام دهيد." معتقدان به جواز اين كار به اين آيه‏وآيه 78 سورة هود و223 سوره بقره استشهاد مى‏كنند


حديث شريف:

1 - عبد اللَّه بن ابى يعفور مى‏گويد: از ابو عبد اللَّه‏عليه السلام درباره مردى‏پرسيدم كه از پشت با زنش نزديكى مى‏كند. فرمود: "اگر زن راضى‏باشد اشكالى ندارد."

2 - همو مى‏گويد: از ابو عبد اللَّه‏عليه السلام درباره نزديكى با زنان از عقب‏پرسيدم وحضرت‏عليه السلام فرمود: "اشكالى ندارد، ولى من دوست ندارم‏تو اين كار را بكنى."

3 - على بن حكم مى‏گويد: از صفوان شنيدم كه مى‏گفت: به امام‏رضاعليه السلام عرض كردم مردى از دوستان شما از من خواسته پرسشى رامطرح كنم كه او مى‏ترسد آن را مطرح كند واز شما شرم دارد.حضرت‏عليه السلام فرمود: "پرسش او چيست؟" او مى‏گويد: عرض كردم:آيا مرد مى‏تواند با زنش از عقب نزديكى كند؟ حضرت‏عليه السلام فرمود:"آرى، اين به دست خود اوست." عرض كردم: شما نيز اين كار رامى‏كنيد؟ فرمود: "نه ما اين كار را نمى‏كنيم."

تفصيل احكام:

1 - بنا به نظر اقوى - كه نظر مشهور است - نزديكى كردن با زن يا كنيز از عقب جايز مى‏باشد، ولى شديداً كراهت دارد، و احوط، ترك ‏اين كار است، به ويژه هنگام عدم رضايت زن يا زيان رساندن بدو،چنان كه خبر ابن ابى يعفور - كه پيشتر گفته شد - بر آن دلالت دارد.

2 - بنابر جواز اين عمل، آيا مى‏توان در ايام حيض از عقب با زن‏نزديكى كرد؟ اقوى چنين است.

3 - نزديكى از عقب همچون جماع طبيعى است در وجوب‏غسل، عده گرفتن، تعلق گرفتن مهر، باطل كردن روزه، ثابت شدن‏حد زنا اگر زن بيگانه باشد، واينكه ملاك تحقق جماع، دخول حشفه(قسمت جلويى آلت تناسلى مرد)يا به مقدار آن، و در حرمت دخترومادر زن، وديگر احكام مصاهره كه بر دخول مترتب است.

4 - اين نوع جماع در حصول حلال شدن زن سه طلاقه كافى‏نيست، زيرا در اخبار آمده است كه بايد زن ومرد )عسيله( همديگررا بچشند )كنايه از انزال در رحم زن است( پس در اين حالت آميزش‏جنسى بايد از طريق طبيعى صورت پذيرد.

5 - بعيد به نظر مى‏رسد كه اين كار از آميزش جنسى واجب چهارماه يكبار، كفايت كند .

منبع : دفتر آیت الله سید محمد تقی مدرسی(www.almodarresi.com)

نزديکي با خانم ها از پشت از نظر آيات عظام چه حکمی دارد؟

آيات عظام: امام، بهجت، خامنه­اي، صافي، مکارم، نوري کراهت شديد دارد.

» امام خميني، آيت الله نوري و آيت الله فاضل، تعليقات العروه ج2، النکاح، الفصل الاول، م 1؛

» آيت الله صافي، توضيح المسائل مراجع، م 450؛

» آيت الله خامنه­اي، استفتاء س 419؛

» آيت الله مکارم، تعليقات علي العروه، احکام الحيض، السابع و دفتر آيت الله بهجت.

» آيت الله سيستاني: اگر زن راضي باشد، کراهت شديد دارد و اگر راضي نباشد، بنا بر احتياط واجب جايز نيست.

» آيت الله سيستاني، توضيح المسائل مراجع، م 450.

» آيت الله تبريزي و آيت الله وحيد: بنا بر احتياط واجب جايز نيست.

» آيت الله تبريزي، استفتائات، س 1463 و منهاج الصالحين، ج 1، م228 و آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 228.

برخي عوارض اين عمل مقاربت از پشت(دِبَر) با زن عبارتند از:

1. مهمترين عارضه اي که مجامعت از طريق مقعد براي زن دارد اين است که چون لذت حقيقي جنسي براي زن از طريق مقاربت از فرج و مجراي تناسلي حاصل مي­شود نه از طريق مقعد، بنابراين زن دچار سردمزاجي و بي ميلي جنسي شده و در آينده نزديک خود را موجودي مي­يابد که وسيله دفع شهوت شوهرش شده و خودش نبايد از اين غريزه خدادادي لذتي ببرد.

2. از آنجا که ساختمان مقعد طوري است که ظرفيت پذيرش آلت مرد را ندارد (بر خلاف واژن يا فرج که خاصيت ارتجاعي و لغزنده دارد) و هر لحظه امکان آسيب ديدگي ماهيچه حلقوي (اسفنگتر) دهانه مقعد و حتي پارگي آن وجود دارد. در نتيجه زن گرفتار درجاتي از بي­اختياري مدفوع شده و نيازمند جراحي و عوارض بعدي مي­شود. چون مرد در حال لذت جنسي فقط به فکر دفع شهوت خود است و حرکات بدون کنترل او هر لـحـظه مي­تواند به زن آسيب فيزيکي وارد کند.

3. مقعد محل ذخيره فضولات دستگاه گوارش (مدفوع) است که حاوي ميکروبها فراواني است. در اثر مالش و دخول آلت اين ميکروبها مي­توانند وارد دستگاه تناسلي مرد شده، خود او را به عفونتهاي خاصي مبتلا سازند. در حالي که مقاربت از راه واژن يا فرج چنين عوارضي به همراه ندارد.

4. مخاط مقعد بسيار ظريف و نازک اسيت و احتمال پارگي و انتقال ويروس ايدز از طريق آن به داخل خون زياد است و حتي يکي از علل شيوع ايدز در غرب از طريق جنسي، لواط و مقاربت از طريق مقعد است.

5. از آنجا که دهانه مقعد داراي ماهيچه­اي حلقوي است، مانند يک کش محکم دور آلت مرد را گرفته و در لحظه خروج مني مانند يک سد عمل مي­کند. و در اثر اين عمل احتمال پس زدن مني به عقب و فشار به کيسه­هاي مني و غده پروستات و عوارض ناشي از آن خيلي زياد است.

6. و نـکتـه آخـر اينکه از جمله عوارض مقاربت از راه مقعد ابتلاي مرد به زودانزالي در آينده است در نتيجه نمي­تواند آنگونه که بايد از همبستري با همسرش لذت ببرد و بنابراين دچار سردمزاجي شده و مشکلات روحي پيدا خواهد کرد.

ج) شرعاً اشکال ندارد ولي رعايت مسائل بهداشتي را بنماييد.

منبع) پایگاه اندیشه قم

دوستان عزیز با توجه به مطالب فوق که شمه ای از فتوای مراجع تقلید در این مورد است لازم است به نظر مرجع تقلید خود مراجعه کنید . در ضمن شدیدا توصیه می کنم به خاطر سلامتی همسرتان از این عمل دست بردارید و از شیوه طبیعی آمیزش و کامجویی جنسی نمایید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 16:15  توسط احمد  | 

ديسمنوره يا قاعدگي دردناک از شايع ترين مشکلات زنان است . به صورتي که ۵۰  تا ۷۰   درصد زنان به آن مبتلا مي باشند . ديسمنوره يک درد خاص همراه با قاعدگي است که دليل عمده غيبت از مدرسه و محل کار در زنان مي باشد . اين مشکل در اکثر موارد ، با پريودهاي ماهانه همراه با تخمک گذاري ديده مي شود و براساس سن شروع و دلايل بوجود آورنده ،‌به دو نوع اوليه و ثانويه تقسيم مي شود .

» ديسمنوره اوليه : اين حالت معمولاً قبل از سن ۲۰ سالگي و تقريباً هميشه ۶ تا ۱۲ ماه بعد از اولين قاعدگي شروع مي شود . اگر دردها ۳ سال بعد از اولين قاعدگي ( منارک )‌شروع شود و يا اگر ديسمنوره همراه با دوره هاي بدون تخمک گذاري باشد ، بايد به فکر علل ثانويه بود .

معمولاً درد چند ساعت قبل يا همزمان با خونريزي قاعدگي شروع شده و حداکثر دو تا سه روز طول مي کشد . دردها بيشتر در زير ناف است . دردها گاه به کمر ، کشاله ران و رانها نيز انتشار مي يابد . علائم ديگري مثل تهوع ، استفراغ ، بي اشتهايي ،‌ اسهال ، خستگي ، تحريک پذيري و گاه سردرد ، مي تواند وجود داشته باشد . ديسمنوره اوليه با افزايش سن و زايمان طبيعي ممکن است بهبود يابد . اين بيماري احتمالاً در زناني که مادران آنها نيز دچار اين ناراحتي بوده اند شايعتر است . در اين بيماري پروستاگلاندين ها نقش دارند که سبب انقباضات رحمي و ديگر علائم عمومي مي شوند .

 درمان : فعاليت هاي فيزيکي ملايم مي تواند به تخفيف شکايات بيمار کمک کند . توجه به رژيم غذايي ( مثل خوردن غلات سبوس نگرفته ، حبوبات ، سبزيجات و ميوه جات بيشتر و کم خوردن يا نخوردن نمک ، کافئين و شکر ) نيز در برخي زنان مفيد است . استراحت و ماساژ و تکنيک هاي بيوفيدبک نيز در برخي موارد در تخفيف درد مؤثر است .

اگر بيمار از نظر جنسي فعال است ، استفاده ازقرصهاي پيشگيري از حاملگي (OCP)‌با استروژن کم در نود درصد موارد مؤثر خواهد بود که درمان انتخابي مي باشد .

درمانهاي دارويي تحت نظر متخصص زنان و زايمان انجام شده و در صورتي که ۳ تا ۶ ماه پس از درمانهاي مذکور پاسخي مشاهده نشد ، بايد به دنبال علل ثانويه بوده و کليه اقدامات تشخيصي را به کار بست . ( خصوصاً در ديسمنوراي که پس از ۲۰ سالگي ظاهر شود که تقريباً هميشه از نوع ثانويه است )

» ديسمنوره ثانويه :

اين حالت معمولاً بعد از سن ۲۰ سالگي رخ مي دهد هر چند که ميتواند در اولين عادت ماهيانه و در هر سني شروع شود . درد دراينها معمولاً ۵ تا ۷ روز تداوم مي يابد . ديسمنوره ثانويه در زنان داراي بيماريهاي لگني مثل ( آندومتريوز ، آدنوميوز ، توده هاي زيرمخاطي رحم  ، تنگي شديد گردن رحم ، عفونت هاي لگني مزمن ، چسبندگي ها لگني  و هيپرمنوره يا افزايش خونريزي ماهانه ) رخ مي دهد . در اين بيماران معاينات کامل لگن و نيز آزمايش هاي روتين ، تصويربرداري از رحم و ضمائم آن ، سونوگرافي و ...  ممکن است براي تشخيص لازم باشد اما دستيابي به يک تشخيص دقيق هميشه امکان پذير نيست و اشتباه در تشخيص و افتراق ديسمنوره اوليه و ثانويه فراوان ديده مي شود .

درمان : درمان اصلي در ديسمنوره ثانويه ، تشخيص و رفع عامل زمينه اي است اما برخي از انواع ثانويه به درمانهاي دارويي با OCP (‌قرصهاي ضد حاملگي ) يا داروهاي ضدالتهابي غيراستروئيدي ( NSAIDS ) نيز پاسخ نسبي مي دهند

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 15:47  توسط احمد  | 

ختنه به بریدن و زدودن تمام یا بخشی از غلفه (پوست ختنه‌گاه) از آلت تناسلی مرد خَتنه می‌گویند. ختنه کردن ، عمل جراحی کوچکی است که سابقه 5 هزار ساله دارد. در این عمل کوچک ، پوستی که سر آلت را پوشانده است با روشهای مختلف دور می‌کنند تا سر آلت آزاد و برهنه گردد. بنابر احکام ادیان مختلف ، ختنه را در سنین مختلف انجام می‌دهند. بطور مثال پیروان حضرت موسی در روز هشتم تولد و مسلمانان تا قبل از بلوغ ، کودکانشان را ختنه می‌کنند.

به هنگام ختنه ممکن است لگام (frenulum) آلت تناسلی هم بریده شود. به این کار لگام‌بُری  ( frenectomy ) گفته می شود.سنت ختنه از تاریخ ثبت‌شده بشری قدیمی‌تر است و نگاره‌هایی از آن در غارهای دوران نوسنگی و آرامگاه‌های مصری یافته شده است.

ختنه يك سنت ديني مي باشد و در ادياني مانند اسلام و يهود بر آن تاكيد شده است از نظر علمي هم از فوايد اين عمل ، پرده برداشته شده است .در اسلام تاكيد بر انجام ختنه قبل از روز هفتم تولد شده است  مطالعاتي در دانشگاههاي مختلف ايران انجام شده كه تاكيد بر انجام ختنه در شيرخوارگي ودر بعضي مقالات تاكيد بر انجام آن در زايشگاه شده است وعلت آن را كاهش ريسك عفونت ادراري در نوزادان دانسته است. در هيچ مقاله اي اين جراحي نفي نشده است

در هر زماني كه تصميم به انجام ختنه براي فرزند خود گرفتيد حتما اينكار را توسط  يك جراح ودر بيمارستاني با امكانات مجهز انجام دهيد.بعضي عوارض نادر از قبيل حساسيت به داروي بيهوشي, خونريزي ,.. نياز به امكانات مجهز دارد.

دلایل ختنه کردن (Circumcise)

بطور طبیعی در زیر پوستی که آلت تناسلی کودک را می‌پوشاند، دائما ماده سفید رنگی ترشح می‌شود. البته این ماده چرک نیست و خاصیت نرم کنندگی دارد و مانع چسبیدن پوست به سر آلت می‌گردد. در بعضی از مواقع این ترشحات عفونی شده و پوست سر آلت نیز دچار عفونت می‌گردد. در موارد نادر عفونت مزبور مخصوصا در نوزادان و شیرخواران موجب عفونت کلیه‌ها می‌شود. آمار نشان داده است که عفونت ادراری در پسر بچه‌های ختنه نشده به مراتب بیشتر از پسرهای ختنه شده است. بنابر این ختنه کردن از پیدایش عفونت دستگاه ادرای جلوگیری می‌کند. تحقیقات نشان داده است که سرطان گردن رحم در زنان و سرطان آلت تناسلی در مردان در جوامعی که ختنه شده‌اند کمتر از جوامعی است که ختنه نشده‌اند. بعضی از کودکان اگر ختنه نشوند ممکن است پیوسته با آلت خود ور بروند و این عمل عادت کودک گردد که موجب ناراحتی پدر و مادر می‌گردد. 

فوايد ختنه

۱- پسران ختنه شده از بهداشت بالاترى برخوردارند.

۲- از عفونت هاى ادرارى و كليوى پيشگيرى مى كند. كاهش عفونت وتورم دستگاه تناسلي

۳- از بيمار هاى مقاربتى و احتمالاً سرايت فورى HIV جلوگيرى مى كند.

۴- سرطان دستگاه تناسلى در مردان ختنه شده كمتر از سرطان در مردان بدون ختنه است.

۵- زنانى كه شوهرانشان ختنه شده اند كمتر در معرض ابتلا به سرطان دهانه رحم هستند.

6- لذت بردن بيشتر از رابطه جنسى.


انجمن اطفال آمريكا  تاكيد كرده است  كه فوايد ختنه آنقدر مشخص و صد درصد نيست كه بتوان اين عمل را به عنوان يك جراحي روتين براي همگان قرار داد ولی انجام آن را نفی نکرده است.

مهمترین عوارض ختنه عفونت و خونریزی می باشد.ختنه مانند هر عمل چراحی عوارض یک عمل را دارد

بهترین زمان ختنه کردن

اگر ختنه بعد از تولد یا در ماههای اول تولد انجام گیرد، اولا احتیاج به بیهوشی عمومی کودک نیست و با بی حسی موضعی انجام می‌گیرد. ثانیا هزینه زیادی برای خانواده نخواهد داشت. مخصوصا اگر بهداشت و نظافت بعد از عمل رعایت شود، محل ختنه زودتر التیام می‌یابد. اگر ختنه در ماههای اول تولد انجام نشود، در این صورت علاوه بر اینکه کودک را باید بیهوش کرد و ختنه نمود، هزینه‌ای بر خانواده تحمیل می‌گردد و اثر بد روانی نیز بر کودک می‌گذارد. چون او در سنین کودکی (بویژه 2 تا 3 سالگی) نسبت به حفظ آلت تناسلی خود حساسیت دارد و چه بسا ختنه را تنبیه پدر و مادر در حق خود می‌پندارد و این تصور کودک را آزرده می‌کند. مشکلی که ممکن است ختنه کردن در ماههای اول تولد بوجود آورد عبارت است از زخم شدن نوک سوراخ آلت که باید از پیدایش آن جلوگیری کرد. زخم شدن نوک سوراخ آلت نتیجه قنداق کردن نامناسب کودک است که موجب می‌شود آمونیاک تولید شده از ادرار کودک با مجرای ادرار در تماس نزدیک باشد.


روشهای مختلف ختنه کردن

1) گذاشتن حلقه پلاستیکی

این روش ، روش متداول ختنه کردن است. بدین ترتیب که حلقه پلاستیکی را روی نوک آلت قرار می‌دهند و با نخ گره می‌زنند و 5 تا 7 روز آن را به همین حال نگاه می‌دارند. در نتیجه پوست جلو نخ سیاه می‌شود و با حلقه پلاستیکی می‌افتد. این روش را معمولا قبل از سه ماهگی بکار می‌برند.

2) ختنه کردن با روش بریدن و دوختن

در صورتیکه عمل ختنه در یکی دو ماه اول صورت نگیرد، جراح بعد از سه ماهگی با روش بریدن و دوختن ختنه را انجام می‌دهد. بعد از انجام ختنه محل باید به دقت نظارت گردد. اگر از محل ختنه چند قطره خون خارج شود، مهم نیست. ولی اگر خونریزی زیاد باشد باید هر چه زودتر به پزشک اطلاع داده شود تا از خونریزی جلوگیری نماید. در صورت مشاهده ترشحات سیتوزنگ در محل بریدن ختنه ، مادر باید محل را با آب و صابون بشوید و درمعرض هوا قرار دهد.

در چه مواردی نباید نوزاد را ختنه کرد:

» اگر تنه آلت نوزاد در سطح پوست عانه قرار گرفته و درحقیقت آلت نوزاد در چربی عانه فرو رفته باشد.

» اگر آلت نوزاد بسیار کوچک باشد، یعنی کمتر از 2.5 سانتیمتر طول داشته باشد (آلت نوزاد سالم بین 2.8 تا 4 سانتیمتر می‌باشد).

» اگر پیشابراه به جای نوک آلت در زیر سر یا تنه آلت قرار گرفته باشد و پوست ختنه کامل تشکیل نشده باشد (مردم به این حالت می‌گویند که نوزاد ختنه شده به دنیا آمده است). این وضع یک نوع نابهنجاری است و نوزاد به جای ادرار کردن به جلو به زیر ادرار می‌کند، در چنین موارد کودک را نباید ختنه کرد بلکه باید در 18 ماهگی با عمل جراحی خاص آلت او را ترمیم نمود.

براي انجام ختنه فرزند دلبندتان:

1 ) انجام آن توسط يك پزشك ماهر

2 ) انجام آن در بيمارستان مجهز را در نظر داشته باشيد

مراقبت از كودك ختنه شده

آلت تناسلي كودك بعد از ختنه قرمز و متورم مي شود و تا 24 ساعت هم ممكن است خونريزي داشته باشد
اقدامات:
1)  پوشك كودك را به محض كثيف شدن تعويض كنيد

2)   روزانه ناحيه مورد نظر را به آرامي با آب تميز كنيد

3)  از يك پماد آنتي بيوتيك بمدت 3تا 4 روز استفاده كنيد

4)  از صابون,پودر,لوسيون وهر ماده ديگر تا خوب شدن كامل استفاده نكنيد

4)  تا بهبودي كامل كودك را حمام نبريد

در بعضي مقالات تاكيد شده بعد از افتادن پانسمان اوليه مي توان كودك راحمام كرد و براي بهبود سريعتر مقداري نمك در وان كودك بريزيد  ولي از هيچ ماده ضدعفوني ديگر در آب استفاده نكنيد . نخ بخيه معمولا طي 7 تا10 روز جذب مي شود .اگر از  حلقه استفاده شود حداكثر تا يك هفته خودبخود مي افتد

5) اگر خونريزي و يا ترشحات از آلت تناسلي ادامه پيدا كرد سر آلت تناسلي آبي و يا سياه شد  جريان ادرار كاهش پيدا كرد حتما با پزشك خود تماس بگيريد

عوارض ختنه

ختنه باید توسط پزشک با تجربه انجام گیرد و پزشک باید توصیه‌های بهداشتی بعد از ختنه را به مادر تذکر دهد. اگر پزشک در عمل دقت نماید، معمولا ختنه کردن عوارضی ندارد. ولی ممکن است پزشک پوست را کمتر یا زیادتر از معمول ببرد و بردارد و لذا آلت ناشکل گردد و والدین خشنود نباشند. ولی مهم نیست و با بزرگ شدن کودک شکل طبیعی خواهد داشت. عارضه مهم خونریزی شدید است. همچنین امکان دارد پزشک سر آلت را ببرد و این بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد.

ورم پوست غلاف سر آلت و چسبندگی آن

اگر ختنه در زمان خود انجام نگیرد یا بهداشت دستگاه تناسلی نوزاد یا شیرخوار رعایت نشود، پوست غلاف سر آلت باریک و تنگ می‌گردد و کودک به سختی و با فشار ادرار می‌کند. این حالت را فیموزیس می‌نامند. در چنین حالتی باید به دستورهای بهداشتی عمل شود و هر چه زودتر کودک ختنه گردد. اگر ختنه در ماههای اول انجام نگیرد، ترشحات سفید رنگی زیر پوست غلاف آلت بوجود می‌آید که این ترشحات چرک نیست و مادر می‌تواند آن را هنگام حمام کردن پاک و تمیز نماید. اگر ختنه در ماههای اول انجام نگیرد مادر باید کودک را نپیچد و شلوار آزاد به پای کودک نماید و در هنگام حمام کردن پوست غلاف آلت را تا آنجایی که امکان دارد به طرف بالا بکشد و باز کند و آن را تمیز نماید.

علايم عفونت:

1) تب

2) ترشحات بد بو

3)افزايش قرمزي و تورم

جهت تعيين شيوع عوارض ختنه در اطفال زير 2 سال شهر يزد تعداد 1500 نمونه در مراکز بهداشتي درماني اين شهر مورد مطالعه قرار گرفتند. اين مطالعه از نوع توصيفي به روش مقطعي و نمونه‌گيري سهميه‌اي به روش آسان از 15 مرکز و از هر مرکز 100 نمونه بود. روش اخذ اطلاعات از طريق مصاحبه با مادران و معاينه فيزيکي اطفال و تکميل پرسشنامه بود. براساس نتايج بدست آمده در جامعه مورد بررسي ما ميزان فراواني عوارض بصورت کلي 23/8 بود و ميزان فراواني هر يک از عوارض به ترتيب شيوع عبارت بودند از: خونريزي 8/2 درصد، عفونت 6/5 درصد، تنگي مجرا4 درصد، هماتوم 1/3 درصد، باندهاي چسبنده 0/9 درصد، احتباس ادراري 0/7 درصد، حذف بيش از حد پوست 0/7 درصد، تبديل کاپ به جراحي 0/6 درصد، فيموزيس بعد از ختنه 0/6 درصد، آسيب‌گلانس 0/2 درصد، فيستول مجرا به پوست 0/1 درصد. در جامعه مورد مطالعه ما شايعترين سن انجام ختنه 0-3 ماهگي بود که در اين سن عوارض نيز بيشتر مشاهده مي‌شد (25/6 درصد) و 71 درصد موارد ختنه بروش جراحي و 28/8 درصد بروش کاپ انجام شده بود که عوارض در روش جراحي بيشتر بود (24/9 درصد مقابل 21/3 درصد) عوارض ناشي از کاپ در 4-7 ماهگي بيشتر بود (22 درصد) که شايعترين آن عفونت (0/9 درصد) مي‌باشد و عوارض ناشي از جراحي در 0-3 ماهگي بيشتر بود (27/3 درصد) و شايعترين آن خونريزي (8/5 درصد) مي‌باشد. در مطالعه ما از نظر فرد ختنه‌کننده به ترتيب جراح عمومي 43/3 درصد ارولوژيست 24/9 درصد پزشکي عمومي 22/5 درصد و غيرپزشک 9/3 درصد ختنه‌ها را انجام داده بودند که بيشترين عوارض توسط غيرپزشک (74/8 درصد) و کمترين عوارض توسط جراح عمومي (7/8 درصد) ايجاد شده است .


آمارها چه می گویند :

در كشور آمريكا كه يك كشور مسيحى است در هر بيست و شش ثانيه يك نوزاد پسر اعم از مسيحى، يهودى و مسلمان ختنه مى شوند. آخرين آمار ساليانه نشان داده است در سال گذشته در آمريكا تعداد يك ميليون و دويست و پنجاه هزار نوزاد پسر ختنه شده اند كه ۷۴ درصد توسط متخصصين زنان و زايمان انجام شده است

فرهنگ جهاني

.در حال حاضر در برخي از اديان الهي ختنه كردن به عنوان قسمتي از فرايض ديني محسوب مي شود. يكي از اين اديان دين يهود است. گفتهمي شود، حضرت موسي(ع) آيين ختنه كردن را از مصريان باستان آموخته و براي يهوديان مقرر كرده است. در تورات آمده است كه خداوند به ابراهيم مي‌گويد: <ختنه قسمتي از آيين من و نوعي تعهد بنده من به من است.> البته در زمان حضرت موسي (ع) پسران بوسيله چاقوي مخصوصي از جنس سنگ ختنه مي شدند.در روزهاي نخست ظهور دين مسيحيت نيز ختنه كردن قسمتي از آيين گرويدن به دين مسيح بوده است. ولي پس از مدتي براي افزايش پيروان دين مسيح در بين رومي‌ها و يوناني‌ها، پل مقدس،اجبار ختنه شدن را برمي دارد.

ختنه كردن در بسياري از مذاهب از جمله دين مسيحيت اجباري نيست و تنها در بين پيروان دين اسلام و يهود رواج دارد. ختنه كردن پيش از جنگ دوم جهاني به سرعت در بين مردان دنياي غرب رواج پيدا كرد و به حدي گسترش يافت كه به صورت يك فرهنگ مردمي در آمد.اين فرهنگ در جوامع غربي آن‌قدر گسترده است كه به طور مثال در حدود 80 درصد مردان آمريكا ختنه شده اند و ختنه كردن، امروزه شايع‌ترين جراحي جهان محسوب مي شود.

مسلماً علت رواج ختنه در بين مردم اروپا و آمريكا اجبار ديني نيست چون اغلب اين مردم مسيحي هستند. بنابراين اگر علت اين رواج را بخواهيد، بايد آن‌را در فوايد علمي ختنه كردن جستجو كنيد. چنانكه امروزه آيين قديمي و اوليه دين اسلام به دلايل كاملاً روشن علم پزشكي از نظر حتي مردم غير مسلمان، لازم به نظر مي رسد. ‌شايد مهم‌ترين فايده ختنه، پيشگيري از ابتلاي نوزادان و شيرخواران به عفونت‌هاي دستگاه ادراري باشد. عفونت ادراري نوزادان و شيرخوران مي تواند عوارضي داشته باشد كه بسيار خطرناك است.

عوارضي كه ممكن است باعث ازبين رفتن بافت كليوي و نهايتاً نارسايي كليوي شود. مسلماً اگر شما هم به جاي اروپايي‌ها و آمريكايي‌ها بوديد و به شما هم مي گفتند كه در بررسي‌هاي انجام شده مشخص شده است كه 75 درصد اطفال زير سه ماه دچار عفونت ادراري، پسر هستند و 95 درصد اين پسرها ختنه نشده بوده اند، به اين نتيجه مي رسيديد كه نوزادان پسر خود را ختنه كنيد. اگر هم بخواهيم مقايسه كنيم، بايد بگوييم كه اگر نوزاد پسري ختنه نشود، شانس مبتلا شدن به عفونت ادراري در سال اول عمرش 10 برابر افزايش مي‌يابد. دكتر سيم‌فروش، جراح و متخصص كليه و مجاري ادرار و استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، در اين باره مي‌گويد: <بهترين كاري كه براي پسر بچه ختنه نشده دچار عفونت ادراري، مي توان انجام داد، ختنه كردن اوست.))

ممكن است كه پيش خود فكر كنيد كه يعني اگر فرزند ما از دوره نوزادي و شيرخوارگي جان سالم به در برد، ديگر ختنه فايده اي ندارد؟سوال شما را مي‌توان اين‌گونه پاسخ داد:<گر صبر كني ز غوره حلوا سازم>!

ختنه در دوران بزرگسالي هم به درد آدم ‌مي خورد. مثلاً وقتي ختنه باعث كاهش احتمال ابتلاي فرد به ايدز مي شود ، ميزان شيوع ايدز هم كاهش مي يابد. اين فايده ختنه آن‌قدر مورد توجه قرار گرفته كه دركشورهاي آفريقايي به عنوان يكي از روش‌هاي پيشگيري از ايدز مطرح است، چرا كه ثابت شده است، اگر 10 ختنه در يك جامعه انجام شود از ابتلاي يك نفر به ايدز پيشگيري مي شود.

ختنه به جز ايدز، از ابتلا به بيماري‌هاي عفوني ديگري نيز پيشگيري مي كند. چون زير پوست ختنه گاه محيط خوبي براي رشد باكتري‌ها و ويروس‌هاست لذا برداشتن آن از ابتلا به بيماري‌هاي عفوني موسوم به بيماري‌هاي منتقل شونده به روش جنسي جلوگيري مي كند.

يكي ديگر از فوايد ختنه پيشگيري از ابتلا به سرطان است. به اين ترتيب كه در كشوري مثل هند كه ختنه كردن در آن رواج ندارد، ميزان سرطان آلت تناسلي مذكر10 برابر كشوري مثل دانمارك است كه در آن ختنه رواج دارد.

بايد ها و نبايدها

نوزاد پسر هرچه سريع‌تر بايد ختنه شود ولي نبايد در 24 ساعت اول بعد از تولد اين كار را كرد. علت اين فاصله زماني هم حصول اطمينان از سلامت نوزاد است. اين 24 ساعت، اين امكان را فراهم مي كند كه نقايص و بيماري‌هايي كه در آنها نبايد ختنه انجام شود، شناسايي شوند. در بيماري‌هاي اختلالات خونريزي دهنده مثل هموفيلي، نبايد ختنه انجام شود.

البته در اختلالات مادرزادي دستگاه ادراري - تناسلي هم نبايد نوزاد ختنه شود. مهم‌ترين اين اختلالات مادرزادي، هايپوسپاديازيس است كه در آن سوراخ مجراي ادراري در زير آلت تناسلي قرار دارد و چون بعدها در ترميم اين اختلال به پوست ختنه گاه احتياج پيدا مي شود، نوزاد نبايد ختنه شود.خود عمل ختنه كردن مي تواند در برخي موارد عوارضي به همراه داشته باشد. اين عوارض معمولاً در كمتر از 1 درصد موارد ديده مي‌شوند و شايع‌ترين آنها عبارتند از : عفونت محل زخم، خونريزي زياد، عدم برداشتن كافي پوست و پل پوستي. پل پوستي، در واقع قسمتي از پوست تنه آلت تناسلي مذكر است كه به سر آلت تناسلي مي چسبد.

البته ختنه مي تواند باعث ايجاد التهاب و تنگي سوراخ ادراري شود كه علت آن هنوز به درستي معلوم نيست. بريده شدن قسمتي از آلت تناسلي هم يكي از عوارض ختنه كردن است كه در برخي از روش‌هاي انجام ختنه ديده مي‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 21:10  توسط احمد  | 

در ارتباط با اين عمل مجراي تناسلي دختران دوخته مي شود و تنها يك بخش كوچك از آن باز مي ماند براي خروج خون در هنگام قاعدگي و ادرار ضمن آنكه قسمت بيروني آلت تناسلي زن(چوچوله) نيز بريده مي شود.در ارتباط با چگونگي پيدايش و تداوم اين پديده ناهنجار و علل بريدن وحشيانه يك عضو از بدن دختران دلائلي چند وجهي موجود است. از سنت ها گرفته تا روح خبيث كه از قديم گفته شده است در اين بخش از بدن دختران و زنان وجود دارد!

ريشه هاي مذهبي

بريدن اين عضو بدن و ختنه زنان عليرغم اينكه در قران گفته نشده اما در احاديث و نقل قولها اذعان شده است. به همين علت كه از احاديث برآمده است در كشورهائي مانند ايران، عربستان سعودي، تركيه مراكش و ... از سنن مذهبي محسوب نمي شود.ريشه هاي ختنه كردن زنان به تاريخ ماقبل اسلام و مسيح باز مي گردد.

تاریخچه ختنه زنان:

در مورد چگونگي و تاريخچه پيدايش ختنه زنان نقل قول ها و اسناد متفاوتي موجود است. از جمله آنكه گفته مي شود اين موضوع اول بار در مصر و اتيوپي ظهور كرده است. گاهی گفته شده است از زمان هرودت ختنه زنان وجود داشته است.

منبع ديگري ميگويد كه 163 سال پيش از ميلاد مسيح ختنه زنان پذيرفته و اعمال ميشده است. نوشته اي مكتوب در موزه بريتانيا كه روي كاغذ مخصوص مصري كه از خمير چوب ساخته ميشده نوشته شده است.اين كاغذ پاپيروس مصري نام دارد.

يك جغرافيا دان يوناني گزارش داده است كه در سفر به مصر 25 سال قبل از ميلاد مسيح ختنه زنان را مشاهده كرده است و ديده است كه دختران پيش از ازدواج ختنه ميشوند.اين مورد هم در مورد رومي ها و هم عرب ها نيز گزارش شده است.در بخشي از فرهنگ هاي ملل مختلف ختنه زنان تقسيم بندي ميشده است.بعنوان مثال برده ها بسيار راديكال تر ختنه ميشده اند تا نتوانند بار دار شوند. بدين ترتيب زن برده قيمت بالاتري داشته است.كمبود مواد غذائي در نقاطي از آسيا و آفريقا باعث ميشده است كه ختنه زنان بمراتب بيشتر و راديكال تر انجام گيرد تا از تكثير جمعيت جلوگيري شود.از دلائل ديگر مردسالاري بوده است كه در نتيجه ختنه زنان مردان لذت بيشتري ميبرده اند.اين عمل در مورد زنان بيوه نيز انجام ميشده است تا نتواند مجددا ازدواج كند.گفته مي شود از دلائل ديگر اعتقادات و باورهاي فراعين مصر بوده است مبني بر اينكه خدايان بي سكسوال بوده اند. آنان عقيده داشته اند كه روح مرد در اين بخش آلت تناسلي زنان و روح زن در بخش پوستي آلت مردانه كه بريده مي شود نهفته است.

ختنه زنان چه عوارض و خطراتى را به دنبال دارد؟

1)درد، خونريزي، شوك، ( اين عمل بدون بيهوشي عمومي يا موضعي انجام ميگرفته است)

2)نگاه داشتن ادرار به دليل درد

3)صدمات ارگاني بعلت بي تجربگي جراح تجربي

4)عفونت مكرر

5)درد زياد بهنگام پريود ماهانه، عفونت دستگاه تناسلي و تخمك ها،عفونت در دستگاه ادرار و كليه ها

6)ريسك هاي متنوع در هنگام زايمان ناشي از عفونت و خونريزي و....

7) درگيرى ها و بيمارى هاى روانى حاصل از اين امر

8) ايجاد جوش گاه   (اسكار) در قسمت بريدگى ها با طول و گستردگى زياد

9) مشكلات نازايى، خطرات و مشكلات ناشى از حاملگى و به خصوص زمان زايمان

اين عمل از طريق روش هاى مختلفى انجام مى شود. با توجه به نوع انجام اين عمل شدت عوارض متفاوت است. وحشيانه ترين روش در كشور هاى سومالى، سودان و همچنين اتيوپى به كار مى رود.

ختنه دختران با چه اهدافى در كشور هاى مزبور انجام مى شود؟

1) قوانين و احاديث مذهبي

2) زناني كه ختنه نشده اند، تمايلات افراطي در مطالبه سكس دارند. ( از طريق بريدن اين قسمت از آلت تناسلي زن، او احساس كمتري پيدا ميكند و مردان در انتخاب زمان سكس مختار ميشوند)

3) زنان ختنه نشده پاكيزه نيستند.

4) ختنه شده ها باكره ميمانند و افتخار فاميل كه پيش از ازدواج سكس نداشته اند، مي مانند.

5) بريدن اين بخش، زن را بهنگام زايمان حمايت ميكند.(درصورتي كه به تجربه و با اتكا به دانش پزشكي مشكلات و ريسك هاي بريدن مجدد اين بخش بسيار بزرگتر و تهديدي براي زايمان طبيعي و بي خطر ميباشد.

6) روح خبيث در اين بخش از آلت تناسلي زن نهفته است و مي بايستي آنرا از ميان برداشت و اين عمل به تولد بچه ياري ميرساند.

7) زنان ختنه نشده كرم هائي دارند كه توسط سوراخ باز آلت تناسلي مي تواند به داخل بدن زن نفوذ كنند.

8) اين عضو زن در هنگام ارتباط جنسي به آلت تناسلي مرد ضربه مي زند و مي تواند مرد را خواجه كند.

9) گفته مي شود كه بريدن اين بخش از بدن زن، او را در دوباره زائي حمايت ميكند.

10) اين اقدام باعث مي شود كه قيمت عروس بالا برود ضمن اينكه باكره بودن وي باعث افتخار خانواده اوست.

11) زناني كه ختنه نشده اند مي توانند اينطور محاسبه كنند كه بچه هايشان در جامعه مقبوليت نخواهند داشت.

12)براساس ادعاى مسلمانان آفريقايى طبق دستور اسلام

13)مفيد بودن از لحاظ بهداشتى

14)نگهدارى از باكرگى دختران جوان تا زمان ازدواج

15) كنترل تمايلات جنسى دختران تا قبل از ازدواج براساس سنت قديمى آفريقايى _ آسيايى

 16) اطمينان دادن به شوهر آينده از جنبه پاك بودن دختر

17) زيباگرايى و بهداشتى بودن بدن دختر

18) پيدا كردن روح پاك 

آمار ها چه می گویند :

طبق آخرين آمارگيرى سازمان جهانى بهداشت تقريباً بيش از صد و شصت ميليون نفر از زنان (اعم از كودك، نوجوان و جوان) در بيش از سى كشور آفريقايى و آسيايى ختنه شده اند.

به جرات مى توان گفت روزانه تعداد زيادى از دختربچه هاى بى گناه بين سنين ۴ تا ۱۰ ساله در كشور هاى ذكر شده ختنه مى شوند. در آفريقا اين سنت قديمى توسط افراد مسن و مذهبى در روستا ها يا نقاط دورافتاده از شهر ها انجام مى گيرد.

طبق گزارش ها گاهى توسط پرستاران، ماما ها و حتى پزشكان با مخارج بالاتر و بهداشتى تر به طور غيرقانونى انجام مى شود. چندين مورد در كلينيك هاى خصوصى در كشور انگلستان توسط پزشكان سودانى و سوماليايى گزارش شده كه تحت تعقيب پليس هستند.

بيش از ۷۹ درصد دختران در كشور هاى آفريقايى و ۱۲ درصد در كشور هاى آسيايى قربانى اين مسئله مى شوند. اين در حالى است كه در تعدادى از كشور ها نظير سودان و سومالى بيش از ۹۸ درصد است.طبق آخرين آمار در گامبيا  به ۸۹ درصد رسيده است. اين عمل در ۹۱ درصد موارد بر روى دختران سنين ۴ تا ۱۰ ساله انجام مى گيرد.

 در بين يهوديان و مسيحيان اين عمل نادر است، به طورى كه در دو قبيله در كشور اتيوپى و دو قبيله در كشور نيجريه به سازمان جهانى بهداشت گزارش شده است كه در يك قبيله نيجريه اى ختنه زنان قبل از ازدواج انجام مى شود و در قبيله ديگر در همين كشور ختنه به پس از زايمان اول موكول مى شود.

قابل ذكر است تحقيقات گسترده و جامعى توسط محققين و متخصصين اطفال، زنان و زايمان، روان شناسان به خصوص استادان اديان مختلف (اعم از مسيحى، يهودى و مسلمان) پيرامون مسئله ختنه زنان از طرف سازمان جهانى بهداشت صورت گرفته است. طبق اين بررسى ها در هيچ يك از آ يات قرآن و قسمت هاى مختلف كتاب انجيل و يا ساير كتاب هاى آسمانى ختنه زنان توصيه نشده است. هر كسى كه دستور اسلام را منبع انجام اين عمل وحشيانه قرار مى دهد با عدم اطلاع از دستورات مذهبى، عوام فريبى و يا عقايد شخصى و سنت عقب افتاده آنها مرتبط است. سازمان جهانى بهداشت سنتى بودن قضيه را تنها دليل اين عمل ذكر مى كند و آگاهى كامل از غيرمذهبى بودن انجام اين عمل را به تمام كشور هاى عضو سازمان  ملل ابراز داشته است.

 اين عمل در بيش از ۳۰ كشور جهان انجام مى شود و در ۷۰ تا ۸۰ درصد موارد با وسايل آلوده و غيربهداشتى بدون استفاده از هيچ داروى موضعى انجام مى شود در نتيجه خطر مرگ و شوك وجود دارد.5/۷۸ درصد زنان در كشور هاى مذكور به علت برش هاى طولانى و عميق و جوش گاه هاى (اسكار هاى) زخمى حتى قادر به رابطه جنسى با شوهران خود نيستند و تا پايان عمر رابطه جنسى ندارند و يا در صورت انجام اين امر و حامله شدن قادر به زايمان طبيعى نخواهند بود. در اين صورت زايمان آنها با جراحى انجام شده و يا در نقاط دورافتاده به علت خطرات ناشى از زايمان طبيعى خود و نوزادانشان فوت مى كنند. آمار مرگ ومير اين زنان و نوزادان آنها نزديك به يك ميليون در سال تخمين زده شده است.

شکل) انواع ختنه در زنان ، از بریدن فقط چوچوله تا دوخته شدن کامل ورودی مهبل


در مقام مقايسه ختنه پسران با ختنه دختران چه ارجحيت هايى دارد؟

»  طبق آمار ها در كانادا حداقل بيست درصد و در استراليا پانزده درصد از نوزادان پسر ختنه مى شوند. ختنه زنان از طرف سازمان ملل و سازمان جهانى بهداشت و طبق قوانين تمام كشور هاى اروپايى، آمريكايى و اغلب كشور هاى آسيايى غيرقانونى است. در اين كشور ها افرادى كه به اين كار مبادرت مى ورزند توسط دولت مورد تعقيب قرار مى گيرند.

تجربه نشان داده است هرگز شخصى يا اشخاصى كه در اين كشور ها به اين كار دست مى زنند مورد تعقيب قانونى قرار نگرفته اند.

»  محققان سازمان جهانى بهداشت در معنى لغاتى نظير ختنه دختران يا قطع عضو در دختران فرقى نمى گذارند و آن را يك عمل با دو معنى مشابه تلقى مى كنند و اين عمل را از جمله سنت هاى بسيار عقب ا فتاده و خطرناك مى دانند.

»  محققان از هر زن يا مردى در هر كجاى دنيا خواسته اند كه:

۱- به غيرقانونى بودن اين عمل حتى در كشور هايى كه اين عمل انجام مى شود توجه كنند.

۲- صد درصد آن را با حق و حقوق در سلامتى اطفال، دختران و زنان مغاير بدانند.

۳- انجام اين عمل مغايرت كامل با حقوق بشر، در هر نقطه از دنيا دارد.

توصيه سازمان جهانى بهداشت اين است كه افراد با هر وسيله ممكن ابراز تنفر خود را در انجام اين عمل به گوش مسئولان و سياستمداران و هر انسان ديگر در هر كشورى كه زندگى مى كنند برسانند و براى عدم انجام آن از هر راهى مبارزه كنند.


ختنه شدن دختران در بعضی از مناطق جنوبی ایران:

کمی دورتر از بند آزاد کیش و نه چندان دورتر از اسکله‌های بندرعباس سابق«هرمزگان»، آنجا که به خشکی و خشونت طبیعت بلوچستان نزدیک می‌شوید، در روستاها و شهرهای کوچک همین مناطق، زنان به حکم سنت و آئین، از لذت جنسی محروم  اند. نه فقط در شهرهای کوچک، که گاه در شهرهای بندری و بزرگتر. آنها را در کودکی ختنه می‌کنند. به خانه شوهر می‌روند، مادر هم می‌شوند،‌بی‌آنکه احساس یک زن و مادر ختنه نشده را داشته باشند.

همان‌ها، این سرنوشت را برای دختران خود نیز رقم می‌زنند و نسل دختران ختنه شده ایرانی را در دامان خود بزرگ می‌کنند. این رسم و آئین، با جمهوری اسلامی به این منطقه از ایران نیآمده، پیش از انقلاب هم بود، همچنان که نقاب زنان این پهنه در آن سالها نیز گهگاه سوژه مطبوعات وقت بود؛ اما همانگونه که ارتجاع تشییع دراین سالها گسترش یافته، ارتجاع تسنن نیز جای پای خود را درمیان اهل تسنن استوار کرده است. ختنه زنان در میان اهل تسنن، جنبه دینی هم به خود گرفته است.

ترانه بنی یعقوب در گزارشی که سایت کانون زنان منتشر ساخته، با نگاهی در ستیز با خشونت علیه زنان ایران می‌نویسد:

بندر کنگ از شهر‌های کوچک استان هرمزگان است و 5 کیلومتر با بندر لنگه فاصله دارد. دختران این شهر بندری 40 روز پس از تولد ختنه می‌شوند. زنانی که معترض باشند سنت شکن و سرکش خوانده می‌شوند. یک زن بومی می‌گفت: برخی دختران شهر دیرتر و دردناک تر، در سنین 4 یا 5 سالگی ختنه می‌شوند. آنها تمام مراحل ختنه خویش را با چشمان باز می‌بینند. لبه‌های «کلیتورس» دختران را با تیغی که مردان ریش خود را با آن می‌تراشند می‌بُرند. اهالی بندر کنگ سنی  اند. عمل ختنه در بندر كنگ«تیغ سنت و فرهنگ» خوانده می شود.برخی از مردم بندر كنگ ختنه شدن مادران و مادربزرگ هایشان را دلیلی موجه برای این كار عنوان می كنند.ممانعت از ادامه تحصیل دختران توسط پسران خانواده، مرد سالاری شدید، جلوگیری از رفت و آمد آزاد زنان و دختران، تعدد زوجات و اهمیت ندادن به تصمیم های زنان در مرود مسائل مهم زندگی از دیگر مشكلات زنان بندر كنگ است. در بندر جاسک هم می‌گویند وضع دختران همین است.هر سال دو میلیون دختر در جهان ختنه می‌شوند. این عمل به دلیل انجام آن در خانه‌ها و با وسائل آلوده جان دختران خردسال را تهدید می‌کند.خاطرات «واریس دیری» در کتاب«گل صحرا»، همان است که جنوب شرقی ایران تکرار می‌شود. او متولد افریقاست اما سرگذشت او همان است که در ایران مرور می‌شود.

6 هزار دختربچه هر روز ختنه می‌شوند : «واریس دیری» شاید زیباترین و درعین حال غمگین ترین دیپلمات مستقر در سازمان ملل در نیویورک باشد. از صحراهای سومالی آمده است. کتابی خاطراتی دارد به نام «گل صحرا». دراین کتاب فاجعه‌ای را شرح می‌دهد که قربانیان آن دختران کم سن و سال  اند. آنها که در این سن و سال ختنه می‌شوند، چند سال بعد به خانه بختی که برای آنها جز شوربختی نیست فرستاده می‌شوند.5 ساله بود که ختنه اش کردند و 13 ساله بود که مرد 60 ساله‌ای خواستگارش شد. تن به این ازدواج نداد و از خانه گریخت. نمی  خواست هم سرنوشت خواهرش شود. ختنه او را به چشم دیده بود وخود قربانی این توحش و سلاخی بود.«واریس دیری» بعدها خود را به لندن رساند و مدل شد. دراین حرفه موفق بود، اما شهرت امروزی او نه به دلیل مدل بودن، بلکه به دلیل سمتی است که در سازمان ملل متحد دارد. او سفیر سازمان ملل برای مبارزه با ختنه زنان در سراسر جهان است. جنایتی که طبق آمار منتشره سازمان ملل، هر روزه روی 6000 دختر بچه عرب و افریقایی و برخی کشورهای آسیائی دیگر انجام می‌شود.کتاب خاطرات او را با نام «گل صحرا» شهلا فیلسوفی و خورشید نجفی ترجمه کرده اند و نشر چشمه در تهران، درپاییز 1383 آن را منتشر ساخته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 21:8  توسط احمد  | 

بيمارى هايى كه از طريق مقاربت جنسى منتقل مى شوند (كه به اختصار به آنها STDs مي گويند) امراضى هستند كه از طريق تماس فيزيكى مقاربت جنسی به بدن منتقل مى شوند. اين امراض از طريق ويروس‏‏، باكتری و يا پارازيت رخ مى دهند. اين بيماری ها همچنین به نام «عفونت هايی که از طريق مقاربت جنسی منتقل می شوند» (STIs) و يا به اسم قديمی شان «بيماری های مقاربتی» (VD) شناخته می شوند. حداقل ۲۵ نوع امراضی وجود دارد که از طريق مقاربت جنسی منتقل می شوند. آنچه وجه اشتراک اين امراض است اين است که همه از طريق تماس جنسی، منجمله واژن، مقعد و دهان منتقل می شوند. امراضی که در اين جزوه از آنها نام برده شده به هيچوجه ليست کاملی نيستند.

چگونه می توانيد دريابيد که مبتلا به اين امراض هستيد؟

هر کس که از نظر جنسی فعال است در معرض خطر مبتلا شدن به اين دسته از بيماری ها قرار دارد. برخی از اين نوع بيماری ها عوارضی دارند، مانند مايعاتی که از طريق اندام تناسلی ترشح می شوند، درد هنگام ادرار و يا تورم و بادکردن اندام تناسلی. بسياری از اين بيماری ها، مانند كلاميديا (Chlamydia) اغلب موارد بدون عوارض هستند. از اينرو مناسب است که يک معاينه جنسی برای تشخيص اين بيماری ها داشته باشيد اگر که فکر می کنيد ممکن است در معرض ابتلاء به آنها قرار گرفته باشيد. برخی اوقات مدت زيادی طول می کشد قبل از اينکه اين بيماری ها عوارض خود را نشان بدهند و طی چنين دوره ای ممکن است شما عفونت خود را به ديگران منتقل کنيد. از اينرو لازم است که شما برای اين بيماری ها معاينه شده و آزمايش شويد. اگر شما با کسی رابطه داريد و تشخيص داده شده که به اين بيماری ها مبتلا هستيد اين به اين معنا نيست که همزی شما لزوما فاسق است. عوارض اين بيماری ها اغلب ماها بعد از سرايت بروز می کنند.

چگونه می توانيد از ابتلاء به اين بيماری ها ممانعت کنيد؟

شما می توانيد خطر مبتلاء شدن به اين بيماری ها را کم کنيد اگر که هنگام مقاربت جنسی از کاپوت و وسايل مشابه استفاده کنيد و خود و همزی تان برای اين گونه بيماری ها معاينه شويد. هر چه با افراد بيشتری مقاربت جنسی داشته باشيد ريسک مبتلاء شدن به بيماری ها بيشتر خواهد شد. روش های ديگر تقليل خطر ابتلاء به اين بيماری ها استفاده از کاپوت و وسايل مشابه در هنگام تماس جنسی دهنی، تميز کردن وسايل تحريک جنسی بعد از استفاده، شستن دست های خود بعد از آميزش جنسی، و بهبود روش های تميزکردن اندام تناسلی هستند.

چرا مهم است بدانيد که آيا به اين بيماری ها مبتلاء هستيد؟

بسياری از بيماری های مقاربتی بسيار عفونی هستند و می توانيد تاثيرات درازمدت منجمله عقيم شدن بجا بگذارند. بسياری از اين بيماری ها از طريق فرد مبتلاء به طرف ديگر او در يک رابطه جنسی منتقل می شوند و برخی ار آنها از طريق مادر به نوزاد متولد نشده او می توانند منتقل شوند. بيمارهای آميزشی حتی امکان انتقال «ويروس نقص ايمنى انسان» (HIV) را تسريع می کنند.

انواعی از بیماری های مقاربتی که بیشتر شایع هستند:

1 ) واژينوسيس ميکروبی (Bacterial Vaginosis – BV) به معنای دقيق کلمه يک بيماری آميزشی نيست زيرا که از طريق مقاربت جنسی منتقل نمی شود. ولی اين بيماری از طريق رابطه جنسی تشديد می شود و اغلب موارد در زنانی که از نظر جنسی فعال هستند پيدا می شود تا در زنانی که هيچوقت مقاربت جنسی نداشتند. عامل اين بيماری به هم خوردن توازن در وضعيت يک باکتری عادی و امن است که در واژن زن وجود دارد و هر چند که نسبتا بی خطر است و توجه به خود جلب نمی کند ولی برخی اوقات ممکن اسـت به ترشح بيش از حد مايعی منجر شود که بوی نامطبوع ماهی گنديده می دهد. هر چند که توضيح روشنی برای وقوع اين بيماری وجود ندارد ولی اين توضيح مطرح شده که ترکيب بازی منی مرد ممکن است يک عامل باشد زيرا که می تواند محيط اسيدی باکترهای واژن را عوض کند. يک عامل ديگر می تواند استفاده از کویل بعنوان یک وسیله پیشگیری توسط زنان باشد. یک زن نمی تواند واژینوسیس میکروبی را به یک مرد منتقل کند ولی ضروری است که او مورد درمان قرار گیرد چه اینکه این بیماری اغلب از واژن به رحم حرکت کرده و وارد لوله فالوپ شده و می تواند باعث عفونت بسیار جدی شود. درمان این بیماری از طریق مالیدن یک کِِرِم به واژن و استفاده از آنتی بیوتیک است.

2 ) بالانیتیس (Balanitis) اغلب بعنوان یکی از عوارض عفونیت و نه لزوما نوعی عفونت به اعتبار خود شناخته می شود. به معنای دقیق کلمه یک بیماری مقاربتی نیست بلکه بیشتر یک از عواقب فعالیت جنسی است. فقط مردان به این بیماری مبتلا می شوند و اغلب خود را بصورت تورم سر آلت تناسلی مرد نشان می دهد. این بیماری بیشتر در مردانی وجود دارد که ختنه نشده اند. عامل این بیماری بهداشت کم، سوزش ناشی از کاپوت و یا وسایل کشنده اسپرم، استفاده از برخی وسایل آرایش معطر و شستن زیر پوست ختنه گاه می باشد. درمان آن شامل استفاده از کِرِم برای تخفیف تورم و در صورت لزوم آنتی بیوتیک است.

3 )كلاميديا (Chlamydia) رایج ترین بیماری قابل درمان مقاربتی است. این بیماری اگر که درمان نشود می تواند باعث مشکلات جدی در مراحل بعدی زندگی شود. کلامیدیا باعث عفونت مدخل رحم (cervix) در زنان می شود. مجرای خروجی مثانه (urethra)، مقعد و چشمان در هم زن و هم مرد ممکن است از این بیماری عفونت یابند. عوارض عفونت در هر زمانی ممکن است بروز کنند. اغلب این عوارض چیزی بین یک یا سه هفته بعد از ابتلاء به بیماری رخ می دهند. البته عوارض بیماری ممکن است برای مدت مدیدی خود را نشان ندهند. روش انتقال: ارتباط دهانی، مهبلی، مقعدی و یا از طریق تماس دست ها با چشم پس از آنکه دست ها با آلت تناسلی آلوده ارتباط برقرار کردند.علائم در مردان: احساس درد به هنگام خروج ادرار، ترشحات آلتی و بروز گلو درد در صورت وجود ارتباط دهانی در زنان: نیز دفع ادرار همراه با درد شدید، ترشحات مهبلی و گلو درد در صورت ارتباط دهانی .درمان: آنتی بیوتیک ها

4) شپش ناحیه تناسلی (Crabs or Pubic Lice) انگل های کوچکی به شکل خرچنگ هستند که در بین مو زندگی کرده و از خون تغذیه می کنند. اینها عمدتا در بین موهای ناحیه تناسلی زندگی می کنند ولی ممکن است در بین موهای زیر بغل و همینطور موهای صورت و ابروی چشم هم زیست کنند. این انگل ها می توانند بیرون از بدن هم به زندگی خود ادامه بدهند و از اینرو در لباس، ملافه های تُشک و حوله هم ممکن است پیدا شوند. شما ممکن است این نوع شپش را با خود حمل کنید و از آن مطلع نباشید. ولی دو تا سه هفته بعد از آن دچار نوعی خارش می شوید. این نوع انگل عمدتا از طریق تماس فیزیکی در حین مقاربت جنسی منتقل می شود ولی ممکن است از طریق استفاده مشترک از لباس، حوله و یا ملافه با کسی که آن را دارد نیز منتقل شود. هیچ روش موثری برای جلوگیری از سرایت این انگل به خودتان وجود ندارد ولی شما می توانید با شستن لباس ها، حوله و ملافه تان با آب داغ از سرایت آن به دیگران جلوگیری کنید. محلول ضدعفونی ویژه ای را می توان از داروخانه خریدو به بدن مالید تا این انگل را از بین ببرد. تراشیدن موهای ناحیه تناسلی لزوما باعث از بین رفتن این انگل نمی شود.

5 )اپیدیمیتیس (Epididymitis) اشاره به تورم اپیدیمتیس، که یک مجموعه از مجاری که در بالای بیضه ها قرار دارند و اسپرم تولید شده را ذخیره می کنند، دارد. این وضعیت همیشه نتیجه بیمارهای مقاربتی نیست. ولی اگر چنین باشد، اغلب ناشی از وجود کلامیدیا و یا گانوريا (Gonorrhoea) است. عوارض این بیماری خود را بشکل تورم دردناک بیضه ها و کیسه بیضه ها (scrotum) نشان می دهند. بهترین روش جلوگیری از این بیماری استفاده از کاپوت در حین مقاربت جنسی است زیرا این بهترین روش جلوگیری از سرایت کلامیدیا و گانوریا است. اپیدیمتیس خودش به کسی سرایت نمی کند ولی عفونت های دیگری که مسبب آن بودند قابل سرایت هستند. (در باره کلامیدیا و گانوریا به بخش های بعدی رجوع کنید). درمان این بیماری از طریق استفاده از آنتی بیوتیک برای درمان عفونت هایی که باعث آن بودند صورت می گیرد.

6)  تب خال ناحیه تناسلی (Genital herpes) توسط ویروسی بنام هرپیس سیمپلکس (herpes simplex) رخ می دهد. این ویروس می تواند بر دهان، ناحیه تناسلی، پوست اطراف مقعد و انگشتان اثر بگذارد. بعد از اولین شیوع تب خال، این ویروس می تواند در بین بافت های عصبی مخفی بماند، یعنی جایی که کاملا غیر قابل تشخیص است و باعث عوارضی نمی شود. عوارض اولین عفونت معمولا بین یک تا ۲۶ روز بعد از در معرض این بیماری قرار گرفتن رخ می دهند و برای دو تا سه هفته دوام می آورند. چه مرد و چه زن ممکن است یک یا چند نوع از عوارض این بیماری را داشته باشند که شامل حس خارش یا سوزش در ناحیه تناسلی یا اطراف مقعد، تاول های آبدار کوچکی که ممکن است بترکند و زخم های دردآور کوچک به جا بگذارند، برخورداری از درد هنگام ادرار اگر که ادرار از روی زخم های باز بگذرد، کسالت شبیه ابتلاء به آنفلونزا، کمردرد، سردرد، غدد متورم و تب می باشند.

A  )ویروس تبخال انسانی (HSV) نوع اول

روش انتقال: لمس کردن، بوسیدن و یا برقراری تماس جنسی با نقاط حامل ویروس مثل جوش ها و خراش ها. این بیماری از طریق تماس دهان با آلت تناسلی و یا بالعکس منتقل می شود   علائم: زخم های سرد و جوش های خیلی گرم که بر روی لب ها ، داخل حفره دهان، گلو و در موارد نادر بر روی آلت تناسلی ظاهر می شود.   درمان: دارو هایی برای درمان موضعی تجویز می شوند مثل آسایکلویر و یا والاکسیکلویر. به خاطر داشته باشید که این روش های درمانی تنها رشد بیماری را متوقف و یا کند می کنند ولی بیماری به طور کامل درمان نمی شود و از بین نمی رود.


b )ویروس تبخال دستگاه تناسلی(HSV) نوع دوم

روش انتقال: ارتباط دهانی، مهبلی و یا مقعدی. این بیماری ممکن است در حین آمیزش از آلت تناسلی به دهان و یا بالعکس منتقل شود  علائم: ایجاد برآمدگی های قرمز رنگ و دردناک در اطراف آلت تناسلی، پایین باسن و رانها. البته ممکن است این برآمدگی ها در خانم ها درون مهبل و رحم نیز پدید آیند. دفع ادرار همراه با درد شدید، تب، درد و ورم سینه ها و سایر غدد از دیگر نشانه های این بیماری می باشند. درمان: داروهای تجویز شده توسط پزشک معالج از قبیل آسایکلویر، فامسیا کلویر و والاکسی سایکلویر. به خاطر داشته باشید که مصرف این داروها تنها رشد این بیماری را متوقف می کنند و به منزله نوعی درمان قطعی جوش های آلت تناسلی به شمار نمی روند.  

7 )زگیل ناحیه تناسلی (Genital warts) تومورهای گوشتی کوچکی هستند که ممکن است در هر کجا از ناحیه تناسلی مرد یا زن پدیدار شوند. این بیماری در اثر ویروسی بنام «ویروس پاپیلوما انسان» (Human Papilloma Virus – HPV) باعث می شود. زگیل ممکن است روی آلات تناسلی، و یا اندام مختلف بدن، مانند دستان رشد کند. بعد ازاینکه ویروس زگیل ناحیه تناسلی به شما منتقل شد معمولا بین یک تا سه ماه طول می کشد که این زگیل ها بر روی اندام تناسلی شما ظاهر شوند. شما و یا همزی تان ممکن است متوجه ظاهر شدن تکه های سفید/صورتی کوچکی یا تکه های بزرگتری شبیه کلم روی ناحیه تناسلی شوید. این نوع زگیل در حوالی ناحیه خارجی واژن، پنیس، پوست بیضه و مقعد ظاهر می شوند. ممکن است به تنهایی یا بصورت گروهی رشد کنند. باعث خارش می شوند ولی بدون درد هستند. اغلب بجز خارش عارضه دیگری ندارند و ممکن است به سختی قابل دیدن باشند. اگر زنی در مدخل رحم اش زگیل داشته باشد، در آنصورت ممکن است باعث خونریزی جزیی شود و بصورت نادر ممکن است نوعی مایع رنگی از ناحیه واژن ترشح شود. روش انتقال: از طریق ارتباط جنسی و یا تماس با حوله و لباس های آلوده.    علائم:برای مردان: ظاهر شدن زگیل های بدون درد (معمولا شبیه به گل کلم) بر روی قضیب، پوست ختنه گاه، بیضه ها و مجرای پیشاب داخلی.در خانم ها: این زگیل ها بر روی فرج و لب های آن، دیواره مهبل و داخل رحم ظاهر می شوند. همچنین این امکان وجود دارد که زگیل ها در اطراف مقعد و یا حتی در روده نیز هم در مردان و هم زنان پدید آیند . غیر قابل درمان است.

8 )گانوريا (Gonorrhoea) نوعی عفونت میکروبی است. معمولا از طریق تماس جنسی منتقل می شود و ممکن است باعث عفونت مدخل رحم، مجرای خروجی مثانه، مقعد و گلو شود. عوارض این بیماری ممکن است بین ۱ تا ۱۴ روز بعد از ابتلاء به آن ظاهر شوند. ممکن است به این بیماری مبتلاء شد و در عین حال هیچ عارضه ای هم نداشت. در مردان احتمال تشخیص عوارض این بیماری بیش از زنان است.

9) عفونت های دستگاه گوارشی (Gut Infections) ممکن است در هنگام رابطه جنسی منتقل شوند. دو تا از رایج ترین این عفونت ها «اَمُویی بیاسیس» (Amoebiasis) و «جیاردیاسیس» (Giardiasis) هستند. اینها عفونت های میکروبی هستند و وقتی که به ناحیه شکم می رسند باعث اسهال و درد شدید معده می شوند. عفونت های دستگاه گوارشی بین دو نفر منتقل می شود بویژه وقتی که یک نفر به این عفونت ها مبتلاء باشد و در رابطه جنسی تماس با مدفوع و یا مقعد صورت گیرد. استفاده از وسایلی مانند کاپوت و یا استفاده از دستکش های پلاستیکی می تواند جلوی سرایت این بیماری را بگیرد. وسایلی که برای تحریک جنسی هستند باید بعد از استفاده شسته شوند و همینطور دستان تان اگر در تماس با مدفوع قرار گرفتند باید شسته شوند. درمان هایی که برای مداوای اسهال وجود دارند برای درمان بسیاری از این عفونت ها کافی هستند ولی ممکن است استفاده از آنتی بیوتیک هم لازم شود.

10 )هپاتیت (Hepatitis) باعث تورم کبد می شود. انواع مختلف هپاتیس وجود دارند. رایج ترین آنها هپاتیس A، B و C هستند. هر کدام از این ویروس به نحو متفاوتی عمل می کنند. هپاتیس ممکن است در اثر اسفاده از الکل و یا مواد مخدره رخ دهد ولی اغلب ناشی از نوعی عفونت ویروسی است.

ویروس هپاتیت: E,D,C,B,A

روش انتقال: ارتباط جنسی به ویژه ارتباط مقعدی (و یا تماس با مدفوع آلوده) که بیشتر مربوط به نوع A است، تزریق خون آلوده ( به ویژه در نوع C,B ).  علائم: نشانه های این بیماری تقریبا شبیه به آنفلونزاست و در موارد شدیدتر با تب، دردهای شکمی، استفراغ، یرقان (زردی پوست و چشم ها) همراه است .درمان: استراحت مطلق، مصرف مایعات و گاهی اوقات نیز مصرف آنتی بیوتیک برای جلوگیری از بروز باکتری های نهفته. برای هپاتیت B نوعی واکسن درست شده است اما باید توجه داشت که واکسنها تنها از ابتلا به بیماری جلوگیری می کنند و نوعی روش درمانی به حساب نمی آیند.

11)مولاسکوم (Molluscum) یک بیماری پوستی است که توسط ویروس «مولاسکوم کانتاجیوسویم» رخ می دهد. این بیماری بصورت برجستگی های کوچکی بر روی پوست ظاهر می شوند و ممکن است برای یکی دو هفته تا چند سال باقی بمانند. مولاسکوم باعث برجستگی های مروارید شکلی به اندازه یک خال بر روی ران، کفل، اندام تناسلی و برخی اوقات صورت می شود. این بیماری از طریق تماس فیزیکی در عین مقاربت جنسی و یا تماس پوستی منتقل می شود. جلوی انتقال این بیماری را می توان با استفاده از کاپوت، اجتناب از تماس پوستی با کسی که به این بیماری مبتلاء است و یا نداشتن رابطه جنسی با چنین فردی تا زمانی که درمان شود، گرفت. در بیشتر موارد مولاسکوم بدون درمان رفع می شود. ولی آنها را می توان خشک کرد و یا با استفاده از مواد شیمیایی پوشاند.  

12 )یوره ثرایتیس غیر مشخص (Non-Specific Urethritis - NSU) تورم مجرای خروجی مثانه مرد است. این تورم ناشی از چند نوع عفونت مختلف است که رایج ترین آنها کلامیدیا است. یوره ثرایتیس غیر مشخص ممکن است برای ماهها و حتی در مواردی برای سالها در یک رابطه تجربه شود. عوارض یوره ثرایتیس غیر مشخص ممکن است شامل این موارد شود: درد و یا حس سوزش هنگام دفع ادرار، ترشح یک مایه سفید/شیری از نوک آلت تناسلی مرد که در اول صبح ممکن است بیشتر مورد تشخیص باشد، و این حس که باید بکرات دفع ادرار کنید. اغلب ممکن است هیچ عارضه ای وجود نداشته باشد ولی این به معنا نیست که ممکن نیست این عفونت را به همزی تان منتقل نکنید.

13 )جَرب (Scabies) توسط کرم های انگلی که به زیر پوست می روند و باعث خارش می شوند رخ می دهد. این کرم ها بسیار کوچک هستند و قابل رویت نیستند و بسیاری افراد نمی دانند که آنها را با خود حمل می کنند. اینها باعث خارش می شوند و این وضعیت ۲ تا ۶ هفته بعد از سرایت به مرض شروع می شود. علایم این بیماری وجود خط های قرمز در زیر پوست دست، کفل و اندام تناسلی است. رایج ترین نحوه سرایت این بیماری از طریق تماس فیزیکی در حین مقاربت جنسی است هر چند ممکن است با استفاده مشترک از حوله و یا لباسهای فرد دیگری که به بیماری مبتلا است سرایت صورت گیرد. این نحوه سرایت البته غیر معمول است. هیچ روش موثری برای اینکه از سرایت بیماری به خود جلوگیری کنید وجود ندارد هر چند که می توانید با شستن لباس ها و ملافه های خود در آب داغ از سرایت این بیماری به دیگران جلوگیری کنید. مایعات ضدعفونی وجود دارد که می توانید از داروخانه بخریید و به بدن خود بمالید تا این انگل از بین برود.

14) سفلیس (Syphilis) یک عفونت رایج در بریتانیا نیست ولی در برخی کشورهای دیگر بیشتر رایج است. این بیماری نوعی عفونت باکتریایی است. اغلب از طریق معاشرت جنسی منتقل می شود ولی ممکن است از طریق مادری که به آن مبتلا است به نوزاد متولد نشده اش هم سرایت یابد.علایم و عوارض سفلیس برای مرد و زن یکی است. این عوارض ممکن است به سختی قابل تشخیص باشند و از زمان مقاربت جنسی با کسی که به این بیماری مبتلا است ممکن است تا سه ماه طول بکشد قبل از اینکه عوارض بیماری ظاهر شوند. سفلیس چندین مرحله دارد. مراحل اول و دوم آن بسیار مسری هستند. علائم: پس از گذشت مدت زمان 2 تا 4 هفته پس از ابتلا به بیماری زخم های شدید گرد و بی دردی در محل عفونی شده پدید می آیند .درمان: پنیسیلین

15 )برفک (Thrush) که به آن کندیاسیس (candiasis) هم می گویند قارچی (yeast) است که برروی پوست زندگی می کند و رشد آن توسط باکترهای بی ضرر دیگری که وجود دارند محدود می شود. اگر این قارچ خود را تکثیر کند می تواند باعث خارش، تورم، زخم شدگی و ترشحات در مرد و زن شود. زنان ممکن است هنگام دفع ادرار نوعی ترشح غلیظ سفید را تجربه کنند. بسیاری از مردان ممکن است چنین ترشحی را از آلت تناسلی مرد تجربه کنند و برایش سخت باشد تا پوست ختنه گاه خود را عقب بزند. برفک هنگام مقاربت جنسی با کسی که به آن مبتلا است سرایت می کند. ولی همینطور در صورتی که لباسهای بسیار تنگ نایلونی یا الیافهای مصنوعی بپوشید و یا آنتی بیوتیک مصرف کنید نیز ممکن است بروز کند. برخی اوقات علت وقوع آن روشن نیست. برای جلوگیری از سرایت این بیماری استفاده از کاپوت هنگام مقاربت جنسی موثر است و تا آنجا که به مردان مربوط می شود شستن منظم زیر پوست ختنه گاه شان نیر مفید است. معالجه برفک شامل استفاده از درمانهای ضد قارچ می شود. برفک ممکن است بویژه در زنان دوباره عود کند.

16 )تراکومانوس واژینوسیس (Trichomonas Vaginosis) که به اختصار به آن تریش (Trich) هم می گویند در اثر یک پارازیت که در واژن زنان و در مجرای خروجی مثانه مردان وجود دارد رخ می دهد. اغلب عارضه ای وجود ندارد. اگر عوارض این بیماری ظاهر شوند در آنصورت در مردان به شکل درد در حین ادرار و یا انزال در طی مقاربت جنسی و در زنان بصورت زخم زدگی در طی مقاربت جنسی و دفع ادرار و تورم ناحیه بیرونی واژن بروز می کنند. سرایت این بیماری معمولا از طریق رابطه جنسی از طریق دهان، مقعد و واژن با کسی که به آن مبتلا است رخ می دهد. معالجه این بیماری شامل استفاده از آنتی بیوتیک می شود و در صورت درمان مجددا عود نمی کند.

17)سوزاک :روش انتقال از طریق ارتباط دهانی، مهبلی، مقعدی و همچنین از طریق مادر آلوده به فرزند در هنگام بارداری و علائم آن برای مردان: ترشحات زردرنگ و غلیظ آلت تناسلی، احساس سوزش به هنگام دفع ادرار برای خانم ها: افزایش ترشحات مهبلی، سوزش به هنگام خروج ادرار و خونریزی های نا مرتب قاعدگی

درمان: آنتی بیوتیک ها

18 )ایدز (سندرم اکتسابی فقدان ایمنی بدن) و HIV (ویروس انسانی کمبود مصونیت بدن) روش انتقال: ارتباط جنسی، تزریق خون آلوده، و همچنین انتقال بیماری از مادر آلوده به جنین در طول زمان بارداری، وضع حمل و یا شیر دادن به نوزاد.  علائم: HIV نشانه هایی شبیه به آنفلونزای خفیف را دارد و ممکن است پیش از اینکه ایدز آشکار شود برای سال های متمادی نهفته باقی بماند. نشانه های ایدز نیز شامل تب، کاهش وزن، خستگی بیش از اندازه، اسهال و عفونت هایی که در برخی موارد نادر منجر به بروز سرطان می شوند ( مثل تومور سرطانی کاپوسیز) و ذات الریه می باشد.   درمان: مخلوطی از داروهای ضد ویروس و آنهایی که رشد سلول های بیماری را متوقف می کنند و سایر داروها.

اطلاعاتی که در این جا آمده است قرار نیست جایگزین مشاوره پزشکی حرفه ای باشد. لطفا با مددکار درمانی خود مشلوره کنید اگر که در این باره ملاحظاتی دارید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 21:6  توسط احمد  | 

عفونتهايي را كه در طي مقاربت (مهبلي، دهاني يا مقعدي) از فردي به فرد ديگر منتقل مي شوند،عفونتهاي آميزشي مي نامند.هرچند اين عفونتها، هم زنان و هم مردان را مبتلا مي كنند (به مبحث عفونتهاي آميزشي در مردان ‌مراجعه كنيد)ولي علايم در دو گروه اغلب متفاوت است.همچنين بسته به نوع رابطه جنسي، ممكن است نواحي مختلفي ازبدن علامتدار شوند. عفونت مي تواند از مهبل به همه اعضاي توليد مثلي گسترش پيدا كندو ممكن است در صورت درمان نشدن باعث صدمه دايمي آنها شود، حتي در صورتي كه علايم كمي وجود داشته باشد. ابتلا به عفونت آميزشي در طول دوره ی بارداري ممكن است جنين را قبل ازتولد در حين زايمان دچار عفونت كند.در صورتي كه فكر مي كنيد شما يا همسرتان مبتلا به عفونت آميزشي هستيد، به پزشك خود يا به درمانگاه عفونتهاي آميزشي مراجعه كنيد.بايد تا زماني كه پزشك تأييد كند كه عفونت برطرف شده است، از مقاربت پرهيز كنيد. خطر ابتلا به عفونت آميزشي را با مقاربت سالم مي توان كاهش داد : 

1)عفونت كلاميديايي

علایم آن در زنان : اغلب هيچ علامتي ندارد يا فقط علايم كمي دارد. ممكن است ترشحات مهبلي غير طبيعي يا موقع ادرار، درد يا سوزش وجودداشته باشد درصورتيكه عفونت لوله ها حمل تخمك (فالوپ) را گرفتار كند ممكن است تب ، درد شكم يا درد موقع مقاربت ايجاد شود. درمان : پزشك يك نمونه از گردن رحم تهيه مي كند تا عامل عفونت را مشخص كند. درمان معمولا به آنتي بيوتيك انجام مي شود. دوره خاموشی عفونت 21- 14 روز  است  

2) تبخال تناسلي

علایم آن در زنان : معمولا درد يا خارش ناحيه تناسلي يا رانها ايجاد مي شود كه به دنبال آن تاولهاي كوچك ودردناك ظاهر مي شوند .تاولها مي تركند وزخمهاي سطحي ايجاد مي كنند كه باعث سوزش موقع ادرار كردن مي شوند . زخمها بعد از 10 تا 21 روز بهبود پيدا مي كنند. اين بيماري ممكن است عود كند. درمان : تشخيص معمولا براساس ظاهر پوست داده مي شود. داروهاي ضد ويروسي خوراكي درصورتي كه در ابتداي شروع بيماري مصرف مي شوند ، طول مدت آن را كم مي كنند. ولي قادر به ريشه كن كردن ويروسي نيستند . تبخال تناسلي موقعي كه زخم ايجاد شده است بيشتر از ساير مواقع حالت مسري دارد ولي حتي بعد از بهبود زخم نيز ممكن است مسري باقي بماند

3) زگيل تناسلي

به صورت توده هاي گوشتي وصورتي رنگ برروي فرج ودربرخي موارد داخل مهبل روي دهانه رحم واطراف مقعد ايجاد مي شود درصورتي كه زگيل دراعضاي داخلي ايجاد شود ممكن است متوجه آن نشويد. درمان : زگيلها را مي توانيد باجراحي يا با دارو از بين برد. دربرخي موارد ، زگيلها پس از درمان عود ميكنند . بررسي منظم نمونه كردن رحم ضرورت دارد،  چون برخي از انواع زگيلهاي تناسلي با سرطان گردن رحم در ارتباط هستند. . دوره خاموشی عفونت  20-1 ماه است. 

4) سوزاك

علایم آن در زنان : ممكن است درزنان علايمي نداشته باشد. ممكن است باعث ترشحات غير طبيعي مهبل ، دردقسمت پاييني شكم وتب شود درصورت ابتلا به عفونت راست روده ، ممكن است درد موقع اجابت مزاج ايجاد شود. درمان : پزشك يك نمونه از مهبل يا راست روده تهيه مي كند تا عامل عفونت زا را مشخص كند. درمان با آنتي بيوتيك هاانجام مي شود. دوره خاموشی عفونت 21- 7 روز است

5) عفونت با ويروس  ايدز

علایم آن در زنان : ممكن است در آغاز هيچ علامتي نداشته باشد اما برخي از افراد ممكن است به يك بيماري كوتاه مدت شبيه آنفلونزا مبتلا شوند كه گاهي همراه با بثورات پوستي و بزرگ شده غده هاي لنفاوي است . بعد از سالها بدون علامت بودن ، ممكن است ايدز ايجاد شود.ويروس ايدز چه علامتدارباشد وچه بي علامت مي تواند منتقل شود. درمان : تشخيص برمبناي آزمايش خون حدود 3 ماه يا بيش از 3 ماه بعد ازعفونت اوليه انجام مي شود. معمولا افراد مبتلا به ايدز داروهاي ضد ويروسي اغلب دركاهش پيشرفت بيماري به سمت ايدز تمام عيار موثر واقع مي شود. دوره خاموشی عفونت 8- 6 روز است

6) شپش عانه

علایم آن در زنان : معمولا خارش شديد به ويژه شبها درناحيه عانه وجوددارد. اندازه شپش ها 1تا 2 ميليمتر است وممكن است با چشم هم ديده شوند. درمان : درمان با محلولي انجام مي شود كه قادر به نابود كردن شپش وتخمهاي آن است . چنين محلولهايي را مي توان بدون نسخه هم تهيه كرد. دوره خاموشی عفونت 17- 0 روز

است

7) سيفليس

علایم آن در زنان : درمراحل اوليه زخمي بدون درد وفوق العاده مسري به نام شانكر درناحيه تناسلي ياداخل مهبل ايجاد مي شود. دربرخي موارد ، متوجه زخم نمي شويد. درصورت درمان نشدن بيماري مي تواند پيشرفت كند اعضاي داخلي را گرفتار كند وباعث بثورات پوستي ، تب وبزرگ شدن غده هاي لنفاوي شود. درمان : تشخيص برمبناي آزمايش خون وتهيه نمونه از هرگونه زخم انجام مي شود. درمان معمول به صورت دوره اي از آنتي بيوتيك تزريقي است . شايد لازم باشد تا 2 سال بعد از درمان مرتب آزمايش خون انجام دهيد تا كنترل شود كه آيا بيماري عودكرده است يا خير. دوره خاموشی عفونت 12- 1 هفته است

8) عفونت  تريكومويايي

علایم آن در زنان : ترشح مهبلي با بوي ناخوشايند ورنگ زرد مايل به سبز ايجاد مي شود كه با تحريك ودرداطراف مهبل همراه است ودرحين مقاربت درد ايجاد مي شود. درمان : تاييد تشخيص بابررسي نمونه اي ا زترشحاتي است كه از واژن تهيه مي شود. درمان معمولا با آنتي بيوتيك هاي خوراكي انجام مي شود. . دوره خاموشی عفونت متغير است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 21:4  توسط احمد  | 

دستگاه تناسلي مرد، توليد اسپرم ،سلول هايي كه مي توانند به تخمك زن متصل شده، نوزاد را به وجود بياورند، را برعهده دارد. همچنين اين دستگاه هورمون هاي جنسي لازم براي توليد اسپرم و تكامل جنسي در دوران بلوغ را مي سازد. اعضاي تناسلي مرد از آلت تناسلي، بيضه و كيسه بيضه كه بيضه ها در آن آويزان هستند، تشكيل مي شوند. هر بيضه حاوي لوله هاي سمينيفر است كه اسپرم مي سازند. اسپرم در اپيديديم )يك لوله پيچ در پيچ كه پشت هر بيضه قرار دارد، نگهداري مي شود. يك لوله ديگر به نام وازدفران، هر اپيديديم را به يك مجراي انزالي وصل مي كند كه اين مجرا خود به پيشابراه وصل مي شود. سه غده يك جفت غده ساخت مني و غده پروستات(، مايعاتي را ترشح مي كنند كه وظيفه انتقال و تغذيه اسپرم را برعهده دارند؛ اين ترشحات همراه اسپرم، مايعي به نام مايع مني را تشكيل مي دهند. در طول فعاليت جنسي، بافت نعوظي آلت تناسلي، پر خون شده، آلت تناسلي را دراز و سفت مي كند تا بتواند وارد مهبل زن شود. در هنگام ارگاسم، انقباضات عضلاني مايع مني را از طريق هر وازدفران به طرف پيشابراه و خارج از آلت تناسلي مي رانند.

 

در ادامه مطلب مشاهده فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 21:4  توسط احمد  | 

بطور کلی دستگاه تناسلی زن از دو بخش تشکیل یافته است: دستگاه تناسلی خارجی: که بیشتر برای برقراری رابطه جنسی و سکس مورد استفاده قرار می گیرد. دستگاه تناسلی داخلی: که مسوول بارداری و پرورش جنین است.

فرج (Vulva ) ،بخش بيروني دستگاه توليد مثل ماده :

فَرج قسمت قابل رويت و يالي شکل اندام تناسلي زنانه است. در بالا و جلوي ان بخشي مثلثي شکل داراي بافتي نرم و پوششي از مو مي باشد که با ماهيچه معقدي که آن هم قابل رويت است در ارتباط می باشد. کار اين ماهيچه جدا کردن فَرج از معقد و نگاه داشتن عضله تناسلي در قسمت تحتاني شکم است.فَرج از دو لب بزرگ لبهای بزرگ فَرج تشکيل شده که کار آن پوشش و نگهداري از عضو هاي حساس اندام تناسلي زنانه است. دو لبان کوچک لبهای کوچک فَرج در زير لبهای بزرگ فَرج قرار دارند و از قسمت فوقاني به هم متصل شده و به شکل پوششي چوچوله را در بر ميگيرند. قسمت داخلي فَرج در ميان لبهای کوچک فَرج است.

1- چوچوله یا خروسه (Clitoris)

2-لبهای بزرگ فرج (Labia Major)

3-لبهای کوچک فرج(Labia Minor)

4-  پرده بکارت (Hymen)

لبهای بزرگ فَرج( Labia Major):

لبهای بزرگ فَرج ،لبهاي بزرگ دو لايه کلفت از بافت پوستي هستند که از قسمت فوقاني دستگاه تناسلي اغاز و تا معقد ادامه می يابند. قسمت خارجي اين لبها از پوست رنگي غدد چربي و البته پس از بلوغ از مو پوشيده مي شود. قسمتهاي داخلي نرم و بدون مو با چند غده چربي قرار دارند. زير اين لايه هاي پوستي اغلب بافتي از چربي چند رباط رشته هاي نرم ماهيچه اي عصب ها و رگهاي لنفاوي و خوني قرار دارند. لبهای بزرگ فَرج در حين دخول با بيضه هاي مرد در تماس قرار مي گيرد. غددي که در اين لبهاست عطري از خود تراوش مي کند که موجب تحريک در هر دو جنس مي شود. لبهای بزرگ فَرج مهبل را از آسيب مستقيم خارجي حفظ مي کند به عبارتي ديگر به نوعي سپر مهبل است. لبهای بزرگ فَرج همان خايه در مردان است اما به صورت دو نيم صفحه قرار گرفته است. اگر با دقت به لبهای کوچک فَرج نگاه کنيد و آن را با بافت پوستي خايه مقايسه کنيد متوجه مي شويد که از يک جنس هستند .

لبهای کوچک فَرج( Labia Minor)  :

لبهای کوچک فَرج در زير لبهای بزرگ فَرج قرار دارند و دو لايه نازک و نرم پوستي بدون مو هستند که حالت و شکل انها در زنها متفاوت است آن هم بر حسب بافت و رنگ از صورتي گرفته تا قهوه اي. اين لبها ممکن است صاف يا تو رفته باشند و با لبهای بزرگ فَرج پوشيده شده باشند يا خير. دقت کنيد که شکل بافت پوستي نرمي و سختي و رنگ اندام تناسلي زنانه  در بانوان و دوشيزگان متفاوت است. در داخل و ميان لبهای کوچک فَرج و در دو نيمه اندام تناسلي حبابهاي دهليزي وجود دارند. کار اين حبابها يا اسفنجها اين است که حين تحريک جنسي با جذب خون به داخل خود متورم شده و در طول اين جريان قطر لبهای کوچک فَرج را دو يا حتي سه برابر حجم آن در حالت عادي کند. معمولا زناني که لبهای کوچک فَرج در انها به وضوح پيداست داراي حساسيت جنسي بالاتري هستند .لبهای کوچک فَرج داراي کارکرد هاي زير مي باشد:

1-محفوظ نگهداشتن هر چه بيشتر اندامهاي داخلي اندام تناسلي.

2-افزايش حساسيت جنسي در حين اميزش به علت وجود رگهاي نسبتا بزرگ خوني و سررشته هاي عصبي.

لبهای کوچک فَرج به مراتب از تراکم بيشتري از رشته هاي عصبي نسبت به چتل برخوردار است از همين روست که نيز در اثر تحريکات جنسي شدت و حساسيت بيشتر و بالاتري نسبت به چتل از خود نشان مي دهد.

چوچوله یا خروسه (Clitoris  ) :

گاهي پيدا کردن چوچوله براي خود زن يا فردي که در حال اميزش با اوست مشکل است زيرا گاه کاملا در جوف لبهای بزرگ فَرج پوشيده شده و به اصطلاح در زير سقف ان مخفي است (البته در هر حال نوک ان تا حدي بيرون است). چوچوله در جريان تحريکات جنسي بزرگ مي شود و بافت آن از همان بافت عمامه چول مردان است. ضمنا فقط 4% از کل جسم چوچوله در خارج از بدن زن قرار دارد بنابراين نسبت به آلت مرد کوچکتر مي نمايد و داراي لوله مدور هم نيست و فقط به در آميزش لذت جنسی را بیشتر می کند و در هنگام تحریک زن پر از خون می شود و حالت سفتی به خود می گیرد.ضمنا هيچ عضو جنسي در مردان به حساسيت چوچوله وجود ندارد. چوچوله توسط کلاهکی (Clitoris hood) پوشیده می شود.

پرده بكارت(hymen):

پرده بكارت غشايي است كه تمام يا قسمتي ازدهانه مهبل را مي پوشاند. این پرده جزو لبهای بزرگ فرج می باشد. Hymen لغتي يوناني است به معناي پوست يا پرده كه از نام الهه ازدواج و عروسي يونانيان God Hymen وام گرفته شده است. از آنجا که پرده بکارت دقيقا در مدخل ورودی واژن قرار دارد، معمولا طی اولين مقاربت از بين می رود، حتی اگر مقاربت بطور کامل انجام نشده باشد. سقوط از ارتفاع، بلند کردن جسم سنگين، کوهنوردی،و موارد مشابه به هيچ عنوان نمی تواتنند باعث پارگی پرده بکارت شوند. در برخی از انواع پرده بکارت ممکن است پاره شدن اتفاق نیافتد.

محل عجان ، پرینه ، میان دوراه (Perineum)

ناحیه بین مقعد و فرج می باشد که در آن دو لب فرج به هم می رسند.  

دستگاه تناسلی داخلی زن

1- رحم (uterus)

2-  مهبل (Vagina )

3- تخمدانها (ovary)

 4-لوله های تخمک بر ( fallopian tube)

5 - گردن رحم (cervix)

مهبل (vagina):

مهبل مجرايي كاملا انعطاف پذير و عضلانيست كه طول ان از هشت تا دوازده سانتيمتر فرق ميكند و پهناي ان حدود دو و نيم سانت مي باشد. مهبل ظرفيت رشد طولي تا چندين سانتيمتر و پهنا تا دو برابر در هنگام تحريكات جنسي را داراست. ورودي مهبل در طي زايمان تا حد قابل ملاحظه اي گشاد مي شود و معمولا به پهنايي تا ده سانتيمتر نيز ميرسد. مهبل در دختران باكره تا حدي با پرده-بكارت(hymen) پوشيده شده است. وقتي يك زن ايستاده است  مهبل وي بصورت عمودي در راستاي بدنش قرار ندارد بلكه قسمت فوقاني ان به سمت پايين متمايل است. محل دقيق مهبل بين مثانه و راست روده است. ديواره مهبل با لايه هايي پوشيده شده و داراي غدد مترشحه نيست. غشا  داخلي مهبل فوق العاده به هورمونهاي تخمدان حساس مي باشد و سلولهاي سطحي ان خيلي ناپايدار هستند. با مطالعه بر روي اين سلولها ميتوان به سرطان ”دهانه-رحم“ و همچنين سرطان مهبل پي برد. با توجه به سن و دوره ماهيانه ساختار مخاطي غشاء داخلي تغيير ميكند. اين مخاط در يك زن بالغ به صورت مايعي سفيد و لزج است كه شامل باكتريهاست و البته سبب رطوبت و لزاجت مهبل مي شود. اين مايع با اسيدي نگه داشتن اين محل در حفظ و نگهداري مهبل از ميكروبها نقشي عمده دارد و دليل اين امر نيز اسيد لاكتيك از خانوادهء همان اسيدي كه در ماست نيز هست موجود در ان است.در طي اميزش جنسي چل مرد وارد مهبل مي شود تا اسپرم و مني (semen)خود را در ان تزريق كند. در طي زايمان اندازه مهبل براي بيرون امدن جنين و جفت ان از پنج تا شش برابر گشادتر مي شود. 

رحم (uterus) :

یک عضو ماهیچه ای به شکل گلابی می باشد که درون لگن در بالای مثانه و جلوی راست روده ( رکتوم) واقع شده است.اندازه طبیعی آن حدود 8در5 سانتیمتر است. ارتفاع ان شش تا هشت سانتيمتر و پهناي ان سه تا چهار سانتيمتر است اما در طي حاملگي رحم تغييرات زيادي را متحمل مي شود مثلا در نه ماهگي ارتفاع ان به سي سانتيمتر ميرسد. رحم در اين وضع در انتهاي مهبل قرار گرفته و تقريبا به سمت مثانه متمايل و بدان متكي مي شود. در طول عادت-ماهيانه نيز رحم محل خود را به راحتي تغيير مي دهد. ”رباطهاي نرم“ تا حدي به رحم انعطاف پذيري ميدهند و در همان حال ان را معلق نگه ميدارند. در هر طرف انتهايي رحم ”لوله هاي فالوپ“ وجود دارند. عضله رحمي با مخاطي به نام ”اندومتريم“ پوشيده شده است. اين مخاطها كه حاوي رگهاي خوني و غدد مترشحه مي باشند همچنين دريافت كننده ”تخم“ نيز هستند و البته با توجه به سن و دوره-ماهيانه هر شخص تغييرات مهمي در بافت آنها رخ مي دهد. وقتي تخمك بارور نشود اين مخاط بعلاوه تخمك از رحم خارج ميشوند. رحم با گردنه ان كه قسمتي سفت و محكم (حدودا سه سانت) مي باشد بسته مي شود. شما ميتوانيد اين قسمت را با انگشت خود در انتهاي مهبل حس كنيد. مجرايي ظريف از بين قيف-رحم ميگذرد و بدين ترتيب رحم به مهبل مرتبط مي شود. از طريق همين مجراست كه خون-قاعدگي بيرون مي آيد يا اسپرمها نير وارد رحم شده و به سمت لوله هاي فالوپ به قصد باروري تخمك مي روند. گردنه-رحم در وسط خود مجراي كوچكي دارد اين مجرا در زناني كه هنوز بچه دار نشده اند كوچكتر از كساني است كه زايمان داشته اند.

رحم اصلا يك عضله است انهم با نقشي بسيار مهم در تمام مراحل توليد مثل از ورود اسپرم به مهبل و سپس خود گرفته تا تكامل جنين و شكل پذيري جفت ان و انقباضات رحمي كه منجر به تولد نوزاد مي شود. 

لوله های تخمک بر (fallopian tube):

لوله هايي انعطاف پذيرند با درازاي تقريبي ده تا دوازده سانتيمتر كه قطر داخلي انها كمي بيشتر از قطر يك تار موست. اين لوله ها از انتهاي بالايي رحم شروع و تا تخمدانها كه به صورت منگوله هاي متحركي هستند ادامه می يابند.

لوله هاي فالوپ تخمك را با محاطي ان از مقصدش تا رحم در برميگيرند. همچنين اين لوله ها مسيري مناسب براي عبور اسپرم به محل باروري تحصيل اطمينان از صلابت و قدرت باروري اسپرم و بالاخره حمل نطفه به سمت رحم هستند.

تخمدان (ovary) :

”تخمدانها“ دو غده به اندازه دو بادام بزرگند كه حدود چهار سانتيمتر بلندي و دو و نيم سانتيمتر پهنا دارند. اين غدد از دو طرف توسط رباطي نازك به رحم متصل مي باشند. و رباطي ديگر اين غدد را به لوله هاي فالوپ متصل ميكند. يك دختر در هنگام تولد حدود 700000 تا 2000000 تخمك دارد كه بيشتر انها در طي بچگي از بين مي روند و به 300000 تا 400000 تا كاهش مي يابد كه بالاخره فقط حدود 300 تا 400 تخم به دورهء بلوغ ميرسند. اين امر نزديك به سي سال (دوره باروري يك زن به طور متوسط) و حدودا سيزده بار در سال يعني با فاصله هاي 28 روزه ادامه دارد تا اينكه تمام تخمكها به اتمام مي رسند و زن وارد دوره يائسگي مي گردد. در نتيجه فعاليت تخمدانها نامحدود نيست همانطور كه مي بينيد شروع اين فعاليت بلوغ و پايان ان يائسگي است. تخمكها در يك نوع مجتمع سلولي محصور هستند كه پس از طي يك دوره اي در اثر هورمونهايي كه از غده هيپوفيز ترشح ميشوند به رشد خود مي رسند. نام اين مجتمع ها ”فوليكول“ است كه يك بار در هر 28 روز بالغ و باز شده يك تخمك رها ميكند.

نقطه جی G – SPOT (Grafenberg stimulation)

نقطه جی داخل مهبل،تقریبا دو سوم راه واقع شده است . برای یک زن یا دختر کمی مشکل است که با انگشت خودش به این مرکز برسد و بهترین کار این است که شریک جنسی با انگشت یا آلت تناسلی خود تحریک نقطه جی را انجام دهد. تحریک این مرکز به ارگاسم ( اوج لذت جنسی) در اکثر زنان منجر می شود. به طوری که در بعضی زنان مایعی ترشح می شود.  Grafenberg نام دکتر Ernst Gräfenberg (1881-1957) می باشد که این نقطه را کشف کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 21:2  توسط احمد  | 

شناخت صحيح و درک زن ها

به گفته ي روان شناسان، اغلب مردها باورهاي نادرستي در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاري هاي آنان را شامل مي شود. اين باورهاي غلط ناشي از عدم شناخت صحيح و عدم درک روحيه ي لطيف زن هاست و آن ها را براي شناخت بيش تر آقايان از همسرانشان بيان مي کنيم:

 هفت باور نادرست مردها درباره ي زن ها

1) زن ها سيري نا پذيرند

2) حفظ و نگهداري آن ها مشکل است

3) زن ها مي خواهند مردها را کنترل کنند

4) زن ها حسود هستند

5) زن ها زياده از حد احساساتي هستند

6) زن هايي که قوي و توانا هستند، نيازي به مراقبت ندارند

7) زن ها آزادي مرد را مختل مي کنند

باور غلط: زنها سيري ناپذيرند

مردها،تمايل و گرايش هميشگي زن مبني بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سيري ناپذيري مزمن او اشتباه گرفته اند. اين طبيعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چيز است.

زنها- دست کم بيش تر آنها- بسيار کم توقع اند و مي توان به راحتي با کوچک ترين چيزها خوشحالشان کرد. با يک لبخند، اظهار محبت و دلتنگي در آغوش گرفتن و ... خواهيد ديد چطور از شادي لبريز خواهند گشت.

باور غلط: حفظ و نگهداري زن ها مشکل است

واقعيت اين است که حفظ و نگهداري روابط صميمي مشکل است. زن ها مي خواهند رابطه شان سالم و صميمي باشد و بدين جهت ازمردها توقع دارند براي اين منظور وقت بگذارند و بر روي صميميت رابطه تلاش کنند.

زنها استانداردهاي بالايي براي روابط صميمي خود دارند، نه از آن رو که ايرادگير و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عميقاً متعهد و پايبند بوده و مي خواهند که موفق باشند.

باور غلط: زن ها مي خواهند مردها را کنترل کنند

مردها تلاش زن را براي سازمان دهي، برنامه ريزي و حل مشکلات مي بينند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشي از جانب زن براي کنترل مرد و بهره کشي از آن تعبير مي کنند.

واقعيت اين است که زنها مي خواهند کمک کنند، ايفاي نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.

يکي از رايج ترين شکايت هاي زن ها از مرد زندگي شان آن است که بيش تر مردها، در فرآيند تصميم گيري خود، زن ها را دخالت نمي دهند. از آن جا که زن ها از اين احساس بيزارند، پس تلاش مي کنند تا خود را به نحوي در جريانات زندگي همسرشان وارد کنند. بدين معنا که سوال مي پرسند و راه حل ارايه مي دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معناي تلاش براي مداخله و سلطه جويي معنا مي کند.

اولويت اول يک زن در زندگي محبت است. اگر همسرش را ناراحت ببيند، دوست دارد به او کمک کند. اگر او را در مواجهه با مشکلي ببيند، مي خواهد راه حلي ارايه کند، همه ي اينها به خاطر اين است که همسرش را دوست دارد و به او عشق مي ورزد.

باور غلط: زن ها حسود هستند

واقعيت اين است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صميمي و نزديک خود هستند و مي خواهند از رابطه ي خود با مردي که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غريزي و فطري، زنان از هر چه برايشان ارزشمند باشد، مراقبت مي کنند.

باور غلط: زن ها زيادي احساساتي هستند

يکي از زيباترين ويژگي هاي زنها اين است که قابليت اين را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و اين احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و اين موهبتي بس گران بهاست. اما باور غلط اين است که نشان دادن احساسات ،کيفيتي ضعيف تر و ناخواستني تر از پنهان کردن احساسات مي باشد. اين همان پيامي است که اغلب مردها در کودکي وهنگامي که پسربچه اي بودند دريافت کرده اند. اين که گريه نکردن، بهتر از گريه کردن است. خشن و قوي بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نيازمند بودن است.

بنابراين مردها، اغلب احساسات طبيعي زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقي مي کنند و توانايي آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زياده روي احساسي تعبير مي کنند.مردها معمولاً زن را متهم مي کنند که زياده از حد احساساتي هستند. به اين دليل که مسئوليت گفتار يا رفتار نامهربانانه و احياناً خشونت آميز خود را نپذيرند.بيشتر زن ها زيادي احساساتي نيستند، بلکه فقط احساساتي هستند! مردها هم همينطور. اما نمي توانند به راحتي احساسات خود را نشان دهند يا ابراز کنند. حقيقت آن است که مردها به همين دليل زن ها را بسيار دوست دارند، همين حساس بودن، احساساتي بودن و توانايي حس کردن زن، دليل آن است، زيرا همين احساساتي بودن زنهاست که به آنها امکان مي دهد به مردها محبت بورزند و چنين احساسات خوبي را در آنها توليد کنند.

باور غلط: زن هاي قوي نيازي به توجه و مراقبت ندارند

اشتباهي که مردان مرتکب مي شوند اين است که قدرت و توانايي را با خودکفايي اشتباه مي گيرند. صرف اين که زني قوي و با اعتماد به نفس است به اين معنا نيست که هيچ گونه نيازي ندارد و اصلاً به اين معنا نيست که به شخص توانمند و نيرومند ديگري نياز ندارد و اين گونه نيست که هرگز خسته، ترسيده، وحشت زده و بي رمق نمي شوند.

واقعيت اين است که اگر زني به تنهايي هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمايت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زني قوي و مستقل باشد، همچنان نياز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت مي شود.

زن هايي بيش تر نياز به توجه، حمايت و مراقبت دارند که از ديگران بيش تر حمايت و مراقبت مي کنند.

باور غلط: زن ها آزادي مرد را مختل مي کنند

مردها اغلب به اشتباه، درخواست هاي طبيعي و منطقي زن ها را مبني بر شرکت در رابطه، با تلاش زن براي سلب آزادي مرد اشتباه مي گيرند. زن ها دوست دارند روابطي متعهدانه و صميمانه ايجاد کنند.هر کسي به مجرد اين که به رابطه اي وارد مي شود، مقاديري از آزادي هاي شخصي خود را از دست مي دهد. چرا که از حالا به بعد شخصي که با او رابطه برقرار کرده ايد، به آنچه مي گوييد يا رفتار مي کنيد، واکنش نشان خواهد داد.آزادي واقعي به اين معنا نيست که چه کارهايي مي توانيد بکنيد و چه کارهايي نمي توانيد بکنيد. بلکه به معناي آزادي در محبت ورزيدن آن هم بدون ترس و دريافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشيدن بي دريغ مي باشد.زن ها هرگز سعي ندارند چيزي را از مرد سلب کنند. برعکس آنها مي خواهند محبت، فداکاري، از خودگذشتگي، تعهد، پايبندي و وفاداري خودشان را به مرد هديه کنند. تمام تلاش هاي يک زن براي ايجاد رابطه با همسرش و صميمي بودن و حل مشکلات است نه براي سلب آزادي از مرد.در مقاله ي بعدبه بررسي10عادت ارتباطي مردهاکه زن هارا عصبي مي کند مي پردازيم.

پا نوشت:

1) دي آنجليس، باربارا، رازهايي درباره ي زنان

برگرفته از کتاب:«همسر اگر اينگونه مي بود» - نويسنده:راضيه محمد زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 18:30  توسط احمد  | 

هوا خوب بود و آنها تازه مراسم عقد کنان را از سر گذرانده بودند و چند روز تعطيلي. يکي از دوستهايشان، دعوتشان کرده بود با هم به يک سفر 2 روزه بروند. هوا خوب بود؛ اما او فکر مي کرد زندگي زياد قشنگ نيست. هر چه به پدر همسرش اصرار کرده بود، اجازه نداده بود به اين سفر بروند. گفته بود خوبيت ندارد دختر عقد کرده با همسرش برود مسافرت. دو روزي با هم دعوا کرده بودند و همه چيز را انداخته بودند گردن هم. دو روز تعطيلي را هم مانده بودند خانه يا رفته بودند توي شهر، دوري زده بودند و برگشته بودند خانه. هوا خوب بود و زندگي قشنگ، اما او اصلاً نمي توانست بفهمد چرا پدر همسرش اجازه نداده او با زنش برود مسافرت!

ازدواج، اتفاقي است که براي شکل گيري آن به صورت درست و پايين آوردن ضريب ناکامي در آن، عوامل مختلفي بايد دست به دست هم بدهند. توجه به اين عوامل شايد بسيار مهمتر از تشويق افراد به امر ازدواج است. يکي از مهمترين عواملي که در شرايط پس از ازدواج اثر مي گذارد، دوران آشنايي پيش از ازدواج است. در خانواده هاي ايراني، اين تجربه، به شکل دوران نامزدي  اتفاق مي افتد. پس از برگزاري مراسم اوليه و تصميم نهايي طرفين براي ازدواج، تا زماني که شرايط واقعي و مادي طرفين براي ازدواج فراهم شود و خانواده ها نيز آمادگي لازم را براي برگزاري مراسم ازدواج و ساير مقدمات زندگي فرزندانشان پيدا کنند؛ معمولاً مدت زماني صرف مي شود.

اين زمان، بسته به شرايط و عوامل مختلف، کوتاه يا بلند است و از چند ماه تا چند سال به طول مي انجامد. مدت زمان بيشتر از يک سال، عموماً براي خانواده ها و خود همسران ناخوشايند است و مي تواند زمينه ساز بروز ناهنجاري هاي بعدي باشد.

در مورد لزوم وجود چنين دوره اي پيش ، از زندگي مشترک و تأثيرات مثبتي که مي تواند داشته باشد، ترديدي نيست؛ اما آنچه بايد به آن توجه کرد ، کيفيت سپري شدن اين دوران و شرايط همسران در طي آن است. زوج هاي جوان، معمولاً در اين دوران فشارهاي خاصي را تحمل مي کنند که اگر به نحوي کنترل نشود، مي تواند انرژي مثبت و توان ضروري آنها را براي شروع زندگي مشترک، از ميان ببرد.

شيرين يا تلخ؟

دختري معتقد است بيشترين فشارها را در دوران نامزدي خود تحمل کرده است. مي گويد : «دوران عقد کردگي و نامزدي، بدترين دوران زندگي ما بود. خانواده هاي دو طرف، به نحوي ، باعث مي شدند احساس آرامش و امنيت من از بين برود. از يک طرف خانواده ي شوهرم از من توقع يک همسر براي پسرشان داشتند و از طرف ديگر خانواده خودم اين نقش را براي من نمي پذيرفتند».

اين مسئله، مشکل اصلي بسياري از زوج هاي جوان است. به لحاظ فرهنگي، خانواده ها پذيرش لازم براي ورود عضو جديد را پيدا نکرده اند و در نتيجه، نقش و جايگاه اين فرد جديد در خانواده هنوز معلوم نيست. نقطه اصلي چالش در اين زمينه، تفاوت نگاه خانواده هاي دختر و پسر در اين مورد است. معمولاً خانواده دختر، در پذيرش نقش جديد فرزندشان، مشکل بيشتري دارند. به لحاظ سنتي، خانواده دختر، محدوديت بيشتري براي او قائلند و درک اين که شرايط جديد او، مسائل تازه اي را براي او ايجاد کرده است، برايشان دشوار است.

ناديا فخاري، روان شناس ، مي گويد: «خانواده ها معمولاً تصور مي کنند که ارتباط با جنس مخالف براي دخترشان ممنوع است و اين ممنوعيت را در مورد همسر دخترشان هم قائل مي شوند. به نظر آنها همسر دخترشان، همان حکمي را دارد که يک مرد غريبه دارد.» اين جريان در خانواده پسر، معمولاً برعکس است. با برقرار شدن عقد ازدواج، خانواده پسر، عروسشان را با همان نگاهي مي بينند که در خانواده دختر پس از شروع زندگي مشترک، اتفاق مي افتد. آنها توقع دارند که عروسشان تمام و کمال وارد زندگي پسرشان شود.

عروس جواني که 5 ماه از شروع زندگي اش مي گذرد، مي گويد: «در دوران عقد، خانواده همسرم مرتب مرا به مهماني دعوت مي کردند و از من توقع داشتند در همه مهماني ها شرکت کنم؛ اما خانواده خودم اصلاً پذيرش اين جريان را نداشتند. گاهي مهماني ها تا دير وقت طول مي کشيد خانواده همسرم اشکالي در اين امر نمي ديدند، اما من هر بار بعد از بازگشت به خانه، با خانواده ام درگير مي شدم».

تو، آني نبودي که من فکر مي کردم!

اين درگيري ها، اثر مستقيم خود را بر روابط همسران جوان بر جا مي گذارد. فخاري ، روان شناس ، مي گويد: «وقتي يکي از دو طرف نمي تواند پاسخ توقعات طرف مقابل را بدهد، درگيري ايجاد مي شود. در روابط پيش از ازدواج، حساسيت ها معمولاً بيشتر است. چون همسران جوان تازه به شکل عملي وارد ارتباط با هم شده اند . کوچک ترين خلاها بيشتر به چشم مي آيد.» در روابط پيش از ازدواج، اثر اطرافيان بيشتر از هر زمان ديگري به نظر مي رسد. وابستگان و دوستان زوج جوان، براي سنجش و ارزيابي طرفين فرصت بيشتري دارند و در نتيجه، قضاوت ها به نحو شديدتر و مؤثري صورت مي گيرد. زوج هاي جوان از اين حالت «زير ذره بيني» شکايت دارند. آنها معتقدند که خانواده تمام عقايد و نظرات خود را درباره همسر آنها به طور صريح بيان مي کند و انتظار دارند اين اظهار نظرها، به همسر آنها منتقل شود. در عين حال، خود خانواده ها، بخشي از مسئوليت خود را در شکل دهي صحيح روابط فرزنداشان ناديده مي گيرند.

فخاري مي گويد: «با ازدواج، هر فرد نقش جديدي مي پذيرد. در قبل از شروع زندگي مشترک، اين نقش به طور ناگهاني، دو برابر مي شود. در واقع فرد هم نقش فرزند خانواده را بازي مي کند و هم نقش همسر را، هر دو طرف هم توقع دارند که فرد نقش خود را در مقابل آنها به بهترين نحو انجام دهد». اين حالت، مي تواند باعث ايجاد حالت ناخوشايندي در طرفين شود که آنها را نسبت به زندگي مشترک و يکديگر بدبين کند فرد ممکن است دچار حالتي شود که براساس آن هويت فردي خود را از دست رفته تلقي کند. اين احساس گمشدگي، فرد را دچار اين ترديد مي کند که ازدواج، هويت فردي و شخصيت انساني او را از بين برده است و طرف مقابل خود را بيش از هر کسي در ايجاد چنين حالتي مسئول مي داند.

اگر نقش عوامل متفاوت چندان عميق نيست، بهترين راه اين است که افراد، بدون در نظر گرفتن خانوادها، خودشان تصميم گيري کنند

شروع درگيري ها

يکي ديگر از حالت هايي که در زندگي زوج هاي جوان، پيش از شروع زندگي مشترک پيش مي آيد، مواجه شدن آنها با واقعيت وجودي فرهنگ، زندگي، عادت ها و خلق و خوي همسر و خانواده همسر است. پيش از رسمي شدن ازدواج، روابط همسران و خانواده هاي آنها شکلي رسمي و حساب شده دارد که بسياري از تفاوت ها را در ميان آنها مي پوشاند. با گسترده شدن روابط و نزديکي بيشتر آنها، بسياري از جنبه هاي پنهان، رخ مي نمايند.

فخاري مي گويد، «ازدواج، بسياري از امور پنهان را به خانواده ها نشان مي دهد. زوج هاي جوان، به شکل واقعي و عملي با عقايد و فرهنگ خانواده طرف مقابل آشنا مي شوند و چه بسا درمي يابند که اين فرهنگ و عقيده تا چه حد با عقيده و فرهنگ خانواده خودشان متفاوت است.» در اين حالت، هرکدام از زوجين، فشار خاصي را تحمل مي کنند. از آنجا که رفتارها و روش ها در شرايط قبل از ازدواج مشخص است بعد از شروع زندگي مشترک، روابط شکل جديدي پيدا مي کنند و در واقع ارتباط خانواده ها با هم کمتر مي شود . در پيش گرفتن روش و استراتژي خاص در برخورد با اين موارد، مي تواند به کمرنگ شدن وجوه افتراق و حل مسائل کمک کند. فخاري مي گويد: «ممکن است فرد، ناگهان احساس کند که نمي تواند شيوه رفتار و غذا خوردن همسرش را تحمل کند. بعضي از سنت ها و عادت هايي که در فرهنگ خانواده هاي طرف مقابل وجود دارد، براي فرد قابل پذيرش نيست؛ خصوصاً، مرتب بر روي اين مسائل دست مي گذارند و بزرگنمايي مي کنند.»

پدر و مادرها کمک کنند

تجربه روزهاي پيش از شروع زندگي مشترک، در عين حال مي تواند بسيار خوشايند باشد. فرصتي براي درک و شناخت بيشتر از کسي که بناست سال هاي متماددر کنار او باشد . هرچه اين دوران آرام تر و با فشار کمتري بگذرد، افراد روحيه بهتري براي شناختن يک زندگي تازه خواهند داشت و در اين بين نقش خانواده ها، در ايجاد فضايي امن و مؤثر در زندگي فرزندانشان بسيار برجسته است. در واقع، خانواده ها تنها کساني هستند که مي توانند در ساختن نگرشي مثبت و کارساز نسبت به زندگي مشترک و همسر آينده فرزندشان تأثير داشته باشند و براي رسيدن به اين هدف، دور انداختن برخي عقايد و عادت هاي عرفي و از پيش تعيين شده، چندان دشوار نيست.

منبع: جام جم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:32  توسط احمد  | 

تفاهم،عبارت است از همديگر را فهميدن و درك كردن . در زندگي براي نيل به تفاهم،بايد عوامل و شرايطي مهيا باشد كه قبل از ازدواج،زن و مرد با توجه و عنايت كافيبه آنها زمينهيتفاهم هر چه بيشتر را در زندگي فراهم آورند . پس دختر و پسر براي نيل به توافق و تفاهم در ازدواج بايد داراي ويژگيها و شرايطي براي ازدواج باشند .  

عوامل مؤثر در تفاهم و توافق در ازدواج

ايمان و اعتقادات مذهبي

زن و مرد يك عمر شريك هم در زندگي هستند و اكثر اوقات را با هم مي گذرانند ، پس تحت تأثير عقايد،افكار، رفتار و اخلاق يكديگر قرار خواهند گرفت . بدون ترديد مرد يا زن ِ معتقد و ديندار نه تنها همسر خود را به دينداري ، تقوا و عمل صالح تشويق مي كند ، بلكه مي تواند فضاي خانواده را به محيطي امن و دور از گناه تبديل كند . علاوه بر اين همسر با ايمان و با تقوا از هر جهت قابل اعتماد و براي تربيت فرزندان شايسته تر است .  

تحصيلات

تشابه تحصيلي ، يكي از عوامل مهم در ايجاد تفاهم بين زن و مرد است ، ضمن آنكه علم و دانش به خودي خود يك مزيت و كمال مطلوب براي انسان محسوب مي شود . زن و مردي كه يكديگر را بهتر درك كنند ، بيشتر قادر خواهند بود با يكديگر ارتباط برقرار كنند و طبيعتاً وظايف و مسئوليت هاي خويش را بهتر انجام مي دهند و در تعليم و تربيت فرزندان خويش از تفاهم و توافق بيشتري برخوردارند . هر چند كه تحصيلات به خودي خود نمي تواند عقل و درايت كافيرادر زندگي تضمين كند ، ولي به هر حال تشابه در سواد و تحصيلات زن و مرد ، عامل مؤثري در تفاهم بين آن دو به حساب مي آيد .

سن

تناسب سن،ميان زن و مرد ، آن دو را از نظر نيازها و علائق به هم نزديكتر مي كند و طبيعتاً‌ در چنين شرايطي توقعات و انتظاراتشان از يكديگر واقع بينانه تر خواهد بود . در مورد تناسب سني ، معمولاً توصيه مس شود كه زن حدود دو تا چهار سال از مرد كوچكتر باشد . كارشناسان خانواده براي دختران سنين 22ـ 20 سال و براي پسران 26ـ 24 سال را توصيه مي كنند . به هر حال بايد توصيه داشت كه رشد عقلي ، عاطفي ، اجتماعي و اخلاقي الزاماً با سن تقويمي و شناسنامه اي هماهنگ نيست، به همين جهت نيز تناسب در سن را نبايد يك شرط ضروري و الزامي براي تفاهم بين زن و مرد در نظر گرفت ، مشروط بر آن كه عوامل ديگري كه از ويژگي هاي يك فرد رشد يافته است ، مورد توجه قرار گيرد .  

زمينه هاي تربيتي و فرهنگي خانواده

 تحقيقات نشان مي دهد كهيکياز مهمترين عوامل در ايجاد تفاهم بين دختر و پسر ، تشابه در زمينه هاي تربيتي و فرهنگي خانواده هاي آن دو است . رفتار،اكتسابي است و خانواده هميشه مهمترين و مستحكم ترين نهاد تربيتي فرد است . بسياري از عادات ، سلوك ، رفتار و اخلاق فرد حتي آداب غذا خوردن ، معاشرت ، حرف زدن و بسياري از ارزش هاي فرد در زندگي،در بستر خانواده آموخته مي شود . بنابراين تشابه در وضعيت تربيتي و فرهنگي خانوادهيدختر و پسر، از اهميت برخوردار است و عدم تشابه  يا تضاد در شيوه هاي تربيتي در دو خانواده،مي تواند منشاء بسياري از اختلافات و درگيري هاي زن و مرد در زندگي زناشويي شود .

در بين ِعوامل مؤثر در طلاق،اختلاف و تفاوت در زمينه هاي فرهنگي و تربيتي خانوادهيزن و مرد ، از فراواني بالايي برخوردار بوده است.

وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي خانواده

 كارشناسان خانواده توصيه مي كنند كه خانواده دختر و پسر از نظر طبقه و وضع اقتصادي ـ اجتماعي مشابه باشند تا سازگاري بيشتري را در كنار هم تجربه كنند . لكن اين مسأله عموميت ندارد و هستند افرادي كه با وجود تفاوت در طبقه اجتماعي و ثروت و دارايي در كنار هم زندگي سعادتمندي را مي گذرانند . بنابراين آنچه براي سازگاري زن و مرد مهمتر و مؤثرتر است كمالاتي از قبيل ايمان و تقوا ، اخلاق و رفتار نيك ، هوش و درايت و تربيت و اصالت خانوادگي است .

تناسب و تفاهم به جاي تطابق و تشابه

زن ومرد از نظر عواطف و احساسات و سليقه و رفتار نمي توانند به يك وحدت دست يابند و تطابق و يكي بودن مطرح نيست ، بلكه مراد توافق كلي زن و مرد در مسائل مختلف زندگي است كه زيربناي آن تفكر و انديشه است . هيچ دو نفري صد در صد مثل هم نيستند و هيچ دختر يا پسري با فتوكپي خويش ازدواج نمي كند ، لكن هر اندازه نقاط مشترك و تشابه بين دختر و پسر بيشتر باشد احتمال بهتر زيستن و سازگاري آنان بيشتر خواهد بود . در عين حال كه زندگي هاي زناشويي نيز همانند افراد با يكديگر متفاوت است و زندگي هر زن و مرد بي همانند و در نوع خود بي نظير است . زن و مرد بايد به رغم تفاوتهاي فردي خود كه حاصل عوامل ارثي ، محيطي و رشد در طول زمان است يكديگر را درك كنند ، زبانيکديگر را بفهمند ، تفاوت در سليقه ها را بشناسند و يكديگر را آن گونه كه هستند بپذيرند .

پس هر دختر و پسري كه مي خواهند با يكديگر ازدواج كنند بايد با تكيه بر توان عقلي و قدرت انديشيدن خود معيارهاي اصولي ِِ همانندي را در نظر بگيرند و با توجه به نقاط مشترك و تشابه بيشتر ، همسر خويش را برگزينند، با او پيمان ازدواج ببندند و براي يك زندگي سازنده ، شاد و سعادتمند بر خداوند توكل كنند .

اساس حفظ روابط در زندگي زناشويي و خانوادگي ، پيروي از ارزش هاي اخلاقي است و نه صرفاً اتكاء به امتيازات و حقوقي كه قانون براي مرد و زن يا فرزندان در نظر گرفته است . بحراني كه در جوامع امروز زندگي زناشويي، كيان خانواده و حتي جوامع را تهديد مي كند ، عمدتاً معلول فقدان اخلاق و ارزشهاي اخلاقي است .

از جلوه هاي تفاهم در خانواده و زندگي زناشويي، روحيه گذشت و عفو ، شكيبايي و بردباري ، صميميت و صداقت ، حُسن خـُلق و پذيرش ، تكريم و تواضع ، محبت و روابط مطلوب و سازنده زن و مرد است .

به خلق و لطف توان كرد صيدِ اهل نظر    به دام و دانه نگيرند مرغ دانا را

به اميد اينکه همه ي جوانان براي تشکيل زندگي مشترک با توکل به خدا ، برترين گزينه را انتخاب کنند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:31  توسط احمد  | 

چه كنيم كه خانواده اي با دوام و مستحكم داشته باشيم؟

اين سئوالي اساسي است كه هر جواني در آستانه ازدواج مصمم به يافتن پاسخ آن است ، گرچه پاسخگويي به آن بعد از ازدواج هم داراي اهميت است. جالب است كه بدانيم جواب شرع ، عقل ، علم و عرف به اين سؤال يكسان است. و آن يك كلمه يعني " كفو همديگر بودن " است. كفو هم بودن دو همسر يعني تناسب، همشأني و همطرازي و در اصطلاح عرف يعني با هم جور بودن.

ازدواج پيوند بين دو انسان و دو خانواده است كه اجزاء اصلي و اساسي آن ، زن و مرد مي باشند و هر قدر بين اين اجزاء و عناصر هماهنگي ، تناسب و سنخيت بيشتري باشد. آن پيوند استوارتر ، مستحكم تر، پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود. و به تعبير "فلسفه السنخيه عله الانضمام" ،  سنخيت و همتايي سبب جذب و پيوند است . به عكس ، هر چه اين تناسب و هماهنگي كمتر باشد، زندگي سست تر، تلخ تر، كم ثمرتر و ناپايدارتر خواهد بود. علم و تجربه گوياي آن است كه علت اساسي بيشتر ناهنجاري ها و ناسازگاري هاي زندگي زناشويي ، عدم تناسب و ناهماهنگي بين زن و شوهر است، بنابراين شناخت اموري كه موجب هماهنگي و تناسب  بين زوجين است ضروري و لازم مي باشد و به هيچ وجه نبايد اين مسئله را به بعد از ازدواج موكول كرد. يكي از امور مسئله تناسب و هماهنگي در سن زوجين است. لزوم تناسب سني از اطلاق آياتي مثل " فانكحوا ما طاب لكم من النساء " همسري مورد پسند و دلنشين انتخاب كنيد، استنباط مي شود. همچنين در روايات اسلامي به صراحت ، هم كفو بودن مطرح شده است. پيامبر اسلام مي فرمايد: با همسان و هم شأن خود ازدواج كنيد.

مي توان گفت اسلام معيار و دلايل هماهنگي در سن را به عقل و عرف و علم سپرده است. اگر فرد به تجارب فراوان و واقعيت هاي موجود در جامعه و استدلال هاي علمي در اين مسئله نظري بيفكند به راحتي پي خواهد برد كه همسر دلنشين و مورد پسند همسري است كه داراي هماهنگي و تناسب سني باشد. قابل توجه است كه كفو هم بودن از نظر سن، تفاوت در سن است نه تساوي ؛ زيرا اين تفاوت در آفرينش مرد و زن در مورد سن بلوغ قرار داده شده است.

در مطلب ذيل ابعاد مسئله مورد نظر از ديدگاه علم و عرف مورد بررسي قرار گرفته  است:

فاصله سني مناسب ميان زن و شوهر را مي توان 4)  3 سال در نظر گرفت. البته اين بدان معنا نيست كه اگر يكي دو سال به اين سنين افزوده و يا از آن كاسته شود، حتماً نبايد ازدواجي انجام گيرد. شايد بتوان گفت كه اگر تمام زمينه ها بررسي شده باشد و مشكل خاصي ديده نشود، مي توان فاصله سني را به ديده اغماض نگريست، ولي در عين حال بهترين و مناسب ترين فاصله سني 4)  3 سال است. طبيعي است كه اگر ساير شرايط ، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمي تواند موفق باشد.

بارها با خانواده هايي مواجه مي شويم كه فاصله سني زوجين حتي به 25، 20، 15، 13 سال و سال هاي بين اين ارقام بالغ مي شود و با يكديگر مشكلات عديده اي دارند . ما دراينجا به بررسي معايب ازدواج هايي مي پردازيم كه فاصله سني بين زن و شوهر در آنها زياد است.  

1)  مشكل عدم درك مطلوب يكديگر

وجود فاصله سني زياد موجب آن مي شود كه زن و شوهر نتوانند به خوبي يكديگر را درك نمايند. فردي با داشتن بيست سال سن بيشتر ، طبيعي است كه مي تواند از تجارب بيشتري برخوردار باشد يا لااقل مي تواند چنين احساسي داشته باشد. لذا اين مسئله زمينه اي فراهم مي كند كه شخص ارزش لازم را به نظرات فرد كوچكتر ندهد يا طرف مقابل بيش از اندازه احساس كوچكي نمايد و هميشه در حال اضطراب و تشويش باشد و بالاخره از اداره زندگي درمانده شود و همين مورد زمينه عدم تفاهم را به وجود مي آورد كه خود سبب پديد آمدن مشكلاتي عظيم در روابط زناشويي خواهد شد. اينان اغلب در وضع و موقعيتي هستند كه توافق روحي ندارند و نمي توانند مسائل و مواضع يكديگر را درك كنند.

2)  عدم تناسب در تواناييهاي جسمي

وقتي كه فاصله سني بين زن و شوهر زياد باشد، هر يك در دوره اي از زندگاني به سر مي برند كه به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت هاي عمده دارند. مثلاً زني كه هفده  سال دارد ، در دوران جواني به سر مي برد و همسر او كه در 35 سالگي است، به مرز ميان سالي نزديك شده است. يكي غالباً فعال است و ديگري زودتر خسته و در اوقاتي منفعل مي شود، گاه اين خستگي و انفعال از طرف همسر جوان به خوبي مورد تجزيه و تحليل قرار نمي گيرد و به حساب كم كاري گذاشته مي شود، يا به عنوان شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت مطرح مي گردد، و وقتي كه با اين عنوان طرح مي نمايد، طبيعي است كه طرف مقابل احساس ناراحتي مي كند و ممكن است اين امر عاملي براي برانگيختگي او شود و در نتيجه محيط امن خانه تبديل به فضايي ناامن و غير قابل تحمل شود. در حالي كه مرد قصد شانه خالي كردن از مسئوليت را ندارد ولي از طرف همسرش متهم به تنبلي و بي مسئوليتي مي شود و از آنجا كه در چنين مواردي مرد تنبلي را نمي پذيرد، مجادلاتي در مي گيرد.

3)  انعطاف پذيري كمتر فرد بزرگتر

وقتي دو جوان با يكديگر زندگي مي كنند ، به دليل جواني انعطاف پذيري بيشتري دارند. فرد در سنين پايين تر چون نهال جوان است، امكان تغيير فراواني را دارد. اما درختان ، مجال كمتري براي تغيير باقي گذاشته اند.

همين امكان تغيير و تحول است كه ما را به ياد كلام گهربار پيامبر اسلام (ص) مي اندازد كه فرمود : بيشتر كساني كه به من ايمان آوردند، جوانان بودند.

وقتي كه دو نفر جوان با هم ازدواج مي كنند ، براي دست يافتن به سازگاري تلاش مي كنند به نظر همديگر توجه مي كنند و خود را طوري تطبيق مي دهند كه مورد پسند ديگري واقع شوند و بدين ترتيب رضايت طرف مقابل را جلب نمايند، حال آنكه با افزايش سن، انعطاف آدمي كاهش مي يابد و همين امر در زندگاني مشترك معضل آفرين است.

4)  پيدا شدن سوءظن

گاه وجود فاصله هاي سني زياد باعث مي شود كه زوجين سوء ظن هايي نسبت به يكديگر پيدا كنند و ممكن است حتي نتوانند دلايلي هم براي اين گونه افكار ارائه نمايند.

5)  عدم ارضاي غرايز

يكي از اهداف ازدواج ، ارضاي غرايز است و اين خود مي تواند عامل مؤثري در تداوم زندگي خانوادگي باشد. اما در سنين بالا، به لحاظ غريزي افول مي نمايد، به نحوي كه زوجين نمي توانند موجبات رضايت يكديگر را در روابط زناشويي به نحو مطلوب تأمين نمايند و همين امر ممكن است موجبات درگيري را فراهم آورده ، محيط خانواده را متشنج كند. اين مسئله در موارد چشمگيري به بروز افسردگي در زنان جوان مي انجامد و در برخي از زناني كه خويشتندار و باتقوا نباشند، گرايش به انحرافات و لغزشها ديده مي شود.  

6)  امر و نهي پيوسته ي فرد بزرگتر

در چنين خانواده هايي فرد بزرگتر به دليل داشتن تجربه، خود را ملزم مي داند كه مدام به همسر خود امرو نهي كند و امر و نهي بيش از حد- كه هميشه مبتني بر حق نيست، بلكه سليقه نيز در آن سخت مداخله مي كند - موجبات ناراحتي همسر را فراهم مي آورد. فرد بزرگتر احساس مي كند كه بايد فرد كوچكتر را تربيت كند و حال آنكه او انتظار دارد كه با همسر زندگي كند، نه آنكه همسر وي نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهي و تربيت وي مبادرت نمايد. البته زن و شوهر بايد براي تكامل وتعالي يكديگر تلاش كنند و در مواقع ضروري به امر به معروف و نهي از منكر يكديگر بپردازند.  

7)  كمرويي با همسر

يكي از مواردي كه در اين گونه خانواده ها ديده مي شود، اين است كه فرد كوچكتر دچار نوعي كمرويي رنج آور است و نمي تواند به راحتي مشكلات خود را با همسر خويش در ميان بگذارد. لذا حرف هاي ناگفته در اين خانواده ها بسيار است و مجال مناسبي براي طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجيده سنگيني مي كند و گاه به فضاي بيرون از خانه كشيده شده، براي ديگران مطرح مي شود و اين امر مورد قبول و پذيرش فرد بزرگتر نيست. زيرا او فكر مي كند كه همسرش اسرار خانواده را به بيرون از خانه برده ، براي اين و آن نقل مي كند و اين خود موجب بروز اختلافات تازه اي مي شود و اگر فرد كوچكتر دردها را بازگو نكند، آنها بر روي هم انباشته شده ، او را افسرده مي كند. در حالي كه درد دل كردن به آرامش فرد كمك مي كند و او از اين كه همسري دارد كه به درد دلهاي وي گوش مي دهد، احساس آرامش مي كند، زيرا خوب شنيدن درد دلها بخشي از تسكين آلام است و بدين ترتيب فرد به پالايش رواني دست مي يابد. وجود چنين فضايي در خانواده ضامن سلامت و بهداشت رواني زوجين است. وجود كمرويي بسيار و رنج آور مانع بيان دردها شده ، چون تخليه رواني صورت نمي گيرد، سلامت رواني فرد كوچكتر در معرض خطر قرار مي گيرد. خانم جواني مي گفت: همسرم سالها از من بزرگتر بود و من هميشه با وي رودربايستي داشتم. از وي سؤال شد : تا كي با همسرت رودربايستي داشتي؟ او گفت: تا دو ساعت قبل از مرگ شوهرم.

8)  دادن امتيازات بيش از حد

در اين نوع خانواده ها ، معمولاً مشكل ديگر اين است كه فرد بزرگتر براي اين كه فرد كوچكتر را جذب كند و زندگي تداوم يابد، بايد مدام به او امتيازاتي بدهد كه وي را به دوام زندگي دلگرم كند. اما هر كس قادر نيست كه مدام چنين امتيازاتي بدهد ، زيرا گاه دادن اين نوع امتيازها براي فرد بزرگتر غير قابل تحمل و يا غير ممكن مي گردد و بدين ترتيب از انگيزه طرف مقابل براي ادامه زندگي مي كاهد. از سويي طرف كوچكتر كه از نقطه ضعف همسر خويش اطلاع يافته درصدد اخذ امتيازهاي بيشتري بر مي آيد و تقاضاهاي فراوان جواني پر انرژي و توانا ، اختلافات خانواده را تشديد و جو ناامني را بر خانه حكمفرما مي كند و بدين ترتيب خانواده اي نابسامان شكل مي گيرد كه كشمكشهاي ناشي از آن، از ارزش والدين در نزد فرزندان مي كاهد و در نتيجه تأثيرات تربيتي آنها را نيز كاهش مي دهد.

9)  ترس و ناامني

در مواردي هم ديده مي شود كه فرد كوچكتر ، دچار ترس و و حشت مي شود و اين هنگامي اتفاق مي افتد كه مرد خانواده از سن و سال بيشتري برخوردار است.

خانمي مي گفت با اينكه چند ماهي از مرگ همسرش نگذشته بود، و چندان متأثر هم به نظر نمي رسيد. وقتي از اختلافات خانوادگي و تأثيرات منفي آن بر روي فرزندانش سخن مي گفت، به تفاوت سني زياد خود با همسرش اشاره كرد و گفت : روزي كه ازدواج كردم سيزده  سال بيشتر نداشتم، در حالي كه شوهرم در آن روزها  سي ساله بود و من از ديدن او سخت دچار وحشت شده ، پيوسته از او مي ترسيدم و اين ترس و ناامني تمامي وجودم را پر كرده بود و تا زمان مرگ او نيز وجود داشت، اين ترس شديد همه ي آرامش مرا سلب كرده بود.

پس اگر فاصله سني ميان زوجين زياد نباشد، اين گونه ترسها كمتر ديده مي شود.

10)  نتايج نامطلوب ديگر

تفاوت سني زياد بين زوجين مشكلات ديگري نيز در پي دارد كه در دوره هاي پاياني زندگاني رخ مي دهد و از آن ميان مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

الف- احساس پشيماني

در غالب موارد ، اين نوع ازدواجها با پشيماني همراه مي شود، زيرا مشكلات فراوان ناشي از اين نوع ازدواجها به قدري زياد و غير قابل تحمل است كه در اكثر موارد موجبات پشيماني را فراهم مي كند.

ب- بروز مشكلات غير منتظره

پيدايي مشكلات غير قابل انتظار، پيامد نامطلوب ديگر چنين ازدواج هايي است. خانمي كه همسرش را از دست داده بود و با او تفاوت سني زيادي هم داشت، اظهار مي كرد : به دليل عدم درك يكديگر، زندگاني ما سراسر پر ازمشاجره و دعوا بود. او در مورد عاقبت زندگاني اش با همسر بزرگتر از خود مي گفت: حالا كه او مرده ، پسر بزرگم مرا رها نمي كند و پيوسته به من مي گويد: بالاخره با آن همه دعوا و جار و جنجالهايي كه به راه مي انداختي كاري كردي كه پدرم بميرد و در واقع تو پدرم را كشتي ومن هر چه مي گويم مرگ پدر به دعواهاي ما ربطي ندارد از من نمي پذيرد و با من سر اين موضوع درگيري پيدا كرده است، يعني تا وقتي كه همسرم بود ، با او دعوا مي كرديم و حالا پسرم جاي او را در دعوا و مشاجره گرفته است.

ج- جرم زايي فرزندان

مشكل ديگري كه در اين گونه ازدواجها ديده مي شود ، اين است كه امكان جرم زايي در فرزندان آنها بيشتر از مواردي است كه زوجين فاصله سني مناسبي با يكديگر دارند.

د- طلاق

معضل ديگري كه گاه در خانواده هايي كه تفاوت سني زوجين زياد است ديده مي شود ، مسئله عدم تحمل يكديگر و وقوع طلاق است و در نهايت مي توان گفت كه مشكلاتي نظير عدم درك يكديگر ، نداشتن تفاهم ، عدم انعطاف پذيري كافي و عدم ارضاي غرايز ، گاه به عنوان موانعي جدي بر سر راه تداوم زندگي تلقي مي شوند و طلاق كه مرگ اجتماع كوچك خانواده است ، رخ مي دهد.  

توجه

با بررسي سن ازدواج در ميان قشرهاي مختلف و جوامع گوناگون در مي يابيم كه غالبا ًسن مردان در جريان ازدواج بيش از زنان است. آلن ژيرار مي نويسد : آگاهي هاي جمعيت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است و مي دانيم كه بيشتر اوقات ، افرادي با هم پيوند زناشويي مي بندند كه از لحاظ سني به هم نزديك باشند. از اين رو تناسب سني را بايد به عنوان يك ضريب مهم همسان همسري كه در جامعه از اهميت والايي برخوردار است، در نظر بگيريم.

ديدگاه ديني

از نظر اسلام ازدواج كردن با تفاوت سني زياد ، امر نامشروعي نيست و آنچه در سنت پيامبر ديده مي شود، حكايت از مشروعيت اين نوع ازدواج دارد. كمالات پيامبر به عنوان انساني كامل به حدي بود كه به خوبي با حضرت خديجه (س) زندگاني كرد و در آن زندگاني معضلي به خاطر تفاوت سن و سال ديده نمي شد و از سوي ديگر خديجه (س) نيز زني با كمال و بي نظير بود. تمامي ثروت فراوان خود را در راه تبليغ اسلام صرف نمود و اولين زني بود كه به پيامبر ايمان آورد، در شعب ابيطالب با ديدن تمامي مشقت ها، به دليل علاقه اي كه به اسلام و پيامبر داشت، همه آنها را تحمل كرد و فاطمه (س) را براي پيامبر به يادگار گذاشت. پيامبر نيز به عنوان همسري باوفا هر گاه كه نام خديجه (ع) را مي شنيد اشك در چشمان مباركش حلقه مي زد، به نحوي كه اطرافيان آن حضرت ، تأثر او را به خوبي حس مي كردند.

نتيجه آن كه فقط كساني مي توانند در اين نوع ازدواج ها موفق باشند كه از رفتار پيامبر (ص) و خديجه (ع) به خوبي متأثر باشند.

امام صادق ( ع ) مي فرمايند :

العارفه لاتوضع الا عندالعارف

زن فهميده ي فرزانه بايد در كنار مرد فهميده قرار گيرد نه غير آن .

در پايان تأكيد مي كنيم كه ضمن رفع مشكلات چنين خانواده هايي از طريق مشاور خانواده بايد به دختران و پسراني كه قصد ازدواج دارند ، آموزش داد كه فاصله سني بين آنان بين سه يا چهار سال و حداكثر هفت سال باشد و اين چيزي است كه بايد در موقع راهنمايي قبل از ازدواج براي آنان تشريح نمود تا دريابند كه با فاصله سني كمتر ، مشكلات كمتري خواهند داشت، مشروط بر اين كه به ساير جنبه هاي لازم براي ازدواج موفق نيز توجه كافي مبذول دارند.

تذكر

شايد يكي از خوانندگان اين مطلب شما برادر يا خواهر گرامي باشيد كه تفاوت سني زياد با همسر خود داشته باشيد و ذهن شريفتان مشغول گردد كه اين مشكلات در زندگي ما هم بروز خواهد كرد. پس چه بايد كرد و راه حل چيست؟ نگران نباشيد ، زيرا شما با پيامدهاي تفاوت سني زياد آشنا شده ايد و با اراده و كسب راهنمايي مي توانيد از بروز مشكلات جلوگيري نماييد.

انشاءا...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:28  توسط احمد  | 

زماني که علم جامعه شناسي آشکارا اعلام مي کند ازدواج در زمره پيچيده ترين روابط انساني است، شايد بتوان تأمل زيادي در اين خصوص داشت و از زواياي مختلف آن را مورد بررسي قرار داد، زيرا بسيار شنيده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبيعت است. به اين صورت که جامعه مي کوشد طبيعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبديل نمايد و به دليل همين ويژگي هاست که بيان مي شود ميثاق زناشويي با توجه به زمان و شرايط دوران خودش، دچار دگرگوني ها و تغييراتي شده ، ولي نفس آن از قديم الايام يکي بوده است.

 ازدواج  ابعاد گوناگوني دارد و  انتخاب همسر  نيز گزينه هاي متفاوتي دارد که جداي از نزديکي فرهنگ ها ، جغرافيا، تحصيلات  و...  «سن» يکي از ويژگي هايي است که مورد توجه بوده و تفاوت سني در همه اعصار به گونه اي بوده که نشان مي دهد در تفاوت سني زوجين ، مرد چند سالي بزرگتر از زن بوده است. به طوري که در ايران پديده گزينش همسر، پراکندگي خاصي داشته است؛ از اين رو تفاوت سن زوجين در ايران امري طبيعي به نظر مي رسد و ميزان اين تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار مي گيرد که در بيشتر موارد ميان 4 تا 12 سال است.

اما بسياري از جامعه شناسان معتقدند در يک جامعه صنعتي يا رو به صنعتي شدن و پويا، معيارها نيز در حال تغيير و دگرگوني است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادي که به تفاوت سني ميان زوجين با تأکيد بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه اي که زنان دست به فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، هنري و حتي مطالعاتي و سياسي مي زنند، از نظر تحصيلات ارتقاء پيدا مي کنند و جايگاه ها، موقعيت هايي برتر و يا همسان مردان به دست مي آورند و همين باعث مي شود مقوله سن در ازدواج آنان نيز دچار تغيير شود. مثلاً در جامعه امروز، بسيار ديده شده زناني که از همسران خود بزرگتر هستند. با اين حساب مي توان گفت که نظريه همسر گزيني با توجه به شرايط خاص هر جامعه مي تواند تغيير يابد و در نهايت موجب طرح اين پرسش مي شود که آيا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتي مي شود؟

پاسخ هاي مختلفي شامل اين پرسش مي شود؛ پاسخ هاي مخالف و موافقي که بحث بر سر هر کدام مي تواند نظر عده اي خاص را پاسخگو باشد.

دکتر امان قرايي مقدم، محقق و استاد دانشگاه در اين خصوص مي گويد: «به نظر من اين تفاوت سني، منفي است زيرا با تحقيقاتي که روي 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ايم، به اين نتيجه رسيده ايم که يکي از مهمترين دلايل طلاق در ميان زوجين، بروز همين تفاوت سني است. يعني بزرگتر بودن زن از مرد، زيرا اين پديده چه از نظر فرهنگي و چه از نظر اجتماعي در جامعه ما پذيرفته شده نيست.

فرهنگ سنتي ايران مي گويد بزرگتر بودن مرد در ازدواج يک ارزش است و حتي در محافل و مناطق روستايي هم، شعرهايي در اين خصوص سروده اند، بنابراين اينگونه به نظر مي رسد که اگر اين ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهي با شکست مواجه مي شود.»

جامعه شناسان دلايل گوناگوني را در اين خصوص برمي شمارند. آنان معتقدند رشد علمي و فرهنگي زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و ديگر موفقيت هاي اجتماعي در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوي ديگر، افزايش سن ازدواج و بعد اقتصادي، از مهمترين عوامل چنين پيوندهاي زناشويي است.

حميد اکبري- کارمند، مي گويد: «دوستي داشتم که هميشه مي گفت من با يک زن پولدار ازدواج مي کنم. چند سالي از او خبر نداشتم تا اين که هفته پيش او را ديدم. سوار خود روي آخرين مدل شده بود و از ظاهرش مشخص بود که وضع مالي خوبي دارد. برايم تعريف کرد که با خانمي 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگي اش هم راضي است و به هر چه مي خواسته، رسيده است. خوشحال شدم ولي نتوانستم باور کنم، چون آن دوست ِ خيلي شاد و سر حال سابق نبود.»

ازدواج زن با مردي که از خودش کوچکتر است، از ديد جامعه شناسان غير از بُعد اقتصادي، به مسائل عاطفي و احساسي منوط است. مثلاً دکتر قرايي مقدم در اين خصوص مي گويد: «خام بودن جوانان و تحت تأثير احساسات قرار گرفتن، يکي ديگر از دلايلي است که موجب چنين ازدواج هايي مي شود، زيرا بايد در نظر داشت برخي جوانان با توجه به بالا بودن درايتي که زن در برخي موارد دارد، ممکن است تحت تأثير قرار بگيرند. بخصوص که در يک سن خاص زن خيلي بهتر مي تواند مرد را رام کند. اگر آن زن از موقعيت اجتماعي و اقتصادي خوبي هم برخوردار باشد که اين کار آسان تر انجام مي گيرد، زيرا پسراني که حداقل لوازم زندگي را دارند براي فرار از به دست آوردن اين امکانات، ترجيح مي دهند چنين ازدواج هايي داشته باشند.»

اين در حالي است که دکتر نويد ايرانپور، پژوهشگر مسائل خانواده در يک طبقه بندي به چرايي و چگونگي اين ازدواج ها اشاره مي کند.وي معتقد است اين ازدواج ها را مي توان در 3 طبقه مجزا قرار داد:

الف- آن دسته از ازدواج هايي است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب دختري بزرگتر از پسر بنابر از شرايط خاصي، پسر را به ازدواج مجبور مي کنند.

ب- ازدواج هايي که بر پايه عشق و علاقه دو طرف بنا نهاده شدند.

ج- ازدواج هايي که بُعد اقتصادي دارند.

وي در ادامه سخنانش نتايج چنين ازدواج هايي را اين گونه بيان مي کند: «با توجه به نوع چگونگي ازدواج، مسلماً رفتارهاي متفاوتي نيز بروز پيدا مي کند. در ازدواجي که مرد بر پايه عشق و يا ثروت خود را راضي کرده است که با زني بزرگتر از خود ازدواج کند دو حالت پيش مي آيد: يا زن حاکم خانواده مي شود و يا اين مرد است که از قدرت برخوردار است. زيرا مردي که با توجه به شرايط اقتصادي زن ازدواج کرده است، برنامه ريزي مي کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنين شرايطي معمولاً جوان بودن خود را بهانه اي براي اخاذي قرار مي دهد و زن نيز کوتاه مي آيد.»

غير از اين، ازدواجي که بر پايه زور و اجبار است در نوع خود بدترين واکنش را داراست، زيرا زن و مرد بيشترين تنش ها را در خود خواهند داشت. در چنين خانواده هايي بيشترين تنش بر سر اين موضوع است که چه کسي قدرت را در دست بگيرد، مرد يا زن؟ مرد به دليل نگرش سنتي مي خواهد مردانگي نشان دهد و حاکم خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمي تواند اين نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، مي تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند.

دوست مي گفت: «با مدير عامل شرکت کامپيوتري که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج کردم. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالي است که زندگي مشترکي داريم. راضي ام اما گاهي اوقات احساس مي کنم همانند يک مهره هستم و هيچ اراده اي از خود ندارم. تنها اين مورد است که ناراحتم مي کند.»

در حالي که عده اي از کارشناسان با اين کار مخالف هستند، گروهي ديگر توافق دارند که نمي توان يک حکم کلي براي چنين مسئله اي در جامعه ايران صادر کرد، زيرا هنوز تعريف مشخص و دقيقي از وظايف زن و مرد نسبت به هم تبيين نشده و يا اگر شده کمتر عملي مي شود و به همين دليل است که اختلاف ها روز به روز بيشتر مي شود؛ بنابراين در حالي که در زندگي هاي عادي زناشويي تنش هايي را شاهد هستيم، طبيعي است ميان خانواده اي که زن چند سالي هم از شوهرش بزرگتر است، شاهد حرف ها و حديث هايي هم باشيم. به طور مثال به مرد مي گويند هيچ کس را به او نمي دادند و آمد اين زن را گرفت و يا اين زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر از خودش ازدواج کند، که تمامي اين حرف ها در کنار مشکلات ديگر مي تواند آسيب پذيري خانواده را افزايش دهد. عده اي از روان شناسان اجتماعي با نگاهي از بعد روان شناسانه و روان شناختي نيز سعي بر تحليل اين دسته از ازدواج ها دارند.

آنان معتقدند از نظر روان شناسي زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگي عاقل تر مي شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگي عميق تر است؛ بنابراين مسئوليت پذيرند و يا بيشتر در اين زمينه ها فکر مي کنند. حال اگر زني چند سالي بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، براي همين زماني که انتظارش برآورده نمي شود، اين تصور تداعي مي شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بي مسئوليت است و در نهايت تنش فضاي خانواده را پر مي کند. از سوي ديگر، مردي که با زن بزرگتر از خودش ازدواج مي کند، ممکن است پس از چند سال زندگي، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدايي و يا ازدواج دوم بيفتد و...

خانمي مي گفت: «پس از 15 سال زندگي، شوهرم به من مي گويد تو پير هستي. من 6 سال جوان تر از تو هستم. مي گويد اگر به خاطر ثروت و موقعيت تو نبود، با تو ازدواج نمي کردم. خيلي غصه دار شدم. من با عشق جلو رفتم و او با پول. حالا که به آن چيزهايي که مي خواسته، رسيده، به من مي گويد تو پير هستي. پس از 15 سال زندگي اين حرف ها دلم را آتش مي زند.»

دکتر ايرانپور به نوع تفاوت در اختلافات سني نيز اشاره مي کند. به اين معني که اگر تفاوت سني ميان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از يک حد معمولي برخوردار است. در اين شرايط زني که 3 يا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه مي آيد و مي کوشد مطيع باشد. در صورتي که هر چه اين تفاوت سني افزايش يابد، حس مادري، خواهر گونه و يا سرپرست در زن بيشتر مي شود. مثلاً زني که 15 سال و يا بيشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر يا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد مي کند.

خانم کارمندي مي گفت: «با کسي ازدواج کردم که 10 سال از من کوچکتر است. همه مي گويند جاي پسرت است و به او هم مي گويند که با مادرت ازدواج کرده اي. شايد حق دارند. ولي ما با هم خوشبخت هستيم و 7 سال است که زندگي مي کنيم. تمام خرج تحصيلش را خودم دادم و براي دکترا گرفتن فرستادمش خارج از کشور. مي گفتند اين کار را نکن مي رود و ديگر بر نمي گردد؛ ولي همسرم رفت دکترايش را گرفت و برگشت و با هم زندگي مي کنيم. الان حرف هاي مردم کمتر شده؛ ولي هنوز وقتي ما دو تا را با هم مي بينند تعجب مي کنند.» تمام اين مسائل زماني کنار هم جمع شده، باعث مي شوند کارشناسان نظرات مختلفي را ارائه دهند؛ هر چند اين نظرات در آخر به نقطه اي مخالف ختم مي شود و گويي هنوز عُرف جامعه و مردم آن را قبول ندارند.

دکتر قرايي مقدم در اين خصوص مي گويد: «شايد چنين ازدواج هايي نکات مثبتي هم داشته باشد مثل اداره زندگي از سوي زني آگاه و مديره. ولي کنار اين نکات مثبت، اين نکات منفي است که خود نمايي مي کند زيرا اگر خود فرد پذيراي شرايطش باشد، تا اندازه اي مي تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثيرات منفي اين برخوردها هميشه در زندگي خانوادگي آنان بروز مي يابد.» در هر حال، با نگاهي مي توان خانواده هايي را يافت که با بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان، زندگي هايي شاد و زيبا دارند.

آقاي که کارمند فرودگاه است مي گويد: «روزي که مثل هميشه مشغول چک کردن يکي بودن شناسنامه ها با هويت مسافر بودم، ديدم زن و مرد مو سپيدي شناسنامه هايشان را دادند. مرد 5 سال کوچکتر از زن بود. با خنده گفتم: پدر جان خانمت که 5 سال بزرگتر است. پيرمرد لبخندي زد و گفت: مگر چه عيبي دارد، عوضش خانمم هنوز شاداب تر و جوان تر از من مانده، مگر نه؟!

منبع: جام جم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:27  توسط احمد  | 

هدف هاي ازدواج:

خداوند متعال در آيه 21 سوره روم مي فرمايد:

و يكي از نشانه هاي لطف الهي آن است كه براي شما آدميان از جنس خودتان همسراني آفريد كه در كنار او آرامش  يابيد،  باهم انس بگيريد و ميان شما رأفت و مهرباني قرار داد، در اين امر نشانه هايي است براي آنان كه تفكر مي كنند.

با توجه به آيه كريمه فوق، هدف از ازدواج آرامش، انس و رأفت و مهرباني دو جنس مرد و زن است.در جهان بيني اسلام، هدف هاي ازدواج و تشكيل خانواده، متعدد ذكر شده كه اهم آنها به شرح زيراست:

1)  پاسخ به نداي غريزه و فطرت؛

2)  ايجاد كانون آرامش براي دو همسر؛

3)  داشتن فرزند و تربيت كودكان و نوجواناني صالح، سالم و نيكوكار؛

4)  حفظ عفت و پاكدامني؛

5)  دوستي، محبت و عشق؛

6)  اجراي سنت رسول (ص)؛

7)  تأمين سلامت جسم و روان و برقراري تعادل در وجود آدمي؛

8)  كمك به تعادل و رشد يكديگر.

با توجه به موارد فوق مي توان گفت در زناشويي ، هدف ارضاي نيازهاي رواني، جسماني و آرامش و فراهم ساختن امكانات رشد و تعالي مرد و زن مي باشد. زناشويي بايد براساس محبت، همكاري، همدردي، تفاهم، گذشت و فداكاري متقابل زن و شوهر استوار باشد. بنابراين عدول از هدف هاي فوق زندگي را به طرف نابساماني و جدايي سوق خواهد داد.

بسياري از افراد، ازدواج را براي هدف هايي غير از اهداف زناشويي انجام مي دهند و در نتيجه پس از حصول به هدف خود و يا قبل از آن، ازدواج دچار نابساماني و تزلزل مي شود و زندگي را دچار سختي و گرفتاري مي نمايد.  

مشاوره ازدواج در رابطه با هدف هاي انحرافي

ابتدا مشاور بايد بررسي نمايد كه هدف هاي واقعي ازدواج، مورد نظر مراجع هست يا خير. چنانچه مراجع در انتخاب همسر تحت تأثير عامل يا عوامل خاص، قرار گرفته است، مشاور بايد او را به هدف هاي ازدواج در ارتباط  با ارضاي نيازهاي رواني و جسماني و داشتن يك زندگي خوشايند و لذتبخش و با ثبات توجه دهد و نتيجه گزينش فعلي او را در رابطه با هدف هاي حقيقي ازدواج بسنجد. در اين رابطه مهم آن است كه با استفاده از روش غيرمستقيم ، عواطفي كه مراجع را منصرف ساخته ، تخفيف يابد و او شخصاً در جهت انتخاب مناسب بينش حاصل نمايد. بديهي است براي حصول به اين هدف ، مشاور بايد وقت بيشتري بگذارد و از فنون و روش هاي مختلف استفاده كند تا بتواند در تغيير مسير مراجع تأثير بگذارد.

فنون و روش هايي كه در اين مورد مي تواند مورد استفاده قرار گيرد به شرح زير است:

- دختران كم سن و سال (در سنين دبيرستان) غالباً بدون توجه به كليه عوامل مؤثر در ازدواج و تنها تحت تأثير يك يا چند عامل مورد علاقه خود به پسر يا مردي خاص اظهار علاقه مي كنند.در چنين مواردي مشاور بايد علاوه بر آن كه مراجع را به كليه عوامل مؤثر در ازدواج توجه مي دهد ، او را از مخاطرات همسر گزيني با تكيه بر يك خصوصيت آگاه سازد. بايد از پدر و مادر او كمك بگيرد و ضمن مشاوره با مراجع ، والدينش را قبل از وقوع حوادث در جريان قرار دهد.

- پدران و مادراني كه روي عقايد خاص، دختران و پسران خود را مجبور به انتخاب همسر مي كنند،

بايد مورد مشاوره قرار گيرند. به اين گونه پدران و مادران بايد مفهوم ازدواج و هدف هاي آن تفهيم گردد و ضمن طرح موارد مشابه و نتايج شوم حاصله، به آنان بصيرت داده شود، تا از فشار بر جوانان ( كه تنها همسر پيشنهادي آنان را قبول كنند) دست بردارند.- پدري مي خواهد براي پسرش همسري انتخاب كند كه مطيع محض او باشد( به جاي همسر كلفت بگيرد). قوم و قبيله اي كه نظرشان در ازدواج، صلح و آشتي است يا كساني كه به خاطر ثروت ازدواج مي كنند، بهتر است براي رسيدن به هدف خود وسيله ديگري را برگزينند. مشاور با روش هاي مختلف بايد به اين قبيل افراد، اهميت امر زناشويي را تفهيم كند و راه هايي كه مي تواند هدف آنان را تأمين كند نشان دهد.

- دختران يا پسراني كه تحت تأثير عناوين علمي يا شغلي ، يا به خاطر زيبايي طرف مقابل  بدون احتساب ساير عوامل مؤثر در ازدواج به انتخاب مي پردازند ، نياز به مشاوره دارند.

عناوين علمي و شغلي ، يا زيبايي از عوامل مهم در ازدواج به شمار مي رود؛ ولي مهمتر از آن ناديده گرفتن عوامل اخلاقي و فرهنگي و سن ازدواج و ساير عوامل است كه احتمال توفيق در ازدواج لذتبخش و خوشايند را كاهش مي دهد. مشاور خانواده بايد اين گونه مراجعان را به خطرات يك بعدي نگريستن در ازدواج توجه دهد، و سعي كند اهميت ساير عوامل مؤثر در زناشويي را نيز به آنان تفهيم نمايد.- دختران و پسراني كه به خاطر هنر، استعداد و نبوغ ، لباس ، ظواهر و قهرماني فريفته ازدواج مي شوند و ساير جنبه ها را ناديده مي گيرند نيز بايد با موارد مشابه كه زناشويي موفق نبوده ، مواجه گردندو با بحث و بررسي، آگاهي كافي در مورد عواقب نامطلوب ناديده گرفتن عوامل مهم زناشويي به آنان داده شود تا بينش لازم را به دست آورند و بتوانند تصميم عاقلانه بگيرند.

- افرادي كه هدف آنان از ازدواج سوء استفاده است.

چون ويژگي هاي اخلاقي و شخصيتي در طول زمان ايجاد مي شود و براي اصلاح آن به زمان زيادي نياز است، بنابراين مشاوران بايد با استفاده از فنون و روش هاي مختلف و تشكيل جلسات متعدد مشاوره، نسبت به اصلاح رفتار اين گونه افراد اقدام نمايند همچنين بايد به مراجعاني كه ممكن است طعمه اين افراد قرار گيرند اطلاعات لازم داده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:26  توسط احمد  | 

آيا نقص در هوش عاطفي ، زندگي زناشويي را دچار آسيب مي کند؟

«گتمن»، روان شناس دانشگاه واشنگتن، موشکافانه ترين تحليل ها را در مورد چسب عاطفي که زوج ها را به هم پيوند مي دهد و هم چنين احساسات مخربي که زندگي زناشويي را از هم مي پاشد به عمل آورده است و اين کار را از طريق گوش دادن و مشاهده نوارهاي ويديويي از روابط زوج ها انجام داده است.

او دريافته است که يکي از نخستين پيام هاي هشدار دهنده، در مورد در خطر بودن زندگي زناشويي، انتقاد تند و بيرحمانه ي طرفين از يکديگر است. در يک رابطه ي زناشويي سالم، زن و شوهر به طور آزادانه از هم انتقاد مي کنند. اما غالباً در لحظات خشم است که گلايه ها به روشي مخرب و به شکل تهاجم به شخصيت همسر بيان مي شوند. در صورتي که مي توان به جاي حمله کردن به طرف مقابل ، با اعتماد به نفس احساسات خود را بيان کرد.

بدتر از همه ، انتقاد همراه با تحقير و تنفر است که اين را مي توان از کلمات و حالات غير کلامي مثل پوزخند زدن، کج کردن لب به علامت تحقير يا گرداندن چشم ها نشان داد. بديهي است که بروز هر از چند گاه تنفر، هيچ پيوندي را متلاشي نمي کند ، ولي اين گونه ضربه هاي عاطفي همانند سيگار کشيدن و افزايش کلسترول خون که عوامل خطرساز براي بيماري هاي قلبي اند، هر چه مدت و شدتشان بيشتر شود، خطر آنها نيز افزايش مي يابد و در جاده ي منتهي به طلاق، يکي از اين عوامل، به طور زنجيره وار، ديگري را به دنبال مي آورد.

وقتي که حمله اي از جانب يکي از طرفين صورت مي گيرد ، طرف مقابل پاسخ « جنگ يا گريز» را در اختيار دارد. بديهي ترين پاسخ، جنگيدن متقابل است که معمولاً به يک مسابقه ي بي حاصل داد و فرياد منتهي مي شود. اما پاسخ ديگر - يعني گريز - ممکن است مضرتر باشد، به ويژه وقتي که با حربه ي سنگين سکوت انجام شود. سکوت، پيامي سردکننده ، پرقدرت و آميزه اي از بي ميلي، فاصله و برتري ، و ويران گر سلامت رابطه است.

مکالمه هاي دروني و انديشه اي افراد که در پس زمينه ي ذهن جاخوش کرده اند بسيار قدرتمندند و سيستم هشدار دهنده ي عصبي را به اشتباه مي اندازند. وقتي فرد خود را قرباني زندگي بداند، به سادگي فهرستي از اعمال و رفتار همسرش را به خاطر مي آورد که تداعي کننده ي قرباني بودن اوست و کارهاي محبت آميز او را ناديده مي گيرد. افکار مسموم، عواطف را در چنگال خود مي گيرند و نگرش هاي بدبينانه باعث مي شوند فرد ، همسر خود را فطرتاً بدذات و غير قابل تغيير بداند، اما نگرش هاي خوش بينانه و مثبت، شرايط را قابل تغيير جلوه مي دهند. نگرش بدبينانه، اندوه بي امان را به ارمغان مي آورد و نگاه خوش بينانه آرامش و تسکين.

در بين زن و شوهرها گاهي مشاجره هايي پيش مي ايد که منجر به طغيان مي شود. زنان و شوهران پرخاشگر آن چنان در بدبيني نسبت به همسرشان غرق مي شوند که در باتلاق احساسات وحشتناک و غير قابل کنترل فرو مي روند. در اين حالت نه مي توانند حرف ها را بدون تحريف بشنوند، نه مي توانند با فکر باز و روشن به چيزي پاسخ دهند و نه مي توانند به افکار خود نظم دهند، در نتيجه به واکنش هاي بدوي متوسل مي شوند. البته آستانه ي طغيان برخي از افراد بسيار بالاست و به راحتي در مقابل خشونت و تنفر مقاومت مي کنند (مثل يک انتقاد ساده از سوي همسر).

در هنگام پرخاش ( طغيان ) ، تعداد ضربان قلب به 10 يا 30 بار بيشتر از حالت عادي مي رسد و در بدن مقداري آدرنالين و چند هورمون ديگر ترشح مي شود که رنج و اندوه را براي مدتي افزايش مي دهد؟ عضلات کشيده مي شود ؛ تنفس مشکل مي گردد؛ باتلاقي از احساسات مسموم، ترس و خشم ناخوشايند به وجود مي ايد که گريز از آن ناممکن است ؛ انديشه به قدري مغشوش مي شود که امکان حل و فصل منطقي مسائل از بين مي رود. فرد در اين حالت مشکلات را غير قابل حل مي بيند. وقتي زن و شوهر در چرخه ي تکرار شونده ي انتقاد و تنفر، دفاع و سکوت سهمگين، انديشه هاي اندوهبار و طغيان عواطف گرفتار مي شوند، در زمينه ي خودآگاهي عاطفي، همدلي و توانايي آرامش بخشيدن به يکديگر و خود ، دچار ناهماهنگي شده اند.

شوهرها در مقايسه با زن ها آمادگي طغيان بيشتري در برابر انتقاد از سوي همسران خود دارند. در هنگام طغيان آدرنالين بيشتري در خون مردها ترشح مي شود و آنها در مقايسه با زن ها در برخورد با سطح پايين تري از رفتار منفي شروع به ترشح آدرنالين مي کنند و به همين دليل بهبود طغيان از نظر جسماني در شوهرها بيشتر از زن ها طول مي کشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:16  توسط احمد  | 

مدتي است كه نوعي ازدواج در جوامع دانشگاهي ما به عنوان عالي ترين مكان فرهنگي ، تحقيقاتي و اطلاعاتي رواج پيدا  كرده و بحثي به نام " ازدواج دانشجويي"  را در بين علماء ، اساتيد ، خانواده ها و جوانان رواج داده است. ما نيز بر آن شديم به سهم خود اين نوع پيوند را از زواياي متفاوت مورد تحليل قرار دهيم.

ازدواج از طريق پيوند عاطفي ، رواني و جسماني بين زن و مرد به عنوان عناصر اصلي تشكيل دهنده ي نهاد خانواده برقرار مي شود و اشتراك منافع ، عقايد ، سازماندهي ، هدفمندي و برنامه ريزي را طلب مي كند تا به صورت ازدواجي موفق جلوه گر شود.

ازدواج موفق در فرهنگ هاي مختلف تعابير متفاوتي دارد. اما آنچه درتمام نظامهاي عقيدتي و فرهنگي دنيا به عنوان  مهمترين خصيصه ازدواج موفق ذكر مي شود آن است كه پيوند سالم و ازدواج زنده ، تداوم در تفكر طرفين را به همراه  خواهد داشت. بدان صورت كه با توجه به خواسته ها ، انتظارات و نيازهاي خود و درنظر گرفتن هنجارهاي جامعه به آنچه معقول و منطقي است دست يابند. عبارتي وجود دارد كه در عين كوتاهي، به اندازه يك زندگي مشترك حرف به همراه دارد. " طلاق عاطفي!" و اين بدان معني است كه زوجين عليرغم آنكه با هم و در زير يك سقف زندگي مي كنند، تنها سعي كرده اند در ظاهر،  كنارهم باشد. اما در عمل همدردي ، همدلي ، تفاهم واحترام متقابل ، تكميل و تكامل ، و عشق از كانون خانواده رخت بربسته و مهمترين شرط  و كاركرد نظام خانواده كه همانا محبت ، عشق ورزي و تكامل است در آن رعايت نمي شود.

طرز فكر و ديدگاه مشترك

آنچه كه براي يك ازدواج زنده، حياتي تلقي مي شود ، طرز فكر يكسان و ديدگاه مشترك بين افراد است . طرز فكر هريك از ما با توجه به سن ، نوع فرهنگ وسطح تحصيلات رسمي يا غير رسميمان شكل مي گيرد. با اين تعبير بسيار طبيعي است كه نوع نگرش يك انسان پنجاه ساله با انساني بيست ساله تفاوت اساسي داشته باشد. مشابه بودن سطح تحصيلات دردانشجويان به علت نزديك بودن ميزان بهره ي هوشي و شيوه نگرش آنها به محيط پيرامون ، به شيوه اي معمولي يا انتزاعي مي تواند به موفقيت يك ازدواج كمك مي كند ، اما عاملي اساسي تر در اين مورد فرهنگ است . در كشور ما تجانس فرهنگي بسيار كم ديده مي شود . زيرا عليرغم فرهنگ اصلي و كليت يافته ايراني، خرده فرهنگهاي فراواني را در شهرها ، مناطق، روستاها و محلات متفاوت مشاهده مي كنيم كه با وجود تداخل فرهنگها و گستردگي ارتباطات ، هنوز به قوت خود باقي است. به عنوان مثال قوم كرد در منطقه غربي كشور تجمع يافته و قوم ترك در شمال و شمال غرب كشور؛ اما عليرغم همسايگي مكاني و نزديكي جغرافيايي ، از لحاظ رسوم ، عقايد و سنتها و طرز تلقي مفاهيم متعدد مثل خانواده ،خواستگاري ، مراسم عروسي وعزا ، خوب و بد و... با هم بسيار متفاوت به نظر مي رسند.

تفاوت شيوه نگرش درخانواده

علاوه برمسائل فرهنگي بد نيست بدانيم عوامل بسياري در ازدواج وتفاهم پس از آن مؤثرند . عواملي كه اكثراً در سطح  ناخودآگاه ذهن جاي گرفته اند . طبق پژوهش ها ي به عمل آمده يكي از علل مهم و قابل توجه طلاق در خانواده ها، بروز سوء تفاهم وعدم درك متقابل در طرفين است. اكثر زوج هاي در حال طلاق ، عدم تفاهم و دخالت خانواده زوج را مهمترين عوامل جدايي خود ذكر مي كنند .علت بروز سوء تفاهم ها و ادراكهاي متفاوت در موقعيت هاي يكسان آن است كه تجارب اوليه ما به شدت تحت تأثير فرهنگ و محيط زندگي ، شرايط اقتصادي ، خانوادگي ، تربيتي ، شيوه نگرشي خانواده و نوع زندگي است كه در افراد مختلف به شدت متفاوت مي نمايد.

فرهنگها و تجارب گوناگون

دانشجوياني كه با فرهنگ هاي متفاوت و تجارب گوناگون تصميم به ازدواج مي گيرند بايد به طور جدي متوجه پيشينه خانوادگي و فرهنگي مختلف و احتمالاً متناقض با شرايط طرف مقابل خود باشند . اين بهترين راه برا ي پيشگيري از وضعيتي است كه زوج جوان با مراجعه به مراكز مشاوره اظهارمي دارند : همسرم مرا درك نمي كند! گاهي برخي جوانان در ابتدا متوجه تفاوتهاي خود به لحاظ خانوادگي ، شخصيتي ، عقيدتي و... با مورد انتخاب شده خود هستند اما به دليل علاقه كوركورانه ، كه فقط از روي احساس بدون پايه عقلي و منطقي ايجاد شده ، با ساده انديشي گمان مي كنند مي توانند تفاوتها را در سايه " عشق"  تنها  به اشتراك تبديل كنند. علاقه و محبت براي تداوم يك زندگي مشترك عامل اصلي و پايه اساسي تلقي مي شود اما منطقي تر آن است كه عشق را مكمل ازدواج بدانيم نه عامل آن. احساسات شديد وعواطف رقيق جوان ، گاه او را به سمتي مي خواند كه تنها ملاك انتخاب خود را در چند برخورد كلاسي و دانشگاهي و علاقه اي كه در اثر همجواري ايجاد شده خلاصه مي كند. حال آن كه عادات ديداري، با عشق تفاوتهاي اساسي و اصولي دارد. آن هم عشقي كه لازمه يك زندگي موفق زناشويي است. حتي پس از ازدواج نيز عشق ورزيدن هنري است كه رعايت قوانين و اصول خاصي را طلب مي كند. اصولي مثل پذيرش، درك وهمكاري .

پيش از توجه به اين موارد ، لازم است هر جوان در اعماق ذهن و افكار خود به خود شناسي بپردازد. لازم است تا پيش از تصميم به ازدواج ، .

هر يك از ما تكليف خود را با مفاهيم انتزاعي و غيرانتزاعي و انتظارات و اهداف خود روشن كنيم تا از گزند آرمان گرايي هاي دور از دسترس و درگيرشدن در دام اوهام رهايي يابيم . شايد  در سايه اين خود شناسي به واقع بيني و آنچه كه يارو مددكار ما در حيات فكري و عقيدتي ماست دست يابيم .

ويژگي هاي شخصيتي

يكي از سؤالات كليدي در زمينه خودشناسي كه پيش زمينه اساسي انتخاب همسر و ازدواج تلقي مي شود آن است كه واقعا از همسر آينده خود چه انتظاري داريم؟ و چگونه انساني را با چه شرايط رفتاري و ويژگي هاي شخصيتي ، براي شراكت در زندگي مي پسنديم.

اگر خواسته ها و معيارهاي اصلي و حياتي شخصي خود را بيابيم با ديدي واقع بينانه و عميق تر مي توانيم به كاوش شريكي با شرايطي نزديك به آن ويژگي ها بپردازيم . در اين ميان نبايد تشابه فكري ، عقيدتي و شخصيتي طرفين و خانواده آنان را از ياد برد . ازدواج نه تنها تركيب دو انسان ، بلكه تداخل دو خانواده است .

خانواده ها به عنوان عوامل بسيار مؤثر در زندگي يك زوج تازه پيوند يافته مي بايست از تناسب درموقعيت هاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، ديني و... برخوردار باشند تا به تبع آن شاهد تشابه زوجين نيز باشيم. درصد ريسك تطابق و تشابه در موارد بالا بين دانشجويان بسيار بالاست ؛ زيرا در اين گونه پيوندها معمولاً با خانواده هايي روبرو هستيم كه هيچ گونه اطلاع و آگاهي از ساختار اجتماعي و فرهنگي يكديگر ندارند و تنها به علت اصرار فرزندانشان موافقت كرده و به نوعي ، تسليم خواست آنان شده اند .

استقلال مالي جوانان

تصور مي كنيد تا چه حد مي توانيد از خصوصيات اخلاقي ، خانوادگي ، فرهنگي و رفتاري همكلاسي يا هم دانشگاهي خود اطلاع حاصل كنيد؟ با توجه به اين كه انسانها موجودات پيچيده اي هستند  و توانايي تظاهر و نقش بازي كردن را نيز دارند. شايد به سبب همين توانايي ، اغلب اوقات رفتار انسان غير قابل پيش بيني است و به طور طبيعي هر يك از ما در جمع سعي مي كنيم خصوصيات منفي خود را پنهان كرده ، چهره اي منطقي ، آرام و دوست داشتني از شخصيت خود به نمايش بگذاريم . آيا چند برخورد و يا رد و بدل كردن چند كتاب و جزوه و نهايتاً تحقيقي مشترك ( كه به شدت بعيد مي نمايد) امكان شناخت زواياي تاريك شخصيتي  و رفتاري طرف مقابل را به شما خواهد داد؟ مي دانيد كه بسياري از اوقات ريشه رفتارهايمان حتي براي خود ما روشن نيست. اين همان چيزي است كه در اصطلاح به بخش ناخودآگاه و خاطرات سركوب شده ي ما مرتبط مي شود.

مسائل اقتصادي نيز به نوبه خود توجه ويژه اي را مي طلبد ؛ چرا كه اكثر دانشجويان از استقلال مالي برخوردار نبوده و به جهت طولاني شدن مدت تحصيل، ميزان وابستگي مالي واستفاده ازامكانات خانواده تا سنين بالا ادامه يافته و نسبت به قبل طولاني شده است. در حالي كه در گذشته فرزندان به سرعت وارد بازار كار شده ودرآمد مستقل مالي كسب مي كردند. گرچه كار و تحصيل منافاتي باهم ندارند اما با شرايط زندگي امروزه ، اجباراً تحصيل علم بدون كار يا شغل مناسب برگزيده مي شود. حتي پس از اتمام تحصيل نيز ضمانتي مبني بر دستيابي به يك شغل مناسب وهمسو با تحصيلات وجود ندارد. لازم نيست شروع يك زندگي همراه با رفاه باشد اما حداقل برخورداري ازتأمين مالي و نداشتن دغدغه ونگراني براي امرار معاش در حد متعادل ، شرط لازم تلقي مي شود.

نظرات و خواسته هاي  منطقي

زندگي مشترك را نمي توان بر پايه اما و اگر ، و اصول سست و نامعقول بنا كرد. همچنان كه هيچ معماري عمارت خود را برخاك سست بنيان نمي گذارد . هر زندگي پشتوانه اي قوي و منطقي مي طلبد . مثلاً  تشابه فرهنگي در تمام دنيا از عوامل بسيار مهم موفقيت زندگي مشترك محسوب مي شود. زيرا عوامل فرهنگي به زندگي جهت مي بخشد ، اعتقادت ، مذهب ، نحوه معاشرت ، تربيت فرزندان و حتي پر كردن اوقات فراغت با عنايت به فرهنگ خاص هر خانواده و منطقه شكل مي گيرد...

ازدواج دانشجويي درصورتي كه تنها معيارانتخاب ، برخوردهاي ظاهري ، بدون در نظر گرفتن مسائل اصلي حتي حاشيه اي باشد با درصد ريسك بسيار بالايي مواجه خواهد شد.

ساده انديشي است كه فكر كنيم :" من با يك نفر زندگي مشترك تشكيل مي دهم ، با خانواده او چه كار دارم !؟...

نكته همينجاست. ازدواج ، برخورد دو فاميل ، دو خانواده و دو منطقه است .ناديده گرفتن خانواده ها ، نظرات و خواسته هاي منطقي آنان بزرگ ترين بي تجربگي جوانان محسوب مي شود. اما آيا واقعاً هيچ راهي براي انتخاب همكلاسي به عنوان شريك زندگي نيست؟ آيا تمام ازدواج هاي دانشجويي خطا و برمبناي احساسات وعواطف گذرا و نامعقول شكل مي گيرد؟

ازدواج دانشجويان نيز مانند هر پيوند ديگر مي تواند به شكلي منطقي واصولي پايه ريزي شود. به شرط آن كه مراحل و معيارهاي مناسب در نظر گرفته شوند. طبعاً دوجنس مخالف درمكاني فرهنگي با هم برخورد مي كنند. جهت گيري فكري جوانان ، شور عاطفي و شرايط خاص جواني سبب مي شود در برخوردها نيم نگاهي هم به ازدواج داشته و در بين همكلاسي ها درجستجوي شريك زندگي باشند و گاه همسويي هايي بعضاً تصادفي آنها را به سوي هم مي كشاند. اما خوب است قبل از ايجاد علاقه و ورود به دنياي لطيف عاطفه ، پس ازانتخاب اوليه كه مبني برمنطق ودر نظرگرفتن معيارها وعوامل مؤثر درسعادت زندگي مشترك خواهد بود، انتخاب خود را با خانواده در ميان بگذارند واز نظرات آنها و دلايلي كه براي موافقت يا مخالفت با اين پيوند دارند آگاه شوند. پس از موافقت خانواده و آشنا شدن هردو خانواده با هم ، جوانان نيز مي توانند در سايه ي استفاده ازتجربيات خانواده و در محيط خانه ، به اطلاعاتي كه لازمه ي شناخت همسر براي تشكيل يك زندگي مشترك است دست يابند و دركمال صداقت ، انتظارات ، اهداف وخواسته هاي خود را از ازدواج بيان كرده و نظرات شريك احتمالي زندگي آينده خود را نيز بشنوند ، و در سايه اين گفت وشنودها ، تشابهات و اختلافات شخصيتي خود را محك بزنند . در سايه اين شناخت ، پيوند مناسب تشخيص داده مي شود و يا پيش از آن كه اتفاقي بيفتد متوجه تفاوت هاي اساسي شده  و از بروز اشتباه در انتخاب پيشگيري مي شود.

سعادت و خوشبختي

بياييد صادقانه اعتراف كنيم كه والدين درپي سعادت وخوشبختي فرزندانشان هستند و گذر زمان تجربياتي را در زمينه تفاهم، درك متقابل وهمسر مناسب به آنها اعطا كرده كه چندان آسان و بي دردسر به دست نيامده اند .ازداوج مهمترينو سرنوشت سازترين تصميمي است كه در طول زندگي اتخاذ مي كنيم . به طوري كه درست يا غلط بودن آن ، شرايط عاطفي ، خانوادگي واجتماعي ما را در تمام طول عمر تحت تأثير خود قرار خواهد داد. بياييد از تجربيات والدين در جهت دستيابي به شادي و آرامش بهره جوييم و به جاي اين كه آنها را مقابل خود بدانيم در كنارشان  قرار گيريم تا از درصد پشيماني خود طي سالهاي آينده كاسته باشيم . تحصيلات عالي ، ارتقاء سطح فكري و توانايي هاي ذهني ،  انتزاعي واستدلالي انسان را موجب مي شود اما اگر واقع بين باشيم بايد بپذيريم كه تحصيلات جانشين تجربيات مفيد و گرانبهاي بزرگترها نخواهد شد . من وتو به عنوان جوان نيازمند تجربه ايم واگر انسان هوشمند ي باشيم همه چيز را خودمان تجربه نخواهيم كرد بلكه ا زتجربيات  و توانايي هاي ديگران خصوصاً بستگان نزديك خود نيز بهره خواهيم جست . برخي تجربه ها به منزله ي هدر رفتن تمام عمر خواهد بود. آيا حق داريم به اين بهانه كه براي زندگي خود تصميم مي گيريم ، خود و اطرافيانمان را در دور باطل درگيري هاي خانوادگي و زناشويي ناشي از اشتباه در انتخاب خود قرا ر دهيم ؟ اگر زندگي مشترك يكي ازاعضاي خانواده به بن بست برسد يا با مشكل مواجه شود تنها زوجين درگير نخواهند بود بلكه اختلافات ، تمام اعضاي خانواده را درگير خواهد كرد. ضرب المثل معروفي است كه مي گويد : " آنچه جوان در آينه بيند پير در خشت خام بيند."

به هرحال اي جوان ! انتخاب صحيح حق توست، از حق طبيعيت دفاع كن و ازدواج را پيش از آن كه شكل بگيرد نجات بده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:15  توسط احمد  | 

ميزان تحصيلات از عوامل مهم تشكيل دهنده شخصيت و بخصوص در ايران تعيين كننده وجهه اجتماعي است.

احتمالات زير را مي توان درباره ميزان تحصيلات زن و شوهر در نظر گرفت:

1)  مرد داراي تحصيلات عالي است؛ ولي زن داراي تحصيلات متوسط يا كمتر است.

2)  مرد و زن هر دو داراي ميزان تحصيلات يكساني هستند.

3)  زن داراي تحصيلات عالي و مرد از تحصيلات كمتري برخوردار است.

4)  مرد داراي تحصيلات عالي و زن بي سواد است  ، يا تحصيلات اندكي دارد.

در حالت 1 و 2 مشكلي ايجاد نمي شود؛ ولي در حالت 3 و4 غالباً زندگي زناشويي مواجه با ناسازگاري و در پاره اي موارد از هم پاشيده مي شود. زني كه داراي تحصيلات عالي بوده، پزشك يا مهندس است، از نظر تفاهم با مردي كه حداكثر تحصيلات ابتدايي دارد و مثلاً راننده يا لوله كش است تفاهم ندارد. مرد دنيا را به گونه اي مي بيند و زن گونه اي ديگر . زن در مجالس و محافل، زماني كه شوهرش صحبت مي كند و احتمالاً بيشتر كلمات را غلط ادا مي نمايد و يا مطالب ناخوشايندي را مطرح مي نمايد، احساس ناراحتي و حقارت مي كند؛ و در نهايت زندگي براي هر دو تلخ خواهد شد.

در حالت دوم كه مرد داراي تحصيلات عالي و زن بي سواد يا كم سواد است نيز همان وضعيت اول براي مرد وجود دارد. اين حالت وقتي اتفاق مي افتد كه مرد در روستاي خود در سن 18 تا 20 سالگي زماني كه در دبيرستان درس مي خوانده  با يكي از دختران بي سواد روستايي خود ازدواج كرده و صاحب فرزند نيز شده است. سپس با توجه به استعداد و آمادگي ذهني كه داشته به شهر آمده و تحصيلات خود را تا مراحل عالي ادامه داده است. در چنين زندگي نيز فضاي شادي و مسرتي حاكم نخواهد بود.

لازم به يادآوري است كه نوع  تحصيلات مهم نيست. آنچه در ازدواج مهم است؛ سطح تحصيلات است. در عين حال چنانچه تحصيلات زن و شوهر در يك حوزه باشد؛ تفاهم زناشويي بيشتر خواهد بود. به عنوان مثال ازدواج يك پزشك با يك پرستار بيشتر موفق خواهد بود؛ تا ازدواج يك پزشك با يك مهندس. معذلك نوع تحصيل در موقعيت ازدواج در مقام مقايسه با سطح تحصيلات بسيار كم اهميت است. اهميت سطح تحصيلات در ازدواج به قدري است كه چنانچه تفاوت زياد باشد ، مي توان گفت به ندرت سازگاري وجود خواهد داشت.  

مشاوره در امر ازدواج در رابطه با عامل تحصيل

ميزان تحصيلات عامل مهمي در زندگي زناشويي است. بنابراين در انتخاب همسر بايد مورد توجه قرار گيرد. مشاوران در رابطه با عامل تحصيل در امر همسر گزيني بايد مراجعان را به اهميت موضوع توجه دهند و در موارد مختلف به شرح زير عمل نمايند.

1)  با توجه به فرهنگ ايراني چنانچه مرد تحصيلات بيشتري داشته باشد ، در زندگي زناشويي مشكلي ايجاد نمي شود. معمولاً مرداني كه تحصيلات عالي دارند ، ميزان تحصيلات همسر خود را در سطح متوسطه ، در صورت هماهنگي ساير عوامل مي پذيرند. بنابراين مشاوران در مورد مراجعان خود بايد اين نكته را مورد توجه قرار بدهند. مواردي ديده مي شود كه مرد با وجود داشتن تحصيلات عالي همسر خود را با تحصيلات متوسطه انتخاب مي كند و مايل نيست كه او تخصصي داشته باشد و خارج از خانه شاغل گردد. تمايلات دختر و پسر در مورد سطح تحصيل ، در مشاوره همسر گزيني بايد مورد توجه قرار گيرد. ولي به هر حال پايين تر بودن سطح تحصيلات دختر در مقابل پسر غالباً مشكل اساسي ايجاد نمي نمايد.

2)  دختر داراي تحصيلات عالي و پسر داراي سواد اندك و يا تحصيلات در حدود متوسطه است. در اين حالت ممكن است در زمان ازدواج به علت نكات مثبتي كه در پسر وجود دارد ، پيوند زناشويي انجام گيرد؛ ولي اين تفاوت احتمال دارد به تدريج به علل اشتغال اجتماعي زن و احساس برتري نسبت به شوهر و برعكس احساس حقارت شوهر در مقابل زن موجب اختلاف شود و زندگي شيرين زناشويي مبدل به كشمكش رواني و اخلاقي گردد. بنابراين مشاور بايد عواقب بعدي اين حالت را به پسر و دختر گوشزد كند و آنان را متوجه سازد كه اختلاف سطح تحصيل بالاخره ممكن است زمينه اي براي اختلاف باشد و آنان بايد در انتخاب همسر به اين نكته توجه نمايند.

3)  حالت ديگر آن است كه زن يا شوهر پس از ازدواج درس خوانده و اختلاف سطح تحصيل ايجاد شده باشد و اين امر موجب از هم گسيختن و يا به هم خوردن محيط گرم خانواده گردد. در اين موارد مشاور بايد شوهر را به زندگي پس از ازدواج مجدد و وضعيت زن اول و احياناً فرزندان قبلي او توجه دهد و با مقايسه دو حالت عدم ازدواج و ازدواج دوم او را به نابساماني هاي  حالت دوم متوجه سازد. وانگهي زن را در جهت تطبيق دادن خود با شرايط زندگي جديد شوهر ترغيب نمايد و بالاخره زوجين را در جهت اين واقعيت كه از هم گسيختگي زندگي آنان شرايط بهتري را ايجاد نمي نمايد؛ آگاهي دهد.

4)  حالت ديگر موردي است كه زن پس از ازدواج تحصيلات عالي مي نمايد و به فكر جدايي و طلاق مي افتد. در اين حالت نيز مشاور بايد با تشكيل جلسات مشاوره اي با زن و شوهر، به ويژه زن را متوجه زندگي بعد از طلاق و شوهر را در جهت هماهنگ ساختن خود با همسرش توصيه نمايد.

5)  دختراني هستند با تحصيلات عالي كه به علل مختلف با مردي كم سواد يا بي سواد ازدواج مي كنند.  در مورد اين گونه دختران و بالعكس پسراني با اين حالت ، مشاور بايد در انتخاب همسر، آنان را با اهداف ازدواج آشنا سازد و به آنان بينش دهد كه هدف ازدواج نه ترحم و ثواب اخروي است و نه افكار غير واقعي در جهت جلب رضايت والدين و يا حفظ موقعيت آنان. در اين صورت مسلماً اين گونه دختران و پسران تن به چنين ازدواج هايي نخواهند داد و در نتيجه با ناراحتي هاي بعد از ازدواج و يا با طلاق و از هم گسيختگي خانواده مواجه نخواهند شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:15  توسط احمد  | 

فشار کاري در پدران و مادران، بي حوصلگي آنان، پخش فيلم ها و سريال هاي حادثه اي و غمگين و کمبود سرگرمي هاي مفرح، سبب شده است که برخي از اعضاي خانواده ها شاد نباشند.

کسي که براي فرار از مشکلات زندگي، استرس هاي شغلي و استرس هاي مدرن به خوردن دارو عادت مي کند، احساس وظيفه شناسي را از دست مي دهد و حضور منظم او در محل کار يا مدرسه مختل مي شود.

ايجاد شادي معقول و منطقي در بين اين افراد مانع از افسردگي ، و انواع ناهنجاري هاي اجتماعي مي گردد و در نتيجه باعث افزايش کارآيي مي شود.

تحقيقات نشان داده که بيش از نيمي از افرادي که براي ناراحتي هاي جسماني به پزشک مراجعه مي کنند، مشکلات رواني و عاطفي دارند، براساس يک نظرسنجي 41 درصد جوانان ايراني توان مقابله با مشکلات  زندگي را ندارند. 38 درصد آنان سرحال و با نشاط از خواب بيدار نمي شوند و همين تعداد از زندگي خود ابراز رضايت نمي کنند. طبق آمار سال 1378، 6درصد از جوانان تهراني بين سنين 15 تا 24 سال دچار اختلالات رواني هستند و اين آمار بين افراد 25 تا 44 سال به 5/8 درصد مي رسد.

صدا و سيما به عنوان يک رسانه فراگير مي تواند در ايجاد شادي  ميان اعضاي خانواده نقش اساسي داشته باشد. برنامه هاي تلويزيوني در زمينه طنز و ايجاد شادي کمتر موفق هستند.

سيد حسن موسوي، کارشناس مسائل اجتماعي مي گويد: نگراني از آينده سبب يأس و نااميدي در جوانان مي شود و احساس ناامني اجتماعي و رواني به وجود مي آورد و به همين دليل فرد ممکن است دچار افسردگي  شود؛ فرد افسرده  جامعه پذير نيست و گرايش به آسيب هاي اجتماعي  و انحرافاتي نظير انواع اعتياد  و خودکشي  دارد. متأسفانه يکي از داروهايي که بين جوانان به تازگي رواج يافته داروي « اکستازي » معروف به داروي شادي است، بررسي هايي که بر روي اين داروي روان گردان  جديد انجام شده است نشان مي دهد که شدت عوارض اين دارو در تخريب مغز شباهت زيادي به مخدرهاي خياباني دارد و تأثير منفي آن در طولاني مدت بسيار بيشتر از آثار خوشي کوتاه مدت است، اين دارو علاوه بر اعتياد ، گيجي، اختلال بينايي، جوش هاي صورت ، تهوع، لرز، عرق فراوان، آسيب کبدي ، تخريب بافت مغز، به علت بالا بردن دماي بدن، باعث تخريب عضلات و نارسايي قلب و کليه  مي شود. همچنين اين ماده باعث آسيب زدن به حافظه، کاهش ترشح هورمون هاي سروتونين و دوپامين در مغز و مشکلات عاطفي، افسردگي  و کاهش قدرت يادگيري مي شود.

کسي که براي فرار از مشکلات زندگي ، استرس هاي شغلي  و استرس هاي مدرن به خوردن اين دارو عادت مي کند، احساس وظيفه شناسي را از دست مي دهد و حضور منظم او در محل کار يا مدرسه مختل مي شود.

يکي از کارشناسان امور اجتماعي مي گويد: شاد بودن را بايد از کودکي و در مهدکودک  ها به کودکان آموزش داد وي «تشکيل شوراهاي ايجاد محيط شاد در مدارس» را ضروري مي داند و معتقد است که اين مسئله مي تواند براي جوان امنيت رواني فراهم کند. دکتر شهرام رفيعي فر سلامت را حالتي مي داند که در آن افراد از رفاه کامل جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي برخوردار باشند.

 بسياري از جوان ها در زندگي خود هدف مشخصي ندارند، بايد به جوان ها کمک شود که هدف هاي خود را انتخاب و براي آن کوشش کنند که در اين راه آموزش مهارت هاي زندگي سبب مي شود تا جوانان بهتر بتوانند با فشارهاي عصبي مقابله کنند.

وي مي گويد: مسئله دستيابي به سلامت اکتسابي است و آموزش آن مي تواند بسياري از مشکلات را کاهش دهد و مي توان به افراد آموزش داد که با چه نگرشي بر مشکلات خود غلبه کنند.

وي مي افزود: تا زماني که برنامه مشخصي براي ايجاد سلامت رواني وجود نداشته باشد شادي و نشاط به عنوان يکي از مظاهر سلامت نهادينه نمي شود؛ نياز به برنامه علمي و تخصصي تر و مشارکت همه اقشار جامعه در تأمين و ارتقاي سلامت رواني جامعه ضرورت دارد.

دکتر محمد تقي ياسمي مي گويد: اگرچه استرس  در شروع و تشديد  اختلالات رواني  مؤثر است. اما اگر افراد در شرايط استرس زا بتوانند با انجام برخي فعاليت ها در سرنوشت خود تغييري به وجود آورند، کمتر افسرده مي شوند، وي خاطر نشان کرد که بايد در جامعه شرايطي فراهم شود که جوانان احساس کنند در سرنوشت خود تأثير دارند؛ در اين صورت افسرده نمي شوند و در نهايت زندگي شادي خواهند داشت. بسياري از جوان ها در زندگي خود هدف مشخصي ندارند، بايد به جوان ها کمک شود که هدف هاي خود را انتخاب و براي آن کوشش کنند که در اين راه آموزش مهارت هاي زندگي سبب مي شود تا جوانان بهتر بتوانند با فشارهاي عصبي مقابله کنند. مهارت مقابله با استرس ، تصميم گيري و حل مسئله، تفکر خلاق، محافظت از خود، قاطعيت در رد برخي تعارفات و مواردي ديگر نياز به آموزش دارد.

چنانچه بخواهيم فرداي کشور را به دست قشري بسپاريم که از پويايي لازم برخوردار باشد ضرورت دارد از امروز براي نشاط و شادابي آنان برنامه ريزي کنيم.

منبع : اينترنت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:14  توسط احمد  | 

با اتخاذ روش هاي ساده مي توان از بروز بسياري اختلافات جلوگيري کرد. متأسفانه هنوز در جامعه ما ازدواج هاي تحميلي، شرايط سني نامتناسب و ازدواج مجدد ديده مي شود و هنوز بسياري از جوانان تنها با دل خود پا پيش مي گذارند و وارد زندگي زناشويي مي شوند. آنچه در اينجا به آن مي پردازيم، آيين همسريابي نيست، بلکه قصد داريم با بيان دلايل اصلي بروز اختلاف ميان همسران و روش هايي ساده براي احتراز از آنها، قدمي در راه بهبود بخشيدن به روابط داخلي خانواده برداريم.

در حالي که امروزه بيشتر ازدواج ها با عشق صورت مي گيرد و هر دو طرف قصد دارند به يکديگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما در طول زمان مسائلي پيش مي آيد که مي تواند به جدايي، يا يک زندگي مشترک بدون احساس، عشق و همراهي منجر شود. علي رغم کوشش هاي همسران - بيشتر به خاطر وجود بچه ها - براي نرسيدن به مرحله جدايي، بسياري از پيوندهاي زناشويي به طلاق رسمي و درصد بالايي از مابقي نيز به طلاق عاطفي منتهي مي شود. ازدواج يک مبارزه است که امکان بروز پيش آمدهاي منفي در آن بسيار است، يک زوج دانا بايد بتوانند آنها را بشناسند، پيش بيني کنند و به آنها رسيدگي نمايند.

خشم مي تواند به شکل هايي چون ضعف، بي ارادگي و تسليم نيز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگي مانند يک مرده متحرک نيز براي يک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در يک کلام، رابطه را خواهد کشت.  

اما عوامل مشکل آفرين چه هستند؟

به بخشي از اين مسائل توجه کنيد:

 - اعتماد به نفس اندک و احترام نگذاشتن به خود مي تواند رابطه اي را پايه گذاري کند که در آن، اين شخص مدام در حال تعريف و تمجيد از طرف مقابل خود است. چنين شرايطي بالاخره او را خسته خواهد کرد و فرد با شنيدن کوچکترين تعريف و تمجيدي، به کسي غير از همسر خود متمايل خواهد شد.

-  داشتن تعريفي خشک و انعطاف ناپذير از نقش همسران در زندگي به طوري که هيچ فضايي براي آزادي عمل، تغيير و تحول و رشد شخصيت افراد باقي نمي گذارد. هنگامي که يکي از طرفين اجباراً نقشي را بپذيرد که با خود او متفاوت است، صميميت و تبادل نظر بين زوجين کاهش مي يابد. مثلاً خانمي که مدرک فوق ليسانس دارد، مجبور به خانه داري شده و مي خواهد پس از اين که فرزندانش به سن مدرسه رسيدند، وارد بازار کار شود، يکي از موارد متعددي است که شخص در جاي نادرست قرار گرفته و ناخشنود است.

- کوشش براي رسيدن به کمالي که با تعاريف فرد مقابل جور دربيايد و به عبارتي تبديل شدن به کمال مطلوبي که از خود واقعي شخص فرسنگ ها فاصله دارد.

اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت بوده، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با يکديگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقي خواهد ماند. و اگر مسئله اصلي اين باشد که يک نفر به چيزي تبديل شود که نيست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جايي نخواهد رسيد.

- يک تأثير منفي بچه دار شدن مي تواند اين باشد که شوهر، از شخص شماره يک همسر خود، به شخص شماره دو تنزل مي کند. در همين زمان است که زن احساس مي کند شوهرش به او بي توجهي مي کند و زحماتش را در امر نگهداري از فرزند ناديده مي گيرد. هر قدر که اين حس متقابل کم ارزشي در زوج قوت بگيرد، فرزندان به نظر آنها بيشتر تحميلي مي آيند و روابط خانواده به طور فزاينده اي سست مي شود.


تابلو THE LOVERS اثر پيکاسو (اين تابلو زني را نشان مي دهد که به همسرش تکيه کرده)

- تعريف سنتي نقش زن، اين است که از يک وابستگي به وابستگي بعدي منتقل مي شود و اين مي تواند براي مردي که ذاتاً ضعيف است و نمي تواند بار سنگين زندگي را به دوش بکشد، ناگوار باشد. بسياري از زنان با پيشينه سنتي، خود را در سايه مردان شناخته اند، اول پدر، بعد نامزد، شوهر و بالاخره پسر. اين زنان بيشتر به ظاهر خود مي پردازند، مدام در باره ضعف و ناتواني خود صحبت مي کنند و ممکن است دچار حسادت شديد هم باشند. اين مورد اخير مي تواند يک عامل مزاحم و دائمي باشد که حتي در زماني که شوهر وفادار و صادق است نيز، حضور دارد.

-  در جوامع امروز ممکن است نقش هاي سنتي زن و مرد معکوس شود و اين زن باشد که شغلي مهم و پردرآمد داشته و مرد تنها براي انجام وظايف زناشويي حضور دارد. زن در چنين شرايطي، ممکن است به سمت مرد ديگري که از نظر شغلي قدرتمندتر از اوست، جلب شود و علاقه خود را به شوهرش از دست بدهد.

ازدواج با کسي که او را نه براي آنچه هست، بلکه براي آنچه مي خواهيم از او بسازيم، مي خواهيم، کاري بسيار خطرناک است. تغيير دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهايي است که موجب دلسردي شده و نشانه عدم رضايت از شريک زندگي است.

 - نداشتن ارتباط کلامي و تبادل نظر صحيح قبل و بعد از ازدواج. بيشتر افراد گفتگو درباره مسائل ظريف حياتي درباره مذهب، بچه دار شدن، تحصيلات فرزندان، نيازهاي جنسي و عوامل ناسازگار ديگر را جدي نمي گيرند و از انجام آن طفره مي روند. آنها به غلط تصور مي کنند که عشق بر تمام اين مشکلات پيروز مي شود و هر اختلافي را حل مي کند.

-  جا به جايي ناسازگاري هاي زناشويي به اين ترتيب که اختلافات، خواسته ها و اهداف متفاوت زوج، در شخص سومي که معمولاً فرزند ارشد آنهاست، متجلي مي شود. اين فرزند هيچ راه فراري ندارد و در يک موقعيت نامعقول گرفتار شده است. يکي از اين موارد متهم کردن فرزند به صفات ناپسند يکي از والدين است «تو مثل پدرت تنبلي»، «تو هم مثل مادرت منطق سرت نمي شود» و ... اين فهرست مي تواند تا مدت ها ادامه پيدا کند. متأسفانه اين روش در حالي که موجب رضايت زن و شوهر مي شود، فرزند بخت برگشته را با انبوهي از انواع صفات ناگوار و اغلب نادرست، بمباران مي کند.

-  خشم نا بجا موجب مي شود که مدام اشخاص مورد علاقه خود را برنجانيم. ابراز نادرست خشم ناشي از مشکلات شخصي در محل کار يا عدم رضايت از نقش خود در خانواده در اکثر موارد، شخص بي گناهي را آماج تيرهاي خشم ما قرار مي دهد. البته افراد اندکي وجود دارند که بر روي واقعيت تمرکز مي کنند و ديگران را مقصر نمي دانند، اما بيشتر ما، در اين دسته جا نداريم.

 - گاهي همسران براي حفظ رابطه اي که به نظر مطلوب مي رسد، از موارد مهمي چون جنبه هاي شخصيتي، زمينه خانوادگي، مذهبي، نژادي، تحصيلي و...سرسري مي گذرند در حالي که چنين مواردي مي توانند در رابطه نقش بنياديني داشته باشند. همچنين، رفتارهايي که در گذشته با وجود عجيب بودن، برايمان جذاب بود، جذابيت خود را از دست مي دهند و کاملا زجر آور مي شوند.

-  شيوه هاي متفاوت برخورد با مسائل، به خصوص در حالي که هر دو طرف از اعتماد به نفس  اندکي برخوردار باشند، مي تواند به حالتي تبديل شود که دو طرف مدام يکديگر را مقصر دانسته و نسبت به هم بي اعتماد شده و احترام خود را از دست مي دهند.

-  مردان تمايل دارند که در گفتگوهاي خود از دليل و منطق و بازگو کردن کلمات قصار خردمندانه استفاده کنند، در حالي که زنان در سطح احساسات گرايانه تري به گفتگوي خود شکل مي دهند. يک مشکل رايج بين همسران، حرف زدن بدون شنيدن است. اگر هنگام گفتگو، نکته اي ناشنيده باقي بماند، صداها اوج مي گيرد، خشم بر هر دو طرف مسلط مي شود و گفتگو به بن بست مي رسد.

 - افراد با کسب عادات و روش هاي توهين آميز و تهاجمي و به کار بردن مکرر آن، ضررهاي جبران ناپذيري به زندگي زناشويي خود وارد مي کنند. ممکن است طرف مقابل چنين افرادي مدتي با بردباري و مدارا رفتار کند تا همسر خود را حفظ کند، اما اين حالت به تدريج از بين مي رود.

 - کوشش در راه تغيير افراد تا حدي که خارج از تحمل آنان باشد. گوشه و کنايه زدن مداوم در باره وزن، بي اطلاعي از موضوعي خاص، رمانتيک نبودن، بي علاقگي به ورزش و ... از جمله مواردي هستند که در اين دسته مي گنجد. ازدواج با کسي که او را نه براي آنچه هست، بلکه براي آنچه مي خواهيم از او بسازيم، مي خواهيم، کاري بسيار خطرناک است. تغيير دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهايي است که موجب دلسردي مي شود و نشانه عدم رضايت از شريک زندگي است.

به وجود آمدن خشم

عوامل متعدد بالا مي توانند موجب بحث هاي طولاني، سخنراني هاي يک طرفه، عدم درک متقابل، برداشت هاي نادرست و فقدان کامل محبت شود. اين مشکلات مي تواند زن و شوهر و فرزندان آنان را به طور زيان باري تحت تأثير قرار مي دهد به طوري که اثر آن تا نسل ها ادامه خواهد يافت.

خشم، به طور غير مستقيم به وجود يک ايراد کلي در زندگي زناشويي  يا خارج از آن دلالت مي کند، اما متمرکز کردن آن بر روي شريک زندگي به اين معنا است که يک اشکال اساسي در اين رابطه وجود دارد. بيشتر اوقات عصبانيت  نتيجه فرعي ِ داشتن حس ناديده گرفته شدن، تنها ماندن، خوار شدن، غير منصفانه قضاوت شدن، مورد خيانت قرار گرفتن يا از نظر احساسي ترک شدن است.

خشم نشانه اي از چنين فشارهايي است و تا حد امکان بايد آن را با خونسردي و منطق پاسخ داد. ممکن است تمام اين احساسات در نتيجه مشکلي حرفه اي(مانند بيکار شدن) پيش آمده باشد و حل آن، شعله هاي خشم را از همسر بي گناه دور نگه خواهد داشت.

خشم مي تواند به اشکال ديگري چون ضعف، بي ارادگي و تسليم نيز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگي مانند يک مرده متحرک نيز براي يک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در يک کلام، رابطه را خواهد کشت.

چه مي توان کرد؟

شناخت و درک چگونگي تخريب يک رابطه بسيار مهم است. يافتن مشکلي که موجب بروز خشم شده نيز از اهميت فراواني برخوردار است. همسران بايد مهارت هاي ارتباطي خود را افزايش دهند، عصبانيت طرف مقابل خود را درک کنند و زنجير طولاني درگيري ها را پاره کنند. بالا بردن صدا بلافاصله موجب برانگيخته شدن اقدامات دفاعي بدن در برابر حمله هاي روحي و جسمي مي شود و سد محکمي در توانايي برقراري ارتباط منطقي به وجود مي آورد.

يک نفر يا هر دو طرف بايد بر موقعيت غلبه کند و مسئوليت کار اشتباه خود را بپذيرد و با صداقت خود، اعتماد و صميميت طرف مقابل را جلب کند. اگر يک نفر بتواند جوابگوي مشکل شود و مسئوليت رفتارهاي مخرب يا نادرست خود را بپذيرد، موجب مي شود که طرف مقابل نيز همين رفتار را داشته باشد.

گاهي حضور يک واسطه بي طرف مي تواند دو طرف را متوجه چرخه نابودگر خشمي کند که موجب ناتواني در ارتباط برقرار کردن آنها شده است. اين شخص مي تواند اعتماد و صميميت را بين زوج برقرار کند. علاوه بر اين، اين واسطه مي تواند محيطي آرام ايجاد کند که در آن مسائل بهتر عنوان شوند و توافق و تفاهم، بدون بروز عصبانيت، حاصل شود.

در نهايت بايد گفت که اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت باشد، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با يکديگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقي خواهد ماند. و اگر مسئله اصلي اين باشد که يک نفر به چيزي تبديل شود که نيست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جايي نخواهد رسيد.

منبع: اينترنت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:10  توسط احمد  | 

هر چه انتظار زن برای حاملگی طولانی تر باشد، احتمال پسر بودن نوزاد او بیشتر است.

به گزارش پایگاه اینترنتی ایوانهو؛ محققان با بررسی اطلاعات به دست آمده از 5 هزار و 283 زن که تنها یک فرزند داشتند، دریافتند هر چه زمان تاخیر در بارداری زن طولانی تر باشد، احتمال پسر شدن نوزاد بیش تر است.

احتمال پسرزایی در 498 زن که بیش از 12 ماه بعد از قصد حاملگی، باردار شده بودند 58 درصد و در 4 هزار و 785 زنی که به سرعت باردار شده بودند، تنها 51 درصد بود.

به ازای هر یک سال تاخیر در حاملگی از زمانی که یک زوج تصمیم به بارداری می گیرند، 4 درصد احتمال پسرزایی افزایش می یابد.

این یافته علت اختلاف نسبت موالید پسر به دختر را با وجود یکسان بودن اسپرم های حاوی کروموزوم X  و Y در مردان توجیه می کند. در بیشتر کشورها به ازای هر 105 نوزاد پسر، فقط 100 نوزاد دختر متولد می شود. البته ذکر این نکته اهمیت است که مرگ و میر نوزادان پسر از دختر بیشتر می باشد.

قدرت و برد شناوری اسپرم های حاوی کروموزم Y در ترشحات غلیظ گردن رحم از اسپرم های حاوی کروموزم X بیشتر است.هر چه ترشحات گردن رحم غلیظ تر باشد، شانس پسرزایی بیشتر می شود، اگر چه احتمال باوری کمتر می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:9  توسط احمد  | 

خانواده مهمترين نهاد اجتماعي و كوچكترين هسته ي جامعه است كه از يك زن و مرد و فرزندان آنان تشكيل مي شود . اساس و ركن اصلي خانواده به عنوان زيربناي جامعه ، ازدواج است . بدون ترديد ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثه زندگي هر انسان است ، به طوري كه موفقيت و يا شكست هر يك از زوجين مي تواند سرنوشت ساز باشد . به همين جهت ازدواج بايد بر پايهياصولي صحيح صورت گيرد تا موجبات رشد و شكوفايي افراد و در نتيجه جامعه را فراهم آورد . پس بر هر دختر و پسر ،لازم است كه قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر آيندهيخود اطلاعات كافي كسب كنند و سپس اقدام به ازدواج نمايند .

ما در جوامع مختلف و در جامعهيخود ، شاهد بسياري از ناسازگاريهاي خانوادگي و از هم پاشيدگيِخانواده ها هستيم كه مهمترين عواملآن ، عدم شناخت و درك صحيح زن و مرد از يكديگر و در نتيجه داشتن انتظارات و توقعات مبهم و غير واقع بينانه از يكديگر است .

 اهميت و ضرورت ازدواج

ازدواج يك پيمان مقدس است كه در ميان تمام اقوام و ملل و در تمام زمانها و مكانها وجود داشته است . سنت ديرينه اي كه در آن زن و مرد زندگي مشتركي را آغاز مي كنند و پيمان مي بندند كه مُصاحب ، يار و غمخوار يكديگر را خوشبخت كنند ، خود و همديگر را بهتر بشاسند . به يكديگر عشق بورزند و با ازدواج خود بر تنهايي خويش پايان دهند .

ازدواج يك نياز و خواست طبيعي زن و مرد است و همه مكاتب سالم در جوامع بشري به ويژه مكاتب آسماني و خاصه دين مُبين اسلام بر آن صحه نهاده و پيروان خود را به ازدواج دعوت و ترغيب كرده است . پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايد : هيچ بنايي در اسلام بنيانگذاري نشده است كه نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد .

بنابراين فوايد بسياري بر ازدواج مترتـّب است ، زيرا ازدواج از فطرت و آفرينش ويژه انسانها مايه مي گيرد و از ضروريات زندگي انسان به شمار مي آيد .

هدف از ازدواج

ازدواج از ضروريات زندگي انسان به شمار مي آيد و هدفها و نيازهاي بي شماري را تأمين مي كند . از جمله مهمترين هدف هاي ازدواج مي توان نيل به آرامش و سكون ، بقاي نسل ، تكميل و تكامل ، سلامت و امنيت اجتماعي و سرانجام تأمين نيازهاي رواني ـ اجتماعي در فرد را نام برد .

1)  نيل به آرامش و سكون

مهمترين نيازي كه بر اثر ازدواج تأمين مي شود ، نياز به آرامش، امنيت و آسودگي است . اين نياز كه در سرشت آدمي ريشه دارد به حدي حائز اهميت است كه خداوند متعال در بيان فلسفه ازدواج در سوره روم ، آيه 21 چنين مي فرمايد : « يكي از آيات الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان جفتي را بيافريد تا با او انس بگيريد و آرامش بيابيد و در بين شما دوستي و مهرباني قرار داد ، و در اين امر براي افرادي كه اهل تفكر باشند ، آيات و نشانه هايي وجود دارد .» بنابراين قرار دادن زوج ( همسر ) براي هر فرد،موجب آرامش و امنيت خاطر است و ايجاد محبت و الفت بين زن و مرد در زندگي خانوادگي نيز از نشانه هاي حكمت و رحمت پروردگار است، در واقعمحيط خانه وسيله آرامش روحي زن و مرد قرار داده شده است 

2)  تكميل و تكامل

هيچ انساني به تنهايي كامل نيست ، به همين جهت پيوسته در جهت جبران نقص و كمبود خويش تلاش مي كند . دختران و پسران جوان پس از دوران بلوغ و جواني ضمن آنكه در صدد رسيدن به استقلال فكري هستند براي جبران نواقص خود و تأمين نيازهاي بي شمار خويش به سوي ازدواج سوق داده مي شوند ، و با گزينش همسري شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مي كنند . هنگامي كه فرد در كانون يك زندگي مشترك قرار مي گيرد ، در سايه انس و الفت و محبت و روابط نزديك و صميمانه ، بيشتر احساس مسئوليت مي كند ، استقلال مي يابد ، زندگي خويش را هدفدار مي كند و از ثمرات كسب و كار و تلاش خود در واحد خانواده نوبنياد خويش بهره مي گيرد .

در زندگي زناشويي زن و مرد از تشويقها ، حمايتها ، رهنمودها و كمكهاي يكديگر بهره مند مي گردند  در برخورد با مسائل و مشكلات زندگي از تعاون و همكاريهاي همسر خويش استمداد مي جويند . به همين دليل برخورداري از همسري مؤمن و شايسته يكي از بزرگترين نعمت هاي الهي است كه براي دنيا و آخرت انسان سودمند خواهد بود .

3) سلامت و امنيت اجتماعي

ازدواج و بناي خانواده،يكي از ارزشمندترين و مقدس ترين اقدامات براي هر انسان تلقي مي شود ، به گونه اي كه هيچ اقدام اجتماعي ديگري را نمي توان از جهت ارزش با آن مقايسه كرد . خانواده يك گروه و واحد اجتماعي استکهدر برگيرندهيبيشترين ، عميق ترين و اساسي ترين مناسبات انساني مي باشد . ازدواج و تأسيس كانون خانوادگي،براي سلامت،امنيت و سعادت اجتماع ، سودمند و ضروري است . هر گاه جوان ها به موقع ازدواج كنند ، به كانون گرم خانواده دل ببندد و بنياد خانواده مستحكم باشد ، به گونه اي قابل ملاحظه از فسادها ، پليديها ، انحرافها، بي بندو باريها ،قتل ها و جنايت ها كاسته خواهد شد

4)  تأمين نيازهاي رواني ـ اجتماعي

ازدواج از نظر طبيعي براي انسان نوعي كمال محسوب مي شود و انسان بر اساس قانون آفرينش و حكم فطرت ، براي تأمين نيازهاي مختلف رواني ـ اجتماعي خود و نيز براي بقاي نسل ، آرامش جسم و روان و حل مشكلات گوناگون زندگي به ازدواج نيازمند است .

ويژگيهاي لازم براي ازدواج

مشاوره هاي خانوادگي و مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه بسياري از مشكلات زن و شوهرها قابل پيش بيني و در نتيجه قابل جلوگيري خواهد بود . اگر زن و مرد ، دختر و پسر قبل از ازدواج آگاهي هاي لازم را درباره خود و همسري كه انتخاب مي كنند ، داشته باشند . بنابراين آموزش پيش از ازدواج يك ضرورت مسلم است كه دختر و پسر را براي مهمترين تصميم گيري و انتخاب در زندگي شان و نيز فرايند دشوار و پيچيده و درعين حال مطلوب و دلنشين ازدواج آماده مي كند تا با آگاهي ، دانش و بينش كافي درباره خود و همسر آينده شان اقدام به ازدواج كنند و از عهده نقش هاي خويش به عنوان زن و شوهر به خوبي برآيند .

دختر و پسري كه مي خواهند ازدواج كنند بايد داراي شرايط لازم جسماني ، رواني ، عقلي ، اجتماعي و اخلاقي باشند كه در زير ، هر يك از اين ويژگيها مورد بحث و تحليل قرار خواهد گرفت.

1)رشد جسماني

در شناخت ميزان رشد جسماني دختر و پسر، نه فقط بايد ارتباط و همبستگي ابعاد گوناگون رشد را در نظر گرفت ، بلكه رابطه رشد جسماني با عوامل روان شناختي حائز اهميت بسيار است . به بيان ديگر،بين رشد جسماني  و سازگاريهاي رواني- اجتماعيِفرد ارتباط نزديك وجود دارد. رشد جسمي در ميزان و الگوي رشد جسماني،گوناگوني هاي بسياري را به همراه دارد و اين حادثه بدون شك از نظر روان شناختي مهمترين و معني دارترين حادثه اي است كه در طول فرايند رشد جسماني اتفاق مي افتد .

2) رشد عقلي

رشد عقلي،عبارت است از مجموعه فعاليت هاي فرد كه به ادراك، فهم ، تشكيل مفاهيم ، بررسي معاني ، تفكر و تعقل ، پيش بيني و استنتاج ، برنامه ريزي ، تعيين هدف و انتخاب راهبردهايبرايرسيدن به هدفمنتج مي شود. انديشه ، ديدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگي جنبه عقلاني شخصيت فرد است .

رشد فكري پس از بلو غ جسماني رو به تكامل مي رود . پس از بحرانهاي بلوغ ، فرد  استعدادها ، تواناييها و امكانات محيطي خود را بهتر مي شناسد و نسبت به شخصيت خود بيشتر آگاهي مي يابد . در نتيجه تصميماتش بيشتر از عقل نشأت مي گيرد تا از احساسات .

حضرت علي (ع) در تعريف عقل مي فرمايد : عقل آن چيزي است كه راه ضلالت را از خوشبختي تمييز مي دهد و عاقل كسي است كه هر كاري را در جاي خود انجام دهد .

فردي كه از رشد عقلي برخوردار است داراي ويژگي هاي زير مي باشد :

1» از مسائل درك و فهم بهتري دارد ، براي مثال مي داند كه چرا ازدواج مي كند .

2» در زندگي داراي هدف است .

3» براي رسيدن به هدف واهداف خود در زندگي برنامه ريزي مي كند .

4» در تصميم گيري هاي خود بيشتر از عقلش تبعيت مي كند تا از احساساتش .

5» انتظاراتش از خود و ديگران واقع بينانه است .

6» توانايي حل مساله را دارد ، يعني دربارهيهر مسأله مي انديشد و راه هاي حل آن را مورد ارزيابي قرار مي دهد .

7» از خود و محيطش شناخت دارد .

8» در مواجهه با مشكلات ، موضع گيري هاي صحيح و اصولي دارد .يعني به جاي فرار از مشكلات و يا ناديده گرفتن آنها سعي مي كند با آنها برخورد اصولي كند .

9» فردي مسئوليت پذير است و مسئوليت اعمال، رفتار و تصميماتش را بر عهده مي گيرد .

10» بر رفتار كودكانه خويش غلبه كرده است و مطابق سن و رشد خود عمل مي كند .  

3) رشد عاطفي

انسان موجود چند بعدي و در عين حال بسيار پيچيده است . با تمامي ارزش هايي كه براي عقل  متصور است ، اما تمام سعادت بشر در گرو تكامل عقل نيست ، بلكه سرمايه ي مهم ديگري به نام عواطف و احساسات در انسان وجود دارد كه به اندازهيعقل مهم است . انسان به كمك عقل و عاطفه ( دوش به دوش هم ) راه تعالي و تكامل را طي مي كند . رشد عاطفي و احساسي از شرايط لازم براي ازدواج است و داراي محاسن و مزاياي بسياري است :

1- عواطف و احساسات،قدرت محركهيانسان مي باشد .

2- عواطف و احساسات،عامل اتصال و پيوستگي و تلطيف انسانها و جوامع است .

3-مهر، محبت و عواطف از مهمترين عوامل موفقيت در زندگي زناشويي است .

فرد برخوردار از رشد عاطفي ، مهار احساسات منفي و مثبت خود را در دست دارد . او در ابراز خشم و ترس ، گريه و شادي ، محبت و غيره در محدودهيمورد قبول جامعه عمل مي كند ، نه همانند يك كودك . رشد عاطفي نيز مانند رشد عقلي به سن تقويمي نيست ، بلكه به ميزان يادگيري ، تجارب فرد و از همه مهمتردرتعامل عاطفي كودك با والدين و ديگر بزرگسالان آموخته مي شود . رشد عاطفي مانند رشد جسماني از لحظهيتولد آغاز مي شود و حتي رفتار عاطفي كودك در هنگام تولد مشاهده مي گردد و بر اثر تعامل با خانواده و ديگر افراد در جامعه رشد مي كند ؛ پس اكتسابي است .

4)  رشد اجتماعي

رشد اجتماعي،رابطهينزديكي با رشد عقلي و رشد عاطفي دارد . انسان داراي چهار دنياي اجتماعي است : خانواده ، مدرسه ، شغل و دوستان كه فرد را بايد از نظر اجتماعي در آنها مورد ارزيابي و بررسي قرار داد . فردي كه از رشد اجتماعي برخوردار است روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند ، به ديگران احترام مي گذارد ، حقوق ديگران را محترم مي شماردو نقش ، وظايف و مسئوليت هاي مربوط به خويش را به نحو احسن انجام مي دهد. چنين فرديمحيط زندگي و اجتماع خويش را خوب مي شناسد ، به ارزش ها و فرهنگ جامعه احترام مي گذارد و رفتار خويش را با ارزش ها و رفتار مطلوب در خانواده ، مدرسه و جامعه تطابق مي دهد ؛ ضمن آن كه در فعاليت هاي اجتماعي مشاركت دارد و مسؤليت هاي اجتماعي را مي پذيرد . امام صادق (ع) مي فرمايد : « كسي كه ازدواج مي كند بايد همسرش را اكرام كند .» يعني به او احترام بگذارد و گرامي اش بدارد .

به بيان كوتاه،فردي كه از رشد اجتماعي برخوردار است :

1- در فعاليت هاي مختلف درگير است .

2- وظايف و مسئوليت هاي خويش را انجام مي دهد .

3- توانايي ايجاد ارتباط اجتماعي با ديگران را داراست .

4- مسئوليت پذير است .

5- در برخورد با افراد ديگر رفتار سازگارانه اي دارد .

6- در موقعيت هاي مختلف،متناسب با آنها عمل مي كند .

رشد اجتماعي نيز اكتسابي است و فرد مهارت هاي مربوط به آن را در خانه ، مدرسه و اجتماع فرا مي گيرد .  

5)  رشد اخلاقي

از شرايط لازم براي ازدواج،رشد اخلاقي است . اخلاق يعني خودنظمي در اعمال و رفتاري كه در آن رفاه فرد و ديگران هر دو مراعات شود .

اخلاق،مجموعه اي از آداب و رسوم، عادات و الگوهاي رفتاري است كه با معيارهاي مطلوب گروهي كه انسان با آن زندگي مي كند تطابق دارد .

روابط در زندگي زناشويي همانند هر ارتباط اجتماعي ديگرِ بين انسانها،با در نظر گرفتن ارزش هاي اخلاقي و معنوي زن و مرد است كه منجر به سعادت و معنويت زندگي آنان مي گردد .

اخلاق عبارت از آن چيزي است كه بايد باشد . علماي اخلاق و انبياي الهي،جامعه را از آنچه كه هست به سوي آنچه كه بايد باشد ، سوق مي دهند . پيامبر گرامي ما مي فرمايد : « من براي تكميل اصول اخلاق و فضيلت برانگيخته شده ام . بسياري از امور و مسائل زندگي زناشويي در چهارچوب اخلاق و فضايل اخلاقي قابل حل است و هر اندازه زن و شوهر متخلق به اخلاق و رفتار پسنديده مانند صداقت و گذشت ، درستي و فداكاري و ... باشند ، زندگي شان از سلامت و آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود . اخلاق آموختني است و يادگيري ارزش هاي اخلاقي از سه طريق اتفاق مي افتد :

1) پاداش و تنبيه

2) تقليد ناخودآگاه از افرادي كه فرد با آنها زندگي كرده است و ايدهآلهاي او را تشكيل مي دهند .

3) از طريق تفكر . انديشه و تعمق دربارهيپي آمدهاي رفتار و نتايج رعايت اصول اخلاقي در موقعيت هاي مختلف .

امام صادق (ع) در كتاب الاخلاق مي فرمايد : « براي اقدام به هر كاري به كارگيري فكر و انديشه و مطالعه جوانب مختلف آن و مال انديشي شرط موفقيت و پيروزي است .»

بنابراين ترديد نيست كه اخلاق را بايد يكي از مهمترين معيارها و شرايط ازدواج محسوب داشت .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:8  توسط احمد  | 

امروزه آسيب هاي اجتماعي  به عنوان يك تهديد جدي سلامت كودكان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشيني، پيدايش جامعه توده وار يا گسترده، برخورد و تضاد ميان هنجارها، از هم پاشيدگي روابط متقابل بين افراد، تأثير گروه همسال و... توجه به آسيب هاي اجتماعي را امري اجتناب ناپذير ساخته است. اگرچه آسيب هاي اجتماعي مي تواند بسيار گسترده باشد ليكن مي توان مسائلي از قبيل اعتياد ، فرار از خانه ، خشونت ، انزواي اجتماعي، ناهنجاري هاي رفتاري، سرقت و كودك آزاري را از جمله نتايج آسيب هاي اجتماعي عصر حاضر تلقي كرد.

در اين بخش به اجمال، عوامل مؤثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي و نقش خانواده در پيشگيري از آنها را مورد بررسي قرار مي دهيم.  

عوامل مؤثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي

مطالعات انجام شده در ارتباط با آسيب هاي اجتماعي، عوامل زير را منشاء بسياري از انحرافات اجتماعي قلمداد نموده اند. در اين بخش هر يك از عوامل به اجمال مورد بررسي قرار مي گيرد.  

1)  نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي: اختلافات طبقاتي هر جامعه، افراد را در موقعيت هايي قرار مي دهند كه نمي توانند نقش هاي اجتماعي مناسب خود را بيابند و موجب اختلاف در هنجارهاي اجتماعي مي شود. در نتيجه، ستيزه هنجارهاي اجتماعي، تفاوت معيارها را به وجود مي آورد و عدم تعهد به معيارها و ترديد در اصالت آنها، عدم پايبندي به قوانين را ايجاد مي كند كه اين به نوبه خود تضادهاي اجتماعي را افزايش مي دهد. درون اين تضاد، كشش به سمت انحرافات اجتماعي وجود دارد.

2) رفاه اقتصادي خانواده: در خانواده هايي كه رفاه و درآمد اقتصادي زياد است، روابط انساني بر اثر كثرت كار و يا سرگرمي ضعيف تر مي گردد. ضعف روابط انساني به نوبه خود عامل مساعدي براي كشش به سوي انحرافات اجتماعي است. امروزه والدين و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند، چون با يكديگر تماس و ارتباط كمتري دارند و از طرف ديگر افرادي كه درآمد بيشتر از حد دارند، موقعيت و زمينه مساعدتري براي تفريحات متنوع در داخل و يا خارج از كشور را دارند و بديهي است كه اين قبيل امكانات براي مصرف و فروش مواد مخدر زمينه بسيار مساعدي است.

3) فقر مادي خانواده: در مطالعات علمي نشان داده شده است كه فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعي است. از آن جايي كه بيشتر مجرمين، معتادين به مواد مخدر و الكل، مبتلايان به امراض رواني و اشخاصي كه اقدام به خودكشي مي نمايند، از طبقات پايين اجتماعي بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقي ياد شده است. ارتكاب جرائم طبقات فقير از شكافي كه بين خواسته هاي جوانان آن طبقه با آن چه كه در دسترس آنهاست، سرچشمه مي گيرد. عمده ترين علت انحرافات اخلاقي طبقه فقير نتيجه فشارهاي حاصله از شكست در رسيدن به هدف هاي معين است.

4) بيكاري: بيكاري به عنوان يك مسئله اجتماعي زمينه مساعدي براي انحرافات اجتماعي است. افراد بيكار بيشترين اوقات خود را در اماكن عمومي از جمله پارك ها مي گذرانند و اين گونه اماكن، بهترين و مناسبت ترين مكان براي كشش به سمت انحرافات اجتماعي از جمله اعتياد  است.  

5) رشد صنعت و پيشرفت تكنولوژي: اگر در جامعه اي رشد صنعت به سرعت افزايش يابد و درآمد ناشي از آن صنعت به طور عادلانه توزيع نگردد، امكان وقوع سه اتفاق وجود دارد:

اولاً كاركنان براي اداره زندگي خود مجبور مي شوند ساعات بيشتري را به كار مشغول شوند و اين به نوبه خود موجب خستگي جسمي و روحي در افراد مي شود.

اگر در آن جامعه براي تفريح و گذراندن اوقات بيكاري مردم از طرف دولت براي استفاده از اوقات فراغت، برنامه ريزي هاي اجتماعي نشده باشد، زمينه مساعدي براي گرايش به انحرافات اجتماعي فراهم مي شود.

ثانياً مشكل ترافيك در شهرهاي بزرگ منجر به خستگي ناشي از كار در افراد شده در نتيجه والدين قدرت تربيت و سرپرستي فرزندانشان را نخواهند داشت و بي توجهي نسبت به پرورش كودكان و نوجوانان به گرايش آنان به سمت انحرافات اجتماعي از قبيل اعتياد، سرقت و... كمك خواهد كرد.

ثالثاًرشد شهرها باعث افزايش فاصله و شكاف طبقاتي شده و اين خود به خود باعث مي شود برقراري ارتباط با دوستان و خويشاوندان كمتر شده و زمينه براي ايجاد انحرافات اجتماعي فراهم شود.

6) ستيزه والدين: اختلافات زناشويي و نزاع بين پدر و مادر باعث مي شود محيط خانواده براي تربيت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتي خانواده، كانون و محيط مناسبي براي زندگي نباشد، انسان سعي مي كند بيشترين اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و اين كار ارتباط او را با ديگراني كه چون شكارچيان ماهري به دنبال شكار مي گردند، زياد مي كند و آنها پس از شناخت مشكل شخص در نقش انساني دلسوز ظاهر شده و براي فرار از اين واقعيت تلخ، فرد را به سوي اعتياد و ديگر انحرافات اجتماعي فرا مي خواند. هر چقدر ستيزه هاي خانوادگي بيشتر باشد، احتمال كشش به طرف انحرافات اجتماعي بيشتر است.

7) شيوه هاي تربيتي والدين: مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رفتارهاي كودكان و نوجوانان با شيوه هاي تربيتي والدين رابطه مستقيم و تنگاتنگ دارد. شيوه هاي تربيتي والدين مي بايست با سطح نيازها و خواسته هاي مختلف فرزندان و همچنين با متدهاي تربيتي صحيح اسلامي هماهنگ باشد. چنانچه والدين از شيوه هاي تربيتي مبتني بر اصول اعتقادي و مذهبي استفاده نمايند، نتيجه مطلوب در رفتار فرزندان منعكس خواهد شد.

8) عدم آگاهي و بينش صحيح والدين: مطالعات نشان مي دهد كساني كه محروم از تحصيلات بوده و بينش صحيح نسبت به جامعه، تربيت و... نداشته باشند، امكان فريب خوردن و انعطاف پذيري آنها براي ارتكاب به كارهاي انحرافي و برخلاف قانون بيشتر است. چون تخصص و آگاهي ندارند، نمي توانند از طريق عادي، زندگي خود را تأمين كنند و به همين دليل است كه جامعه شناسي يكي از راه هاي پيشگيري از جرائم را عدالت آموزشي مي داند.

منابع و مآخذ

1) آسيب شناسي اجتماعي (جامعه شناسي انحرافات اجتماعي) تأليف رحمت ا.... صديق سروستاني،

2) آسيب شناسي كجروي اجتماعي- تأليف محمد حسين فرجاد

3)  والدين مؤثر فرزند مسئول – نويسنده: دكتر دان دينك مير- دكتر گري. د.مكي؛ مترجم: مجيد رئيس دانا

4) قدرت والدين نويسنده :شري فرگوسن و لارنس اي. مازين، مترجم: خانم- ن. پارسا

5) نحوه رفتار والدين با فرزندان ، تأليف: يدالله جهانگرد

6) سه گفتار درباره راهنمايي و تربيت فرزندان- - دكتر شکوه نوابي نژاد

7)  بررسي تأثير برنامه مشاركت والدين بر ميزان عزت نفس نوجوانان پسر دبيرستان هاي شهر مشهد تأليف: حميدرضا زنده طلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 17:7  توسط احمد  | 

فهرست مطالب :

» چرا برخي نوزادان در مکيدن پستان مادر موفق نيستند ؟

» راهنماي مادران شاغل براي تغذيه کودکان با شيرمادر

» روش دوشيدن شير با دست

» سردرگمي شيرخوار در گرفتن پستان مادر

» نحوه از شير گرفتن کودک

» استفراغ در شيرخوار

 

چرا برخي نوزادان در مکيدن پستان مادر موفق نيستند ؟

اکثر نوزادان از بدو تولد قادرند پستان مادر را در دهان گرفته و همزمان با مکيدن آن شير را بلعيده و براحتي نيز تنفس کنند . يعني نوزاد طبيعي و رسيده مي تواند عمل مکيدن ، قورت دادن و نفس کشيدن را توأمان انجام دهد .

به علت آنکه پستان مادر و دهان نوزاد متفاوت است ، در بعضي موارد لازم است تمهيداتي انديشيده شود تا نوزاد بتواند ياد بگيرد چگونه پستان مادر را در دهان نگه دارد ، آنرا بمکد و شير را بلع کند .

اشکالاتي که در اين روند تکاملي به وقوع مي پيوندد اکثراً به دليل زايمان هاي غيرطبيعي و يا استفاده از مواد و ابزاري است که در جريان زايمان مورد بهره برداري قرار مي گيرند ، که ذيلاً‌ به برخي از آنها اشاره مي گردد :

۱- مصرف دارو در جريان زايمان از قبيل پتيدين يا بي حس کننده هاي نخاعي

۲- استفاده از داروهاي ضد درد پس از زايمان

۳ - تغذيه نوزاد با بطري يا دادن پستانک به نوزاد که مکانيسم مکيدن متفاوتي نسبت به مکيدن پستان دارد .

۴- جدا نگه داشتن نوزاد از مادر پس از تولد و عدم اجرا يا اجراي ناقص هم اتاقي مادر و نوزاد

۵- درست بغل نگرفتن نوزاد و وضعيت ناصحيح نوزاد روي سينه مادر ( مثلاً فشار دادن سر نوزاد با دست )

بايد در نظر داشت همه نوزاداني که پس از تولد به خوبي پستان مادر را نمي گيرند ، مشکل مکيدن پستان را ندارند . معهذا معدودي از نوزادان در گرفتن پستان و قورت دادن شير در ابتدا دچار مشکلاتي هستند از جمله :

۱- نوزاداني که عادت داشته اند در رحم مادر شست خود را بمکند .

۲ - آنهايي که دچار ضربه هاي زايماني و يا اختلالات عصبي شده اند .

۳- نوزاداني که واکنش جستجو ( Rooting Reflex ) در آنها ضعيف است و براي گرفتن پستان مادر دهانشان را به خوبي باز نمي کنند .

۴- نوزاداني که هنگام شيرخوردن دهان را کاملاً به پستان نمي چسبانند و يا آنرا مکرراً رها مي کنند .

۵- نوزاداني که تحت تأثير داروهاي مصرف شده توسط مادر قرار دارند .

۶- نوزادان نارس يا آنهايي که ديرتر از موعد مقرر متولد شده اند .

۷- نوزاداني که با ناهنجاري مادرزادي دهان و بيني بدنيا آمده اند ( شکاف کام يا انحراف تيغه بيني و يا گره ضخيم زيرزباني و ... )  

نشانه هاي مکيدن ناموفق عبارتند از :

۱- هاله پستان خارج از دهان و لبهاي نوزاد به داخل فرو رفته و يا ( غنچه شده ) و چانه دور از پستان است .

۲- مراحل تکاملي با تأخير همراه است .

۳- افزايش وزن مطلوب نبوده و دفعات اجابت مزاج و دفع ادرار کم است .

۴- هنگام شيرخوردن سروصداي زيادي ايجاد مي شود .

۵- دفعات تقاضا براي شيرخوردن و مدت شيرخوردن زياد و طولاني است ( بيش از يکساعت )

۶- حرکات چانه نامنظم و لرزشي است و ممکن است در صورت ، حرکات و پرش هاي غيرعادي مشاهده گردد . ( گونه ها فرو مي روند )

راهنماي مادران شاغل براي تغذيه کودکان با شيرمادر

۱ - ترويج تغذيه با شيرمادر براي کارفرمايان و محيط هاي کار يک ضرورت مهم است زيرا :

» زنان بخش مهمي از نيروي کار جامعه را تشکيل مي دهند .

» بسياري از زنان ، اشتغال به کار و فعاليت هاي اجتماعي را با وظيفه مادري خود ادغام مي کنند .

» مطالعات نشان داده است که بازگشت به کار، ‌دليل عمده اي براي از شيرگيري زودرس و روش هاي نامطلوب تغذيه شيرخواران است .

۲- حمايت از تغذيه با شيرمادر براي کارفرمايان مزايايي دارد از جمله :

» کاهش تغيير و تعويض کارکنان در نتيجه افزايش احتمال بازگشت مادر به سرکار

» کاهش استخدام و هزينه هاي بازآموزي کارکنان

» بهتر شدن شرايط کار

» ايجاد احساس و تصور حرفه اي مثبت

» کاهش غيبت کارکنان

۳ - شرايط دوشيدن شير ،‌ ذخيره و حمل و نقل آن

» روشهاي استفاده از پمپ هاي شيردوشي دستي يا الکتريکي يا دوشيدن با دست را بياموزيد .

» مکان مناسب جهت دوشيدن شير را انتخاب کنيد . مکان بايد اتاق خصوصي و تميز باشد .

» شيردوشيده شده را مي توان در يخچال يا فريزر يا در فلاسک يخ براي چند ساعت مي توان نگهداري کرد .

» شيردوشيده شده را در ظروف درب دار شيشه اي يا پلاستيکي يا کيسه هاي شير ذخيره کنيد .

» حمل و نقل شير بايد در ظرف فلاسک يخ حمل گردد .

۴ - هر بار چه مقدار شيربايد دوشيده شود ؟

شيرتان را هر مقدار که مي توانيد بدوشيد . يک کودک شيرمادر خوار معمولاً نياز به حدود ۱۵۰CC ( سه چهارم فنجان بزرگ ) شيرمادر به ازاء هر کيلوگرم وزن بدن در ۲۴ ساعت دارد اما اين نياز متفاوت است . براي مثال اگر وزن کودک ۵/۵  کيلوگرم باشد و  ۸ بار در روز تغذيه شود و شما براي ۲ بار تغذيه در روز از او دور باشيد ، نياز به دوشيدن حدود ۲۰۰ CC ( يک فنجان بزرگ ) شير يا ۲ بار دوشيدن به مقدار ۱۰۰CC ( نصف فنجان ) شير داريد . 

۵ -  مدت زمان نگهداري شير دوشيده شده چقدر است ؟

گر دوشيدن و جمع آوري شير در شرايط کاملاً بهداشتي انجام شده باشد ۴۸ ساعت در يخچال ، ۲ هفته در جايخي يخچال ،‌۳ ماه در قسمت فريزهاي خانگي ، ۱۲-۶ ماه در فريزر عميق ( صنعتي )

۶ -اطلاعاتي که بايد به مراقب کودک درباره شيردوشيده شده داده شود

ذوب کردن شير منجمد به آهستگي : مراقب کودک بايد ظرف شير دوشيده شده را در داخل آب ولرم يا گرم (‌ نه آب جوش ) قرار داده و ذوب نمايد و قبل از مصرف آن را به آرامي تکان دهد . از ماکروفر نبايد استفاده نمايد .

استفاده از فنجان : شيرمادر را به وسيله فنجان يه شيرخوار بدهد و از بطري استفاده نکند . استفاده از بطري و گول زنک مشکلاتي را براي شيردهي مادران و سلامت کودکان فراهم مي کند .

شيردوشيده شده ذوب شده را مي تواند در يخچال نگه دارد اما نبايد آن را دوباره منجمد نمايد و اگر ظرف ۲۴ ساعت مصرف نشد آن را دور بريزد .

روش دوشيدن شير با دست

دوشيدن شير با دست مفيدترين طريق دوشيدن است که نياز به هيچ وسيله اي ندارد و شما مي توانيد در هر جا و هر زماني که نياز داريد به انجام آن بپردازيد . دوشيدن با دست وقتي پستان ها نرم هستند کار ساده اي است اما در هنگام احتقان و حساس شدن پستان ها مشکل تر است و نياز به استفاده از ساير روش ها مثل بطري گرم دارد و از کارکنان بهداشتي مي توانيد کمک بگيريد . بايد خود شيرتان را بدوشيد . دوشيدن شير توسط فرد ديگر مي تواند به پستان ها آسيب برساند مگر آن فرد مهارت لازم را داشته باشد و خيلي نرم و ملايم رفتار کند .

» آماده کردن ظرف براي دوشيدن شيرمادر :

يک فنجان ، ليوان يا شيشه دهن گشاد انتخاب کرده آن را با آب و مواد شوينده تميز نماييد . اين کار مي تواند روز قبل از دوشيدن انجام شود ، در هنگام دوشيدن بايد فنجان را با آب جوش پرنموده چند دقيقه به همان حال نگهداريد و وقتي آماده دوشيدن هستيد ، فنجان را خالي کنيد .

دستهايتان را کاملاً بشوييد . راحت نشسته و ظرف را نزديک پستان خود بگيريد .

دوشيدن شير با دست ( تکنيک مارمت )

بسياري از مادران شيرده با تجربه ،‌تکنيک مارمت را در دوشيدن شير بسيار مفيد و مؤثر يافته اند و مادراني که قادر به دوشيدن مقدار زيادي شير با دست نبوده اند . نتايج بسيار خوبي با استفاده از اين روش بدست آورده اند . اين روش شامل مراحل زير است :

۱ - موقعيت قرار گرفتن دست : شست در بالا و دو انگشت اول زير پستان روي لبه آرئول ( هاله قهوه اي ) طوري قرار مي گيرد که حدود ۴-۳ سانتي متر از نوک پستان فاصله داشته باشد به طوريکه ذخاير شير درست زير انگشتان واقع مي شوند . گرفتن توده پستان مثل شکل زیر صحيح نيست .

۲- پستان بايد به طور مستقيم به طرف قفسه سينه فشار داده شود . پستان هاي بزرگ را مي توان قدري بالا آورده و سپس فشار داد .

۳- سپس بايد پستان ها را به کمک شست و انگشتان به طرف جلو آورد و بعد به قسمت لبه آرئول فشار وارد نمود تا شير به آساني خارج شود .

۴- مراحل ۳-۱ را بايد به ترتيب تکرار کرد .

۵ - سپس محل قرار گرفتن انگشتان را بايد دور هاله قهوه اي پستان تغيير داده به طوريکه تمام ذخائر شير تخليه شود . براي دوشيدن هر پستان از هر دو دست استفاده مي شود . تصاوير ذيل موقعيت قرار گرفتن هر دو دست را روي پستان نشان مي دهد .

از حرکات ذيل که موجب کوفتگي و آسيب بافت پستان مي شود ، بايد پرهيز نمود :

1) لغزاندن دست روي پستان 2)  کشيدن پستان ونوک آن 3) فشار دادن نوک پستان

« کمک به جريان انداختن شير »

۱ - ماساژ سلولها و مجاري توليد شير  : حرکات دست از بالاي پستان شروع مي شود به طوري که پستان در دايره هاي کوچک مطابق شکل به طرف قفسه سينه فشار داده مي شود و به صورت مارپيچي اطراف هاله قهوه اي پستان را ماساژ مي دهند . اين حرکات مشابه معاينه معمول پستان است .

۲ - لمس ملايم پستان از سمت بالا به طرف نوک آن ( مطابق شکل )

ادامه اين حرکت در تمام نواحي پستان به تحريک رفلکس جاري دشن شير کمک مي کند .

۳- تکان دادن پستان ها در حالي که مادر به طرف جلو خم شده به جريان يافتن شير کمک مي کند .

« زمان دوشيدن شير»

کل روش دوشيدن تقريباً ۳۰-۲۰ دقيقه وقت مي گيرد :

دوشيدن هر پستان ۷-۵ دقيقه

ماساژ ، لمس کردن ، تکان دادن

دوشيدن هر پستان ۵-۳ دقيقه

ماساژ ، لمس کردن ، تکان دادن

پس از برقراري جريان شير ،‌اين زمان ها فقط به عنوان راهنما به کار مي رود و دوشيدن تا زمان کند شدن جريان شير ادامه مي يابد .

دوشيدن شير نبايد به پستان صدمه اي بزند در غيراينصورت تکنيک به کار رفته درست نبوده است .

در ابتداي دوشيدن پستان ممکن است شيري خارج نشود اما پس از چند دقيقه شير شروع به چکيدن مي نمايد و اگر رفلکس جاري شدن شير فعال باشد ، شير جاري مي شود . اين رفلکس با مصرف يک نوشيدني گرم ، ماساژ و کمپرس گرم پستان ، تحريک ملايم نوک پستان ، فکرکردن به شيرخوار ... تحريک مي شود .

سردرگمي شيرخوار در گرفتن پستان مادر

علل  : مادران بخوبي مي دانند وقتي نوزادشان چند بار از طريق شيشه و سرشيشه ، شيربخورد ممکن است پستان مادر را نگيرد محققان دريافته اند که ۹۵٪ نوزاداني که در طي ۳ تا ۴ هفته اول زندگي از سر شيشه استفاده کرده اند دچار سردرگمي در گرفتن پستان مادر مي شوند . بعضي بچه ها حتي با يک يا دو بار وعده اي ديگر با يک هفته شيرخوردن از شيشه دچار اين حالت مي شوند ، ولي در شيرخواراني که در ۴-۳ هفته اول تولد بخوبي از پستان مادر تغذيه شده اند احتمال بروز سردرگمي در آنها کمتر است .

۴   فرضيه براي توضيح علت سردرگمي در گرفتن پستان مادر ارائه شده است  :

۱ - توانايي نوزاد براي تطابق و يادگيري الگوهاي مختلف مکيدن در هفته اول زندگي محدود است .

۲ - در اولين تغذيه طرحي از مکيدن در ذهن نوزاد شکل مي گيرد . اگر در تغذيه هاي بعدي با شيشه يا سرشيشه انجام شود ممکن است بچه را با مشکلات شيرخوردن از پستان مادر روبرو کند.

۳ - حجم آغوز در چند روز اول زندگي بسيار کم است . اگر نوزاد همزمان از شير مقداري شير دريافت کند ممکن است به علت مقدار کم شيرمادر درمانده شده و در گرفتن پستان مادر سرسختي نشان دهد .

۴ - شيرخواري که در شيرخوردن از پستان مادر با مشکل روبرو شده ، شيرخوردن از بطري برايش آسان تر مي گردد و پستان مادر را نخواهد گرفت .

حرکت زبان ، آرواره و دهان نوزاد در موقع شيرخوردن از پستان مادر با مکيدن از سرشيشه متفاوت است ، وقتي دهان بچه روي پستان چفت مي شود زبان با حرکات ريتميک پستان را مي دوشد و حالت تعقر ايجاد مي کند ، پستان را به کام مي فشارد و با جاري شدن شير آنرا مي بلعد و سپس نفس مي کشد . اگر بچه از سرشيشه شيربخورد فوراً با جرياني از مايع روبرو مي شود ، لذا با زبان خود جلوي شير را مي گيرد تا از خفه شدن جلوگيري نمايد ، لبهايش را بطور محکم به دور شيشه غنچه مي کند ، آرواره اش نياز به حرکت ندارد و بدون انتظار براي جهش شير ، شير بلافاصله در دهانش جريان مي يابد و يک لذت فوري به او مي دهد ،‌بنابراين اگر به شيرخوار شيشه شير يا گول زنک داده شود و يا مادر از حفاظ پستان استفاده کند او چون ياد گرفته که با زبان خود با آن فشار بياورد لذا پستان مادر را نيز به اين ترتيب از دهان بيرون مي کند .  

توصيه هاي مناسب در شيرخوار با سردرگمي در گرفتن مجدد پستان مادر

مادر با صبر و پشتکار مي تواند وضعيت صحيح و شيردهي را مجدداً‌در شيرخوار ايجاد کند .

۱- بچه مبتلا به سردرگمي در پستان ، ممکن است از بيشتر بازکردن دهانش خودداري نمايد چون عادت کرده که يک سرشيشه سفت را بطور محکم بين لب هايش بگيرد اما براي تغذيه مؤثر از پستان بايد نوک و قسمت عمده هاله پستان را به عقب دهانش ببرد و دهان و زبان و لب هايش را بطور متفاوت بکار گيرد ، لذا ممکن است نياز به کمک داشته باشد .

۲ - وقتي مادر ، شيرخوار را در وضعيت مناسب قرار ميدهد لازم است دقت کند که دهانش مستقيماً روبروي پستان باشد ، بدن بچه را بخوبي حمايت کند و سر و شانه و لگن او را در يک خط مستقيم نگه دارد .

۳ - مادر در اوقاتي که شيرخوار خيلي گرسنه نيست و به نوازش واکنشي نشان ميدهد بايد به او مکرراً شير بدهد . خيلي از بچه ها دوست دارند زماني که هنوز خيلي گرسنه نيستند شيربخورند . بچه هايي که از شيشه شير مي خورند انتظار دارند که شير فوراً و مداوم جريان داشته باشد لذا پيشنهاد مي شود که مادر قبل از راه افتادن و رفلکس جهشي شير مقداري از شيرخود را در دهان شيرخوارش بدوشد و سپس پستانش را به بچه عرضه کند به طوري که که شيرخوار يک پاداش آني از کوشش خود بگيرد .

۴ - اگر شيرخوار سعي در گرفتن پستان مي کند ولي آنرا رها مي کند مادر مي تواند با قطره چکان شير دوشيده شده را روي پستانش بريزد تا بصورت قطره وارد دهان بچه شود. اين کار ممکن است او را آرام و چسبيده به پستان نگهدارد تا به مکيدن ادامه دهد .

۵ - وقتي شيرخوار پستان را نمي گيرد نبايد شيرخوار گرسنه بماند چون خطر کم آبي و سوء تغذيه و ضعيف شدن وجود دارد لازم است به مادر اطمينان داد که مي تواند شير دوشيده شده خود را با خيال راحت از طريق فنجان ، قاشق يا سرنگ يا قطره چکان مورد استفاده شيرخوار قرار دهد ، و به شيرخوارش فرصت دهد تا دوباره به مکيدن از پستان مادر علاقمند شود .

نحوه از شير گرفتن کودک

از شير گرفتن ، تغيير تدريجي تغذيه کودک از شير به غذاهاي ترکيبي است . شير تا پيش از ۴ ماهگي ، کليه مواد غذايي لازم را براي کودک فراهم مي کند . بين سنين ۴ تا ۶ ماهگي ،‌ دستگاه گوارش کودک به حدي از رشد و تکامل مي رسد که براي هضم غذاهاي پيچيده تر نيز آماده مي شود . در اين سنين ، علائم گرسنگي بعد از شيرخوردن و تقاضا براي افزايش دفعات تغذيه ديده مي شود . اين علايم نشانه آمادگي کودک جهت از شير گرفتن است .

غذاهاي اوليه : تغيير غذاي کودک از شير به غذاهاي جامد يک روند تدريجي است که تکميل آن به ۳ تا ۴ ماه يا حتي بيشتر زمان نياز دارد . بعضي کودکان سريعاً به غذاهاي جامد عادت مي کنند ولي عده اي ديگر نياز به زمان بيشتري دارند . نمودار زير يکي از روشهاي از شير گرفتن را ارائه مي کند . البته موارد ذکر شده بايد با شرايط کودک و موقعيت زندگي و معيشتي والدين منطبق گردد . هيچ قانون و زمان خاصي براي از شير گرفتن شيرخوار وجود ندارد . طول مدت روند تغيير غذا از شير به جامدات ،‌ يا نوع غذاي پيشنهادي نيز متغير است . مهمترين مسئله دارا بودن ديدگاه مثبت و انعطاف پذيري در اين مورد است .

در خلال چند هفته اول بعد از، از شير گرفتن ، کار شما تهيه غذاهاي جامد و دادن آنها به کودک با استفاده از قاشق است . کودک شما احتمالاً در مراحل اوليه از اين راه فقط مقادير کمي مواد غذايي بدست مي آورد . براي دادن مواد غذايي به کودک زماني را انتخاب کنيد که هم مادر و هم کودک در آرامش بسر مي برند . اغلب موقع نهار بهترين زمان براي دادن مواد غذايي جامد به کودک است . ممکن است اشتياق کودک شما براي خوردن مواد غذايي جديد در زمان صبحانه نسبت به ساير اوقات کمتر باشد . همچنين در زمان گرسنگي و يا زماني که کودک خسته است اشتياقي براي استفاده از مواد غذايي جامد نداشته باشد . کودک را در آغوش بگيريد و کار خود را با دادن نيمي از شير هر وعده ، ‌سپس يک قاشق غذا و دوباره شير دادن به مقداري بيشتر نسبت به دفعه اول شروع کنيد .

براي شروع ، برنج يا سبزيجات و ميوه ها ( به غير از مرکبات ) ، بهترين غذا براي کودک است . زيرا اين مواد کمتر باعث ايجاد واکنش هاي زيان آور در کودک مي شوند . در صورت امتناع از خوردن غذا توسط کودک و يا ابتلا به اسهال ،‌استفراغ ،‌بثورات ، از دادن آن غذا براي چند هفته اجتناب کنيد . بتدريج از مقدار شير بکاهيد و تا قبل از يکسالگي جهت تأمين نياز کودک به شير فقط از شير مادر یا شيرخشک استفاده نمائيد .  

روش صحيح از شير گرفتن

براي تغذيه صحيح کودک بايد از غذاهايي که در هنگام بلوغ نيز به فرزندان داده مي شود ، استفاده نمائيد . هميشه از غذاهاي خانگي که از مواد تازه تهيه شده است . استفاده کنيد . به غذاي کودک نمک اضافه نکنيد . جهت جلوگيري از پوسيدگي دندان ،‌ استفاده از مواد قندي و شيرين را محدود کنيد . جهت آشنايي کودک با انواع مختلف مواد غذايي و چاشني ها تنوع در مواد غذايي کودک ايجاد کنيد . اين عمل از بهانه گيري در امر غذا خوردن در آينده جلوگيري مي کند .

 برنامه پيشنهادي براي از شير گرفتن کودک

قبل از خواب

عصرانه

نهار

صبحانه

صبح زود / در طول روز

مراحل

تغذيه با شير

تغذيه با شير

به اندازه نيمي از مقدار نهار به کودک شير بدهيد . سپس يک تا دو قاشق چاي خوري غلات مخلوط شده با شير يا سبزي يا پوره ميوه بدهيد .

 

تغذيه با شير

تغذيه با شير - در خارج از زمان وعده هاي غذايي از آب جوشيده سرد شده استفاده نمائيد .

هفته ۲-۱

تغذيه با شير

تغذيه با شير

۳  تا ۴ قاشق چاي خوري حبوبات ، پوره سبزي يا پوره ميوه به کودک بدهيد ، قبل ، بعد و در خلال خوردن به کودک شير بدهيد .

يک قاشق چاي خوري غلات بدون گلوتن ،‌قبل و بعد و در خلال خوردن غلات ، به کودک شير بدهيد

تغذيه با شير - در خارج از وعده هاي غذايي از آب جوشيده سرد شده استفاده نمائيد .

هفته ۴-۳

تغذيه با شير

به کودک ۱ تا ۲ قاشق چاي خوري حبوبات ،‌سبزي يا پوره ميوه بدهيد . قبل و بعد و در طي خوردن غذاهاي جامد ، به کودک شير بدهيد .

۲  تا ۳ قاشق چاي خوري مواد پروتئيني ( پنير ، سبزي ، ماهي يا گوشت )‌ بدهيد . سپس ۲ تا ۳ قاشق چاي خوري مواد غذايي شيرين به کودک بدهيد . قبل ، بعد ودر طي خوردن غذاهاي جامد ، به کودک شير بدهيد .

يک تا دو قاشق چاي خوري ،‌غلات به کودک بدهيد . قبل ،‌ بعد و طي خوردن غلات به کودک شير بدهيد .

ابتدا از شير استفاده ننمائيد . در خارج از وعده هاي غذايي از آب جوشيده سرد شده يا آب ميوه رقيق شده استفاده نمائيد .

هفته ۶-۵

تغذيه با شير

به کودک مواد پروتئيني و بدنبال آن مواد غذايي شيرين بدهيد . قبل ،‌بعد و در طي خوردن غذاها ي جامد ، به کودک شير بدهيد .

 

۲ تا ۳ قاشق سالادخوري مواد پروتئيني و به همان مقدار مواد غذايي شيرين ( ماست يا ميوه پودر شده ) به کودک بدهيد . قبل ، بعد و در طي خوردن غذاهاي جامد ، به کودکان شير بدهيد .

۵  تا ۶ قاشق سالادخوري غلات بدهيد . قبل و بعد در طي خوردن غلات ، به کودک شير بدهيد .

به غير از شير ، با ليوان به کودک نوشيدني هاي مختلف بدهيد . غذاي کودک بايد نرم و خميري باشد .

هفته ۸-۷

تغذيه با شير

به کودک مواد پروتئيني و غذاهاي شيرين همراه با مقداري شير بدهيد .

مواد پروتئيني و به دنبال آن مواد غذايي شيرين به کودک بدهيد ، شير را در فنجان به کودک بدهيد .

غلات ،‌قبل ، بعد و در طي خوردن آن به کودک شير بدهيد .

اغلب به غير از شير از نوشيدنيهاي مختلف با ليوان استفاده نمائيد .

هفته ۱۰-۹

تغذيه با شير

به کودک مواد پروتئيني و مواد غذايي شيرين بدهيد . در فنجان به کودک شير بدهيد .

مواد پروتئيني و به دنبال آن مواد غذايي شيرين به کودک بدهيد در فنجان به کودک شير دهيد .

غلات و شير ، از هفته ۱۳ به بعد مي توانيد هنگام صبحانه شير را بدون فنجان به کودک بدهيد .

هر روز حدود نيم ليتر شير به کودک بدهيد .

هفته ۱۱ به بعد

استفراغ در شيرخوار

در خصوص شيرخواراني که پس از شيرخوردن هر چه خورده استفراغ مي کنند بايد اذعان کرد تقريباً همه بچه ها مقداري از شيري را که مي خورند بالا مي آورند واگر کودک شاداب و خوشحال باشد ، وزن گيري ماهانه آن مناسب باشد بايد به مادر اطمينان داد که مشکلي متوجه کودک نيست و استفراغ کودک بيشتر مشکل لباسشويي است نه مشکل پزشکي . البته اگر اين مشکل مرتباً ادامه پيدا کند يا کودک وزن گيري مناسب نداشته باشد و يا شاداب نباشد بايد به پزشک متخصص مراجعه کرد . هنگامي که کودک در ابتدا شروع به مکيدن پستان مي کند و پستان مادر رگ کرده و صداي غورت غورت کردن شير در گلو بچه شنيده مي شود بهتر است با دو انگشت که در هاله پستان قرار دارد ميزان سرعت خروج شير را کم کرد و بعد از مقداري شير خوردن آرام آرام آروغ شير خوار گرفته شود و بعد عمل شيرخوردن ادامه يابد .  همچنين بعد از شيرخوردن و هنگام خوابيدن کودک ۵-۴ سانتيمتر سر و گردن او بالاتر از شکم و بدن وي قرار داده شود .

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 15:58  توسط احمد  | 

اصولاً پستانهاي زن را نمي توان جزئي از اندام جنسي او به شمار آورد. مهمترين نقش آنها در شيردهي است ولي از طرفي نمي توان نقش بسزاي پستانها در تحريکات جنسي و لذت شهواني را ناديده گرفت. فرايند ظهور و رشد سينه هاي زن در دوره بلوغ جنسي اش رخ مي دهد و اين رشد توسط هورمونهاي جنسي از جمله استروژن و پروژسترون کنترل مي شود.

 
 ساختار پستانها

پستان ها عمدتاً از لوبول ها و مجاري شير به همراه چربي و بافت همبند تشكيل مي گردند. شير از نوك پستان خارج مي شود. ناحيه تيره اطراف نوك پستان آرئول نام دارد.

غدد پستاني بجز دوران بارداري و شيردهي در يک مرحله غير فعال به سر مي برند. ساختار اصلي آنها بافت چربي و همينطور بافت کشي متشکل از رشته هاي الاستيک مي باشد. هر پستان از 20-15 بخش به نام «لوب» تشکيل شده است که مانند گلبرگهاي گل مينا در کنار هم قرار دارند. هر لوب بنوبه خود از لوبولهاي کوچکتر و در نهايت هزاران لوبول ريز تشکيل يافته است که در آنها شير توليد مي شود. در بين اين اجزا شيارهايي به نام مجرا وجود دارد که به مرکز نوک پستان در ناحيه تيره پوست که «آراُلا» نام دارد منتهي مي شود. فضاي باقيمانده ميان مجراها و لوبولها را چربي پر مي کند.
  هر کدام از اين غدد مولد در سطح رويي قفسه سينه و در بالاي ماهيچه پکتوراليس قرار دارند. زمان حاملگي حجم اجزاي خوشه مانند داخل لوبها افزايش يافته و طي دوره توليد شير، سلولها مواد تشکيل دهنده شير از جمله پروتئين و چربي توليد مي کنند. اين سلولها همچنين به هنگام شيردهي منقبض شده و باعث خروج آن از پستانها مي شوند.

 داخل پستانها هيچ ماهيچه اي وجود ندارد، بلکه ماهيچه «پکتوراليس» درست زير آنها قرار گرفته و دنده ها را مي پوشاند. علاوه بر بافت چربي و فيبرهاي الاستيک مي توان به رگهاي خوني و همچنين رگهاي لنفاوي در سينه اشاره نمود. رگهاي لنفاوي در مسير خود به اجزاي لوبيا مانندي بنام غدد لنفاوي که معمولاً زير بغل، کشاله رانها و ديگر نواحي بدن يافت مي شوند، مي پيوندند.

 شکل ويژه پستانها و جايگاه مخصوصشان از طريق رباطهاي خاصي که بافت پستانها را در بر گرفته و آنها را حفاظت مي کنند تعيين مي شود. اين رشته ها که به «رباطهاي کوپر» معروفند در دوره حاملگي و نيز کهولت شل و يا کشيده مي شوند و موجبات آويزان شدن آنها را فراهم مي آورند.

 هورمونهاي جنسي در رشد و تکامل پستانها در دوره بلوغ و توليد شير از اهميت بسزايي برخوردارند. استروژن در رشد و نمو غدد و مجاري پستان نقش داشته و پروژسترون محرک اصلي تغيير و تکامل سلولهاي سازنده شير مي باشد.

 از ديگر هورمونهاي موثر مي توان به پرولاکتين اشاره کرد که از قسمت پيشين غده هيپوفيز ترشح شده و عامل محرک توليد شير مي باشد. در پاسخ به محرک مکش نوزاد، اکسيتوسين (مترشح در هيپوفيز پسين) به نوبه خود موجب خروج شير از پستان مادر مي شود.

 اصولاً تحريکات هورموني موجب رشد مجاري و بافت آلويولار و همچنين بافت چربي و در نتيجه افزايش حجم پستان مي شود. نوک پستانها و ناحيه اطراف آن نيز بزرگتر شده و به لمس و تحريکات خارجي حساس مي شوند. در دوران عادت ماهانه زنان، پستانها تحت تاثير هورمونهاي جنسي دچار تغييرات خاصي مي شوند که در هر شخص به گونه اي متفاوت بروز مي کند. از جمله اين تغييرات مي توان به افزايش حجم، ورم و نيز درد خفيفي در آنها اشاره نمود.

 اين علامات معمولاً پس از چند روز اول پريود ناپديد مي شوند. در دوره بارداري سايز پستانها بنا بر تاثير هورمون پروژسترون بطور چشمگيري افزايش مي يابد. نوک پستانها و نواحي پيرامونشان نيز بزرگتر شده و داراي رنگ دانه هاي بيشتري مي شوند. اين مکانيزم چربي پستانها را جايگزين کرده و آنها را براي توليد شير در مرحله نهايي حاملگي آماده مي سازد. درست پس از زايمان، شير در پستانها ساخته مي شود. بعد از اتمام دوره شيردهي پستانها به حالت دوران شروع حاملگي بر مي گردند. در دوره پس از يائسگي نيز گرچه ممکن است شکل پستانها زياد تغيير نکند، اما قسمت عمده ساختار مخصوص توليد شير با چربي جايگزين مي شود. در هر صورت گفتني است پستانهاي زن تنها در دوره حاملگي او شکل قطعي و نهايي خود را مي گيرند.

 با توجه به اين که هدف اصلي از وجود پستانها نقش مهم آنها در ساختن شير براي شيردهي مي باشد، اما اين دوران تنها دوره مختصري از زندگي زن را تشکيل مي دهد و با نقش زيبايي شناختي آنها در کيفيت زندگي اش به هيچ وجه قابل مقايسه نيست.

 از آنجا که سينه هاي زن نشان اصلي مونث بودن اوست، رضايت او از فرمشان در هويت و ابراز وجود او از اهميت بسزايي برخوردار مي باشد. مراقبت و توجه لازمه به سينه ها بخشي از سلامتي و زيبايي يک زن است که در بهبود روحيه اش موثر مي باشد.

 و اما با مُد روز چه مي توان کرد؟ زماني سينه هاي بزرگ و زماني سينه هاي کوچک مد مي شود. بنابراين زيبايي پستان لزوماً در اندازه آنها نيست. سينه ها مي توانند به شکل سيب و يا گلابي باشند. زيبايي سينه هاي يک زن در چگونگي بها دادن او به آنهاست. هر فرم سينه اي زيبايي منحصر به فرد خود را دارد و صد البته در نظر نظاره گر آن زيباست.

 
 چگونه به حفظ زيبايي و طراوت سينه ها بپردازيم؟

 يک توازن مناسب هورموني لازمه داشتن پستانهايي زيبا، سفت و باطراوت مي باشد. اين بالانس هورموني که از هيپو تالاموس –منطقه عصبي واقع در مغز–کنترل مي شود، مطابق با وضعيت روحي زن تغيير مي يابد. و به همين خاطر داشتن روحيه اي شاد، خوش بين و متوازن زمينه سينه هايي سفت و زيباست.
 
 در شرايط خاصي شايد بتوان فرم و اندازه سينه ها را با يک عمل جراحي تغيير داد، ولي با مراعات قوانين ساده و مختصر بهداشتي و عدم سهل انگاري حداقل مي توان از شل و آويزان شدن آنها جلوگيري نمود.

 
 آيا قرار دادن پستانها در معرض آفتاب مضر است؟

 بنظر مي رسد که نور خورشيد باعث سرطان سينه نمي شود؛ با اين وجود بهتر است به دليل پوست بسيار حساس و آسيب پذيرشان آنها را تا حد ممکن از تابش نور شديد آفتاب پوشاند. نور آفتاب تاثير مخربي روي بافت پيوندي و فيبرهاي الاستيک سينه ها داشته و موجب پيري زودرس آنها مي شود. بنابراين هميشه پيش از قرار گرفتن در معرض نور شديد آفتاب پستانها را با لوشن ضد آفتاب بپوشانيد.

 
 آيا حجم سينه ها با ديگر تغيير و تحولات بدن فرق مي کند؟

 با افزايش وزن، بافت چربي موجود در پستانها و در نتيجه حجمشان افزوده مي شود. در مقابل با کاهش وزن بافت پيوندي و الاستيک نامتغير باقي مانده و بافت چربي کاهش مي يابد. از آنجايي که تغيير وزن موجب نابودي رشته هاي الاستيک و شل شدن پوست مي شوند، بهتر است از تغييرات راديکالي وزن جلوگيري نمود.

 يکي از پيامد هاي حاملگي افزايش حجم پستانهاست. اصولاً پس از خاتمه دوران شيردهي که پستانها به حالت اوليه خود باز مي گردند، کمي جمع و چروکيده مي شوند. مکمل هاي استروژن و پروژسترون، دارو، اختلالات هورموني، يائسگي و در نهايت کهولت نيز هر کدام به نحوي موجب تغييرات عديده در حجم پستانها مي شوند. با بالارفتن سن پوست نازکتر شده و هورمونها در بدن افزايش مي يابند که به نوبه خود باعث جمع شدن لوبولهاي پستان مي شود. اما نگران نباشيد يک روش طبيعي براي حفظ طراوت و شادابي پستانها وجود دارد آنهم : آميزش جنسي مداوم در طول زندگي


سوتين، لازمه پستانهاي بزرگ!

 وزن زياد سينه ها طي مدت طولاني موجب آويزان شدن آنها مي شود. استفاده از سوتين باعث حفظ الاستيسيتي يا حالت کشسان پوست مي شود. به هر حال بدون در نظر گرفتن سايز پستانها پوشيدن سوتين به هنگام ورزشهايي از قبيل دو و ديگر فعاليتهاي پرشي توصيه مي شود. زنان حامله و شيرده نيز مي بايستي از سينه بند استفاده کنند، اما هنگام شنا لزومي به داشتن آن نيست.بنابر ساختار پستانتان و نه مد روز يک سوتين مناسب که هم از لحاظ سايز و هم جنس بکاررفته آن احساس راحتي نماييد، انتخاب کنيد.

 
 چرا پستانها داراري فرمهاي متفاوت هستند؟

 اگر رشد غدد پستاني هم سطح و همتراز دنده ها بود شکل آنها نيز پهن و کشيده مي شد. در صورت عمودي بودن اين زشد فرم آنها نيم کره اي مي شود. حالت مياني اين باعث مي شود تا فرمهاي گوناگوني پديد آيد.

 
 چرا همه پستانهاي داراي سفتي و استحکام يکسان نيستند؟

 زمينه يک سينه شخ و سفت بيشتر بودن بافت پيوندي نسبت به بافت چربي در آنهاست و برعکس در صورت غالب بودن بافت چربي سينه ها شل تر خواهند بود.

 
 چرا معمولاً يکي از پستانها بزرگتر از ديگريست؟

 نيمه راست بدن انسان با نيمه چپ آن گرچه در ظاهر مشابه و متناسب بنظر مي رسد ولي در واقع کاملاً متقارن نيست. اين پديده در مورد پستانها نيز صدق مي کند. وجود دو عضو جفت متقارن در بدن بسيار نادر است.99،9% سينه هاي زنان با هم متقارن نيستند؛ بدين معني که هر کدام داراي مقدار متفاوتي از چربي، بافت پيوندي، لوبها و ديگر اجزاي تشکيل دهنده آنها مي باشند. نوک پستانها نيز مي تواند داراي تفاوتهايي در سايز، رنگ و برجستگي يا فرورفتگي باشد. برخي ناهموار و برخي داراي چند تار مو هستند.


 چرا پستانها در سايزهاي متفاوتي ديده مي شوند؟

 فاکتورهاي تعيين کننده در چگونگي سايز پستانها بسيارند؛ مقدار بافت پيوندي، درصد چربي بدن، ارث و تعداد حاملگي ها در زندگي در اندازه آنها تاثير چشمگيري دارد.

 
 نوک فرو رفته پستان… اين ديگر چيست؟!

 اين نوع پستان بر خلاف حالت معمول آن که برجسته است، مانند ناف در قسمت داخلي بدن قرار دارد. اين اختلال مادرزادي است و در آينده فرد را به هنگام شيردهي دچار مشکل مي سازد. البته با يک عمل جراحي مختصر مي توان اشکال را برطرف نمود.


  آيا امکان موزدايي در ناحيه نوک پستان وجود دارد؟

 وجود چند تار مو روي نوک پستان به دليل وجود غدد در اين ناحيه کاملاً عادي است و مو زدايي در اين مورد بي خطر است. اما از آنجايي که پوست نوک پستان حساس است بهتر است براي جلوگيري از عفونت به جاي کندن مو از ريشه، روزانه آن را تراشيد.

 
 مواظب طرز ايستادن، نشستن و راه رفتن خود باشيد!

 هميشه حالت کمر و ستون مهره هاي خود را کنترل کنيد. راست نشسته و عميق نفس بکشيد. خميده نشستن مستمر در درازا موجب استهلاک ماهيچه هاي کمر و سينه و در نتيجه باعث آويزان شدن سينه ها مي شود. در يک آينه به حلت نيم رخ بايستيد. شانه ها را عقب داده و چانه را بالا بگيريد. چه تفاوتي حس مي کنيد؟

 
 تمرينات صورت

 سعي کنيد روزي بيست بار با انقباض ماهيچه هاي گردن ماهيچه پکتوراليس بزرگ (ماهيچه واقع در زير پستانها) را نرمش دهيد. تمرين ديگر تلفظ حرف «ايکس»، آنهم با باز کردن هر چه بيشتر دهان است. انجام اين تمرين روزي 20-10 با توصيه مي شود.

 
 از گرما خودداري نماييد!

 حرارت حاصل از تابش آفتاب و يا آبتني با آب داغ موجب منبسط شدن رگها و کند شدن جريان خون در رگهاي سينه مي شود؛ از طرفي قبلاً نيز اشاره شد که قرارگيري در معرض نور شديد آفتاب باعث پيري پيش از موعد پوست، زايل شدن رشته هاي الاستيک و در نتيجه چروکيده شدن آن مي شود.

 از اين رو توصيه مي شود سينه هاي خود را از حرارت شديد بدور نگه داريد و سعي کنيد با آب خنک پستانها را مالش داده و با تحريک جريان خون در رگها، بافت آنها را تقويت کنيد. يک دوش دو دقيقه اي آب سرد براي سينه هاي کوچک و سه دقيقه اي براي سايز بزرگ توصيه مي شود. دوش آب سرد گردش خون در رگها را سرعت بخشيده و به دفع توکسين ها (مواد سمي) کمک مي کند.

 توجه: در انجام اين تمرينات از يک دوش استفاده کنيد و سينه ها را با يک حرکت چرخشي مالش دهيد. در صورت عدم دشترسي به دوش مي توانيد با يک ليف ابري بزرگ آب سرد را کم کم روي سينه بريزيد و آن را بماليد.

 
 شنا
 شنا يکي از ورزشهاي مناسب براي سينه هاست؛ بخصوص شناي قورباغه، آنهم بدليل اين که ماهيچه هاي پشت و سينه را وادار به مقاومت در مقابل فشار آب مي کند. در واقع فشار آب خود نوعي ماساژ فوق العاده براي سينه ها حساب مي شود. براي تمرين بيشتر مي توانيد پاها را در کف استخر بگذاريد تا جايي که آب شانه هايتان را بپوشاند. دستها را بالا برده و آهسته در جلوي خود پايين آوريد. 10 بار اين عمل را تکرار کنيد.

 
 استفاده از کرم ها و لوشنهاي مخصوص سينه

 استفاده از کرمهاي مخصوص علي رغم تبليغات گاه اغراق آميزشان شايد معجزه اي در پستانها ايجاد نکنند اما مصرف آنها در حفظ حالت ارتجاعي آنها بي تاثير نيست. استفاده از عصاره هاي گياهي و يا بيولوژيکي روي سينه ها علاوه بر اينکه ما را به ماساژ سينه ها وادار مي سازند، نقش بسزايي در حفظ رشته هاي کشسان سينه دارد.

 هنگام قرار گرفتن در نور آفتاب نيز سعي کنيد براي حفظ پوست از مضرات اشعه ماوراي بنفش از کرمهاي ضد آفتاب استفاده نماييد. پس از هر بار دوش گرفتن بدن خود را با لوشن هاي مخصوص نرم و مرطوب کنيد تا پوست رطوبت از دست داده خود را باز يابد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 15:42  توسط احمد  | 


چندي قبل خبر ازدواج يکي از دوستانم را شنيدم و چند هفته پيش خبر بچه دار شدنش را ، مريم و پدرام 3 سال پيش در يکي از چت رومهاي ياهو بر حسب اتفاق با يکديگر آشنا ميشوند و بعد از يکسال و نيم ارتباط اينترنتي اين ارتباط به دنياي واقعي کشيده ميشود که منجر به ازدواج آنها شد و سارا کوچولو هم ثمره ي ازدواج بقول معروف اينترنتي آنهاست .

دو موضوع خانواده و مسائل جنسي در دو قرن اخير همواره در کانون مهمترين تحولات جامعه مدرن قرار داشته ، از طرف ديگر فضاي چت رومهاي اينترنتي هم به منزله ي عرصه اي مدرن براي برقراري ارتباط و آشنايي ، مرزهاي تازه اي را در شکل گيري ارزشها و هويت يابي پيش روي جوانان ما قرار داده است . روابط در اين فضاي مجازي امتداد روابط واقعي است که دختر و پسر تجربه ميکنند اگرچه مرز بنديها ي جنسيتي در روابط مجازي ضعيفتر ميشود اما واقعيت زيستي بويژه اجتماعي جنسيت در اين روابط نيز خود را نشان ميدهد .
در دوره ي مدرن – از قرن نوزدهم به بعد تحولات عظيمي در شکل نهاد خانواده رخ داده است . امروزه عشق رمانتيک يا احساسي جايگزين مصلحتها و معيارهاي اجتماعي، سياسي ، اقتصادي و فرهنگي براي پيوستن دو فرد به منزله ي زوج ميشود . برخي از صاحبنظران عشق رمانتيک را صرفا پديده اي اروپايي ميدانند و معتقدند تنها در اروپا براي اولين بار عشق به منزله ي عامل اصلي ازدواج در سطح عمومي تحقق يافته است از جمله ي اين صاحبنظران " آنتوني گيدنز " جامعه شناس بريتانيايي است . گيدنز ميان دو نوع عشق تمايز قائل ميشود يکي عشق شهواني (Passionate love ) و ديگري عشق احساسي(Romantic love ) است. در عشق احساسي عناصر عشق متعالي ، بر شور و احساس جنسي غلبه ميکند و اين خصيصه اي است که آن را از  عشق شهواني متمايز ميکند . عشق شهواني پديده اي جهاني است اما به اعتقاد گيدنز عشق احساسي پديده اي مدرن است .

ازدواج اينترنتي امري است که در چند ساله ي اخير در کشورما از رواج بالايي بر خوردار بوده است ، با رايج شدن استفاده اينترنت در ميان نسل جوان دايره ي ارتباطي افراد بسيار بالا رفته است ، يک فرد براي انتخاب همسر و آشنايي با افراد توري پهن ميکند به وسعت جهان . گفته شد که امروزه ازدواجها کمتر بر اساس اصل وابستگي طرفين به يکديگر  صورت ميگيرد ، حال سوال اينجاست که آيا واقعا عشق احساسي در يک فضاي مجازي بوجود مي آيد؟ آيا مجازي بودن فضا ، بر واقعيت داشتن ، شدت و نوع اين عشق تاثير گذار نيست؟
از عمده ترين مشکلات ديگري که عرف جامعه ما با آن سر سازگاري ندارد اين است که چگونه دو فرد از طريق اينترنت ميتوانند يکديگر را بشناسند در صورتيکه به راحتي فرد ميتواند در اين فضاي مجازي هويت واقعي خود را پنهان کند و هويتي جعلي را در ذهن فرد مقابل نقاشي کند و بعدها است که در زندگي خانوادگي و زناشويي انطباق اين دو تصوير با يکديگر مشکل ساز ميشود . بايد پاسخ داد که اينترنت هم به مانند دنياي واقعي بستر را براي آشنايي و ارتباط افراد با يکديگر آسان ميکند . چه بسيار افرادي که غير از فضاي اينترنتي با يکديگر آشنا شده اند اما زندگي نافرجامي داشته اند . واقعيت دروني افراد در عمل خود را نشان ميدهد ، ازدواج يک موقعيت اجتماعي است و تا افراد در اين موقعيت قرار نگيرند نميتوانند نقشهاي خود را بپذيرند .
علاوه بر بحث ازدواج اينترنتي بايد توجه داشت که مجازي بودن اين دنيا خود مزيتي است انکار ناشدني زيرا دو جنس مخالف در اين فضا روابط خود را سامان ميدهند و در اين فضا تخليه رواني ميشوند  ، هنگامي به مشکل بر ميخوريم که پيامدهاي عملي و  نامطلوب اين روابط وارد دنياي واقعي شود ! و تا هنگامي که روابط منحصر به دنياي مجازي است اثرات و پيامدها ي آن را در جامعه نداريم. البته نکته اي که بايد متذکر شد اينست که روابط نامشروع در دنياي مجازي هم به نوبه ي خود آسيبهايي دارد که شايد آشکار نباشد اما هيچگاه نميتوان آن را انکار کرد .
. واقعيتي که بايد پذيرفت اين است که اينترنت و چت رومها به عنوان پايگاهي براي تخليه رواني افراد مورد استفاده قرار ميگيرد و تا حدي مشکلات ارتباط نامشروع دو جنس در خارج از دنياي مجازي را ندارد.
در هر حال ...
يه نکته ! ما که تو اکثر رفتارهاي زندگيمون سنتي عمل ميکنيم ، چرا ميخواهيم تو ازدواج مدرن باشيم؟

فاطمه علیزاده

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12ساعت 14:7  توسط احمد  | 

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصيات رفتاري از مهمترين عواملي است كه ارتباط بين دخترها و پسرها را در جامعه ما توجيه مي كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستي مي دهند.

اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چيست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشي، عشق يا ...؟

روان شناسان معتقدند، ميل و كشش به جنس مخالف از نظر فيزيولوژي يك نياز طبيعي، فطري و رواني است. آنان مي گويند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولين نگاه و گرايش را به سوي جنس مخالف ابراز مي كنند. اما مرز اين كشش در هر فرهنگي تعريف شده است، براي مثال در جوامع غربي و ساير جوامع غير مسلمان ارتباط ميان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلي از اين ارتباط مورد پذيرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهاي مسلمان و برخي فرهنگها اين ارتباط محدود است و در مواردي به فضاي سياسي و اجتماعي جامعه بستگي دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ي ما چگونه است؟

در گذشته هاي نه چندان دور ارتباط بين پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پايين بود ارتباطات به شكل وسيع نبود، از اين رو كنترل بيشتري بر جوانان صورت مي گرفت، اما واقعيت اين است كه بسياري از جوانان امروز در ارتباط هاي خود به ازدواج فكر نمي كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسايل اقتصادي، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتي، فراگيري اطلاعات و دانش و پديده جهاني شدن كه مبتني بر ارزشهاي ديني نيست،  احساس دو گانه اي را در اين نسل پديدار كرده است.

يك صاحبنظر در اين باره مي گويد: غرايز احساسي عاطفي و اخلاقي جوان برگرفته از فضيلت هاي نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالي و دستورات حيات بخش اسلامي مي تواند مورد سنجش عميق قرار گيرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ايران طلب مي كند، مسلماً آشفتگي ها و نابساماني هاي غربي نيست. وظيفه ي والدين ، مربيان و مسئولان است كه  در زمينه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعي آنان را مدنظر قرار دهند و بر اين محور كه بسيار حساس و پيچيده است، برايشان تعيين تكليف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحيح را به جوان آموزش ندهيم، غرايز جواني او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بيراهه بكشد.

اما آيا ارتباط بين دو جنس هميشه به پيوندهاي عاطفي و صميمانه منجر مي شود؟ آيا اين نوع ارتباط نمي تواند به زمينه هاي علمي، فرهنگي  و ... محدود باشد؟ يك صاحبنظر در اين باره مي گويد:

«از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه اي نسبت به اين مسئله وجود دارد، نتوانسته ايم به تعريف قابل قبولي در اين باره برسيم به همين دليل نوع نگاه به دو جنس مخالفي كه كنار يكديگر قرار مي گيرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نيت همراه است و به معناي ناخوشايند موضوع يعني دوست دختر و پسر تعبير مي شود. در حالي كه مي توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با يك غير همجنس در صورتي كه بر محوري صحيح انجام گيرد، شايد حتي مزيت اخلاقي و اجتماعي و شخصيتي براي او و جامعه در برداشته باشد.»

چرا ارتباط ناسالم

برخي كارشناسان تربيتي تحليل اينگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدوديت هاي غير منطقي به جوانان نسبت مي دهند و مي گويند كه وقتي جوان عرصه را بر خود تنگ ببيند و نتواند خود را از نظر عاطفي و اخلاقي با محيط تطبيق دهد و مربيان، معلمان و برنامه ريزان نهادهاي آموزشي و تربيتي نيز نتوانند به احساسات و تمايلات منطقي و احساسي او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه مي برد و سعي مي كند چيزهايي را كه طي سالهاي زندگي از او دريغ شده است به هر ترتيب ممكن حتي با هنجارشكني به دست آورد.

عده اي نيز تنگناهاي اقتصادي ، گسترش ارتباطات، فردگرايي و بي تفاوتي به ارزش ها را دليل اين گونه رفتارهاي اجتماعي مي دانند و معتقدند اين دلايل موجب شده بسياري از جوانان امروزي نسبت به ازدواج ديد مثبتي نداشته باشند و به نوعي از زير مسئوليت تشكيل خانواده شانه خالي كنند. يك روان شناس در اين باره مي گويد:

«متأسفانه مشكلات مالي و تصويب قوانيني كه به نوعي حقوق زنان را در جامعه تضمين مي كند از عواملي است كه موجب شده پسران زير بار ازدواج نروند. از سوي ديگر بسياري از جوانان در اين زمانه ترجيح مي دهند خوش باشند. از اين رو به ازدواج با نگاه منفي مي نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نيازمندند و رفع نيازهاي عاطفي و احساسي آنان در حال حاضر از طريق ازدواج به سختي امكان پذير است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستيم.»

اين روان شناس دليل اين گونه نگرش نسل جديد به ارزشها را بي توجهي مسئولان به نيازهاي جوانان مي داند و مي گويد:

«از آنجا كه در موقع بحران نتوانستيم مسائل روز را به موقع هنجاريابي كنيم اغلب جوانان امروزي اين حق را براي خود قائل شده اند كه به سوي رفتارهاي فرد گرايانه گرايش يابند و هنجارهاي اجتماعي را ناديده بگيرند.»

وي سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقي، رواج بي بندوباري، پريشاني و بي ثباتي احساس و عواطف را از عواقب بي حد و حصر ارتباط جنس ها نام مي برد و مي گويد:

«اگر اينگونه ارتباطات به عادت تبديل شود ديگر چيزي به نام هسته يا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا مي رود، جنس ها نسبت به هم بي اعتماد و بي تفاوت مي شوند و در نهايت خانواده اي شكل نمي گيرد و به اين ترتيب شاهد گسترش بسياري از مسايل رفتاري، ناهنجاري هاي اخلاقي و حتي بهداشتي در جامعه خواهيم بود. اينجاست كه نقش كارشناسان علوم ديني و تربيتي در هنجاريابي و جايگزيني هنجارهاي متعادل و مرام تربيتي صحيح و متعالي كه مورد پذيرش خانواده، فرد و نهادهاي اجتماعي باشد روز به روز آشكارتر مي شود.  

ديدگاه اسلام

به طور طبيعي زن و مرد به عنوان دو پيكره جامعه انساني به زندگي مشترك با يكديگر نيازمندند . در شرع نيز به پيوند ميان اين دو سفارش بسيار شده است، از اين رو اخلاقي ترين، معنوي ترين و انساني ترين جلوه پيوند زن و مرد در ازدواج تجلي پيدا مي كند و هر نوع رابطه (جنسي) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددي را از لحاظ اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي به بار مي آورد.

در جوامع غربي كه پايه هاي اخلاق ديني و مذهبي سست و ضعيف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانين و هنجارهاي موجود تجاوز مي كند . به طوري كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبيعي و غريزي جريان دارد و از اينجاست كه ريشه هاي فساد اخلاقي شكل مي گيرد و بنياد اجتماعات بشري را متزلزل مي كند.

اما اسلام چه حد و مرزي براي ارتباط بين زن و مرد قائل است؟

خداوند در قرآن مي فرمايد: زنان پليد براي مردان پليدند و مردان پليد براي زنان پليد و زنان پاك براي مردان پاك هستند و مردان پاك براي زنان پاك . اينان از آنچه درباره ي ايشان مي گويند بركنارند ، براي آنان آمرزش و روزي نيكو خواهد بود. ( نور / 26)

از ديدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صميمي ميان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعايت موازين اسلامي و حفظ حجاب ظاهري و دروني در عرصه هاي علمي و مشاركت هاي اجتماعي قابل قبول است. اما خارج از اين چارچوب براي ايجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت يا دائم را توصيه مي كند. از اين رو در اسلام رابطه دوستي بين دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعايت ضوابط اسلامي منعي براي اين ارتباط نيست و چه بسا اينگونه ارتباطات زمينه ساز دوستي هاي فكري ، معنوي و عقلي هم بشود.

اما وقتي جوانان تن به ازدواج دائم نمي دهند و جامعه قدرت پذيرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، براي پاسخ به نياز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه بايد كرد؟

خداوند در اين باره مي فرمايد : به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامني ورزند كه اين براي آنها پاكيزه تر است ، زيرا خدا به آنچه مي كنند آگاه است و به زنان با ايمان بگو كه ديدگان خود را از هر نامحرمي فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پيداست.... ( نور / 30 و 31)

و در ادامه مي فرمايد : كساني كه وسيله ي زناشويي نمي يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بي نياز گرداند... ( نور 33 )

اساس هر نظمي در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر مي گردد. اگر اين نظم برقرار نشود جامعه به سوي انحطاط مي رود. مشكل اين است كه ما در بسياري از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادي از غرب الگو گرفته ايم كه اين مورد موجب بسياري از ناكامي هاي اقتصادي و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه شده است، در حالي كه اگر موازين الهي و اسلامي در جامعه پياده شود، شاهد اين بحرانها نيستيم. يك جوان وقتي عدالت اسلام را ببيند، خودش مي خواهد روابط آزاد نداشته باشد و اين قيد را با طيب خاطر مي پسندد. اين يك اصل رهايي بخش است كه نبايد با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنيم. در عين حال جامعه نيز بايد بسترسازي كند تا شرايط ازدواج دائم فراهم شود. اما در يك كلام براي حل بحران هاي اجتماعي ، راهي جز بازگشت به مباني سنتي و سنت هاي اصيل ديني نداريم.

منبع : تبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12ساعت 1:25  توسط احمد  | 

ازدواج  نهادي مدني در حقوق ايران است كه علاوه بر اين كه واجد آثار حقوقي و مدني زيادي مي باشد از نظر ديني هم امري بسيار پسنديده بوده و داراي آثار معنوي و اخروي نيز هست . لذا مجرد ماندن و ترك اين شيوه ي حسنه مذمت ( سرزنش ) شده است و چنانچه فردي به خاطرازدواج نكردن مرتكب گناه شود تجرد وي ، حرام خواهد بود . به همين دليل آشنا بودن با قواعد حاكم بر اين نهاد، امري لازم است . يكي از اين قاعده ها موضوع ممنوعيت نكاح با بعضي افراد است . لذا بايد با كسي ازدواج كرد كه از نظر شرعي و قانوني براي آن مانعي وجود نداشته باشد. در اين بحث ذيلاً به بررسي موضوع ممنوع بودن ازدواج با گروهي از زنان و مردان مي پردازيم كه درقانون مدني ايران آن را جزء " موانع نكاح " شمرده اند.

از ديدگاه مقررات ايران مانع نكاح در پنج دسته جاي مي گيرد :

1) ناشي ازخويشاوندي نسبي

2) ناشي از خويشاوندي سببي

3) ناشي از خويشاوندي رضاعي

4) موارد متفرقه

5) رعايت مصالح كشور  

الف – موانع ناشي از خويشاوندي نسبي ( خوني):

1) ازدواج با پدر و اجداد پدري و با مادر و جده ها ي مادري.

2) ازدواج با فرزندان و نوه ها و نتيجه ها ، هرچه قدر كه پايين تر برود.

3) ازدواج با برادرو خواهر و اولا د و نوه ها و نتيجه هاي آنان.

4) ازدواج با عمه ، خاله ، عمه و دايي هايي خود و عمه و خاله و عموها و دايي ها ي پدر و مادر و اجداد .  

ب – موانع ناشي از خويشاوندي سببي :

1) مرد نمي تواند با مادر و نيز جده هاي زن خود و نيز مادر و جده هاي رضاعي زن خود ازدواج كند و اين حرمت، ابدي است . يعني اگر مردي فقط برا ي چند دقيقه با زني حتي ازدواج موقت نمايد و حتي آنها همديگر را هم نبينند اين محرميت حاصل شده و آن مرد با مادر و جده هاي نسبي يا رضاعي همسر فعلي يا سابق خود براي هميشه محرم است .

2) زن نيز نمي تواند با پدر و اجداد نسبي يا رضاعي شوهر خود ازدواج كند و تفصيل آن نيز مانند مورد بالا درباره زن نيز صادق خواهد بود.

3) زن پدر يا اجداد نسبي يا رضاعي انسان براي هميشه بر وي حرامند . لذا اگرزني ولو چند دقيقه نيز به عقد مردي درآيد و بعد هم جدا شود براي هميشه به پسر و نوه و نتيجه هاي آن مرد حرام خواهد بود.

4) عروس نيز براي هميشه به پدر شوهر و اجداد شوهرش حرام است.

تذكر : محرميت حاصله از ازدواج هاي ياد شده هم خاص ازدواج دائم است و هم شامل ازدواج موقت مي شود . وجود رابطه زناشويي لازم نيست و صرف جاري شدن صيغه نكاح ، كافي براي اين محرميت خواهد بود.

5) اگر مردي با زني ازدواج كند وآن زن ، دختر يا دختراني از شوهر قبلي اش داشته باشد ، تا زماني كه اين زن در عقد مرد است اين دختران نيز با پدر خوانده شان محرم هستند واگربين زن وشوهر مزبور، رابطه زناشويي واقع نشده باشد پس از جدا شدن ، مجدداً اين دختر بر پدرخوانده سابقش نامحرم خواهد بود و مي تواند با وي ازدواج كند اما اگر بين زن و شوهر مزبور رابطه زناشويي رخ داده باشد دختر زن به پدر خوانده يا همان شوهر مادرش براي هميشه محرم است و جدايي مادر نيز نقشي دراين ميان نخواهد داشت.

6) كسي نمي تواند همزمان با دو يا چند خواهر ازدواج كند. لذا اگر مردي با زني ازدواج نمايد ، تا زماني كه از وي جدا نشده نمي تواند با خواهرش ازدواج كند كه البته دراين مورد خواهر زن ، محرم شرعي كه ملزم به رعايت حجاب نيست نخواهد بود بلكه از اين جهت نامحرم است.

تذكر : اگر مردي زنش را طلاق رجعي ( طلاقي كه مرد مي تواند باز زن را به ازدواج خود در آورد ) دهد، چون در اين نوع طلاق در عِدّه  قانوني ( مدتي كه زن پس از طلاق يا فوت شوهر نبايد ازدواج كند ) ، زن همانند زوجه مرد فرض مي شود ، تا پايان عده ، حق ازدواج با خواهر زن وجود ندارد ولي در سايرطلاق ها يا عدّه ي عقد موقت، مي توان در ايام عِدّه با خواهر زن ازدواج نمود.

7) ازدواج با برادرزاده يا خواهرزاده زوجه، بدون اذن وي ممنوع است . لذا اگر مردي بدون كسب اجازه همسرش با برادرزاده يا خواهرزاده او ازدواج كند اين عقد جايز و صحيح نخواهد بود ولي اگربعداً بتواند رضايت همسرش را كسب كند ازدواج قبلي نافذ مي گردد و نياز به عقد مجدد نمي باشد. اما اگرهمسرش از موضوع عقد با خبر شود و آن را تنفيذ ( تأييد ) نكندعقد باطل مي شود.

تذكر : اگر مردي با زني ازدواج كند مي تواند بعداً با خاله يا عمه وي ازدواج نمايد و نيازي به اعلام موضوع به زن خود ندارد.

8) اگر مردي سه بار متوالي همسر خود را طلاق دهد ، پس از وقوع طلاق سوم ( سه طلاقه ) اين زوجه مطلقه ، بر مرد حرام مي شود خواه با وي رابطه ي زناشويي داشته يا نداشته باشد .

اگر مرد بخواهد دوباره با وي ازدواج كند بايد اين زن با مرد ديگري ازدواج دائم نموده و با وي رابطه زناشويي نيز داشته باشد و سپس ازوي جدا شود و زن پس از تمام شدن ايام عده مي تواند به عقد شوهراول درآيد . اصطلاحاً به شوهر دوم مُحلّل ( حلال گرداننده ) گفته مي شود زيرا باعث از بين رفتن حرمت ازدواج بين شوهر اول و همسرش مي گردد.

تذكر : موضوع ياد شده خاص طلاق و ازدواج دائم است. لذا اگر مردي پس از عقد موقت از همسرش جدا شود يا بر اثر فسخ بين زوجين ، جدايي واقع گردد مشمول قاعده مزبور نخواهد بود.

1) اگر مردي همسرش را نـُه بار طلاق دهد به صورتي كه شش بار آن طلاق رجعي باشد اين زن براي هميشه براين مرد حرام مي شود كه اصطلاحاً به وي ( نه طلاقه ) گفته مي شود و محلل نيز در اين مورد كارسازنخواهد بود.  

ج- موانع رضاعي ( شيري )

يكي از اقسام خويشاوندي ، قرابت ناشي از شيرخوارگي (رضاع) است.

بدين ترتيب كه اگر زني با شرايط ذيل به كودكي شير دهد بين آن كودك و زن نسبت مادر و فرزندي رضاعي پيش مي آيد و فرزندان آن زن نيز با شيرخواره ، خواهر و برادر رضاعي مي شوند و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعي مي شود و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعي وي محسوب مي شود و خلاصه برادر و خواهر آن زن هم دايي و خاله او به شمار مي روند و همين طور الي آخر.

شرايطي كه سبب قرابت ناشي از شيرخوارگي مي شود :

1) شير زن ناشي از حمل مشروع باشد.

2) شير، مستقيماً مكيده شود. لذا اگر شير در قاشق يا سرشيشه ريخته شود و به كودك داده شود فايده اي ندارد.

3) كودك لااقل 15 دفعه متوالي و يا در يك شبانه روز از شيربخورد. ضمناً نبايد دربين دفعات شير خوردن ، از غذا يا شير زن ديگري مصرف كند.

4) شيرخوردن كودك ، قبل از تمام شدن دو سالگي او باشد.

5) مقدار شيري كه خورده از يك زن و شوهر حاصل شده باشد.

بدين ترتيب خويشاوندي رضاعي ازحيث محرميت و ماهيت نكاح همانند قرابت نسبي است . لذا همان گونه كه خواهر و برادر يا مادر و مادربزرگ نسبي محرم است ، رضاعي آن نيز محرم مي باشد ولي رابطه توارث بين آنان ايجاد نمي شود.

تذكر: اگر مادر بزرگي به نوه دختري خودش با شرايط مزبور شير دهد، مادر آن كودك بر شوهرش حرام مي گردد زيرا اين مادر بزرگ با اين كارش ، دخترش را به خواهر رضاعي نوه اش تبديل نموده و چون ازدواج با خواهر فرزند جايز نيست اين زن بر شوهرش حرام مي شود.

د- موانع متفرقه

1) گر مردي با علم به اين كه زني شوهر دارد يا درعِدّه طلاق يا وفات به سر مي برد وي را به عقد خود درآورد ، هم عقد باطل است و هم آن زن براي ابد به او حرام مي شود.

اما اگر مرد به موارد  مزبور جاهل با شد يعني نداند زن ، شوهر دارد يا عِدّه اش تمام نشده و زن را به عقد خود در آورد عقد باطل است ؛ اما مي تواند پس از اتمام عِدّه ، زن را به عقد خود در آورد ولي اگربين آنها رابطه زناشويي نيز برقرار شده  باشد، زن بر وي حرام هميشگي خواهد شد.

2) اگر مردي همسر دائمي اش را كه مسلمان و عفيفه است لِعان كند يعني به وي نسبت زنا دهد يا فرزندش را از خود نفي كند و اين كار را با شرايطي نزد قاضي انجام دهد بين اين زوجين براي هميشه جدايي واقع مي شود و بر هم حرام ابدي مي شوند.

3) اگر مرد يا زني در حال احرام ( حج) با فردي ازدواج كند و به حرمت اين كار هم آگاه باشد بين آن دو حرمت ابدي حاصل مي شود.

4) اگر مردي با زن شوهر دار يا زني كه در عِدّه طلاق رجعي است زنا كند آن زن براي هميشه به وي حرام مي شود.

تذكر: بعضي از فقها اين كار را موجب حرمت ابدي نمي دانند.

5) اگر مرد بالغ با پسري لواط كند مادرو خواهر و دختر آن پسر بروي حرام ابدي مي شوند ؛ ولي مفعول مي تواند با مادر وخواهر ودختر آن مرد ازدواج نمايد.

6) ازدواج زن مسلمان با مرد غيرمسلمان باطل و حرام است و با علم به حرمت ، زنا محسوب مي شود ولي مرد مسلمان مي تواند با زنان كافر اهل كتاب ( مسيحي، يهودي و زرتشتي) ازدواج موقت نمايد و بعضي از فقها، ازدواج دائم را هم جايز مي دانند ولي ازدواج با زنان غير اهل كتاب ، جايز نيست .

تذكر: بعضي از فقها گفته اند چنانچه مرد مسلماني داراي زن مسلمان باشد بدون اذن همسر مزبور حق ندارد زن اهل كتاب را به ازدواج خود در آورد.

7) ازدواج بين پيروان مذاهب اسلامي مثل شيعه و سني اشكالي ندارد ولي جهت رعايت كفويت ، بهتر است هر دو از يك فرقه باشند.

هـ - رعايت مصالح كشور

1) ازدواج مرد ايراني با زن غير ايراني بلا مانع است ولي اگر زن ايراني بخواهد با مسلمان غير ايراني ازدواج  كند شرعاً اشكالي ندارد ولي براي ثبت آن و رسميت داشتن بايد از دولت كسب مجوز كند  و گرنه از نظر دولت اين ازدواج رسميت نخواهد داشت.

2) ازدواج ايرانيان عضو وزارت امور خارجه يا نيروهاي مسلح با غير ايراني ها ممنوع است و بايد قبلاً  مجوز آن از دولت اخذ شود و گرنه هم موجب تعقيب اداري و هم عدم به رسميت شناختن آن خواهد شد ؛ اگر چه شرعاً صحيح است.

تذكر : مطالبي كه گفته شد بيشتر در مورد ايرانيان شيعه حاكم است و چون موضوع ازدواج از احوال شخصي محسوب مي شود در مورد اهل سنت و نيز اهل كتاب ، احكام شرعي مذهب خودشان رعايت خواهد شد ، مگر اين كه آنان شخصاً رضايت خود را بر اِعمال قوانين مدني ايران بر روابط  شخصي شان اعلام نمايند.

منبع : زن روز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12ساعت 0:52  توسط احمد  | 

شما خيلي دوستش داريد و او هم. اما چطور مي توانيد مطمئن باشيد كه او كه شما خيلي خيلي دوستش داريد، آمادگي قدم گذاشتن به مرحله بالاتر و تشكيل خانواده  را دارد؟ امروزه علامت هاي بسياري وجود دارند كه به وسيله آنها مي توان واقعاً فهميد يك مرد جداً براي ازدواج آمادگي دارد يا نه.

به خاطر داشته باشيد كه اگر مردي همه اين نشانه ها را هم داشته باشيد، الزاماً به آن معني نيست كه شما همان پرنسس افسانه اي قصه اش باشيد كه به دنبالتان مي گردد، بلكه به آن معناست كه او آمادگي اين را دارد كه به شما نزديك شود و شما را بيشتر بشناسد.

به هر حال تلاش هاي او براي ملاقات با شما صرفاً به اين معناست كه او از ملاقات يا صحبت با شما و فقط شما خوشحال و هيجان زده مي شود و تلاش مي كند كه تصميم بگيرد آيا شما همان نيمه گمشده اش هستيد يا نه؟

نشانه هايي كه شما به دنبالش مي گرديد اينها هستند:

شما زمان زيادي را با او صرف مي كنيد

درست شبيه زوج هايي كه سعي مي كنند اغلب اوقاتشان را با هم بگذرانند، شما هم طبيعتاً دوست داريد بيشتر بخش هاي زندگي تان را با هم بگذرانيد.

تعادل و توازن از نكات مهمي است كه نبايد فراموش كنيد، براي ربودن قلب ديگري الزاماً نبايد تبديل به كپي ديگري بشويد. اگر او و شما تمايل داريد بيشتر اوقاتتان را با هم به تفريح يا در حال كمك به ديگري بگذرانيد، نشانه آن است كه احساسات، آرزوها و يا اهداف مشابهي داريد.

او مؤدب و انعطاف پذير است

بهترين وقتي كه مي توانيد انعطاف پذيري او را مورد آزمايش قرار دهيد وقتي است كه مي خواهيد در برنامه ريزي يا برنامه زمان بندي شده تان تغييراتي بدهيد. هميشه زمان هايي وجود دارند كه شما لازم است آنها را جا به جا كنيد يا در جاي ديگري مشغول كار ديگري باشيد. وقتي شما اين تغيير را به او اطلاع مي دهيد، او نشان خواهد داد كه نسبت به احتياجات شما در برابر احتياجات خودش چه احساسي دارد. او به طرز ناخودآگاه نشان خواهد داد كه حاضر است اميالش را فداي رضايت شما بكند يا نه و آيا انسان سخاوتمند و بخشنده اي هست يا نه. مطمئناً قابل اطمينان و اعتماد بودن يكي از مهمترين صفاتي است كه شما براي همسرتان به دنبالش مي گرديد، اين طور نيست؟

او تفريحات شخصي اش را فداي بودن با شما مي كند ؟

اغلب اين طور مي گويند اما آيا او واقعاً از انجام تفريحي كه دوست دارد مي گذرد تا با شما باشد؟ بگذاريد اين طور فكر كنيم كه شما فقط يك شب در هفته مرخصي داريد و اين اتفاقاً مصادف شده است با شبي كه مسابقه تيم محبوب او از تلويزيون پخش مي شود و او ترجيح مي دهد كه آن شب را با شما بگذراند. هر وقت او كاري را كه واقعاً دوست دارد رها كرد تا وقتش را با شما بگذراند، به اين معني است كه به طرف شما در حال حركت است. به خاطر داشته باشيد كه اين كار معمولاً به طول نمي انجامد ولي در ابتدا نشانه خوبي است كه او سعي دارد قلب شما را فتح كند.

او براي شناختن شما زمان صرف مي كند

وقتي شروع به دوست داشتن ديگري مي كنيم تمايل داريم كه از آينده خودمان بيشتر به او ببخشيم، چرا كه او هنوز يك غريبه ناشناس است و ما سعي داريم او را بيشتر بشناسيم. امروز اغلب زوج ها بدون اين كه يكديگر را بشناسند با هم ازدواج مي كنند و بعد وقتي وجود مشكل را در مي يابند كه تقريباً به نزديكش رسيده اند و راهي نمانده است.

ايجاد زود هنگام روابط صميمانه و نزديك مي تواند موجب نقصان يا كاهش آرزوها و خواسته هاي آينده مرد براي شناختن يا بهتر شناختن زن مورد علاقه اش بشود. نشنيده ايد كه مي گويند آدم به چيزي كه دستش به آن نمي رسد حريص تر مي شود؟

صرف زمان براي ايجاد شناخت بهتر و بيشتر شالوده و پايه ساختمان روابط سالم و موفق در درازمدت است.

برگرفته از کتاب " مقدمه اي بر روان شناسي ازدواج "

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 23:43  توسط احمد  | 

بارداری و زایمان چندقلو از آغاز مورد توجه انسان‌ها بوده است و هنوز پس از قرن‌ها تحقیق، این قبیل بارداری‌ همچنان پرخطر است و نكات مبهمی در مورد آن وجود دارد. این قضیه در مورد دوقلوهای به‌هم‌چسبیده جدی‌تر است. آنان چنان همواره شگفت‌انگیز بوده‌اند كه برخی اقوام وجودشان را معجزه تلقی می‌كردند. ولی امروزه چگونگی به‌وجود آمدن انواع مختلف دوقلوها و چندقلوها شناخته شده و وجود آنها در جوامع كاملا ً پذیرفته شده است.در ۱۸۵۳، یك كشاورز به نام كریلو به نزد امپراتور روسیه فراخوانده شد. او دو بار ازدواج كرده بود. همسر اولش چهار بار چهارقلو، هفت بار سه‌قلو و دو بار دوقلو به دنیا آورده بود (یعنی در مجموع ۴۱ فرزند). همسر دومش هم ۱۵ فرزند زاییده بود شامل شش دوقلو و یك سه‌قلو. جالب اینكه همة ۵۶ فرزندش در زمان معرفی وی به امپراتور روسیه هنوز زنده بودند!

دوقلوهای همسان، نیمه‌همسان و غیرهمسان

به‌طوركلی، در هر زایمان، احتمال دوقلوزایی یك درصد است و دو درصد از كل نوزادان هر جمعیت دوقلو هستند.هر ماه، در چرخة طبیعی جنسی زنانه، تنها یك تخمك از تخمدان زن آزاد می‌شود. یعنی معمولا ً در هر بارداری یك جنین وجود دارد. اما گاه به علت نامعلومی در یك ماه دو تخمك از تخمدان زن آزاد می‌شود كه هر یك به‌طور مستقل با یك اسپرم جداگانه بارور می‌شود. گاه نیز سلول تخم حاصل از تركیب سلول جنسی زن (تخمك) و سلول جنسی مرد (اسپرم)، در مراحل ابتدایی تشكیل، به دو سلول تخم تبدیل می‌شود كه هركدام از این سلول‌ها یك جنین مستقل را به‌وجود می‌آورد. در حالت اول، دوقلو را دوتخمی ـ دی‌زیگوت ـ یا غیرهمسان می‌نامیم. بنابراین، دوقلوهای دوتخمی حاصل لقاح ۲ تخمك و ۲ اسپرم هستند. این دوقلوها ممكن است همجنس یا غیرهمجنس باشند. آنها شباهت دو خواهر یا برادر معمولی را دارند، با این تفاوت كه در یك زمان به دنیا می‌آیند. در حالت دوم كه یك تخمك با یك اسپرم بارور می‌شود، دوقلوی حاصل از این لقاح را یك‌تخمی ـ مونوزیگوت ـ یا همسان می‌نامیم. این نوع دوقلوها همیشه همجنس‌اند، اما ممكن است براساس زمان تقسیم، رشد متفاوتی داشته باشند.دوقلوهای تك‌تخمی خصوصیات جسمی یكسان و ویژگی‌های ژنتیكی همانند دارند. رنگ پوست، مو، چشم و ساختار بدن آنها مشابه است و گروه‌های خونی یكسانی دارند. آنها اغلب تصاویر آینه‌ای یكدیگرند. مثلا ً یكی چپ‌دست و دیگری راست‌دست است، اما اثر انگشتشان متفاوت است. در جمعیت عمومی، تعداد دوقلوهای دوتخمی بیشتر از دوقلوهای تك‌تخمی است. در حدود ۳۳ درصد از دوقلوهای جهان تك‌تخمی و حدود ۶۷ درصد دوتخمی‌اند.اما حالت سومی هم وجود دارد. اگر تخمك مادر قبل از لقاح دونیم شود و هر نیمه با یك اسپرم مستقل بارور شود، دوقلوی حاصل را نیمه‌همسان می‌نامیم.

احتمال دوقلوزایی در زنان

وقوع دوقلویی تك‌تخمی تصادفی است و چندان تحت تأثیر عوامل مختلف قرار نمی‌گیرد. این اتفاق تقریباً در ۳ تا ۴ مورد از هر ۱۰۰۰ تولد در سراسر جهان رخ می‌دهد. اما میزان شیوع تولد دوقلوهای دوتخمی در سراسر جهان متفاوت است و عوامل متعددی در وقوع آن مؤثرند. وراثت یك عامل مهم است. اگر بستگان درجة اول مادر دوقلو داشته باشند، احتمال بارداری دوقلویی در او افزایش پیدا می‌كند. احتمال دوقلوزایی در بارداری بعدی مادری كه قبلا ً دوقلوی دوتخمی به دنیا آورده، دو برابر است. اما سابقة فامیلی پدر هیچ اثر ارثی در دوقلوزایی ندارد یا احتمال تأثیرگذاری آن مختصر است.نژاد مادر عامل دیگری است كه در احتمال دوقلوزایی تأثیر می‌گذارد. شیوع تولد دوقلوهای تك‌تخمی متأثر از نژاد نیست؛ ولی ۷ تا ۱۰ مورد از هر ۴ هزار تولد در سفیدپوستان، ۱۰ تا ۴۰ مورد از هر هزار تولد در افریقایی‌ها، و ۳ مورد از هر هزار تولد در آسیایی‌ها دوقلوی دوتخمی‌اند. ایالات متحدة امریكا از جملة كشورهایی است كه بالاترین میزان تولد چندقلویی را دارد، یعنی یك مورد در هر ۹۰ بارداری، و ژاپن كمترین میزان را با احتمال یك مورد در هر ۱۵۵ تولد.زنان سیاه‌پوست قوم یاروبا (Yoruba) در غرب كشور نیجریه، با احتمال یك مورد در هر ۲۰ تولد، ركورددار دوقلو و چندقلوزایی در جهان هستند.سن مادر و قد و وزن او هم در میزان دوقلوزایی تأثیر دارد. بیشترین میزان تولد دوقلوهای دوتخمی در زنان بالای ۳۵ سال و زنان چاق و قدبلند رخ می‌دهد.استفاده از برخی داروها در مرحلة پیش از تخمك‌گذاری در چرخة ماهیانة زن هم شیوع تولد دوقلوهای دوتخمی را افزایش می‌دهد. این داروها شامل مخدرها و داروهای القا‌كنندة تخمك‌گذاری، كه برای درمان نازایی زنان تجویز می‌شوند، هستند. همچنین در زنانِ با گروه‌های خونی A و O، به‌دلایل نامشخصی، شیوع دوقلوزایی نسبت به جمعیت عمومی بیشتر استجالب آنكه در زنانی كه در اواخر دورة تخمك‌گذاری باردار می‌شوند، احتمال بارداری چندقلو بیشتر است كه شاید به علت رسیده بودن بیش از حد تخمك‌ها باشد. تحقیقات اخیر نشان داده‌اند كه نطفة اكثر دوقلوهای دوتخمی در ماه ژوئیه (تیر و مرداد) تشكیل می‌شود، و ماه ژانویه (دی و بهمن) كمترین باروری‌های دوقلویی را دارد. دانشمندان معتقدند كه طولانی‌تر بودن روز در ماه ژوئیه ممكن است عامل ترشح بیشتر هورمون تحریك‌كنندة فولیكول (FSH) و در نتیجه بالا رفتن احتمال دوقلوزایی در زنان باشد. اما عامل اصلی افزایش احتمال بارداری دوقلویی و چندقلویی استفاده از روش‌های درمان ناباروری است. روش‌های كمك به باروری (ART)، مانند لقاح آزمایشگاهی، باعث افزایش میزان تولد چندقلوها می‌شوند. در لقاح آزمایشگاهی، هرچه تعداد جنین‌های انتقال‌داده‌شده به رحم افزایش یابد، احتمال بارداری چندقلویی هم افزایش می‌یابد.بارداری دوقلویی بارداری دوقلویی را می‌توان با روش‌های بالینی، بیوشیمیایی و بیوفیزیكی تشخیص داد. در معاینه، ارتفاع جسم رحم از میزان مورد انتظار برای بارداری تك‌قلویی در همان سن بیشتر است؛ در نتیجه، شكم بزرگ‌تر از حد معمول آن سن جنینی می‌شود. در ادامة بارداری، ممكن است دو جنین قابل لمس باشند و دو سرعت ضربان قلب مختلف شنیده شود. اگر تنها به روش‌های بالینی فوق اكتفا شود، تقریباً یك‌سوم بارداری‌های دوقلویی تشخیص داده نمی‌شود و در زمان زایمان كشف می‌شود. بنابراین، از آزمون‌های بیوفیزیكی و بیوشیمیایی كمك گرفته می‌شود. سونوگرافی قادر به نشان دادن بارداری دوقلویی، وضعیت جفت و پرده‌های جنینی و نیز تعیین جنسیت جنین‌هاست. اما خطاهای تشخیصی در این روش، در مواردی كه بیش از دو جنین وجود داشته باشد، بسیار شایع است.تغییرات فیزیولوژیكی در زنانِ با بارداری دوقلویی شكل تشدیدشدة تغییرات بارداری‌های تك‌قلویی است. میزان متوسط افزایش وزن در زنِ با اندازة بدنی طبیعی كه دوقلو باردار است ۹/۱۵ تا ۴/۲۰ كیلوگرم است.

به‌طوركلی، در زنانِ با بارداری دوقلویی، هشت مشكل طبی شیوع بیشتری دارد:

»  زایمان زودرس: مدت زمان بارداری تك‌قلویی ۳۷ تا ۴۲ هفته از زمان شروع آخرین دورة قاعدگی است. تحقیقات نشان داده‌اند كه بروز زایمان زودرس در بارداری‌های دوقلویی سه تا هفت برابر بارداری‌های تك‌قلویی است. متوسط طول مدت بارداری برای دوقلو ۳۵ هفته، برای سه‌قلو ۳۳ هفته و برای چهارقلو ۲۹ هفته است. زایمان زودرس احتمال مرگ‌ومیر جنین یا نوزاد را قبل، حین و بعد تولد افزایش می‌دهد.

»  پرفشاری خون: احتمال ابتلا به پرفشاری خون در بارداری دوقلویی دو تا چهار برابر افزایش می‌یابد.
»  جداشدگی جفت: جفت به دیوارة رحم متصل می‌شود و جنین از طریق بند ناف با آن ارتباط دارد. جفت خون، اكسیژن و غذا برای جنین تهیه می‌كند. ممكن است در بارداری چندقلویی، عملكرد جفت غیرطبیعی باشد یا عملكردش را زودتر از موقع از دست بدهد. اگر جفت نتواند اكسیژن یا غذای كافی برای جنین فراهم كند، جنین رشد مناسبی نخواهد داشت. میزان متوسط وزنِ هنگام تولد برای تك‌قلوها ۳۳۰۰ گرم، برای دوقلوها ۲۵۰۰ گرم، برای سه‌قلوها ۱۸۰۰ گرم و برای چهارقلوها ۱۴۰۰ گرم است.

»  كم‌خونی: لزوم افزایش حجم خون مادر، همراه با افزایش نیاز جنین به آهن، باعث بالا رفتن احتمال بروز كم‌خونی در بارداری دوقلویی می‌شود. این مادران، برای پیشگیری از كم‌خونی، باید در طول بارداری مكمل‌های آهن و اسید فولیك مصرف كنند.
»  افزایش مایع آمنیوتیك: این عارضه در ۲ تا ۵ درصد از بارداری‌های دوقلویی اتفاق می‌افتد.

»  عفونت ادراری: خطر ابتلا به عفونت‌های دستگاه ادراری در زنان با بارداری چندقلویی چهار برابر افزایش می‌یابد.
»  خونریزی پس از زایمان: حدود ۱۰ درصد از زنانی كه دوقلو به دنیا می‌آورند، در دورة پس از زایمان، دچار نارسایی انقباضی رحم می‌شوند. از آنجا كه خونریزی پس از زایمان با انقباضات عضلات رحم مهار می‌شود، این نارسایی موجب خونریزی شدید پس از زایمان می‌شود.


»  سزارین: زایمان طبیعی دوقلوها ممكن است و در بعضی موارد نیز به‌راحتی انجام می‌شود. اما از آنجا كه در بارداری‌های دوقلویی و چندقلویی، احتمال قرار گرفتن جنین‌ها در وضعیت‌های غیرطبیعی زیاد است، نیاز به عمل جراحی سزارین برای به دنیا آوردن این نوزادان بیشتر است. اكثر سه‌قلوها با عمل سزارین متولد می‌شوند.

عوارض جنینی و نوزادی در بارداری دوقلویی
در بارداری دوقلویی، احتمال وقوع برخی از عوارض نوزادی افزایش می‌یابد. همة این عوارض باعث افزایش خطر مرگ‌ومیر نوزادان می‌شوند:

»  نارس بودن نوزاد: در حدود ۵۰ درصد از دوقلوها نارس متولد می‌شوند. زایمان زودرس مهم‌ترین عامل افزایش مرگ‌ومیر نوزادان دوقلوست.


»  ناهنجاری‌های مادرزادی: بروز ناهنجاری‌های مادرزادی در دوقلوها دو تا سه برابر تك‌قلوهاست.


 ناهماهنگی رشد: ناهماهنگی رشد در دوقلوها به‌ صورت اختلاف قابل ملاحظة وزن دو نوزاد تعریف می‌شود و در حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد موارد دوقلوزایی را شامل می‌شود. ناهماهنگی رشد جنین‌ها ممكن است به علت اختلاف سطح جفتی مختص هریك از دو قل باشد. در نتیجه، بچة دارای جفت كوچك‌تر دچار عقب‌ماندگی رشد می‌شود. علت دیگر، انتقال خون از جنین به جنین است. 
 قل فناشده: این عارضه به مشاهدة دو قل در سونوگرافی اوایل بارداری (معمولا ً سه‌ماهة اول) و تولد تنها یك قل گفته می‌شود. تقریباً نیمی از كل بارداری‌های دوقلویی دارای قل فناشده هستند. در این عارضه، خطر واضحی مادر یا قل باقی‌مانده را تهدید نمی‌كند. 
 تأخیر در زایمان قل دوم: فاصلة طولانی بین زایمان دو نوزاد در برخی از موارد دوقلوزایی گزارش شده است. ممكن است زایمان اول زودتر از زمانی كه نوزاد قابلیت حیات را پیدا كرده باشد رخ دهد. تأخیر در حد ۲۱ تا ۱۳۶ روز نیز گزارش شده كه گاه بیشتر از زمانی است كه برای رسیدن قل دوم به‌حد قابلیت حیات لازم است.
دوقلوهای قفل‌شده، بارداری مركب، مول (بچه‌خوره) و بارداری دوقلویی تك‌آمنیونی از دیگر عوارض احتمالی بارداری دوقلویی هستند كه جان نوزادان و گاه مادر را تهدید می‌كنند.

دوقلوهای به‌هم‌چسبیده

دوقلوهای به‌هم‌چسبیده همسان‌اند، یعنی از یك تخمك لقاح‌یافته با یك اسپرم به‌وجود آمده‌اند و همیشه همجنس هستند. شیوع این وضعیت در دخترها به نسبت ۳ به ۱ بیشتر از پسرهاست و به میزان یك مورد در هر ۴۰ هزار تولد اتفاق می‌افتد. اما فقط یك مورد در هر ۲۰۰ هزار تولد زنده دوقلوهای به‌هم‌چسبیده هستند. دوقلوهای به‌هم‌چسبیده را براساس محل اتصال آنها به ‌هم طبقه‌بندی می‌كنند. شایع‌ترین اتصال دوقلوهای به‌هم‌چسبیده از ناحیة قفسة سینه است.


ویژگی‌های دوقلوها

رابطة دوقلوها با رابطة برادرها و خواهرهای تك‌قلو بسیار متفاوت است. دوقلوها دوران جنینی را در كنار یكدیگر به‌سر برده‌اند، اغلب با هم و در شرایط یكسان متولد شده‌اند و در یك محیط بزرگ می‌شوند. بنابراین، در مقایسه با سایر خواهرها و برادرها، به‌ هم وابسته‌ترند و احساس نزدیكی بیشتری می‌كنند. گاه این احساس وابستگی میان دوقلوها تا پایان عمر ادامه می‌یابد.ضریب هوشی دوقلوی همسان به‌ندرت بیشتر از ۵ واحد با هم تفاوت دارد، درحالی‌كه هوش دوقلوی غیرهمسان می‌تواند مانند هر خواهر و برادر دیگری با هم متفاوت باشد. در نتیجه، دوقلوهای همسان درك و برخورد تقریباً مشابهی نسبت به مسائل اطراف خود دارند. آنها مفهوم همكاری و سهیم شدن را زودتر از خواهرها و برادرهای تك‌ قل یاد می‌گیرند و در فعالیت‌های گروهی موفق‌ترند. هرچند ممكن است در غیاب قل دیگر، بسیار خجالتی و ناموفق در روابط اجتماعی عمل كنند.

بانك اطلاعاتی دوقلوها

با گسترش علم ژنتیك و پزشكی مولكولی، اهمیت مطالعة دوقلوها روز‌به‌روز بیشتر احساس می‌شود. همان‌طور كه می‌دانیم، در بروز هر صفت فردی یا ابتلا به هر بیماری، دو عامل ژنتیك و محیط مؤثر قلمداد می‌شوند. برای بررسی اثر عوامل محیطی در بروز صفت یا بیماری، دوقلوها، بخصوص دوقلوهای تك‌تخمی، مناسب هستند زیرا از نظر ژنتیكی ویژگی‌های كاملا ً یكسانی دارند.همچنین با تكمیل شدن طرح تهیة ژنوم انسانی در سال ۲۰۰۰، تحقیق و تفحص در مورد ۳۰ الی ۵۰ هزار ژن انسان و زمان و نحوة بروز هركدام از آنها جدی‌تر شد. برای رسیدن به این هدف، دوقلوها و چندقلوها در دنیا مورد توجه محققان قرار گرفتند.از حدود ۵۰ سال قبل، بانك‌های اطلاعاتی دوقلوها با اهداف تحقیقاتی در سراسر جهان تشكیل شدند. كشورهای پیشرفته در این زمینه پیشرو هستند. بانك اطلاعاتی دوقلوهای كشور سوئد در حدود ۷۰ هزار دوقلو را زیر پوشش دارد و مطالعات مستمر و گسترده‌ای در مورد دوقلوها انجام می‌دهد. بانك اطلاعاتی دوقلوهای كشور استرالیا نیز در حدود ۳۰ هزار عضو دارد و با بررسی مداوم دوقلوها و انجام طرح‌های تحقیقاتی، اطلاعات ارزنده‌ای به‌دست آورده است. كشورهای در حال توسعه هم با تأخیر نه‌چندان زیاد شروع به تشكیل بانك‌های اطلاعاتی دوقلوها كرده‌اند. كشور در حال توسعة بنگلادش درحال‌حاضر دارای چنین بانكی است و تحقیقات خود را در مورد این عجایب خلقت آغاز كرده است.اما تشكیل بانك اطلاعاتی دوقلوهای ایرانی به‌تازگی مورد توجه مراكز علمی و پژوهشی كشور واقع شده است.نخستین بار در كشور، به همت پژوهشكدة ابن‌سینای جهاد دانشگاهی و با كمك سازمان بهداشت جهانی، اولین بانك اطلاعاتی دوقلوها و چندقلوهای ایران طراحی و راه‌اندازی شده است. این پژوهشكده از محققان و پژوهشگران دعوت كرده است كه طبق ضوابط، برای شركت در این پژوهش اقدام كنند.ذكر این نكته لازم است كه اطلاعات افراد ثبت‌نام‌شده در این بانك اطلاعاتی در اختیار سایر اشخاص قرار نخواهد گرفت و ارائة این اطلاعات منوط به كسب رضایت آگاهانه از افراد است.         

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 23:41  توسط احمد  | 

بيشترما به سوالات زيادي که کودکان‌مان در زمينه‌هاي مختلف از ما مي‌پرسند به راحتي پاسخ مي‌گوييم. ولي در مورد مسائل جنسي، اغلب اوقات آنچنان مغشوش مي‌شويم که او را از آنچه بوده گيج‌تر مي‌کنيم.در ابتدا بايد بدانيم که بچه‌ها هم داراي احساسات جنسي‌اند. هرگز گمان نکنيم که اين احساسات تنها به بزرگسالان تعلق دارد اين احساسات از تولد شروع مي‌شود و تا مرگ ادامه دارد. ما نيز بايد اين احساسات خدادادي را به عنوان يک واقعيت بپذيريم»(1)«غريزه جنسي با کودک متولد مي‌شود و تا حدود پنج سالگي رو به پيشرفت است ولي از پنج سالگي تا دوره بلوغ داراي پيشرفت پنهاني است و دوره کمون را طي مي‌کند.»(2)کودک در سال‌هاي اول زندگي، متوجه تفاوت جنسي بين افراد مي‌شود و همين امر او را به امور جنسي متوجه مي‌سازد و سوالاتي را مطرح مي‌کند.«به‌عقيده SPERLINGبهترين موقع براي تعليم امور جنسي و بحث درباره اختلاف ميان زن و مرد، زماني است که کودکان سوالاتي در مورد مسائل جنسي مطرح مي‌کنند که پاسخ والدين بايد متناسب با استعداد و فهم کودک باشد. بعضي کودکان حساس و باهوش هستند و از طرح اينگونه سوالات احساس تقصير و ناراحتي مي‌کنند نبايد نسبت به اين دسته از کودکان نيز غفلت کرد و آنها را از کسب اطلاعات ضروري محروم نمود.»(3)در حدود دو سالگي کودک نسبت به آلت تناسلي خود حساس شده و گاه به آن دست مي‌زند سعي کنيم در آن لحظات بدون تنبيه و يا عکس‌العمل خاصي توجه او را به بازي و يا کاري ديگر مثل کمک کردن جلب کنيم.«کودکان سه تا شش ساله براي آنکه بهتر به تفاوت‌هاي جنسي پي ببرند، يکديگر را معاينه مي‌کنند و مانند هر چيز که کنجکاوي آنها را تحريک مي‌کند، مايلند واقعيت آن را دريابند. آنها از کنار هم گذاشتن مشاهداتشان و اطلاعاتي که از صحبت بزرگترها به دست مي‌آورند به عقايد نادرستي دست‌ مي‌يابند که برايشان نگران کننده است.برخي والدين هر چيزي را که ارتباط کم يا زيادي با دنياي بزرگترها داشته باشد ، به ويژه درباره مسائل جنسي، در هاله‌اي از اسرار و ابهام مي‌پوشانند. همين ابهامات، کنجکاوي کودک را گسترش مي‌‌دهد و در او، نسبت به بزرگترها، حسادت و دشمني ايجاد مي‌کند. آنها تصور مي‌کنند والدين همه آنچه را آنها مايل به شناخت آن مي‌باشند، از آنها دريغ کرده و از آنها محروم مي‌کنند.

همه اينها موجب بي‌اعتمادي کودک به بزرگترها مي‌شود. رفتارهاي بي‌نظير دروغگويي، پنهان کاري و دزدي را بوجود ميآورد و باعث مي‌شود کودک، در خيال‌بافي خود، از اين امور، که ممنوع و خطرناک نمايانده شده است لذّت ببرد.»(4)

تکليف والدين اين است که علاقه کودک به مطرح کردن اين سوالات را امري طبيعي بدانند زيرا آگاهي از مسئله ،سبب مي‌شود کودکان کمتر به اين‌گونه مسائل حساس شوند. ضمناً هرگز در حضور بچه‌ها والدين يکديگر را نبوسند و معاشقه نکنند. بچه‌هاي ما هرگز نبايد اينگونه روابط را ببينند.

«آنچه کودک درباره‌ي مسائل جنسي در دوران کودکي مي‌آموزد تا حدودي تعيين‌کننده قابليت سازگاري جنسي در بزرگسالي است.»(4)

والدين بايد با توجه به سن و فهم کودک، به سوالات جنسي آنها پاسخ گويند واين علاقه را طبيعي بدانند . کودکان داراي احساسات جنسي هستند ودرهردوره به نوعي آن را بروز مي دهند. وقتي بچّه‌ها در حال کشف دنياي خود هستند،کم کم را کشف مي‌کنند نسبت به اعضاي خصوصي بدن هم جنس خود و جنس مخالف نيز به‌طور طبيعي کنجکاو مي‌شوند. شکل اعضاي تناسلي جنس مخالف براي بچّه جالب است.بچّه‌ها در بازي‌هاي عادي خود از فرصت استفاده مي‌کنند و از نظر جسمي به بچّه‌هاي ديگر نزديک مي‌شوند تا شکل بدن آنها را کشف کنند. معمول‌ترين سناريو، "دکتر بازي کردن " بچّه‌هاست. بيشتر بچّه‌ها تجربه دارند که وقتي نزد پزشک مي‌روند او بدن آنها را معاينه مي‌کند. پس دکتر بازي مي‌کنند تا بتوانند فرصت ديدن بدن ديگران را بدست آورند.آگاه باشيد که بچّه‌ها از سرکنجکاوي بازي‌هاي جنسي مي‌کنند و اين امري طبيعي است. اگر ديديد که فرزندتان در حضور بچّه‌ي ديگري برهنه يا نيمه‌برهنه شده است، عکس‌العمل شما بسيار مهم است و بر احساسي که فرزندتان در آينده نسبت به بدن خود و اعضاي خصوصي آن پيدا خواهد کرد تأثير بسيار مهمي خواهد گذاشت. هول نشويد، نه او را سرزنش کنيد ،نه تنبيه. کاري که بايد بکنيد اين است که، براي رفتار جنسي مناسب آنها حد و مرزي تعيين کنيد.

تعيين حد و مرز جنسي

پسر 5 ساله شما با همبازي خود در اتاق مشغول بازي است. وقتي وارد اتاق مي‌شويد مي‌بينيد از کمر به پايين برهنه شده‌اند. برخورد شما چيست؟آرامش ظاهري خود را حفظ کنيد و سر بچّه‌ها داد نکشيد و آنها را سرزنش نکنيد. بلکه براي آنها حد و مرزي تعيين کنيد. مثلاً بگوييد: «هر دوي شما لباسهايتان را بپوشيد. بدن شما خصوصي است و نبايد جلوي کسي لباسهايتان را در بياوريد. بياييد براي شما يک سرگرمي پيدا کنم». هر کدام از خانواده‌ها مي‌توانند از اين موقعيت مناسب براي آموزش فرزند خود استفاده کنند. اگر ديديد بچّه‌ها باز هم به دکتر بازي علاقه نشان دادند شايد نشان اين است که کنجکاويشان هنوز ارضا نشده است. بنشينيد و اطلاعات اساسي را با فرزند خود مرور کنيد. با او درباره‌ي شکل بدن و نام يکي يکي اعضاي مختلف بدن صحبت کنيد. اندام‌هاي جنسي را در لابه لاي اندام‌هاي غيرجنسي نام ببريد.

سري بودن و خصوصي بودن

نزد فرزندتان اعتراف کنيد که سخن گفتن در باره جنسيت ، با شرم و حيا همراه است. چون موضوع حساس و خصوصي است و همين مي‌تواند زمينه ‌ي مشترکي باشد تا گفت و گويتان را آغاز کنيد.

وقتي با کودکان درباره‌ي جنسيت صحبت مي‌کنيم واژه «خصوصي» و «سري» را براي آنها بازگو کنيد. براي بچّه‌هاي کوچکتر مي‌توان اين مثال را گفت: «همه‌ي ما به توالت مي‌رويم و در را مي‌بنديم و اين کار را به تنهايي انجام مي‌دهيم، چون خصوصي و سري است. همين طور اعضاي خصوصي بدن ما سري است و بايد از لباس استفاده کنيم».به بچّه‌هاي بزرگتر (پيش‌دبستاني و دبستاني) خود بگوييد: گرچه موضوعات خصوصي را مي‌دانند، ولي هرگز در مورد اين مسائل با کودکان کوچکتر از خود صحبت نکنند و اگر کودکان سوالي کردند به آنها بگويند: «دراين باره از پدر و مادرت سوال کن».مهمترين آموزگاران بچّه‌ها، والدين هستند. نه ما ،و نه کودکان ما هيچ‌گاه نبايد از دانستن خجالت بکشيم. زيرا همه‌ي ما حق داريم بدانيم. فقط بايد سعي کنيم عبارات را در خور فهم کودکان ساده کنيم.

توضیح درباره چگونگي تولد متناسب با سن وسال و درک کودک

زماني که کودک، اولين نوزاد تازه متولد شده را مي‌بيند، اين سوال برايش به وجود مي‌آيد که نوزاد از کجا مي‌آيد؟ و مثل همه‌ي سوال‌هايي که از والدين مي‌پرسد، جواب اين سوال را نيز از آنها مي‌‌خواهد. براي آنکه بدانيم چگونه به اين سوال کودک پاسخ دهيم، بايد بدانيم که:

پاسخ ما، در مورد چگونگي تولد، بايد متناسب با سن وسال و درک کودک باشد»(3)

مراحل درک کودک از تولد بدين صورت است:

کودک سه ساله : اين جواب راکه نوزاد در شکم مادر رشد مي‌کند را نمي‌تواند قبول کند. او گمان مي‌کند همان‌طور که از خواربار فروشي مي‌توان هر چيزي را خريد، بچّه را هم از بيمارستان خريده‌اند.

کودک چهار ساله: خريد بچّه را، از بيمارستان قبول ندارد، ولي رشد کودک در شکم مادر را مي‌پذيرد و تصور مي‌کند بچّه از ناف مادر زائيده مي‌شود.

کودک پنج ساله: بيشتر علاقمند است خود صاحب بچِّه شود، و اين را در بازي‌هاي آنها مي‌توان مشاهده کرد.

کودک شش ساله: علاقه شديدي به مبدأ پيدايش بچه، بارداري و تولد پيدا مي‌کند و تصور مي‌کند بچّه در اثر ازدواج پدر و مادر و به خواست خداوند به‌وجود مي‌آيد و در شکم مادر به شکل تخم است.

کودک هفت ساله:علاقه شديدي به داشتن نوزادي جديد در خانواده دارد تا فرايند رشد کودک، در مادر را درک ‌کند.»(5)

بايد بدانيم اگر به کودک چهارساله بگوييم "نوزاد در بدن مادر رشد مي‌کند " ، مطابق سن و درکش اين را مي‌پذيرد همان اندازه دانش، براي سن او کافي است.

«هرگز نبايد، در برابر سوال کودک، از چگونگي تولد، به او دروغ بگوئيد. اگر هم نمي‌خواهيد در آن لحظه پاسخي دهيد، به او بگوئيد بعداً صحبت خواهيم کرد. تجربه ما نشان مي‌دهد که پاسخ درست ما به بچه‌ها، نه تنها انحراف ايجاد نمي‌کند، بلکه از آن‌ها پيشگيري مي‌کند»(1)

کاري کنيم که بچه‌ها بدون احساس تقصير، سوالات خود را مطرح کنند و ضمناً، مطمئن باشند که والدين به آنها دروغ نمي‌گويند تا به والدين اعتماد پيدا کنند. 

ميزان اطلاعات کودکان درباره‌ي مسائل جنسي در هر سني

تا سن 5 سالگي

بچّه‌ها بايد:

1) نام صحيح اعضاي بدن از جمله اعضاي تناسلي را بدانند.

2) درک کنند که نوزادان از رحم مادر متولد مي‌شوند.

3) مفهوم فضاي خصوصي را هنگام تعويض لباس و رفتن به توالت بدانند. به ويژه ضروري است کودکان 5 ساله تفاوت خصوصي و سري را بفهمند.

4) بتواند به راحتي با والدين يا فرد بزرگسال قابل اعتماد ديگري، درباره جنسيت صحبت کنند.

5) نسبت به هويت مذکر يا مونث خود عزت نفس داشته باشند.

بين 6 تا 9 سالگي

بچّه‌ها بايد:

1) بتوانند توليد مثل حيوانات و گياهان را به عنوان بخشي از چرخه حيات درک کنند.

2) در پاسخ به سوالاتي چون «نوزادان از کجا مي‌آيند؟» «چطوري به دنيا مي‌آيند» چيزهاي شنيده باشند.

3) از تفاوت بين دو جنس آگاه باشند و بتوانند نام صحيح اندام تناسلي خود و جنس مخالف را نام ببرند.

4) درک کلي از ايدز و عفونت‌هاي ديگري که از طريق جنسي منتقل مي‌شود داشته باشند.

5) نسبت به سلامت کلي و نيازهاي ايمني بدن خود مسئوليت روزافزون پيدا کنند و بهداشت شخصي خود را با مسواک زدن، دوش گرفتن، رعايت تغذيه مناسب و غيره حفظ کنند.

6) مفاهيم دوستي و عدالت را بفهمند و بتوانند احساسات خود را با والدين يا افراد بزرگسال قابل اعتماد ديگر درميان بگذارند.

بين 9 تا 13 سالگي

بچّه‌ها بايد:

1) جنسيت را به عنوان بخشي طبيعي از زندگي درک کنند.

2) با تغييرات طبيعي دختران و پسرها در دوران بلوغ (عادت ماهيانه و احتلام) آشنا شوند.

3) بتوانند با ديگران دوست شوند و دوستي‌هايشان را حفظ کنند. (معمولاً با هم جنس‌هاي خودشان )

4) روند توليد مثل و از جمله مفاهيمي چون: آميزش جنسي، پدر و مادرشدن، سقط جنين و جلوگيري از بارداري را درک کند.

5) بدانند سوء استفاده جنسي چيست؟ چگونه مي‌توان آن را تشخيص داد و در موقعيت‌هاي بالقوه خطرناک چگونه بايد رفتار کرد.

با توجه به مراحل رشد کودک، به پرسشهاي او پاسخ دهيد. هر چه سن او کمتر است پاسخ‌ها را عيني‌ تر و با لحن جدي بگوييد. جواب آنها را حداکثر در دو تا سه جمله بدهيد. بچه‌هاي ده- دوازده ساله به اطلاعات بيشتري نياز دارند که مي‌توان از طريق کتاب‌ها، جزوه‌ها و کلاس‌هاي آموزي به آنها دست يافت.

پي نوشت:

1) کتاب انسان در مسير زندگي- دکتر محمدمجد

2) کتاب روانشناسي کودک - پرويز خاکيه 

3) کتاب روانشناسي تربيتي - دکترعلي شريعتمداري

4) کتاب رفتار با خردسال - دکترزهرا معتمدي

5) کتاب رفتار کودک - مهدي قراچه داغي

منبع: سايت فرزندان ما-با تغيير وتلخيص

مترجم: سارا رئيسي طوسي- تهيه و تنظيم : زهرا طلائيان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 23:39  توسط احمد  | 

در تحلیل روابط میان عروس‌ها و مادرشوهرها، محور بحث ، حول وجود آقا دامادها می‌چرخد. دامادی که برای عروس خانم شوهر و شریک زندگی است و برای مادر عزیزش پاره‌ ی تن و مونس جان.

مادر، فرزند خویش را دوست دارد و او را جگرگوشه ی خود می‌داند. مادر ، پسرش را که حالا دیگر برای خود مردی شده و همسری انتخاب کرده است، باز هم همان پسرک خردسال، نوجوان و جوانک سال‌ها پیش می‌پندارد که در آغوشش پرورش یافته است. مادر پسر را همواره برای خود می‌خواهد و همچنان‌که ایثارگرانه همه ی مهر و محبّت خویش را نثار راه رشد و کمال و سعادت فرزند می‌نماید، خود نیز به مهر و محبّت او در هر شرایطی نیاز دارد و این نیاز به هنگام جدایی و تنهایی، ایّام پریشانی و بیماری و به ‌ویژه در دوران پیری و حمایت‌خواهی، بیش از پیش خودنمایی می‌کند.

مادر به یقین دوست دارد که آرزوی دیرینه‌اش تحقق یابد و پسر عزیزش جامه ی دامادی به تن کرده، در کنار عروس دلخواهش زندگی مستقلّی را تشکیل دهد و آن را اداره نماید، امّا دلواپس چگونگی ارتباط و پیوند مستمر عاطفی پسر با او و نیز نحوه ی رابطه ی تازه عروس با دست پرورده‌اش، یعنی آقا داماد است.

هر اندازه میزان وابستگی عاطفی مادر با پسر بیشتر و بیشتر باشد، این نگرانی و دل‌مشغولی با شدت فراوان‌تری در فکر و اندیشه و کلام و رفتار مادر جلوه‌گر خواهد بود.

برخی از مادران ماه‌ها و بلکه سالها پس از ازدواج پسرشان هنوز نمی‌توانند نگرانی‌شان را از وضعیت فرزندشان پنهان دارند و حتی گاه نسبت به خوراک روزانه پسر نیز احساس نگرانی می‌کنند و چنین خیال می‌کند که عروس خانم نمی‌تواند غذای دلخواه پسرشان را تهیه کند .

این گونه پندارها و حمایت‌های افراطی ناشی از آن ، خود زمینه‌ساز پدید‌آیی بازخوردها، نگرش‌ها و رفتارهای نه چندان مطلوب نسبت به شخصیّت عروس خانواده می‌شود.

از سوی دیگر، عروس خانم با دنیایی از آرزوها، آرمان‌ها، رویاها و اندیشه‌ها و با کوله‌باری از سفارش‌ها و توصیه‌های خانواده ی خود، به ویژه مادر و مادربزرگ پای به زندگی جدیدی گذارده است، می‌خواهد با همسر همدل و همراهش حیات پربرکت و پرتلاشی را آغاز نماید.

آقا داماد برای عروس خانم همسری است همراه، رفیقی است شفیق، دوستی است صمیمی و همدلی است همراز و او بحق همسر را تن‌پوش خود می‌داند و خویش را تن‌پوش همسر (نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ قرآن کریم).

عروس خانم نیز سعادت، خوشبختی و آرامش زندگی مشترک را در گرو بذل محبّت و تعلق خاطر متقابل می‌‌داند. او همه ی توجه و محبّت، فکر و اندیشه و جاذبه همسر را برای خود می‌خواهد و دوست دارد با همه وجود در خانه دل همسر جادوانه جای بگیرد.

عروس خانم به رغم بسیاری از واقعیت‌ها نمی‌خواهد و نمی‌تواند جایگاه اول همسرش را به عنوان«پسر» آن مادری که وصفش رفت شاهد باشد، او نمی‌خواهد شوهرش را آقا پسر همیشه ی مادر و یا «بچه ننه» ببیند، هر چند که مادر داماد چنین بیندیشد و چنین بخواهد!

عروس خانم دوست دارد و سخت مشتاق است که فکر و روان همسر را در اختیار داشته باشد و با نظر و مشورت او کانون خانواده را بیاراید و برنامه زندگی مشترک را تنظیم و اجرا نماید.

 عروس خانم مایل نیست که کس دیگری جز او به شوهرش چیزی بگوید، از او چیزی بخواهد و یا فکر و اندیشه او را حتی برای زمان کوتاهی به دور از چشم همسر در اختیار داشته باشد، ولو اینکه این فرد مادر عزیز شوهرش باشد.

دخالت مستمر مادرشوهرها در برنامه‌های زندگی زوج‌های جوان، احضار پی در پی پسر (آقا داماد) و ارائه توصیه‌ها ی ویژه و نسخه‌های خاص، در اختیار گرفتن بخش قابل توجهی از اوقات او و قرار دادن وی در موقعیت دوگانگی احساس و تعارض روانی و بعضاً بدخلقی‌ها، سردی‌ها و ستیزهای ناشی از آن، زمینه ی بدبینی و پیش فرض‌های نادرستی را در اذهان بسیاری از عروس خانم‌ها ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، بعضی از مادرشوهرها به دلایل گوناگون شخصی، اجتماعی و ویژگی‌های شخصیّتی و یا برای احتراز بر چسب‌ها، نگرش‌ها و اتهامات ناروای دخالتگری، با  ازدواج پسر و حضور  عروس خانم در خانه ی بخت، ارتباط و مراوده ی خود را با خانواده پسر و شخص عروس خانم  به حداقل رسانده، با احساس عدم دخالت در زندگی زوج جوان از کنار همه ی مسائل با بی‌تفاوتی گذر می‌کنند و لب فرو می‌بندند و گاه به رغم میل باطنی و با وجود دنیایی از نگرانی‌ها و دلواپسی‌ها، سیاست در کنار بودن و سکوت کردن را پیشه ی خود می‌سازند.

در فرهنگ‌های مختلف و در میان مردمان شهرها و روستاها، با باورها و اعتقادات متفاوت، چشم‌داشت‌ها و انتظارات گوناگون و معیارهای ارزشی متمایز، عروس و داماد، مادر داماد و مادر عروس همواره از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار بوده و هستند.

در حقیقت همان‌گونه که اشاره شد، ریشه ی نگرش‌های منفی نسبت به نزدیکان و خویشان نسبی و سببی و تبلور رفتارهای ناخوشایند؛ در خودپرستی‌ها و خود‌خواهی‌ها، ضعف شخصیّت، تعصبات غیر معقول و محدودیت‌های فکری، بدآموزی‌ها و بی‌بهره بودن از شیوه‌های مطلوب تربیتی و روش‌های متعالی برقراری و تداوم ارتباط موثر، مفید، متقابل، پویا و رضایت‌بخش با دیگران و نزدیکان است.

در فرهنگ اسلامی، هدف غایی از ازدواج نیل به آرامش و فلاح و رستگاری دنیوی و اخروی است. ازدواج به عنوان یک پدیده ی مقدس و یک ضرورت و نیاز فطری و روانی برای جوانی که صلاحیّت، کفایت و قابلیّت همسری را احراز می‌نماید، مطرح است. در این نگاه؛ فرایند ازدواج، زوج شدن دختر و پسری کفو و همراه، لزوماً به معنای همزمانی آن با تشکیل خانواده و زندگی مستقل و جداگانه و نیز فرزندآوری نیست. چرا که فرزندآوری مستلزم کسب آمادگی‌ها و قابلیت‌ها، پذیرش مسوولیّت‌های بیشتر، احراز کفایت‌های پدری و مادری، برنامه‌ریزی و دعا و نیایش و طلب فرزندی صالح و نورچشمی پربرکت از خالق یکتاست.

خداوند منان از زبان عباد الرحمن می‌فرماید: «الذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین». سوره فرقان، آیه 74

لذا اساس ازدواج و معنای زوجیت و همسر شدن دختر از یک خانواده (عروس‌خانم) و پسری از خانواده دیگر (آقا داماد)، تأمین و ارضای نیازهای فطری و رسیدن به آرامش روانی و سکینه ی قلبی است. در این معنا، زن منبع آرامش بخشی وجود مرد و مرد تأمین کننده ی نشاط درون و امنیّت خاطر زن است.

اصلی‌ترین شاخصه و والاترین معیار موفّقیّت و سعادتمندی زن و شوهر، دل آرامی و نشاط روانی آنهاست.

با نگرشی خردمندانه، انتظار معقول آن است که همه ی مادران و پدران مهربان، مادرشوهرهای با محبّت و مادرزن‌های دلسوز؛ فکر و نیّت خالصانه، رفتار صادقانه و تلاش ایثارگرانه‌شان تنها در جهت تحکیم روابط میان عروس و داماد، تقویت روحیه ی آرامش‌گری و سکینه ی خاطر ایشان باشد. در یک کلام باید گفت که معیار و میزان و دامنه و گستره ی روابط خانوادگی باید افزایش نشاط روانی، آسایش خیال و رشد و اعتلای وجود عروس و داماد باشد.

با این نگاه، مادرشوهری موفّق و تواناست که همواره با پندار و رفتار عاقلانه، مخلصانه و فداکارانه ی خویش زمینه دوستی، مودّت و محبّت میان پسر خود و عروس خانم را بیشتر کند و با  محبّتی که به عروسش ابراز می‌نماید کانون وجود او را سرشار از آرامش سازد تا توان آرامش‌گری او نیز افزون‌تر گردد.

در واقع، عروس خانم برای مادرشوهرهای مهربان و فهمیم همچون دختری عزیز و دوست داشتنی است. مادرشوهرهای وارسته و دوراندیش همسر پسرشان را فرزندی دلبند می‌پندارند و آرامش و راحت او را آرزوی قلبی خود می‌دانند و خدای ناکرده او را به عنوان رقیب کشش‌های عاطفی و خواست‌های روانی خود نمی‌بینند.

عروس خانم‌ها می‌توانند صمیمی‌ترین یار، با محبّت‌ترین دوست و با وقاترین فرزند برای مادرشوهرهای صبور خود باشند و  مادرشوهرها نیز می‌توانند برای همیشه مادری مهربان، دلسوز و پرعطوفت برای عروس خانم‌های فهیم و قدرشناس خویش باشند.

" در فرهنگ و زبان انگلیسی و در بسیاری از جوامع به عروس خانم، دختر خوانده (DAUGHTER IN LAW)، به داماد، پسرخوانده (SON IN LAW)، به مادرشوهر و مادرزن، مادرخوانده (MOTHER IN LAW)، و به پدرزن و پدرشوهر، پدرخوانده(FATHER IN LAW) می‌گویند. یعنی عروس، یعنی عروس، دختر جدید خانواده، داماد، پسر دیگر خانواده، مادرشوهر به جای مادر و پدرشوهر همانند پدر است."

» مادر شوهرهای کریم و با صلابت به‌درستی می‌‌دانند که محبّت به معنای گذشت، ایثار، صداقت، صبوری و احسان، جان مایه حیات پربرکت، آرامش روان و نشاط و سرزندگی است.

» مادرشوهرهای با فضیلت آگاهند که اعتماد به نفس زوج‌های جوان، گرمی زندگی مشترک آنان، سلامت فکر و روان، تحرک و پویایی و حسن تدبیر آقا دامادها و عروس خانم‌ها در دور بودن از دخالت‌ها و اظهارنظرهای غیرلازم، تشویق‌ها و نگرانی‌های بی‌مورد، مبرا بودن از شک‌ها و بدبینی‌ها، حفظ زبان از آسیب‌ها و مجهز بودن به زبان تشویق، ترغیب و تأیید خوبی‌ها و درستی‌هاست.

» مادرشوهرهای صالح، متعهّد و آینده‌نگر به نیکی واقفند و باور دارند که شایسته آن است که به جای زبان انتقاد، کلام گله‌آمیز، رفتار دخالت‌گرانه و تحقیر‌آمیز، از کلام تأیید و تشویق، سخن محبّت‌آمیز، رفتار حمایتی و هدایتی و همراه با تکریم شخصیّت زوج‌های جوان بهره گرفت.

مادرشوهرهای مطلوب و نمونه باور دارند که گفتار و رفتارشان در مقابل عروس خانم‌ باید به گونه‌ای باشد که فرزندان ایشان (خواهر شوهرها و برادر شوهرهای عروس خانم) نیز زبان تشویق و تأیید، محبّت و تکریم و رفتار منطقی و عطوفانه را بیاموزند.

» مادر شوهرهای بلنداندیش به‌خوبی می‌‌دانند که بخشی از شخصیّت عروس خانم جوان‌شان در زندگی مشترک با پسرشان تکوین می‌یابد: لذا سعی می‌کنند مستعدترین بستر را برای تکوین مطلوب شخصیّت فردی و اجتماعی عروس و داماد فراهم آورند.

» مادر شوهرهای بصیر و متعهّد همواره فرزندشان را به حمایت همه جانبه از همسر تشویق نموده و از ایشان می‌خواهند که همسرشان را همراز خود بدانند و شریک زندگی دنیوی و همسفر اخروی.

منبع : روان شناسی رابطه ها - دکتر غلامعلی افروز - با تغییر و تلخیص

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 23:36  توسط احمد  | 

1) وقتي از همسرتان مي خواهيد که کاري را انجام دهد بهتر است بگوييد: مي شه اين کار رو انجام بدي؟ نه اين که مي توني اين کار رو انجام بدي.

بيشتر زنان در اين مواقع از کلمه «مي توني» استفاده مي کنند، چرا که به نظر مي رسد  مودبانه تراست. ولي در اين صورت، شما از همسرتان درباره توانايي او سوال مي کنيد تا اين که به او بگوييد کاري را انجام دهد. مردان ترجيح مي دهند که درخواست شما مستقيم باشد. هر چند ممکن است که در ابتدا براي شما سخت باشد ، ولي بهتر است درخواست هايتان را مستقيماً به انها بگوييد. بيشتر مردان صحبت مستقيم را به ايما و اشاره ترجيح مي دهند.

 2) رک و مستقيم با آنها صحبت کنيد

سعي کنيد که دقيقاً آن چه را که مد نظر داريد به آنها بگوييد و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازيد که بعد هم از آنها انتظار داشته باشيد تا منظور شما را دريابند. زنان بيشتر از مردان قادر به اين کار هستند . پس ساده و بي پرده مسايل را مطرح کنيد.

 ۳) مختصر و مفيد حرفتان را بزنيد.

مردان توجه چنداني به جزييات اطراف خود ندارند. مثلاً براي آنها مهم نيست که پرده هاي خانه فلاني چه رنگي بود يا بلوز پشمي فلان خانم دست باف بود يا حاضري؟ پس سعي کنيد تا حد امکان از پرداختن به جزييات نزد همسرتان چشم پوشي کنيد مگر اين که او مرد نکته سنج و ظريفي باشد که اين هم بسيار نادر است.

 4) وقتي از او مي خواهيد که نظرش را راجع به چيزي بدهد، مطمئن شويد که منظورش را فهميده ايد، در غير اين صورت دوباره بپرسيد تا مطمئن شويد.

مثلاً وقتي مي خواهيد لباسي را بخريد و از او نظرش را مي پرسيد شايد بگويد که چندان برايش مهم نيست و هر چه که شما بپسنديد او هم مي پسندد. ولي وقتي که لباس را خريديد ممکن است رنگش را چندان جالب نداند. بنابراين قبل از خريد بهتر است رنگ لباس را به او نشان دهيد تا نظرش را دقيقاً بدانيد حتي اگر  بگويد برايش فرقي ندارد.

 5) او را به گوش نکردن به حرف هايتان متهم نکنيد.

اين کار شما حس تحقير و ناپختگي را در او ايجاد مي کند و او شما را ، همانند کنترل کننده اي براي خود خواهد ديد. مطالب و گفته هاي خود را کوتاه کنيد و فرض کنيد که او هم گوش مي کند.

 6) درک کنيد که زنان بيشتر از مردان به گوش کردن بها مي دهند.

براي يک زن، گوش دادن به صحبت طرف مقابل در حکم راهي براي بيان عشق و علاقه به او و حتي منعکس کننده يک ارتباط است. ولي براي يک مرد، نه.

 7) وقتي که به شما گوش مي دهد از او تشکر کنيد:

مردان به اين نوع تاييد و تصديق از جانب شما نياز دارند، به خصوص که در حيطه روابط ميان شما هم باشد. آنها اغلب احساس مي کنند بر لبه پرتگاهي قرار دارند و نمي توانند نيازها و خواسته هاي همسرشان را کاملاً دريابند. به همسرتان کمک کنيد تا اعتماد به نفس بيشتري را حس کند و اين کار را با تقدير و تشکر از تلاش هايش انجام دهيد. اين برخورد شما اشتياق او را براي تلاش در جهت بهبود ارتباط با شما بيشتر خواهد کرد.

 8) زماني که با دوستان و نزديکان تان هستيد به آنها بگوييد که همسرتان چقدر شما را درک مي کند.

با اين کار شما، او احساس مي کند که يک مرد افسانه اي و اسطوره اي است و به زودي او نيز شنونده خوبي براي شما خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 23:35  توسط احمد  | 

سن در ازدواج از دو نظر داراي اهميت است يكي از نظر رواني و ديگري از نظر فيزيولوژيكي .

1) جنبه رواني: انسان در فرايند رشد از نظر رواني در سنين مختلف داراي ويژگي هاي متفاوت مي باشد. روان شناسي كودك با روان شناسي نوجوان، جوان و پير متفاوت است. خصوصيات رواني يك نوجوان با ويژگي هاي رواني يك فرد سالخورده در اكثر زمينه ها قابل مقايسه نيست. بنابراين ازدواج يك مرد پنجاه يا شصت ساله با يك دختر 18 ساله به دليل تفاوت فاز رواني به سعادت و خوشبختي نمي انجامد. دير يا زود به علت عدم ارضاي نيازهاي رواني، اين عروس جوان با دلمردگي به انتظار مرگ شوهر كهنسال خود روزشماري مي نمايد؛ يا خواهان طلاق مي شود. از سوي ديگر اين مرد كهنسال براي ارضاي نيازهاي همسر جوانش مجبور به تظاهر به جواني و رفتارهاي نامناسب با سن خود مي شود و در نتيجه او نيز از مسير طبيعي زندگي خارج مي گردد و از نظر اجتماعي زبانزد خاص و عام مي شود. و در مجالس و محافل ممكن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگيرند و همه جا مجبور است وضعيت خود را توجيه كند. او براي كسب رضايت همسرش ،  چنانچه ثروتمند باشد به خريدن جواهرات و لباس هاي گران قيمت و خانه و اتومبيل متوسل مي شود و چنانچه عالم باشد كتاب ها و آثار خود را به او تقديم مي كند؛ ولي هيچيك از اينها او را ارضا نمي نمايد. عكس اين حالت يعني ازدواج زن پير با مرد جوان نيز همين وضع را خواهد داشت. بنابراين كساني كه قصد ازدواج دارند نبايد تحت تأثير پول، مقام اجتماعي، مقام علمي و ساير امتيازهاي ارزشمند، سن همسر آينده خود را ناديده بگيرند.

2) جنبه فيزيولوژيكي: علاوه بر جنبه هاي رواني، ارضاي غرائز جنسي خود مسئله مهمي است. پيرمردي كه توانايي عمل جنسي او كاهش يافته و ازدواج وي با يك همسر جوان بيشتر جنبه ي صحبت و ديدار دارد، قادر نيست به غرايز جنسي همسر خود پاسخ دهد. به قول سعدي " نزن جوان را تيري بر پهلو ، به كه پيري !".  واقعيت امر چنين است جواني كه در كنار پيري نياز به ارضاي غرائز جنسي دارد (و او توانايي اين كار را ندارد ) جز ملال و سرخوردگي در ازدواج چيز ديگري نصيبش نمي شود. بنابراين چنين ازدواجي به هيچ وجه فرجام خوبي نخواهد داشت و پايانش فساد و انحراف يا دلمردگي و آرزوي نجات از اين بحران خواهد بود.

سن مناسب براي ازدواج

سن ازدواج در شرايط جغرافيايي و اقليمي مختلف متفاوت است؛ معمولاً در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پايين تر و در مناطق سرد و كوهستاني بالاتر است. مهم نيست كه فرد در چه سني بالغ مي شود؛ آنچه مهم است اين است كه دختر و پسر احساس كنند كه از نظر فيزيولوژيكي و رواني نياز به ازدواج دارند. تشخيص زمان مناسب ازدواج از سوي دختر و پسر تازه بالغ مشكل است . در اين مورد راهنمايي پدر و مادر و مشاوره با مشاور خانواده ضروري است. معمولاً چون دختران از نظر رشد بدني و رواني از پسران جلوترند و رشد آنان سريعتر است ، زودتر بالغ و براي ازدواج آماده مي شوند. به همين علت در اسلام سن تكليف دختران 9 و پسران 15 سال مي باشد.

در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه چون اسلام دين جهان شمولي است ، بنابراين حداقل سن تكليف براي تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص گرديده ؛ يعني در روي زمين مناطقي هست كه دختر در سن 9 سالگي بالغ است ولي اين بدان معنا نيست كه اين دختر 9 ساله بايد الزاماً ازدواج كند. ازدواج زماني واجب است كه شرايط آن از نظر فيزيولوژيكي، رواني ، فرهنگي و اقتصادي فراهم باشد و چنانچه انجام نگيرد فرد به گناه افتد. در ايران به طور عرف اكثر دختران بين 18 تا 25 سال ازدواج مي كنند. پسرها نيز در روستاها در سنين پايين تر و در شهرها بين 25 تا 30 و گاه تا 35 سال ازدواج مي كنند.

تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايي و عوامل فرهنگي متفاوت است. گاه تفاوت سن تا 10 سال هم مشكلي ايجاد نمي كند. يكي از فرمول هايي كه در اين مورد پس از آمارگيري هاي سن ازدواج پيشنهاد شده ، آن است كه در سنين پايين تر ،  نصف سن پسر به اضافه 7 سال سن مناسبي براي دختر خواهد بود. ولي اين به هيچ وجه فرمول قطعي و يا استاندارد محاسبه شده اي نيست؛ آنچه در اين مورد مي توان به طور قطعي پيشنهاد نمود آن است كه بين سن زوجين تناسب منطقي و معمولي وجود داشته باشد.

مشاوره ازدواج در ارتباط با سن

بعضي از مراجعان به مشاوران اظهار مي دارند كه سن من 30 سال است آيا با مردي 50 ساله ازدواج كنم يا خير. گاه زنان جواني هستند  كه مي گويند از پيرمردها خوشم مي آيد و يا پيرمرداني اظهار علاقه مي كنند كه با دختر جوان ازدواج كنند و حتي بعضي ها معتقدند كه ازدواج با زن جوان ، آنها را جوان مي كند.

مشاوران در رابطه با مراجعاني كه براي ازدواج در مورد سن مشكل دارند ، بايد به روش هاي زير عمل نمايند:

1) دختر و پسري كه براي بار اول مي خواهند ازدواج كنند و بين 18 تا 30 سال دارند، اختلاف 5 تا6 سال مناسب است؛ يعني به علّت رشد سريع دختران، اگر پسر5 تا 6 سال بزرگتر باشد از نظر رواني و فيزيولوژيكي وضع مناسبي خواهد داشت.

2) در مورد مرد و زني كه براي بار دوم ازدواج مي كنند. دو حالت وجود دارد. زن براي بار دوم و مرد براي بار اول ، و يا برعكس مرد براي بار دوم و زن براي بار اول قصد ازدواج داشته باشند. در هر يك از حالت هاي فوق زندگي متفاوت است. ممكن است صحبت از داشتن فرزند قبلي باشد و شرايط اقتصادي و فرهنگي متفاوت ؛ به هر حال بايد وضعيت هر يك را به طور انفرادي بررسي كرد و اطلاعات لازم را در اختيار مراجع قرار داد.در مورد سن در ازدواج دوم اهميت مسئله به اندازه ازدواج اول نيست. ممكن است زن مطلقه اي با دو فرزند و 30 سال سن با مرد 45 ساله مجردي ازدواج كند و چون گرفتاري فرزندان او نيز به زندگي او اضافه مي شود، احتمال آن كه با همسرش كه گذشت كرده و با وجود فرزندانش حاضر به ازدواج با او شده ، با گذشت بيشتر بسازد و زندگي شاد و سعادتمندي  داشته باشند.

3) از آنجا كه مرگ و مير مردان بيشتر ، و آمار زنان در بسياري از جامعه ها درصد بالاتري را حائز است؛ براي جلوگيري از فحشا و انحراف هاي جنسي بايد چاره اي انديشه شود. در جوامع غربي اصل آزادي جنسي با همه مفاسدش پذيرفته شده است؛ ولي در اسلام به علت اهميت تربيت فرزند و استحكام خانواده، اصل ديگري را در زناشويي مجاز دانسته اند و آن تعّدد زوجات مي باشد. تعّدد زوجات نيز به دو صورت است ازدواج دائم و ازدواج موقت. ممكن است مردي كه ازدواج كرده و زن مهربان و واجد شرايطي هم دارد ولي از روي بوالهوسي بخواهد ازدواج دوم كند، به مشاور مراجعه نمايد. در اينجا مشاور بايد او را در هر دو شرايط ( زندگي با زن اول و زندگي با دو زن) آگاهي دهد. و وضعيت او را به دقّت و از جهات مختلف: از نظر از دست دادن ملاطفت و عطوفت زن اول، از نظر فرزندان ( خواهران و برادران ناتني ) ، از نظر تأمين هزينه هاي زندگي، از نظر جنگهاي رواني مرتبط با زنان متعدد و بالاخره به هم ريختگي محيط گرم خانوادگي موجود به بهاي ارضاي هوس زود گذر هشدار دهد. بديهي است تصميم گيري نهايي پس از بصيرت كامل با مراجع خواهد بود. گاه قدرت هوس به اندازه اي است كه ممكن است با همه اطلاعات و بصيرت داده شده ، مُراجع از ازدواج دوم صرفنظر نكند. مشاور مي تواند پس از مواجهه او با ناملايمات بعدي باز هم او را با توجه به شرايط جديد راهنمايي نمايد.

4) در صورتي كه زنها از قبل با علم و آگاهي ، شرايط چند زني مرد را پذيرفته و حاضر به ازدواج شده اند و مرد نيز شرايط لازم را رعايت كند، شايد مشكلي ايجاد نشود؛ ولي در فرهنگ ايراني مسئله تعدّد زوجات و نيز ازدواج موقت به عنوان يك سيره جاري پذيرفته نشده و اغلب كساني كه از اين روش استفاده كرده اند؛ اگر چه تمام جوانب شرعي را مراعات كرده اند، امّا علاوه بر نارضايي همسران ، مورد طعن و سرزنش ديگران قرار گرفته و زندگي شاد و با ثباتي نداشته اند. از آن جا كه مشاوران نيزاز فرهنگ عمومي تبعيت مي نمايند بايد به افرادي كه به اين سيره تمايل نشان مي دهند، اطلاعات لازم را بدهند و تمام پيامدهاي چنين اقدامي را به آنها گوشزد نمايند.

5) در مورد زنان جواني كه از مردان پير خوششان مي آيد و يا پيرمرداني كه به خيال خود زن جوان مي گيرند تا جوان شوند، بايد نظرشان را از لحاظ فيزيولوژيكي و رواني با توجه به اصول علمي بررسي كرد و آنان را به نادرست بودن باورهايي كه در اين مورد پيدا كرده اند، توجه داد. مشاور بايد نظر دختر يا زن جواني را كه دوست دارد با پيرها ازدواج كند، به اين مسئله توجه دهد كه پيرمرد نه از نظر رواني و نه از لحاظ فيزيولوژيكي قادر به به ارضاي نيازهاي او نيست و فرضاً اگر چند صباحي نظر او را تأمين كند، در نهايت با مشكل مواجه خواهد شد و اين ازدواج عاقبت خوشي نخواهد داشت. دادن اطلاعات لازم در اين مورد احتمالاً نظر زن جوان را به طرف مرداني با اختلاف سنّ معقول تغيير خواهد داد. به هر حال دادن آگاهي و بررسي همه جانبه به مراجع بصيرت خواهد داد كه به گزينش مناسب بپردازد و تصميم  عاقلانه و مناسبي اتخاذ نمايد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 23:34  توسط احمد  | 

خانمها :

رازهاي او را هيچ گاه به کسي نگوييد ، آن رازها تنها براي گوشهاي شما هستند.

زوج هاي ازدواج کرده اي که به يکديگر عشق مي ورزند، هزاران پيام به يکديگر مي دهند، بدون اينکه حرف بزنند، گاهي سکوت بيانگر خيلي حرفهاست.

گاهي به او بگوييد که عاشقش هستيد و بدون او کامل نبوديد.

وقتي که راجع به دوستان قديمي اش صحبت مي کند، با دقت گوش دهيد، آن دوستان براي او خيلي عزيز هستند و او با شما بخشي از گذشته اش را که براي او مثل گنج است، قسمت مي کند.

به او کمک کنيد آن چه را که مورد علاقه شماست بياموزد.

وقتي راجع به او صحبت مي کنيد، وي را بالا ببريد (به او شخصيت دهيد) و هرگز او را کوچک نکنيد.

براي او چتري بخريد و آن را در جايي بگذاريد که او بتواند آن را پيدا کند.

اگر با بچه ها مشغول بازي کردن است ، تو هم به آن ها ملحق شو و به او اجازه بده که با آنها، بازيهاي پر صدا بکند. اگر اين کار او را شاد مي کند، حرفي نيست.

تنها بيان کردن مسئله اي درست در مکاني درست هنر نيست، بلکه خودداري از بيان مطالب مسئله ساز در موقعيت هاي نادرست هنر است.

آقايان :

شما بايد براي همسرتان آن طور آماده شويد که دوست داريد او براي شما آماده شود.

بعضي از زنان تصور مي کنند که مردان، آن ها را براي کامجويي مي خواهند، اين تصورات را در هم شکنيد.

بيشتر زنان به خاطر احساس رضايت مي خواهند کار کنند، زيرا بيکاري، بطالت و افسردگي مي آورد.

کمتر زني که نيازهاي عاطفي و مالي او بر آورده مي شود، نياز به کار کردن در خود مي بيند.

تفکر« شوهر خداي دوم در عصر توسعه و فرهنگ»، جواب نمي دهد. دوباره سنجي بعضي از باورها لازم است.

مشکلات شغلي خود را با همسرتان در ميان بگذاريد اگر نتوانست راهنماييتان کند، حداقل شرايط شما را درک مي کند.

اگر کار مي کند سعي نکنيد از ميزان درآمدش مطلع شويد، اجازه بدهيد کم کم خودش راه شريک شدن در مخارج زندگي را مي آموزد.

گاهي اجازه بدهيد کنترل تلويزيون را او در دست بگيرد، در اين صورت احساسش به شما بهتر مي شود.

منبع :برگزيده از مجله فضيلت خانواده و کتاب هاي تسخير قلب 1 و 2

نويسنده : رابرت اکرمن - مترجم : کيهان نيا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 23:33  توسط احمد  | 

مطالب قدیمی‌تر